بایگانی برچسب‌ها : زنان پناهنده

خبرنامه آذر/ دی۱۳۹۶

برای مطالعه هفتمین خبرنامه حامی (آذر/ دی- ۷/۹۶) روی لینک زیر کلیک کنید:

خبرنامه شماره۷- آذر دی ۹۶

زنان ایرانی برای ازدواج با اتباع خارجی مجوز بگیرند

سخنگوی سازمان ثبت احوال کشور گفت: همه زنان ایرانی که با اتباع خارجی ازدواج می‌کنند، حتما باید از استانداری‌ها مجوز یا پروانه ازدواج با اتباع خارجی را بگیرند .

سیف الله ابوترابی روز یکشنبه در گفت‌و‌گو با خبرنگار ایرنا افزود: استانداران از سوی وزیر کشور این اختیار را دارند که برای زنان ایرانی که با مردان اتباع خارجی ازدواج می‌کنند، مجوز یا پروانه ازدواج صادر کنند .
وی خاطرنشان کرد: حسن گرفتن این مجوز این است که این زنان ایرانی می‌توانند برای فرزندان خود که حاصل ازدواج با اتباع خارجی است، گواهی ولادت اتباع خارجی دریافت کنند.

سخنگوی سازمان ثبت احوال گفت: فرزندان حاصل این نوع ازدواج اگر ۱۸سال داخل ایران بمانند و تا یک بعد از آن نیز به خارج از کشور نروند و این موضوع نیز توسط نیروی انتظامی و دیگر مسئولان ذیربط تأیید شود، می‌‌توانند تابع دولت ایران شوند .وی ادامه داد: فرزندان حاصل از ازدواج زنان ایرانی به شرط اