بایگانی برچسب‌ها : کودکان مهاجر

جشن روز معلم انجمن حامی

بخوان به‎نام گل سرخ و عاشقانه بخوان؛ گرامیداشت روز معلم به‎سبک دانش‎آموزان حامی مشهد

دانش آموزان مدرسه حامی مشهد به بهانه‎ی روز معلم فرصت را غنیمت شمردند و به اردوی بهاری برای تجلیل از معلمان خود رفتند. در این اردو دانش آموزان هر پایه برای آموزگار خود جشنی به‎نشان یادبود برپا نمودند تا یادآوری کنند که بخش وسیعی از مسیر کنونی زندگی‎شان٬ محصول عشق و درس محبت معلمان‎شان است. مترادف شدن روزهای بهاری با گرامیداشت مقام معلم٬ یکی از بهترین لحظه‎های هرسال است؛ گرچه که تا چندوقت دیگر یک سال تحصیلی دیگر نیز به پایان میرسد اما ترکیب آغاز٬ بهار و تعلیم و تربیت همواره یادآور خاطرات خوشی برای کودکان است. خوشحالیم که کودکان مهاجر و پناهنده در ایران٬ فرصت لمس این حال و هوا را پیدا کرده‎اند و با اشتیاق٬ این روزها را جشن می‎گیرند.

کارگاه مراقبت از بدن برای کودکان مهاجر

برگزاری کارگاه آموزشی مراقبت از خود برای دانش آموزان حامی سمنان

مدرسه ی حامی سمنان در روزهای ابتدایی سال ۹۸ کارگاه آموزشی مراقبت از بدن را برگزار نمود. این کارگاه در روز دوشنبه ۱۹ فروردین ماه برای دانش آموزان پیش دبستانی حامی سمنان برگزار شد و در آن پیرامون مسائلی چون افزایش خودآگاهی نسبت به بدن و آموزش مراقبت از اندام خصوصی بدن صحبت شد. مدرس این کارگاه سرکار خانم پورحامدی٬ روانشناس بالینی و استاد دانشگاه سمنان بودند که تجربه ی برگزاری دوره های آموزشی روانشناختی برای کودکان و نوجوانان را در کارنامه ی خود داشتند. بدیهی است که آموزش های روانشناختی در سنین کودکی٬ تاثیرات عمیقی بر کودکان دارد و این فرآیند تربیتی به کودکان مهارتهای مواجهه با مسائل و حل آن ها را آموزش می دهد و در بزرگسالی منجر به تقویت عزت نفس آنها می شود.

جشن یلدا انجمن حامی

به پیشواز زمستان؛ گزارش تصویری جشن یلدا در مراکز آموزشی حامی

حس خوب دیدن انسان‌هایی که هنوزم تو این شهر شلوغ، مهربونی رو فراموش نکردن بی‌نظیره
این روزها میزبان لطف حضور دوستان و داوطلبانی بودیم که از خیلی وقت پیش برای انجام جشن یلدا زحمت کشیده بودن و با حجم وسیعی از عشق و شادی برای یلدای بچه‌ها سنگ تموم گذاشتن…

photo_2018-12-22_13-08-20

جشن یلدا انجمن حامی

photo_2018-12-22_13-08-15

دانش آموزان مراکز آموزشی انجمن حامی در استان تهران، قم، سمنان و مشهد به بهانه‌ی یلدا دورهمی هایی را برگزار کردند تا با بدرقه ی رنگ های پاییزی به استقبال یکرنگی زمستان بروند…
جشن یلدا فرصتی ست تا کودکان مهاجر و پناهنده ای که در ایران زندگی می کنند را با خود همراه کنیم تا مانند سایر کودکان بتوانند از شادی و هیجان که حق طبیعی آنان است بهره مند بشوند.

در کنار تماشای گزارش تصویری جشن یلدای حامی، پیشنهاد می‌شود فیلم زیر را که قسمتی از همخوانی یلدایی بچه‌های مرکز حامی جنت آباد می باشد را مشاهده نمایید…

نوروز در نگاه کودکان مهاجر افغانستان

هنر همواره از مؤثرترین ابزارهای یادگیری برای کودکان است که در کنار سرگرمی، فرصت‌های آموزش و یادگیری برای آن‌ها فراهم می‌سازد. نقاشی کردن در رشد ذهنی کودکان تأثیر به سزایی داشته و فرصتی برای تمرین خلاقیت، رهایی از استرس و گذر از تنش‌ها در کنار بازی با رنگ‌ها. علاوه بر آن باتوجه به آنکه آموزش‌پذیریی کودکان در سنین پاین‌تر بالاتر است، هنر ابزار تشویقی و تفریحی مهمی محسوب می‌شود.

اقامت میلیون‌ها پناهنده و مهاجر افغان در ایران برای قریب چهار دهه، یکی از فرصت‌های مناسبی است که جمهوری اسلامی ایران برای دسترسی به اهداف و منافع کلان ملی و منطقه‌ای خود، ضرورت دارد تا سرمایه‌گذاری‌های انسانی لازم را بر گروه‌های اجتماعی مختلف به ویژه کودکان، نوجوانان و جوانان مهاجر از طریق برنامه‌های فرهنگی و اجتماعی فراهم نماید تا ضمن شناسایی ظرفیت‌های فردی و ترسیم آینده‌ای روشن‌تر برای آنان، زمینه‌های مساعد ادغام‌پذیری اجتماعی آن‌ها را تا زمان اقامت در خاک کشور تسهیل کند.

در این رابطه تأکید بر فرهنگ‌ها و هنجارهای مشترک فرهنگی، اجتماعی و تاریخی می‌تواند در عین افزایش اثرپذیری‌های فردی، بر نزدیکی و تفاهم اجتماعی میان جامعه میزبان و مهاجر نیز تأکید نماید و در اینجا «نوروز» به عنوان میراث مشترک فرهنگی در محدوده سرزمینی منطقه، بهترین ابزاری است که می‌تواند زمینه‌های هر چه گسترده‌تر تفاهمات و ارزش‌های فرهنگی میان دو ملت را فراهم و حتی تعمیق نماید.

انجمن حامی با قریب دو دهه فعالیت تخصصی بین‌المللی و حرفه‌ای در حوزه زنان و کودکان پناهنده ناشی از مناقشات مسلحانه و مهاجرت‌های اجباری به خصوص زنان و کودکان پناهنده و مهاجر که بزرگ‌ترین گروه جمعیتی پناهندگان در کشور را تشکیل می‌دهند، با همکاری معاونت ریاست جمهوری در امور زنان و خانواده در نظر دارد مسابقه نقاشی با عنوان «نوروز در نگاه کودکان مهاجر افغانستان» را در میان کودکان مهاجر و پناهنده ساکن ایران را برگزار کند.

این مسابقه در یک مرحله برگزار شده و از برگزیدگان در جشنی که در سال جدید برگزار خواهد شد، تقدیر خواهد شد.

مسابقه نقاشی۷

خبرنامه آذر/ دی۱۳۹۶

برای مطالعه هفتمین خبرنامه حامی (آذر/ دی- ۷/۹۶) روی لینک زیر کلیک کنید:

خبرنامه شماره۷- آذر دی ۹۶

بازدید نمایندگان اداره اتباع خراسان رضوی و نمایندگان کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان از مرکز حامی در مشهد

در این دیدار  مدیر انجمن حامی در مرکز مشهد، گزارشی در خصوص فعالیت‌های مرکز آموزش پایه انجمن حامی در طی این چند سال اخیر و همچنین مرکز جامع خدمات اجتماعی پرداختند.
Untitled-1

آقای عجمی با تشکر  از فعالیت‌های مجموعه حامی، این فعالیت‌ها را مثبت ارزیابی نمود و برگزاری کارگاه و کلاس‌های آموزشی برای خانواده‌های مهاجر  را در راستای بالا بردن سطح آگاهی‌شان در کاهش آسیب‌های اجتماعی، مفید دانستند.

همچنین جناب آقای مولوگوتا نماینده کمیساریا هم ضمن تشکر از فعالیت‌های حامی، نتایج آن را مؤثر ارزیابی کردند.

گزارش انجمن حامی از دومین و سومین گفتگوی موضوعی با هدف توسعه پیمان جهانی برای پناهندگان- ۲۵ و ۲۶ مهر- ژنو

 

دومین و سومین گفتگوی موضوعی با هدف توسعه پیمان جهانی برای پناهندگان، ۲۵ و ۲۶ مهر ماه ۱۳۹۶ در کاخ ملل در ژنو برگزار شد.

به دنبال تصویب اعلامیه نیویورک برای پناهندگان و مهاجران توسط مجمع عمومی سازمان ملل متحد در مهر ۱۳۹۵، کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان برای توسعه پیمان جهانی پناهندگان با همفکری دولت‌ها و دیگر ذی‌نفعان از جمله سمن‌ها، فراخوانده شد.

پیمان جهانی پناهندگان از دو بخش تشکیل شده است: ۱) “چارچوب جامع پاسخگویی به پناهندگان” که ضمیمه اول اعلامیه نیویورک است و ۲) “برنامه اقدامات” که بستر همکاری برای اجرای چارچوب جامع پاسخگویی به پناهندگان با تقسیم قابل پیش بینی بار و مسئولیت ایجاد خواهد کرد.

بر این مبنا، برخی کشورها به عنوان کشورهای راهبر چارچوب جامع واکنش پناهندگان انتخاب شدند (۱۲ کشور در حال حاضر، هیچ کشوری از آسیا وجود ندارد)، همچنین بحث‌های موضوعی منطقه‌ای و ملی برای کمک به توسعه پیمان جهانی پناهندگان پیش بینی شده است.

به دنبال اولین مباحث موضوعی در تیر ماه ۱۳۹۶ که بر هماهنگی‌های لازم برای تقسیم بار و مسئولیت در گذشته و حال  تمرکز کرده بود، دومین و سومین نشست مباحث موضوعی، دیگر اجزای راهبر چارچوب جامع واکنش پناهندگان پذیرش و قبول (جزء ۱)، پشتیبانی از نیازهای ضروری و مداوم (جز ۲) را پوشش می‌دهد.

مباحث در هر روز از ۴ پنل  تشکیل شد و سؤالات اساسی در مورد برنامه اقدامات مطرح شد که قادر به تقویت پاسخگویی بین‌المللی به جابجایی‌های  بزرگ پناهندگان وموقعیت‌های به درازا کشیده شده باشد.

هر پنل با ارائه کوتاهی از سوی اعضای پنل آغاز شده و بطور مشترک توسط کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان و نمایندگان کشورها اداره می‌شد. پس از آن شرکت‌کنندگان دعوت می‌شدند تا نظر خود را در طول مباحث و یا به صورت مشارکت‌های مکتوب، به پیشنهادات اولیه مطرح شده بیان نموده و پیشنهادات جدید خود را نیز برای برنامه اقدامات ارائه دهند.

انجمن حامی در روز دوم-۲۶ مهر- یکی از اعضای پنل بود، ذیل سومین مبحث موضوعی، دومین پنل، «چگونه می‌توانیم از ادغام  پناهندگان در سیستم‌ و خدمات  ملی حمایت کنیم».

حامی به طور خلاصه چند مورد از بهترین اقدامات ایران در رابطه با ادغام پناهندگان افغان‌ با تمرکز بر آموزش و خدمات بهداشتی مطرح کرد. حامی تاکید کرد که اگرچه این‌ها دستاوردهای بزرگی هستند اما پایداری آن‌ها حمایت‌های آتی از جانب جوامع بین‌المللی را می‌طلبد؛ هنوز بسیاری از کودکان از آموزش بازمانده‌اند و بسیاری در خدمات بیمه سلامت ثبت نام نکرده‌اند، نگرانی‌هایی بابت تنش میان مردم محلی و پناهندگان در مناطق محروم‌تر وجود دارد مناطقی که خدمات پاسخگوی درصد بالای نیازها نیستند (کلاس‌های درس مدارس بسیار شلوغ شده است و غیره).

حامی بر برنامه‌های ویژه برای دربرگیری جامعه میزبان در پروژه‌ها تأکید کرد تا نه تنها  بعنوان انگیزه‌ای برای دولت برای استقبال از پروژه‌ها شود بلکه به پیشگیری از هر گونه تنش بالقوه کمک کند.  

مشارکت بیشتر جامعه مدنی شامل سمن‌های محلی، سازمان‌های افغانستانی، گروه‌های مختلفی از نمایندگان افغان مانند جوانان، زنان، رهبران مذهبی در تمام سطوح برنامه‌ریزی و تصمیم‌‌گیری دولتی و سازمان‌های بین‌المللی و آژانس‌های سازمان ملل متحد برای اطمینان از پاسخ‌دهی مناسب به نیازهای دارای اولویت از دیگر موارد مطرح شده بود تا بنابراین نقش سمن‌ها به عنوان بازیگران پیشرو با ارتباطات قوی‌تری با پناهندگان و پایداری وجود خود نسبت به دیگران  بیشتر مورد توجه قرار گیرد.

برای دسترسی به ارائه کامل حامی لطفا کلیک کنید.

همچنین برای مشاهده مشروح این نشست‌ها در تلویزیون سازمان ملل متحد کلیک کنید.

برای اطلاعات تکمیلی درمورد این چارچوب کلیک کنید.

 

نشست «همراه با آوارگان مسلمان میانمار» در مرکز حامی برگزار شد

در این نشست که در روز چهارشنبه با حضور علاقه‌مندان حوزه حقوق بشردوستانه، جمعی از فعالان مدنی و خبرنگاران برگزار شد، فاطمه اشرفی مدیرعامل انجمن حامی و ترانه بنی یعقوب خبرنگار روزنامه ایران، به ارائه گزارشی از سفر خود به کمپ آوارگان در منطقه کوکس بازار در مرز بنگلادش-میانمار پرداختند.

در این نشست خانم اشرفی، با تأکید بر بحرانی بودن وضعیت مردم، نیاز به دارو و سرپناه را الویت اصلی مردم دانستند. ایشان با ارائه مشاهدات سفر خود، نیازمند همکاری جمعی برای بهبود وضعیت زنان و کوکان میانمار شدند.

خانم اشرفی در این نشست گفت: بسیاری از این پناهجویان به دلیل خطراتی که در طول مسیر وجود دارد ۱۰ تا ۱۵ روز را در مسیر جنگل طی می کنند تا به بنگلادش برسند.

Untitled-1

مردم روهینگیا اقلیت مسلمانی هستند که از سوی دولت این کشور به رسمیت شناخته نشده و از حداقل حقوق شهروندی محروم‌اند. خانم اشرفی با ارائه آماری از تعداد آوارگان و زنان باردار و کودکان گفت: این آمار، قطعی نبوده و باتوجه به وخامت اوضاع مردم در میانمار، هر روز بر تعداد آوارگان افزوده می‌شود.

همچنین خانم بنی‌یعقوب از بالا بودن آمار انواع تجاوزات و تعرضات نسبت به زنان میانمار اشاره کرد و گفت: باتوجه به وضعیت بد روحی این زنان، حجم آسیب‌های روانی آنان از آسیب‌های جسمی کمتر نیست. ایشان با بیان مظلومیت مردم روهینگیا گفت: این مردم به قدری تحت انواع خشونت و ظلم بوده‌اند که ساعات طولانی ایستادن در صف‌های غذا و مایحتاج هیچ‌گونه اعتراضی نمی‌کنند.

بنی یعقوب در پایان اشاره کرد: صحبت‌های زیادی با مردم داشته‌ام. باوجود حجم عظیم ظلم و خشونتی که به مردم روهینگیا شده، در صورت بهبود اوضاع تمایل به بازگشت به سرزمین مادری خود دارند.

چشم انتظار پشت درهای اردوگاه

سپیده سالاروند | ساعت هشت شب روز سه‌شنبه ٢١ شهریور ٩۶، موبایلم زنگ می‌خورد. نام آقا شهرام روی صفحه گوشی افتاده، آقا شهرام قوم و خویش چند کودک کاری است که دو روز در هفته بهشان درس می‌دهم. با بچه‌ها توی خیابان‌های تهران آشنا شده بودم و این آشنایی کشانده بودم به خانه‌شان در حوالی اشرف‌آباد و بعد به خواست بچه‌ها شده بودم معلمشان، بچه‌هایی که به هیچ ان‌جی‌اویی دسترسی نداشتند و ساعت کاری‌شان آن‌قدر طولانی بود که فرصت مدرسه‌رفتن را ازشان می‌گرفت. حالا آقا شهرام زنگ زده بود و می‌گفت سه تا از بچه‌ها را در خیابان، حین کار دستگیر کرده‌اند. میثم ١٢ساله و فرهاد و گل‌آقا ١٠ساله‌اند، هر سه افغانستانی‌اند و به همراه پدر یا برادرشان در تهران زندگی می‌کنند. میثم و فرهاد یکی دو ماهی است به ایران آمده‌اند اما حتی من گل‌آقا را نمی‌شناختم، آقا شهرام توضیح داد که گل‌آقا همان روز به تهران رسیده بوده و چند ساعت بیشتر از کارش نمی‎گذشته که دستگیر شده است، حتی نمی‌توانم بی‌پناهی پسربچه‌ای ١٠ساله که تازه از روستاهای هرات به تهران رسیده، در خیابان‌هایی که نمی‌شناسد، توسط کسانی که حتی زبان‌شان را به درستی نمی‌فهمد، دستگیرشده را تصور کنم. آقا شهرام خبری از بچه‌ها نداشت، هیچ کدام‌شان شماره تلفن‌های بزرگترهایشان را حفظ نبودند و راهی برای تماس با خانواده‌هایشان نداشتند. تنها سرنخ حرف یکی از آشنایان بود که می‌گفت، دیده است کسی بچه‌ها را گرفته و همین.

به آقا شهرام قول داده بودم هر کاری از دستم بربیاید، انجام بدهم. می‌دانستم روال کار این است که شهرداری بچه‌های کم‌سن‌و‌سال را حین کار در خیابان‌ها دستگیر می‌کند و تحویل بهزیستی می‌دهد. یکی از این مراکز بهزیستی« مرکز ساماندهی کودکان خیابانی یاسر» نام دارد. صبح روز چهارشنبه با واحد مددکاری مرکز یاسر تماس گرفتم. چندبار تلفن را برداشتند و قطع کردند تا آخر سر جواب دادند: «ما هیچ بچه‌ای رو این‌جا نگه نداشتیم. همه رو فرستادیم اردوگاه عسگرآباد ورامین.» اما نگفتند که پس کجا باید دنبال بچه‌ها بگردم. به ناچار راهی اردوگاه عسگرآباد ورامین شدم. بعد از گذشتن از شهر ورامین، تابلویی نوشته شده بود: «قلعه گبری / اردوگاه امور اتباع». در انتهای خیابانی با خانه‌هایی کوچک و کم‌امکانات، دروازه‌های اردوگاه خودنمایی می‌کرد. این‌بار با ازدحام جمعیتی روبه‌رو شدم که جایی وسط بیابان، سردرگم و مشوش از این‌سو به آن‌سو می‌رفتند؛ گاهی از نگهبان و گاهی از سرباز وظیفه آن‌جا پرس‌وجو می‌کردند. همه یک سوال داشتند: «آقا! بچه من رو گرفتن؟ آوردنش اینجا؟». از در کوچک ورودی اردوگاه که وارد شدم، تابلوی برنجی کوچکی بالای سر مسئول خودنمایی می‌کرد: «ورود افراد ایرانی اکیدا ممنوع». سالن غلغله بود. برای جوابگویی به آن همه جمعیتِ منتظر، فقط یک مسئول پشت میز نشسته بود. نامه‌ای نوشته بودم همراه با اسم بچه‌ها، با نامه جلو رفتم و در صف ایستادم. نوبتم که شد، توضیح دادم و پرسیدم آیا کسی با این نام این‌جا هست یا نه؟ آقای پشت میزنشین، نه جوابی داد و نه نگاهم کرد. دوباره پرسیدم. باز هم مشغول جواب‌دادن به دیگران شد. هر کس داستان خودش رو برای فرد مسئول تعریف می‌کرد. یکی از فرزند ١٢ساله‌اش تعریف می‌کرد که حین کار سر چهارراه فرمانیه توسط یک مرد با لباس شخصی و هدفونی در گوش، دستگیر شده بود. زن جوانی با نوزادی در بغل، التماس می‌کرد که شوهرش را ببیند. پیرزنی از سرباز نگهبان آن‌جا سراغ حمیدالله را می‌گرفت و با سادگی روستایی‌اش باور کرده بود وقتی سرباز با خنده جوابش را داده بود که «آره می‌شناسمش! هر بعدازظهر با همدیگه چای می‌خوریم.» دختر جوانی که به زحمت ٢٠‌سال داشت، با کودکی در آغوشش گریه می‌کرد و توی سالن راه می‌رفت. دوباره پرسیدم آیا این سه کودک این‌جا هستند یا نه؟ این‌بار نگاه سرد مسئول خشکم کرد. باور کرده بودم نمی‌خواهند جوابی به من بدهند. هیاهویی بین حاضران در سالن درگرفت. درِ اصلی اردوگاه باز می‌شد و افرادی سوار بر اتوبوس مسافری نارنجی‌رنگی، به سمت مرز حرکت می‌کردند. همه بیرون دویدند تا شاید بفهمند عزیزی که به دنبال او هستند، در این اتوبوس هست یا نه. جلوی در اردوگاه غوغا بود. مادری خودش را مقابل اتوبوس روی زمین انداخته بود تا جلوی حرکت آن را بگیرد. گریه می‌کرد و فریاد می‌کشید و فرزندش را می‌خواست. اتوبوس نارنجی‌رنگ اما با کمی تأخیر، با کشاندن مادر به گوشه‌ای به راه افتاد.

کاری از من ساخته نبود. به سمت تهران برگشتم و با آقا شهرام تماس گرفتم. هنوز هم خبری از بچه‌ها نبود.
صبح پنجشنبه به سمت مرکز یاسر رفتم. برخلاف دفعه گذشته که به مرکز یاسر رفته بودم، مقابل در ورودی خانواده‌هایی ایستاده بودند. این‌بار هم نامه را نشان دادم و سراغ بچه‌ها را گرفتم. با تماسی که با داخل مرکز گرفتند، مرا به داخل راهنمایی کردند. حیاط پر بود از لباس‌های ورزشی شسته‌شده که روی نیمکت‌های حیاط، مقابل آفتاب پهن شده بودند. به سراغ دفتری رفتیم که اسامی بچه‌ها را بعد از واردشدن به آن‌جا در آن ثبت می‌کردند. اسم هیچ‌کدام‌شان در دفتری ثبت نشده بود.

شاید از ترس ماموران، خودشان را با نام دیگری معرفی کرده بودند. مسئول مربوطه اعلام کرد که آخرین اعزام از این مرکز به سمت اردوگاه عسگرآباد، روز سه‌شنبه است و احتمالا بچه‌های کوچک را به مرکز بعثت منتقل کرده‌اند. لابه‌لای صحبت‌ها شنیدم که بعد از شروع طرح «ساماندهی» کودکان خیابان، ١٣١ کودک در یک روز در این مرکز پذیرش شده‌اند. از این تعداد ٧٠ نفر کودک کار افغانستانی پیش از ارجاع به مشاور و مددکار، به دستور مستقیم یکی از مسئولان بالامرتبه مرتبط با این طرح به اردوگاه ورامین منتقل شده بودند و در صف ردمرز بودند. در حالی ‌که به گفته احمد خاکی، معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی استان تهران، سه مرکز «یاسر»، «بعثت» و «شهدا» و همچنین دو مرکز قرنطینه، آمادگی پذیرش کودکان کار و خیابان را دارند که هر مرکز ظرفیت نگهداری ۴٠ تا ۵٠ کودک را دارد و با توجه به تعداد بالای کودکان کار، تعداد افراد این مراکز به بیش از ٧٠ نفر می‌رسد,١ با نزدیک شدن به پایان وقت اداری روز پنجشنبه امکان حضور در مرکز بعثت وجود نداشت. با شماره تلفن مرکز بعثت تماس گرفتم و جویای وضع سه کودکی شدم که در هیچ کجا نامشان ثبت نشده بود. با اصرار فراوان من حاضر شدند اسامی میثم، گل‌آقا و فرهاد را در پرونده‌هایشان جست‌وجو کنند؛ اما این سه نام آن‌جا هم ثبت نشده بودند.

جلوی در مرکز، با خانواده‌هایی که کودکان‌شان در مرکز یاسر نگهداری می‌شدند، همکلام شدم. زنی گوشه‌ای نشسته بود و گریه می‌کرد و مدام سراغ کودک ٧‌ ساله‌اش را می‌گرفت. نزدیک‌تر شدم و دیدم پاسپورتی در دستش است. پاسپورت را به من نشان داد به امید این‌که راهنمایی‌اش کنم. ظاهر، کودک هفت ساله که با پاسپورت و ویزای رسمی وارد ایران شده بود، حالا بعد از گذشتن چند هفته از پایان ویزایش دستگیر شده بود. مادر ظاهر تمام مدت زمزمه می‌کرد که «اون حتی یک شب هم دور از من نخوابیده.» کودک دو ساله‌ای در خیابان می‌دوید و گریه می‌کرد و مادر جوانش مشغول صحبت با نگهبان مرکز و پیگیری وضع کودک دیگرش بود. گل‌خان، کودک ١٠ ساله‌ای که در محله‌های اطراف زندگی می‌کرد را حین بازی‌کردن در کوچه دستگیر کرده بودند. بقیه بچه‌های کوچه فرار کرده بودند اما گل‌خان دستگیر شده بود.
دوباره با آقا شهرام تماس گرفتم. آقا شهرام پشت در اردوگاه عسگرآباد به امید خبری یا نشانی از بچه‌ها منتظر بود. تعریف می‌کرد که حدود ١۶٠ کودک و بیش از ۶٠ زن در اردوگاه عسگرآباد هستند؛ اما هنوز نام سه شاگرد گمشده من و محل نگهداری احتمالی آنان معلوم نشده است و مسئولان اردوگاه نیز پاسخگو نیستند.
گستردگی طرح «ساماندهی» کودکان کار این‌بار وسیع‌تر از دفعات گذشته است و دوشنبه، ٢٠ شهریورماه، احمد خاکی، معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی استان تهران در گفت‌وگو با خبرگزاری مهر از همکاری ١١ دستگاه و نهاد ازجمله فرمانداری تهران و نیروی انتظامی در این طرح خبر داده است. خاکی در خصوص ادامه پروژه «جمع‌آوری» کودکان کار و خیابان گفت: «براساس برنامه‌ریزی‌های انجام‌شده، این طرح در ماه‌های آتی ادامه خواهد داشت.» این در حالی است که بطحایی، وزیر آموزش‌و‌پرورش نیز در روزهای گذشته به کمپین «از مهر جا نمانند» پیوسته بود٢ و همچنین در تاریخ ١۶ شهریور ٩۶، رضوان حکیم‌زاده، معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش‌و‌پرورش در گفت‌وگو با تسنیم اعلام کرده بود که کودکان بدون مدارک هویتی از فرمانداری‌ها کارت تحصیل دریافت کنند,٣ این در حالی ‌است که یکی از ١١ دستگاه درگیر در طرح «ساماندهی» و «جمع‌آوری» کودکان کار و خیابان فرمانداری‌ تهران است.

زمینه ثبت‌نام کودکان مهاجر غیرایرانی پس از فرمان مقام معظم رهبری در سخنرانی اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۴ که «هیچ کودک افغانستانی، حتی مهاجرینی که به‌ صورت غیرقانونی و بی‌مدرک در ایران حضور دارند، نباید از تحصیل بازبمانند و همه آنها باید در مدارس ایرانی ثبت‌نام شوند» در مدارس ایران مهیا و این حکم به تمامی دستگاه‌های مربوطه اعلام شد,۴

دستگیری کودکان مصداق بارز کودک‌آزاری است و با بندهای مختلفی از پیمان‌نامه حقوق کودک در تعارض است. براساس قانون کودک‌آزاری جرم عمومی محسوب می‌شود و هر کس که با این پدیده روبه‌رو شود، موظف به اعلام آن است و نیازی به شاکی خصوصی در این پرونده نیست.

با توجه به مشکلات اخیر دزدیدن و آزار جنسی کودکان، امنیت کودکان در خطر است و دستگیری‌های گسترده و اجرای طرح‌های ضربتی امکان سوءاستفاده‌ها را بیشتر می‌کند؛ به‌ویژه این‌که دستگیرکنندگان کودکان غالبا بدون لباس فرم هستند و نهادهای مربوطه حتی به خانواده‌ها نیز در مورد ارگان دستگیرکننده، محل نگهداری و تصمیمات آتی مربوط به کودکان، پاسخگو نیستند. مثل میثم، فرهاد و گل‌آقا که با وجود پیگیری من و آقا شهرام هنوز خبری از آنان در دست نیست. من می‌دانم که آنها دسترسی به رسانه‌ها ندارند و وظیفه خود می‌دانم از هر طریق ممکن، صدای آنها را به گوش جامعه برسانم. برای حفظ حریم کودکان، نام‌های اصلی با نام‌های دیگر جایگزین شده‌اند.

طرح‌های ضربتی، نتیجه‌های سطحی

 فاطمه اشرفی، رئیس هیأت ‌مدیره انجمن حمایت از زنان و کودکان پناهنده (حامی)

اتفاقی که اخیرا با آن روبه‌رو شده‌ایم، یعنی رد مرزکردن برخی از کودکان مهاجر، مسأله‌ای دووجهی است و باید تمام ابعاد آن را مورد بررسی قرار داد.  موضوعی که با نگاه تک‌بعدی نمی‌توان به درک درستی از این مقوله دست یافت. نکته مهم این‌که رد مرز‌کردن نه در مورد کودکان که در مورد بزرگسالان هم نتیجه مثبتی نداشته و آن هم به دلیل کنترل ضعیف مرزهای کشور است.

در سال‌های گذشته طرح جمع‌آوری و رد مرزکردن بزرگسالان نتیجه معکوسی داشته و بسیار دیده شده فرد رد مرزشده، زودتر از مامور تحویل به تهران برگشته و به کارش ادامه می‌دهد. به همین دلیل باید گفت این مسأله بسیار عمیق‌تر و جدی‌تر از آن چیزی است که به نظر می‌رسد و طرح‌های ضربتی مانند طرحی که در حال حاضر به اجرا گذاشته شده، غیرکارشناسی است و نمی‌تواند ما را به برنامه درازمدتی برساند.
در حال حاضر آنچه نگرانی بیشتری ایجاد می‌کند، حضور کودکان در این طرح ضربتی است و ما هنوز نمی‌دانیم چه سازوکاری برای این امر تبیین شده است. ما نمی‌دانیم شرایط شناسایی بچه‌هایی که دستگیر و رد مرز می‌شوند به چه شکل است و کودکان در طی این فرآیند با چه شرایطی روبه‌رو می‌شوند. آیا امنیت فیزیکی و روانی‌دارند؟ هنوز مشخص نیست آیا کسی میزبان بچه‌ها در کشور مبدأ هست یا نه. علاوه بر اینها شنیده‌ها حاکی از این است که سن رد مرزکردن بسیار پایین است و حتی بچه‌های زیر ١٠‌ سال را هم شامل می‌شود.
بُعد دیگر این ماجرا شناخت مسأله از نگاه مسئولان کشور است. می‌دانیم موج قاچاق انسان و به‌ویژه کودکان در سال‌های اخیر افزایش یافته و این نگرانی وجود دارد که این حجم از قاچاق می‌تواند تبعات بسیار منفی و مخربی برای کشور در پی داشته باشد. تعداد و نوع کودکان کار خارجی نشان‌دهنده چهره‌های غریبی است که اغلب فاقد خانواده‌اند و توسط باند قاچاق وارد ایران شده‌اند. در چنین شرایطی اگر بحث کنترل لب مرز و نظارت شهری وجود نداشته باشد، شهرهای ما درنهایت به شهر کودکان بی‌سامان تبدیل می‌شود؛ همان‌طور که در حال حاضر ما پیامدهای ناشی از مهاجرت کودکان بی‌سامان افغانستان را به ایران متحمل شده‌ایم. افغانستان بر اساس آمارها حدود یک‌میلیون نفر کودک کار و خیابان دارد. برای رفع این مشکل پیش از هر چیز به ایمن‌شدن مرزهای کشور و از سوی دیگر تدوین قوانین متقن و دقیق در زمینه قاچاق انسان نیاز است و ضعف قوانین بازدارنده، عاملی مهمی است که نمی‌توان فقدان آن را نادیده گرفت و در چنین شرایطی نمی‌توان صرفا با اجرای طرح‌های ضربتی عملکرد موثری را برای مدیریت و مهار این مسأله تعریف و اجرایی کرد. ما در کشوری زندگی می‌کنیم که از هر سو در کش‌و‌قوس معادلات منطقه‌ای قرار دارد و برای مواجهه با این مشکلات اجتماعی، باید با دقت و عمق بیشتری وارد عمل شویم.

منبع: روزنامه شهروند

عدالت کیفری برای قربانیان میانمار چگونه محقق می‌شود؟

مدیر مرکز حقوق کیفری بین‌المللی ایران و پژوهشگر دکترای حقوق کیفری بین‌المللی در دانشگاه تیلبرگ هلند در یادداشتی برای ایلنا به بررسی و تشریح ابعاد و ظرفیت‌های موجود در پرونده میانمار برای احقاق عدالت کیفری در عرصه بین‌المللی پرداخت.

«محمدهادی ذاکرحسین» مدیر مرکز حقوق کیفری بین‌المللی ایران و پژوهشگر دکترای حقوق کیفری بین‌المللی در دانشگاه تیلبرگ هلند طی یادداشتی، به بررسی ابعاد گوناگون و ظرفیت‌های موجود در پرونده جنایات دولت میانمار علیه مسلمانان این کشور پرداخت.

در بخشی از این یادداشت علاوه بر تشریح وضعیت فعلی و افعال مجرمانه صورت گرفته در میانمار، به لزوم کنشگری حقوقی جمهوری اسلامی ایران در ابعاد بین‌المللی در خصوص جنایات میانمار اشاره شده که از آن تحت عنوان «جنگ حقوقی» یاد شده است.

متن این یادداشت به شرح ذیل از نظر خواهد گذشت:

موج جدید حملات علیه مسلمانان در میانمار که متعاقب حمله مسلحانه یک گروه شبه نظامی به پلیس مرزی میانمار برخاسته، مطالبه‌گری برای تحقق عدالت کیفری نسبت به قربانیان مسلمان میانمار را رقم زده است. اقلیت مسلمان ساکن در کشور «اتحادیه جمهری میانمار» (برمه)  پس از استقلال این کشور از بریتانیا در سال ۱۹۴۸ میلادی، همواره در معرض آزار و ایذای اکثریت بودایی این کشور آسیایی بوده‌اند. در این میان، مردم روهینگیا که در استان مسلمان‌نشین «راخین» در غرب میانمار ساکن هستند در معرض بیشترین تهاجم‌ها قرار داشته‌اند. عدم اعطای تابعیت میانماری به مسلمانان روهینگیا، مطابق قانون تابعیت ۱۹۸۲ میلادی، و به دلیل عدم به رسمیت شناختن مسلمانان به عنوان یک اقلیت قومی، به بی تابعیتی مسلمانان انجامیده است که خود زمینه‌ساز نقض‌های فاحش حقوق بشر اقلیت مسلمان مانند آزادی تردد و بهره‌مندی از امکانات تحصیلی و درمانی شده است.

سازمان «دیده بان حقوق بشر» در گزارش‌های متعدد خود اقدام به مستند‌سازی نقض‌های گسترده و نظام‌مند حقوق مردم روهینگیا از سوی نیروهای امنیتی دولت میانمار کرده است. سوزاندن محل‌های سکونت، اعدام‌های بدون محاکمه، تجاوز و دیگر اشکال خشونت‌های جنسی از جمله مواردی است که از سوی این سازمان مردم نهاد بین‌المللی مستندنگاری شده است. بسته بودن مرزهای میانمار بر روی سازمان‌های حقوق بشری و نهادهای بین‌المللی جهت بررسی وضعیت اقلیت مسلمان و امدادرسانی به ایشان، بحران جاری در این کشور را شدت بخشیده است.

آنچه که این روزها در میانمار می‌گذرد، رفتارهای سازنده شدیدترین جرایم بین‌المللی مورد نگرانی جامعه جهانی به مثابه یک کُلاست که قواعد آمره‌ای هستند و نقض آنها بنابر حقوق بین‌الملل، موجبات مسئولیت کیفری فردی مرتکبان آن را فراهم می‌کند. جرم «ایذا و تعقیب» یک اقلیت مذهبی، از جمله رفتارهای سازنده «جرایم علیه بشریت» است که بنابر مستندات و گزارش‌های موجود، اقلیت مسلمان میانمار قربانیان آن هستند. بنابر اساسنامه دیوان کیفری بین‌المللی، جرم ایذا و تعقیب عبارت است از «نقض‌های حقوق بنیادین یک اقلیت مذهبی که به صورت گسترده یا نظام‌مند و متعاقب یک خط مشی دولتی یا سازمانی ارتکاب می‌یابد، به شرط آنکه به همراه رفتارهای مجرمانه دیگری مانند قتل، تجاوز و شکنجه صورت پذیرد».

 الگوی رفتاری نیروهای امنیتی میانمار و افراطیون بودایی در مقابله با مسلمانان میانمار، اتهام ارتکاب جرایم علیه بشریت از رهگذر تعقیب و ایذا را به صورت جدی متوجه مرتکبان این جرم می‌کند. البته جرایم علیه بشریت در میانمار، منحصر به جرم ایذا و تعقیب نیستد و رفتارهای مجرمانه دیگری مانند قتل، کشتار، خشونت‌های جنسی و انتقال اجباری جمعیت را نیز شامل می‌شود. سازمان عفو بین‌الملل نیز با زمینه‌سنجی بحران میانمار، وجود یک مخاصمه مسلحانه غیر بین‌المللی میان ارتش میانمار و گروه‌های مسلح مخالف دولت مانند ارتش آراکان را محتمل دانسته است. در صورت احراز مخاصمه مسلحانه غیر بین‌المللی، نقض‌های فاحش حقوق بشردوستانه نیز می‌تواند به ارتکاب جرایم جنگی بیانجامد که سیاهه رفتارهای مجرمانه نیروهای دولت میانمار علیه اقلیت مسلمان را مانند هدف قرار دادن جمعیت غیر نظامی، افزایش می دهد. لازم به ذکر است بنا بر «مدل مسئولیت فرمانده» که از مدل‌های مسئولیت کیفری در نظام عدالت کیفری بین‌المللی است، اطلاع مقام ارشد سیاسی یا فرمانده نظامی از وقوع جرایم بین‌المللی از سوی نیروهای تحت کنترل، و عدم اقدام پیشینی به قصد پیشگیری و یا عدم اقدام پسینی با هدف تنبیه و تعقیب مرتکبان، موجب انتساب جرایم واقع شده به آن مقام ارشد لشکری یا کشوری خواهد شد؛ حتی در صورتی که ارتکاب این جرایم بدون امر و فرمان و یا زمینه‌سازی آن مقام ارشد صورت گرفته باشد.

در ارتباط با جرم نابودسازی جمعی (نسل‌کشی) باید به آستانه بالای اثباتی این جرم توجه کرد. نابودسازی جمعی مسلمانان در میانمار نیازمند احراز «سوء قصد خاص» برای از بین بردن و نابود کردن فیزیکی مسلمانان دارد که البته با مفهوم «پاکسازی قومی» که عبارت از انتقال و کوچاندن اجباری یک جمعیت از یک جغرافیای خاص است، دارای مرزبندی است. هرچند عدم اثبات نسل‌کشی از مسئولیت مرتکبان جرایم علیه بشریت نمی‌کاهد لیکن اثبات آن می‌تواند در کنار مسئولیت کیفری فردی مرتکبان جرم نابودسازی جمعی، مسئولیت بین‌المللی دولت میانمار را نیز به همراه آورد. این نکته را هم می‌بایست افزود که جلب اتهام ارتکاب نسل‌کشی در مراحل تحقیقاتی و پیش دادرسی نیازمند آستانه اثباتی منعطف‌تری نسبت به مرحله دادرسی و اثبات مسئولیت کیفری است. چنانکه دادرسان دیوان کیفری بین المللی در ارتباط با پرونده «عمر البشیر، رییس جمهور سودان» که متهم به ارتکاب نسل‌کشی است، عنوان کرده‌اند که انتساب اتهام نسل‌کشی به البشیر می‌بایست یک احتمال معقول باشد و لازم نیست که لزوماً تنها احتمال موجود باشد که به آستانه قطعیت برسد. جلوگیری دولت میانمار در امداد رسانی به مسلمانان بی‌خانمان که منتهی به مرگ و میر تدریجی ایشان شود می‌تواند «مصداق تحمیل شرایط سخت زندگی» باشد که از رفتارهای سازنده جرم نسل‌کشی است و در صورت احراز قصد نابودسازی تمام یا بخشی از جمعیت مسلمان در میانمار می‌تواند به تحقق عنوان مجرمانه نسل کشی نیز انجامد.

جامعه بین‌المللی در مواجهه با ایذای مسلمانان در میانمار تاکنون اقدامات مختلفی را انجام داده است هرچند که میزان تاثیر آنها مطلوب نبوده است. با این حال، باید توجه داشت که در حوزه اقدامات حقوقی، جامعه بین‌المللی دارای انفعال و عدم اقدام نبوده است بلکه از ظرفیت‌های موجود خود تا حدی استفاده کرده است.

شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد

سابقه میانمار در نقض حقوق بشر به خصوص در ارتباط با اقلیت‌ها موجب شده است که شورای حقوق بشر سازمان ملل، و پیش از آن کمیسیون حقوق بشر ملل‌متحد، از سال‌ها پیش اقدام به تعیین گزارشگر ویژه وضعیت حقوق بشر در میانمار و تمدید سالیانه ماموریت‌های وی کند. گزارشگر ویژه شورا در مورد وضعیت حقوق بشر در میانمار در حال حاضر خانم «لی» (از جمهوری کره) است که ماموریت وی در مارس ۲۰۱۶ میلادی از سوی شورای حقوق بشر ملل متحد برای تداوم نظارت بر وضعیت حقوق بشر در میانمار و ارزیابی پیشرفت اجرای پیشنهادات گزارشگر ویژه و شورای حقوق بشر، تمدید شده است. گزارشگر ویژه در آخرین گزارش‌های منتشر شده خود در سال ۲۰۱۶ میلادی، به وضعیت حقوق بشر اقلیت‌ها به خصوص مسلمانان در استان راخین اشاره کرده و نسبت به تبعیض ساختاری و محرومیت مسلمانان از بسیاری از حقوق خود ابراز نگرانی کرده است.

شیوع ادبیات نفرت و ترویج و برانگیختن خشونت علیه اقلیت مسلمان از مواردی است که مورد نگرانی گزارشگر ویژه واقع شده است. لازم به گفتن است که در میانمار، مسلمانان ساکن آن کشور را «بنگالی» – به دلیل اعتقاد به ریشه‌های بنگلادشی ایشان- و مهاجران غیرقانونی می‌خوانند که خطری برای نژاد و آیین میانمار به شمار می‌روند.

همین مرزبندی با ایشان و برانگیختن خشونت علیه ایشان، زمینه ساز قربانی شدن مسلمانان بوده است. تغییر قانون تابعیت ۱۹۸۲ میلادی و برقراری آشتی ملی و انسجام میان جمعیت‌ها و قومیت‌های مختلف در میانمار از توصیه‌های گزارشگر ویژه شورای حقوق بشر بوده است. متعاقب برخاستن موج اخیر حملات علیه مسلمانان نیز، گزارشگر ویژه در اظهاراتی نسبت به تشدید زنجیره خشونت‌ها و لزوم گسستن آن در میانمار تاکید کرده است.

علاوه بر گزارشگر ویژه، در ابتدای سال ۲۰۱۷ میلادی، متعاقب درخواست «کمیساریای عالی» حقوق بشر ملل متحد، یک گروه چهارنفره از سوی شورای حقوق بشر برای مصاحبه با روهینگیاهای پناه آورده به بنگلادش، به آن منطقه اعزام شدند.  قربانیان و شهود در این مصاحبه‌ها، پرده از جنایت‌ها و ددمنشی‌های بسیاری برداشتند. از کشتار کودکان دختر و پسر، تا مضروب کردن‌های منتهی به مرگ و تجاوز جنسی دسته‌جمعی و ناپدیدسازی مسلمانان و حتی تخریب و غارت اموال. از جمله موارد مورد اشاره واقع شده در این مصاحبه‌ها «شکنجه روحی مسلمانان به خصوص کودکان از طریق اجبار ایشان به مشاهده رنج و آلام وارده به دیگران» بوده است. گزارش هیات مصاحبه کننده در انتها عنوان می‌کند که اطلاعات گردآوری شده این نگرانی را ایجاد می‌کند که آنچه علیه مسلمانان در حال انجام است در راستای خط مشی است که یک گروه مذهبی برای بیرون راندن خشونت آمیز گروه مذهبی دیگر به کار بسته‌اند.

در آخرین اقدام، شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد در مارس ۲۰۱۷ میلادی، اقدام به تاسیس یک هیات سه نفره حقیقت‌یاب کرد تا اقدام به تعیین حقایق مرتبط با نقض‌های حقوق بشر در میانمار با هدف پیگیری مسوولیت کیفری مرتکبان این جرایم کند. به‌رغم درخواست‌های متعدد شورا و الزام دولت میانمار در قطعنامه مربوطه به همکاری کامل با هیات حقیقت یاب تاکنون اجازه ورود هیات به قلمروی سرزمینی میانمار را نداده است.

لازم به ذکر است که تعقیب کیفری مرتکبان جرایم بین المللی متعاقب انجام تحقیقات و عموما پس از ایجاد کمیته ها و هیات های حقیقت یاب صورت می پذیرد. مستند سازی جرایم واقع شده در میانمار، به دلیل نامعین بودن زمان مناسب برای پیگیری کیفری مرتکبان جرایم علیه مسلمانان ضروری ترین اقدام، در حال حاضر می باشد. مرتکبان جرایم بین المللی عموما هم جرایم ارتکابی خود را انکار می کنند و هم به صورت سازمان یافته اسناد و مستندات این جرایم را معدوم و پنهان می سازند تا امکان تعقیب کیفری خود در آینده دور یا نزدیک را ناممکن سازند. اقدامات شورای حقوق بشر ملل متحد در این راستا مغتنم است و می بایست با حمایت کامل جامعه جهانی همراه باشد.

شورای امنیت سازمان ملل متحد

شورای امنیت سازمان ملل متحد مطابق منشور سازمان ملل، اختیار مداخله در بحران هایی که صلح و امنیت بین المللی را به مخاطره می اندازد دارا می باشد. شورای امنیت تاکنون درمورد بحران میانمار موفق به اقدام نشده است که عمده دلیل آن مخالفت دولت های چین و روسیه با مداخله شورا در میانمار می باشد. در ماه های اخیر،‌به عنوان نمونه، دولت انگلستان در چند نوبت اقدام به روی میز قرار دادن بحران میانمار در شورای امنیت نموده است که با مخالفت شدید چین و روسیه روبرو شده است.در سال ۲۰۰۷ میلادی نیز، پیشنویس ارایه شده از سوی آمریکا در محکومیت برخورد حکومت میانمار با اقلیت ها با وتوی روسیه و چین روبرو شده بود.عدم اتفاق نظر در شورای امنیت در مورد وضعیت میانمار، کارآمدی این نهاد را در رعایت حقوق قربانیان مسلمان در میانمار متزلزل ساخته است.

دیوان کیفری بین‌المللی

این روزها به دلیل وجود دیوان کیفری بین‌المللی به عنوان تنها محکمه دایمی کیفری در عرصه بین‌الملل، هرکجا جنگ و جنایتی برپاست، نگاه‌ها به سمت دیوان دوخته می‌شود. با این حال صلاحیت دیوان محدود است و همین عدم شناخت حدود صلاحیتی دیوان، می‌تواند انتظارات نابجایی درباره آن رقم بزند که عدم پاسخ دهی به آنها به مشروعیت‌زدایی از دیوان نزد افکار عمومی می‌انجامد.

صلاحیت دیوان کیفری بین‌المللی محدود به جرایم ارتکاب یافته در قلمروی سرزمینی یک دولت عضو و یا ارتکاب یافته توسط اتباع آن می‌باشد. میانمار عضو دیوان کیفری بین‌المللی نمی‌باشد و بنابراین دیوان فاقد صلاحیت سرزمینی یا شخصی برای ورود به بحران میانمار است. در مواجهه با بحران جاری در یک کشور غیر عضو، تنها شورای امنیت ملل متحد است که مطابق سند موسس دیوان، (اساسنامه رم) می‌تواند با ارجاع یک وضعیت به دیوان، صلاحیت این نهاد را نسبت به جرایم ارتکاب یافته در قلمروی سرزمینی دولت غیر عضو نیز گسترش دهد. در همین راستا، اخیرا برخی از حقوقدانان ایرانی در نامه‌ای به زبان فارسی (که خود از حیث شکلی امر نامتعارفی در نامه نگاری‌های رسمی است) از دادستان دیوان کیفری بین‌المللی درخواست کرده بودند تا شورای امنیت را نسبت به ارجاع وضعیت میانمار به دیوان متقاعد سازد.

این درخواست علاوه بر آنکه به واقعیت‌های جاری در شورای امنیت و مخالفان ورود شورا به ماجرای میانمار توجهی ننموده است، به این امر نیز الفتاتی نداشته که رویه دادستان دیوان، عدم همراهی با رایزنی با شورای امنیت برای تامین نظر شورا جهت ارجاع یک وضعیت به دیوان می‌باشد، چراکه چنین مطالبه گری و چانه زنی را خلاف استقلال و بی طرفی دادستان در امر تعقیب جرایم بین‌المللی در یک وضعیت خاص بر می‌شمارد. علاوه بر آنکه؛ مطابق اساسنامه رم، چنین تکلیف و تعهدی هم بر دوش دادستان دیوان نیست و این عاملان بیرون از دیوان هستند که می توانند یک وضعیت را به دادستان دیوان ارجاع داده یا توجه آو را به یک بحران جلب نمایند. بنابراین، از پیش مشخص است که چنین درخواستی به دلیل عدم مطابقت با رویه های دادستانی دیوان مسموع نمی باشد. این نیز باید افزوده شود که حمایت از اقدام شورای امنیت برای ارجاع یک وضعیت به دیوان در صورتی قابل قبول است که یک حمایت غیر موردی باشد تا حامیان چنین اقدامی دچار اتخاذمعیارهای دوگانه نشوند. حمایت از اقدام شورای امنیت در بحران میانمار حمایت تلویحی از اقدام شورا در ارجاع وضعیت های مشابه مانند وضعیت سوریه به دیوان است که مشخص نیست ایا نویسنده و امضا کنندگان این نامه به چنین دلالتی هم التزام داشته باشند.

علی رغم بسته بودن دستان دادستان دیوان کیفری بین‌المللی در ماجرای میانمار به دلیل عدم عضویت این دولت در دیوان، دادستان دیوان هنوز می‌تواند اقدامی اتخاذ کند که جنبه‌های نمادین آن اهمیت دارد. بنابر قواعد آیین دادرسی و ادله دیوان، دادستان می‌تواند از طریق دبیرخانه این سازمان بین‌المللی، از یک دولت غیر عضو درخواست نماید که صلاحیت دیوان را به صورت موردی بپذیرد. چنین درخواستی، می تواند اثر بازدارنده نیز به همراه داشته باشد و ارسال هشداری برای میانمار باشد مبنی بر آنکه رفتارهای آن مورد رصد دفتر دادستان دیوان می باشد. در واقع حتی اگر شورای امنیت هم وضعیت میانمار را ارجاع دهد، بدون همیاری و همکاری دولت محلی، توفیقات دیوان امر بعیدی به نظر می رسد چنانکه تجربه ناموفق دیوان در قضایای لیبی و سودان به دلیل عدم همکاری دولت محلی و عدم حمایت های بعدی شورای امنیت، موید این گمانه است. لذا اگر بنا بر رایزنی و فشاری باشد می بایست بیشتر منصرف به دولت میانمار برای جلب همکاری آن باشد. هرچند حتی در فرض عدم همکاری، صرف ورود دیوان در یک بحران انسانی می تواند به ثبت شدن جنایت و جلوگیری از انکار آن انجامد.

ایران و بایدها

در دنیای امروز، مکانیسم‌های موجود برای تعقیب جرایم بین‌المللی اندک و کم ظرفیت هستند. حاکمیت ملی دولت ها، علی رغم همه تهدیدهایی که نسبت به حدود و ثغور آن شده است هنوز هم نقش مهمی در معادلات بین‌المللی دارند. صلاحیت دیوان کیفری بین‌المللی به عنوان تنها مکانیسم کیفری در دسترس، دارای صلاحیت جهانی نمی‌باشد بلکه صلاحیت آن از سوی دولت‌های عضو تفویض می‌گردد. این بدان معناست که عدم عضویت یک دولت در دیوان مانع سترگی در مداخله دیوان در بحران‌های جاری در قلمروی سرزمینی آن دولت خواهد بود. تبعیت شورای امنیت از ملاحظات سیاسی و قطب بندی های متفاوت در آن نیز، مانع از آن است که اتفاق نظر برای ارجاع یک وضعیت به دیوان به آسانی شکل بگیرد. بیشتر و پیشتر از میانمار، جامعه جهانی تلاش کرده است تا مسیر مداخله دیوان در سوریه را از رهگذر شورای امنیت هموار سازد. امری که تاکنون موفقیت آمیز نبوده است و دورنمای موفقیت در آن نیز روشن نیست. این وضعیت در مورد میانمار نیز صادق است.

در چنین فضایی که اقدامات بین‌المللی در تحقق عدالت کیفری با تنگنا روبروست؛ البته می‌بایست اقدامات تمهیدی و حداقلی مانند مستند سازی جرایم و جمع‌آوری و نگاه داری ادله را انجام داد تا هر زمان که امکان تحقق عدالت کیفری فراهم بود بتوان از ان ادله و مستندات استفاده نمود. سازمان‌های مردم نهاد بین‌المللی مانند عفو بین‌الملل و دیده بان حقوق بشر در مورد میانمار از مدت‌ها قبل فعال بوده‌اند و گزارش‌دهی‌های ایشان در ایجاد حساسیت جامعه جهانی در این باره بی تاثیر نبوده است. شورای حقوق بشر نیز قدم های اولیه را به این منظور برداشته است و نیاز است تا با حمایت از آن و فشار بر دولت میانمار مسیر ورود شورا گشوده شود تا پس از تحقیقات، فرصت تعقیب کیفری فراهم شود.

در چنین وضعیتی جامعه ایران می‌تواند به مانند رویه غالب خود در گذشته، تنها نظاره گر باشد و بر طبل محکومیت در سطح داخلی بکوبد و با متهم کردن دیگران به عدم اقدام، خود نیز اقدام عملی ننماید و یا آنکه می‌تواند عزم خود را برای ورود به «جنگ حقوقی» با هدف دفاع از قربانیان بی صدای مسلمان در میانمار و دیگر مناطق جنگ زده جزم کند و به منصه ظهور برساند.

الف) ایجاد گروه های مستند ساز برای گردآوری ادله حقوقی مثبته ارتکاب جرایم بین المللی و اعزام آن ها به منطقه برای مستند نگاری جرایم واقع شده و ثبت اظهارات قربانیان و شهود و صدا بخشیدن به آنان و به گوش جهانیان رساندن این مستندات گام کوچک اما موثری در حمایت از قربانیان میانمار به شمار می رود. نهادهایی که عموما به عدم اقدام متهم می شوند لاقل در موضوع مستند سازی و رصد جرایم واقع شده علیه مسلمانان اقداماتی انجام داده اند که نبود آن ها حتی می توانست به بی اطلاعی ما انجامد.جنگ حقوقی به مانند یک جنگ واقعی نیازمند بهره مند بودن از نیروهای متخصص و حضور منطقه ای و میدانی است.

ب) دیپلماسی حقوقی و سیاسی ایران نیز می‌بایست با ایجاد موج مطالبه‌گری در این حوزه، موانع موجود در این مسیر را نیز با هدف کنار زدن هدف گذاری نماید. چین و روسیه از مخالفان ورود شورای امنیت هستند و روابط حسنه ایران با این کشورها می تواند ظرفیتی باشد برای دیپلماسی ایران تا به نفع قربانیان مسلمان در میانمار مورد استفاده واقع شود. در همین راستا، مطالبه گری از دبیرکل سازمان ملل متحد در راستای استفاده از اختیارات خود ذیل ماده ۹۹ منشور ملل متحد مبنی بر جلب توجه شورای امنیت به موضوعی که صلح و امنیت بین المللی را به مخاطره می اندازد قابل توصیه می باشد. به خصوص آنکه از کارکردهای اصلی ماده ۹۹، هشدارهای زودهنگام و پیشگیرانه دبیرکل نسبت به تهدیدات صلح و امنیت بین المللی است که جرایم بین المللی شدید داخل در آن می باشد. همچنین مطالبه گری از دبیرکل جهت ایجاد یک هیات حقیقت یاب  در ارتباط با فجایع میانمار که مطابق با اعلامیه حقیقت یابی سازمان ملل در حوزه صیانت از امنیت و صلح بین المللی در حوزه اختیارات دبیرکل می باشد می تواند فشار بین المللی بر دولت میانمار را تشدید کند تا شاید مسیر همکاری این دولت با جامعه جهانی را هموار سازد.

ج) نگارنده پیش از این بارها بر این مهم تاکید کرده است که جایگاه جنگ حقوقی و حمایت حقوقی از مستضعفان در دکترین سیاست خارجی ایران می بایست به تفصیل و تصریح مشخص شود تا بر اساس آن نگاه راهبردی، اقدامات لازم با جدیت صورت پذیرد. سازمان کنفرانس اسلامی نیز پیش از این نسبت به ماجرای میانمار ورود داشته است لیکن قطعنامه سازمان فاقد بند و بعد عدالت کیفری بوده است. ایران می بایست از این فرصت استفاده نماید و زمینه ساز رقم خوردن قطعنامه ای از سوی کنفرانس اسلامی و مانند آن برای پرداختن جامع به بحران میانمار و از آن جمله وضعیت مرتکبان جرایم بین المللی و قربانیان آن ها باشد.

د)یکی از اقدامات حقوقی که می تواند از سوی دولت ایران در راستای بین المللی ساختن ابعاد جنایات در حال وقوع در میانمار انجام شود، شکایت بردن به دیوان بین المللی دادگستری از دولت میانمار به دلیل نقض کنوانسیون پیشگیری و مجازات جرم نابودسازی جمعی (نسل کشی) می باشد. هر دو دولت ایران و میانمار عضو کنوانسیون می باشند. مطابق کنوانسیون، دولت های عضو متعهد به پیشگیری از ارتکاب جرم نسل کشی و تعقیب مرتکبان آن در فرض وقوع این جرم می باشند. بنابر تصریح خود کنوانسیون مرجع دعاوی برخاسته از کنوانسیون دیوان بین المللی دادگستری است که پیش از این در این موضوع و حوزه نیز در ماجرای جنگ بالکان و نسل کشی صربرنیتسا ورود داشته است. ایران می تواند با توانمند سازی مستندات خود و تمهید مقدمات لازم، جنگ حقوقی موثری علیه دولت میانمار آغاز نماید که می تواند اثرات مثبتی هم به نفع قربانیان مسلمان داشته باشد.

ه) اقدام دیگر برای درگیر ساختن جامعه جهانی و به خصوص مجمع عمومی ملل متحد، پیمودن راهی شبیه آنچه در ماجرای سوریه تجربه شد می باشد یعنی ایجاد یک مکانیسم برای گردآوری ادله و مستندات مرتبط با جرایم علیه مسلمانان در میانمار. همانطور که عنوان شد، با در دسترس نبودن برگزاری محکمه و محاکمه ای برای به عدالت سپردن جنایتکاران در میانمار، اقدام عاجل و ضروری جمع آوری ادله برای جلوگیری از امحا و هدر رفتن آن هاست. دولت ایران می تواند با لابی گری با دیگر دولت ها و همراه ساختن ان ها، با فعال سازی ظرفیت های مجمع عمومی سازمان ملل متحد، طراح مکانیسمی برای میانمار نیز باشد که تصویب آن در جلب توجهات بین المللی به بحران میانمار یاری رسان است. باید به خاطر داشت که در کنشگری در حوزه عدالت کیفری بین المللی و در جنگ حقوقی، اقدامات نمادین و تاثیرات بیانی بسیار پر اهمیت هستند و نمی‌بایست انتظار نتایج قطعی و فوری داشت. تعهدات در حوزه «جنگ حقوقی» از نوع تعهد به وسیله است نه تعهد به نتیجه.

فرجام سخن:

آنچه در پیکره این متن بیان شد در راستای اتخاذ سیاست تهاجمی در حوزه سیاست خارجی و به خصوص در حوزه جرایم بین‌المللی است که مورد تاکید رهبری می‌باشد. محافظه کاری‌های غیر موجه و احتیاط های غیر ضروری در سیاست خارجی البته می‌تواند عدم اقدام و انفعال به همراه آورد. امری که به یک درد مزمن در «دیپلماسی حقوقی» ما در حوزه جنگ حقوقی انجامیده است.

منبع

به بهانه روز بین‌المللی سوادآموزی و کودکان بازمانده از تحصیل

«یادداشتی برای روز بین‌المللی سواد» :

گرامی‌داشت روز بین‌المللی سوادآموزی فرصتی است برای دولت‌ها و جوامع مدنی تا کلیه تلاش‌های صورت‌گرفته در این راستا را مورد تأکید قرار داده و علاوه بر آن، با مد نظر قرار دادن چالش‌های موجود، فرصت‌های ریشه‌کن کردن بی‌سوادی را فراهم آورند. در شرایطی که در دنیای کنونی تعاریف متفاوتی ار سطوح سواد و بی‌سوادی می‌شود، برخی جوامع همچنان با مفهوم سنتی آن دست‌وپنجه نرم می‌کند.

آثار چند وجهی سواد، مردم را توانمند می‌سازد و آن‌ها را قادر می‌سازد تا به طور کامل در جامعه مشارکت کرده و به بهبود معیشت کمک کنند. سواد همچنین جوامع را به سوی توسعه پایدار هدایت کرده و مشارکت بیشتری را در بازار کار فراهم می‌آورد، سلامت و تغذیه کودکان و خانواده‌ها را بهبود بخشیده، فقر را کاهش و فرصت‌های زندگی را افزایش می‌دهد.

جدای از مفهوم سنتی سوادآموزی که شامل خواندن، نوشتن و حساب‌وکتاب می‌شود،‌ امروزه سواد، ابزاری برای شناسایی، درک، تفسیر، ابداع و ایجاد ارتباط در دنیای دیجیتال است. در حال حاضر حداقل ۷۵۰ میلیون جوان و بزرگسال توانایی خواندن و نوشتن ندارند و ۲۵۰ میلیون کودک از عدم دسترسی به مهارت‌های پایه‌ای سوادآموزی رنج می‌برند. در نتیجه تعداد بسیاری از افراد کم‌سواد و کم‌مهارت، از مشارکت در جوامع خود محروم‌اند.

در سال ۲۰۱۶ کشورهای اسکاندیناوی جزو باسوادترین کشورهای دنیا بوده‌اند. به ترتیب فنلاند، نروژ، ایسلند، دانمارک و سوئد پنج کشور اول باسواد دنیا را در این سال تشکیل می‌دهند. همچنین بر اساس آخرین سرشماری نفوس و مسکن، ۸۸٪ از جمعیت ایران باسواداند که نسبت به آمار مشابه دوسال گذشته ۶ ٪ افزایش داشته است. این رقم میان افراد ۱۰-۴۰ سال ۹۴.۷٪ است.

با وجود تلاش‌های گسترده و فراگیری که در نزدیک به چهار دهه برای محو بی‌سوادی در کشور انجام شده، هنوز تا رسیدن به‌‌ اید‌ه‌آلِ ازبین‌رفتنِ قطعی بی‌سوادی در کشور به‌ویژه براساس استانداردهای بین‌المللی فاصله داریم. در این میان آمارهای متفاوتی از کودکان بازمانده از تحصیل از سه میلیون کودک ایرانی تا ۵٠٠ هزار نفر در گردش است که بیشترین تمرکز آن در استان‌های مرزی و محروم کشور و نیز مناطق حاشیه‌ای شهرهای بزرگ قرار گرفته است؛ موضوعی که با کودکان کار و خیابان در کشور ارتباط مستقیم یافته است، به عبارت دیگر وضعیت کودکان کار کشور با سطح و کیفیت سواد آنان و نیز خانواده‌هایشان پیوند مستقیم دارد. کودکانی که به دلایل گوناگونی که غالبا از وضعیت اقتصادی خانواده‌ها منشأ گرفته است امکان دسترسی عادلانه به آموزش رسمی را نیافته‌اند؛ علاوه بر اینکه فقدان یا کمبود زیرساخت‌های آموزشی در روستاها و مناطق محروم به‌ویژه در مقاطع بعد از دبستان، ناهمواری جاده‌ها و کمبود شدید وسایل حمل‌ونقل جاده‌ای در مناطق یادشده عملا کودکان فراوانی را از چرخه آموزش به‌عنوان طبیعی‌ترین حق انسانی خود محروم کرده است. کودکانی که در کودکی و در سن مدرسه از دسترسی به آموزش محروم شده‌اند، غالبا در زمره محرومان ابدی سواد و آموزش در کشور به حساب می‌آیند، چراکه نظام آموزش رسمی در کشور برای کودکانی که به‌هردلیل از تحصیل بازمانده‌اند..
تعریف مشخص و برنامه مدونی ندارد و از سوی دیگر برنامه‌ها و متون تدوین‌شده در نظام سوادآموزی که به بازماندگان سنی ١١ تا ۴٩ سال اختصاص یافته نیز عملا نتوانسته است پاسخ‌ شایسته و مناسبی متناسب با نیازهای سنی این کودکان بدهد و حق وصل کودکان بازمانده از تحصیل به آموزش رسمی کشور باشد.
علاوه بر کودکان ایرانی بازمانده از تحصیل باید به جمعیت کودکان و نوجوانان بازمانده از تحصیل پناهنده و مهاجر ساکن در کشور اشاره کرد که پس از سال‌ها تحمل تبعیض ناروا برای رفتن به مدارس دولتی، خوشبختانه در نتیجه اصلاح سیاست‌ها، قوانین و مقررات جاری در کشور، حق دسترسی برابر به آموزش رسمی را در سال‌های اخیر به دست آورده‌اند؛ گروهی که به‌دلیل سال‌ها محدودیت و محرومیت؛ امکان حضور در مدارس دولتی را از دست داده‌اند و به دانش‌آموزان با کبر سن و بخشی از جمعیتِ بازماندگان از تحصیل در کشور ما تبدیل شده‌اند. کودکان و نوجوانانی که در نتیجه سال‌ها اقامت در ایران به بخشی از جامعه ما تبدیل شده‌اند و سرنوشت خوب و بد آنها در سرنوشت فرهنگی، اجتماعی و سیاسی کشورمان اثرگذار است.
سازمان نهضت سوادآموزی که در دهه‌های گذشته مسئولیت محو بی‌سوادی در کشور را عهده‌دار بوده، امروز با پدیده کودکان و نوجوانان بازمانده از تحصیلی روبه‌روست که از نظام آموزش رسمی وزارت آموزش‌وپرورش جا مانده‌اند و براساس قوانین و مقررات جاری این وزارتخانه، مجالی برای جبران قصورات گذشته ندارند، بنابراین به‌منظور جلوگیری از تشدید هرگونه آسیب اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی به کودکان سرزمینمان، شایسته است همت عالی خود را جزم کند و برنامه‌ریزی جدی و تأثیرگذاری برای بازیابی سرمایه‌های عظیم انسانی که به‌دلیل دسترسی‌نداشتن به نظام آموزشی رسمی از حرکت بازمانده‌اند؛ انجام دهد.
علاوه بر اینکه امروزه سازمان‌های غیردولتی فراوانی درگیر مسئله کودکان بازمانده از تحصیل شده‌اند که بهره‌گیری از ظرفیت‌های نهادینه آنان به‌عنوان یک امر مسلم در برنامه‌های توسعه اقتصادی، اجتماعی و سیاسی کشور به‌منظور مقابله با بحران بی‌سوادی و کم‌سوادی در کشور و ارتقای استانداردهای توسعه انسانی باید مد نظر قرار گیرد.

منبع

رنج کودکان کار مهاجر؛ تقصیرشان چیست که هم کودکند، هم مهاجر، هم کارگر؟

مدیرعامل انجمن حمایت از زنان و کودکان پناهنده در گفتگویی با فهیمه حسن‌میری از خبرآنلاین می‌گوید: آسیب‌پذیری کودکان کار مهاجر و پناهنده، از دیگر کودکان کار بیشتر است.

Ashrafi

فهیمه حسن‌میری: دوازدهم ژوئن، مصادف با ۲۲ خرداد، روز جهانی مبارزه با کار کودکان نامگذاری شده است؛ روزی برای اعتراض به انواع کار کودک؛ چه سخت و سبک و چه در خیابان‌ و کارگاه یا حتی کار خانگی. اما در بین کودکان بی‌پناهی که برای امرار معاش، مجبورند دست‌های کوچک‌شان را برای گرفتن دستمزدهای ناچیز، مقابل کارفرما یا رهگذران بی‌توجه اطراف‌شان دراز کنند، کودکان بی‌پناه‌تری هم هستند که چون در  این خاک متولد نشده‌اند، انواع تحقیرها و توهین‌ها نصیب‌شان می‌شود؛ کودکان مهاجر و پناهنده.

فاطمه اشرفی، مدیرعامل انجمن حمایت از زنان و کودکان پناهنده که سال‌ها تجربه فعالیت برای بهبود وضعیت مهاجران و پناهندگان به ایران را دارد، از وضعیت این کودکان که مجبور به کار می‌شوند می‌گوید؛ از رنجی که متحمل می‌شوند و پناهگاهی که ندارند؛ نه از سوی اجتماع و نه از طرف قوانین.

گفت‌وگوی خبرآنلاین با فاطمه اشرفی، فعال اجتماعی را در ادامه بخوانید.

وقتی حرف از کار کودک می‌شود، یکی از اولین گروه‌هایی که به ذهن می‌رسند کودکان مهاجر هستند. کسانی که در کوچه و خیابان، مترو و سر چهارراه‌ها آن‌ها را می‌بینیم و به نظر می‌رسد به دلیل بیگانه بودن‌شان، در شرایط بدتری نسبت به کودکان کار کشور خودمان قرار دارند. شما که سال‌ها در این زمینه فعالیت کرده‌اید، درباره وضعیت کار کودکان مهاجر و پناهنده توضیح می‌دهید؟

بحث کار کودک را نمی‌توانیم تفکیک کنیم و آن را از نظر ملی، قومی یا زبانی و نژادی تقسیم‌بندی کنیم، این اتفاق برای هر کدام از کودکان با هر ملیتی که باشد ناراحت‌کننده است و باید برای رفع آن بکوشیم؛ اما همانطور که اشاره کردید، بعضی از این کودکان به دلایل مختلف در شرایط بدتری نسبت به دیگر همسالانشان قرار دارند که از بین آنها می‌توان به کودکان کار مهاجر و پناهنده اشاره کرد. بخش قابل توجهی از کودکان کار را جامعه مهاجرین و پناهندگان تشکیل می‌دهند و یکی از دلایلی که آنها در شرایط بدتری قرار دارند این است که از آنجا که با موانع قانونی برای زندگی در کشورمان مواجه هستند و بسیاری از آنها ممکن است اوراق هویتی و اجازه زندگی در ایران نداشته باشند، وقتی در کارگاه‌های کوچک و زیرزمینی مورد انواع خشونت یا تعرض و سوءاستفاده مالی یا جسمی قرار می‌گیرند، از گزارش وضعیتشان به نهادهای قانونی و انتظامی ممانعت می‌کنند تا مورد بازخواست واقع نشوند. از طرف دیگر، نگاه‌های بیگانه‌ستیزی که در بعضی افراد وجود دارد باعث می‌شود این کودکان مورد انواع خشونت‌های کلامی و حتی تحقیرهایی با نگاه و کم‌توجهی و اهانت قرار بگیرند که آنها را سرخورده و ناامید می‌کند.

کودکان کار مهاجر، چه آسیب‌های بیشتری را متحمل می‌شوند؟

کار این کودکان سطوح مختلفی دارد؛ هم بیرون از خانه و هم کارهایی که در خانه ناچارند انجام دهند به صورتی که خیلی از این کودکان در کارگاه‌های خانوادگی کار می‌کنند. این مسائل با کودکان کار ایرانی مشترک است اما یکی از مهمترین پدیده‌هایی که امروز بخصوص در شهرهای بزرگ با آن مواجهیم، کودکانی است که از مرزهای شرقی قاچاق می‌شوند، این بچه‌ها در کودکی مسئولیت و سرپرستی تامین اقتصادی خانواده‌هایشان را برعهده دارند و ممکن است با توجه به فضای نامناسب کشورشان، از طریق روش‌های غیرقانونی وارد ایران شوند، آنها راه‌های سخت و ناهمواری طی می‎‌‎کنند، سوءاستفاده‌های نگران‌کننده‌ای از این بچه‌ها میشود و متاسفانه حتی بعد از رسیدن به ایران، وضعیتشان بهتر نمی‌شود و سوءاستفاده از آنها در ادامه توسط کارفرماها ادامه پیدا می‌کند، متاسفانه می‌بینیم بعضی نهادهای دولتی که متکفل اجرای بخشی از خدمات شهری هستند، خواسته یا ناخواسته در مسیر استثمار این بچه‌ها قرار می‌گیرند.

در این باره مثال می‌زنید؟

سوءاستفاده از این کودکان را می‌توان در مسیر زباله‌گردی و تفکیک زباله دید. وقتی به انتهای این شبکه می‌رسیم می‌بینیم عوامل و کارفرماهایی مسئولیت این کار را به عهده دارند که در شهرداری‌های شهرهای بزرگ جا گرفته‌اند و بدون هر دغدغه‌ای از این بچه‌ها سوءاستفاده می‌کنند، حقوقی به آنها نمی‌پردازند، مواردی گزارش شده که به قطع عضو این کودکان یا ابتلا به بیماری‌های صعب‌العلاج منجر شده.

در سال‌های اخیر وضعیت کودکان مهاجر بهتر شده؟ آنچه از سوی مسئولان گفته می‌شود که این کودکان امکان تحصیل در مدارس را دارند، اجرایی می‌شود یا هنوز هم مشکلاتی وجود دارد؟

بخشی از مشکلات کودکان کار به غفلت‌هایی برمی‌گردد که در سال‌های ۸۳ و ۸۴ وجود داشت و تحصیل کودکان مهاجر در مدارس با مشکلاتی مواجه بود. این مساله باعث شد آنها از چرخه آموزش خارج شوند و به صورت ناگزیر وارد بازار کار شوند. خوشبختانه یکی از جدی‌ترین موانع تحصیل کودکان مهاجر در مدرسه، سال ۹۵ با اصلاحاتی که در قوانین و مقررات اتفاق افتاد و با مصوبه هیات دولت برطرف شد و این کودکان امکان این را پیدا کردند که در مدارس دولتی ثبت‌نام کنند. اما آن محدودیت‌های گذشته که حدود ۱۵ سال وجود داشت، آثار خودش را خواهد داشت که به راحتی و ظرف کوتاه‌مدت نمی‌توانیم این آثار را از بین ببریم و طول می‌کشد که این افراد دوباره سوادآموزی داشته باشند. مهمترین مساله این است که به این کودکان از نظر آموزش و امکانات رفاهی رسیدگی کنیم و آنها را جزو فراموش‌شدگان قرار ندهیم در غیر این صورت باید منتظر آسیب‌های اجتماعی جدی باشیم که چون به آنها وارد شده، ممکن است متعاقبا به جامعه وارد شود. ما در خیلی از مسائل، شکافی را ایجاد کرده‌ایم که باعث شده بسیاری از خانواده‌های مهاجر به دلیل اطمینان از عدم حمایت و حتی برخوردهای خشن به خودشان اجازه نمی‌دهند درخواست کمک داشته باشند. باید جامعه ما با این افراد مهربان‌تر باشد و طبیعتا آنها هم در آینده با جامعه‌ای که به آنها نیکی کرده مهربان خواهند بود.

برای کمتر شدن آسیب‌هایی که در این گفتگو به آنها اشاره کردید، چه کارهایی باید در اولویت قرار بگیرد؟

 خوشبختانه می‌بینیم که از سال ۹۲ به بعد، نگاه به آسیب‌های اجتماعی منطقی‌تر شده، توجه به علت‌ها به جای برخورد با معلول بیشتر شده و اینها اتفاقات خوبی است. در عین حال کارهای زیادی هست که باید انجام شود مانند این که توجه رسانه‌ها بیشتر از گذشته به مبحث کار کودک جلب شود و درباره ممنوعیت کار کودکان زیر ۱۸ سال چه ایرانی، چه افغان و پاکستانی و … اطلاع‌رسانی کنند، مسئولیت اجتماعی و انسانی افراد جامعه را به آنها یادآور شوند تا افراد و بنگاه‌ها خودشان تمایلی در به کار گیری کودکان نداشته باشند. نیاز داریم یک بمباران اطلاعاتی درباره کودکان کار و کار کودک داشته باشیم، در صورت نیاز درباره نهادهای متخلف افشاگری شود، ضعف‌های قانونی در این زمینه نشان داده شود و مسئولان برای برطرف کردن این ضعف‌‌ها وارد کار شوند.

بعضی از مسئولان می‌گویند قوانین حمایتی کافی هستند.

باید کارهای تحقیقی و پژوهشی در این زمینه انجام شود تا نقاط ضعف قوانین مشخص شود، در عین حال اگر می‌گویند قوانین کافی هستند، نظارت بیشتری بر اجرای آنها داشته باشند نه این که به وضوح ببینیم نهادهای دولتی و خصوصی از کودکان بهره‌کشی می‌کنند. همچنین از کارهای مهمی که لازم است انجام شود این است که از نهادهای مدنی بیشتر از گذشته کمک گرفته شود. در عین حال به عنوان یک فعال اجتماعی که سال‌ها با خانواده‌های پناهنده در ارتباط بوده‌ام از مسئولان تقاضا دارم تفکیک‌های غیرمنصفانه در بهره‌مندی از خدمات و امکانات شهری را حذف کنند، خدمات مشاوره‌ای، حمایتی، بهداشتی و سلامتی را از کودکانی که نیازمند هستند دریغ نکنند و به آنها فارغ از ملیت نگاه کنند. ما الان قوانینی درباره مهاجران داریم که نیازمند به روزرسانی و اصلاح است تا از این افراد حمایت‌های بیشتری انجام شود. وقتی کودکان کار مهاجر در معرض آسیب‌های اجتماعی قرار می‌گیرند از کمترین حمایت‌های اجتماعی برخوردارند و جداسازی‌هایی که در دریافت خدمات اجتماعی وجود دارد باعث می‌شود بخش زیادی از این بچه‌ها از دریافت خدمات لازم محروم بمانند در حالی که آنها گناه و تقصیری در مهاجر بودنشان ندارند، فقط کودکانی هستند که باید کودکی کنند و مورد حمایت باشند.

اهدای کتاب به کودکان مراکز آموزش پایه حامی

به مناسبت روز جهانی کتاب و کتابخوانی ، در مراکز آموزش پایه حامی در تهران ( جنت آباد و شورآباد) به کودکان کتاب هایی متناسب با سن آن ها اهدا شد. در این روز  درباره اهمیت کتابخوانی و مطالعه توضیحاتی توسط آموزگاران و مدیران مراکز ارائه شد.

همچنین در مرکز شورآباد مسابقه نقاشی میان دانش آموزان با توجه به مفاهیم کتاب هایی که مطالعه کرده بودند برگزار شد.

 

photo_2017-04-10_14-45-48

 

photo_2017-04-10_14-51-08

برگزاری مراسم جشن نوروز ۹۶ و استقبال از بهار در مراکز آموزش پایه حامی

در روزهای پایانی اسفندماه، مراسم جشن نوروز باستانی ۹۶ و استقبال از بهار در مراکز آموزش پایه حامی در مشهد، سمنان، قم ، تهران – شورآباد و تهران – جنت آباد همراه با برنامه های متنوع و شاد، آموزش و آشنایی با سنت های نوروزی و سفره هفت سین، اهدای خوراکی، عیدی و هدایای متنوع برگزار گردید.

jashne norooz mashhad 96

این جشن ها که با همکاری دانش آموزان و آموزگاران جهت تزیین سفره هفت سین و محیط مدرسه، اجرای سرود و شعرخوانی، درست کردن درخت و بالن آرزوها و بسیاری فعالیت های جذاب دیگر که در هر یک از مراکز با ابتکار و ذوق همکاران انجمن حامی برگزار گردید، جهت آشنایی کامل دانش آموزان با تاریخ و رسوم کهن کشورهای ایران باستان از جمله ایران و افغانستان بود. 

Jashne norooz qom 96

Jashne Norooz - Jannat Abad 96

گفتنی است در حاشیه این مراسم ها جوایزی به دانش آموزان برتر نیمسال اول اهدا گردید. همچنین هدایای نفیس (شامل کفش، پیراهن، تیشرت، جوراب، مانتو، شال و غیره) و عیدی های شیرین که توسط خیرین محترم اهدا گردیده بود، میان دانش آموزان توزیع شد تا در آستانه جشن نوروز ، لبخند گرمی بر لبان دانش آموزان بنشیند و با دلی شاد به استقبال سال نو روند.

Jashne norooz shour abad 96

در مرکز سمنان مراسم بسیار شادی با حضور عمو نوروز برگزار گردید.

jashne norooz semnan 96

همچنین بسیاری از دانش آموزان فرصت یافتند تا با ارائه و فروش دست سازه های خود که در کلاس های مهارت آموزی انجمن حامی ساخته بودند، با انگیزه و شوق بیشتری در فعالیت های توانمندسازی برای سال جدید همراه شوند.

photo_2017-04-03_12-32-58

تجربه یک کارمند بانک از درس دادن به کودکان مهاجر

آقای محمود طالبیان وبلاگ نویسی است که در بانک مشغول به کار است. او در یکی از نوشته های وبلاگ خود به تجربه نحوه تدریس خود به کودکان مهاجر و پناهنده اشاره می کند که کاملاً داوطلبانه و بی چشمداشت انجام داده است.

تجربه آقای طالبیان را به قلم خود او می خوانیم :

 

سالیانی قبل در شعبه بازار زرین شهر بودم ، شعبه نسبتا شلوغی بود. نمی دانم
به چه دلیلی یک دفعه مهاجران پاکستانی در شهر زیاد شدند و…  .هر از گاهی
زنانی نوزاد به بغل و دختر و پسرکانی ژولیده و معصوم به شعبه  می آمدند
برای تکدی گری !. اسفندی دود میکردند وبه پروپای  ما و مشتریان می
پیچیدند و وظیفه حکم میکرد که از شعبه به بیرون هدایت شوند . اما کودکان
همیشه بی نصیب نمی ماندند و کمکی بسیار ناچیز به آنها می کردم و شاید به
همین دلیل آنها سمج تر بودند . از قضا خواهر زاده ام که  کلاس اول
ابتدایی بود همسن آنها بود و چون فاصله زیادی با هم نداشتیم وظیفه کمک
کردن به دروس ایشان با من بود. روزی که دفتری برای ایشان تهیه کرده بودم
و درون شعبه بودم باز سرو کله کودکان مهاجر پیدا شد سه تا بودند یک دخترو
دو پسر . ناخوداگاه از یکی آنها پرسیدم سواد دارید و فقط میخندیدند و
یعنی نه .  سریع سر خط هایی در دفتر کشیده بودم با مدادی به دخترک دادم
و گفتم اگر مثل اینها یک صفحه کشیدی به تو جایزه میدهم چشمانش می درخشید
و سر دفتر دعوا بود . شعبه معمولا شلوغ بود یک لحظه متوجه شدم که روی
نیمکت آخر شعبه نشسته اند و پسرها گاهی شیطنت میکردند. نزدیکی های ظهر
دیدم دفتر را آورد و گفت جایزه . یک صفحه نوشته بود هرچند بد ولی نوشته
بود ! و کلید یک حرکت زده شد فردا برای هرسه دفتر خریدم و مداد و پاکن
و… و سرخط  مینوشتم و ظهر  می آمدند و هدیه ناچیزی میگرفتند , تا همین جا
بگویم که عمده نوشتار را و جمع تفریق را فرا گرفتند .  هرگز آدرسشان را
نگفتند . گویی رازی مگو بود . اسمشان را نیز نپرسیدم ! فقط یادم مانده
اسم یکی از آنها عبدالفرید بود لهجه بدی داشتند و… . میخواستم تا انتها
به شان درس بدهم ولی با همان سرعتی که آمده بودند , رفتند ناپدید شدند حتی
خداحافظی هم نکردیم  دیگر ندیدمشان . یادم میاید دخترک دفترش را چنان به
سینه چشسبانده بود گویی ارزشمند ترین دارایی اش بود .و مدادهایش را مرتب
داشت برخلاف پسرها ، خیلی دلم میخواهد ببینم چه شدند . امیدوارم که عاقبت
به خیر و سقید بخت شوند.

به نقل از :

http://fekrenovin.blogfa.com/post/360/%D8%AF%D8%B1%D8%B3-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86-%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%AC%D8%B1%C2%A0%C2%A0-

برگزاری مراسم اختتامیه پروژه پیشگیری از خشونت در قم

مراسم اختتامیه « طرح تقویت خانواده سالم و پیشگیری از خشونت های خانگی در جامعه پناهندگان افغانستانی در ایران» به میزبانی انجمن حمایت از زنان و کودکان پناهنده (حامی) با حضور مسئولین اداره کل اتباع و مهاجرین خارجی استان قم و کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان روز پنج شنبه ۱۹ اسفند در دانشگاه مفید قم برگزار شد.

HAMI UNHCR

این طرح که به همت انجمن حامی در فاصله سالهای ۱۳۹۱ – ۱۳۹۳ در چهار استان تهران، مشهد، قم و کرمان صورت گرفته است ۲۲۰ مربی و تسهیل گر اجتماعی مهاجر مشارکت داشته اند.

 فاطمه اشرفی، مدیر انجمن حامی ضمن خوش آمدگویی به مهمانان و تسهیلگرانی که در جلسه حضور داشتند، اظهار داشت: بر مبنای تعاملات مستقیم ما با جامعه مهاجر و پناهنده مقیم ایران، تصمیم گرفته شد تا با هدف ارتقای آموزش و آگاهی میان خانواده های افغانستانی این طرح اجرا گردد. وجود آمار نگران‌کننده از فراوانی و سطح خشونت خانگی در میان خانواده‌های پناهندگان افغانستانی در ایران و پایین بودن سطح آموزش زنان ما را بر این داشت تا به بررسی راهکارهای مناسب برای آموزش و کاهش خشونت خانگی در میان این جامعه با استفاده از توانمندی‌های خود جامعه محلی پناهندگان بپردازیم و نتایج مطلوبی نیز کسب کنیم.

 در این طرح ما با استفاده از مدل خوشه ای اقدام کردیم، بنابراین با مشارکت بیش از ۲۰۰ نفر از جوانان تحصیلکرده و فعال جامعه مهاجر این آموزش ها را به عمق جامعه مهاجر انتقال دادیم. وی افزود: این جوانان پس از آموزش کامل توسط اساتید زبده در زمینه های روانشناسی، حقوق خانواده، حقوق زن در اسلام، مهارت های زندگی و کنترل خشم؛ با تشکیل گروه های کوچکی در جامعه این آموزش ها را به بیش از ۱۲۰۰۰ هزار مهاجر انتقال دادند. وی افزود: مهمترین دلیل موفقیت  این پروژه همکاری جوانان با استعدادی بود که با انگیزه و دغدغه های اجتماعی خود مشارکت داشتند.

خانم استفانی رنویل، مدیر ارشد برنامه ریزی کمیساریای سازمان ملل متحد در امور پناهندگان نیز در این مراسم با بیان این مطلب که کمیساریای سازمان ملل متحد همواره همبستگی اش را با دولت جمهوری اسلامی ایران در راستای ارائه خدمات به پناهندگان اعلام داشته است، بیان کرد: جمهوری اسلامی ایران به عنوان یکی از بزرگترین کشورهای مهاجر پذیر که نزدیک به ۴۰ سال پذیرای پناهندگان بوده و خدمات بی نظیری به پناهندگان و مهاجران ارائه داده است، خدمات ایران به پناهندگان طی سالهای گذاشته یک نمونه کامل است و ایران میتواند الگویی برای دیگر کشورهای پناهنده پذیر در جهان باشد. وی افزود: طبق آمار های ارائه شده پناهندگان افغانستانی در ایران از نظر دریافت خدمات آموزشی در سطح قابل قبولی قرار دارند. مدیر ارشد برنامه ریزی آژانس پناهندگان سازمان ملل متحد در پایان اظهار داشت: کمیساریای سازمان ملل افتخار داشته که در سال ۲۰۱۶ در تاسیس مرکز خدمات اجتماعی به پناهندگان، توسط انجمن حامی در استان قم مشارکت داشته باشد، و امیدوار است این همکاری ها در ارائه هرچه بهتر خدمات و آموزش های مهارت های زندگی به جامعه بزرگ مهاجر و پناهنده افغانستانی مقیم ایران مؤثر باشد. وی همچنین از فاطمه اشرفی برای ارائه ی خدمات ارزشمند انجمن حامی به پناهندگان افغانستانی ساکن در ایران تشکر و قدردانی کرد.

HAMI Ashrafi

گفتنی است یکی از بخش های مهم این مراسم شامل بیان تجربیات مثبت توسط جوانان تسهیلگر افغانستانی، درباره دستاوردهای شخصی و اجتماعی آنان از مشارکت در طرح تقویت خانواده سالم و کاهش خشونت خانگی بود. در این مراسم از اساتید این دوره آموزشی و همچنین تسهیلگران با اهدای لوح هایی تقدیر به عمل آمد.

HAMI BAFIA

از دیگر بخش های این مراسم، برگزاری نمایشگاه دست سازه ها و آثار هنری دانش آموزان مهاجر و پناهنده مرکز آموزش پایه حامی در قم بود که با استقبال بسیار خوبی از جانب مهمانان روبرو شد.

5955396_509

HAMI

عکس ها از : محمد شایگان – خبرنگار و  عکاس خبرگزاری باشگاه خبرنگاران جوان

مرحله سوم خدمات بیمه‌ای مهاجران افغانستانی در ایران به زودی آغاز می‌شود

نماینده کمیساریای عالی سازمان ملل متحد گفت: به زودی مرحله سوم خدمات پوشش بیمه‌ای برای مهاجران خارجی و اتباع افغانستانی در ایران اجرایی می‌شود.

به نقل از خبرگزاری فارس در یزد، «سیوانکا داناپالا» نماینده کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در اختتامیه «چهارمین جشنواره ملی افغانستان شناسی» در یزد با اشاره به خدماتی که  ایران به اتباع خارجی به ویژه اتباع افغانستانی ارائه داده است، اظهار داشت: خدمات آموزشی و درمانی از مهم‌ترین و شاخص‌ترین اقدامات ایران برای پناهندگان و مهاجران است.

وی عنوان کرد: در حال حاضر دانش‌آموزان از پرداخت شهریه مدارس معاف شده‌اند که این اقدام برای مهاجران بسیار حائز اهمیت و ارزشمند است.

داناپالا در مورد بیمه مهاجران نیز بیان کرد: از چندی پیش مهاجران افغانستانی به خدمات بیمه‌ای دسترسی پیدا کرده‌اند و به زودی مرحله سوم خدمات پوشش بیمه‌ای به آنها نیز آغاز می‌شود.

وی با اشاره به اینکه ایران برای آموزش و فرهنگ‌سازی اتباع خارجی اهمیت بسیاری قائل می‌شود، عنوان کرد: اقدامات فرهنگی انجام شده توسط  ایران برای اتباع و مهاجران خارجی به ویژه افغانستانی‌ها بیشتر از موارد رفاهی است.

وی تصریح کرد: به طور قطع توجه به آموزش و فرهنگ‌‌سازی تا حد زیادی می‌تواند از تبعات منفی مهاجرت‌های پی در پی آوارگان بکاهد و از معضلات اجتماعی تا حد چشمگیری جلوگیری کند.

گرامیداشت روز درختکاری در مراکز آموزشی حامی

روز درختکاری بهانه‌ای است تا با کاشت نهال و گلی ، نماد سبزی و شکوه طبیعت را یادآور شویم و قدمی برای حفظ محیط زیست برداشته و آن را احیاء کنیم. در همین راستا، روز ۱۵ اسفند ۹۵، دانش آموزان مهاجر افغانستانی در مراکز آموزشی حامی در تهران، مشهد، سمنان و قم نیز به سهم خود و با دستان پرمهرشان نهال ها و گل های رنگارنگی در باغچه ی کوچک مدرسه کاشتند تا بیاموزند که درختان سمبل حیات هستند و به یاد داشته باشند که در هرکجای این کره ی خاکی بودند سرسبزی طبیعت را فراموش نکنند.

photo_2017-03-05_17-15-30

در مراسم جشن درختکاری فعالیت های گروهی شامل کاشت نهال توسط دانش آموزان، نقاش دیواری با موضوع درخت و طبیعت و همچنین خواندن اشعاری با موضوع درختکاری و حفظ طبیعت توسط دانش آموزان انجام گرفت.

photo_2017-03-07_11-07-29

بازدید نماینده یونیسف مرکز آموزشی حامی واحد مشهد

نمایندگان بخش آموزش سازمان یونیسف از مرکز آموزش پایه حامی در مشهد در تاریخ ۹ اسفند ۹۵ با هدف مشاهده فعالیت های حمایتی، آموزشی و تحصیلی که در برای کودکان مهاجر و پناهنده بازمانده از تحصیل ارائه می شود، بازدید کردند.

در این جلسه مدیر مرکز حامی در مشهد در خصوص تلاش های چند ساله انجمن حامی در راستای اجرای فرمان رهبری  و فراهم آمدن دسترسی همه ی کودکان افغانستانی به آموزش همگانی، و همچنین پیگیری های همه مراکز انجمن در امر هدایت دانش آموزان بازمانده از تحصیل به سمت مدارس دولتی توضیحاتی ارائه داد.

UNICEF HAMI Education

در این بازدید خانم سارا یاسان از تلاش  های انجمن حامی در جهت خدمت رسانی در حوزه آموزش کودکان تشکر نمود. وی همچنین ضمن بازدید ازکلاس های درسی و همچنین نمایشگاه فعالیت های هنری و مهارت آموزی دانش آموزان دختر و پسر از توجه به مهارت آموزی و آموزش های جانبی مهارت های زندگی در کنار تحصیل ابراز خرسندی نمود.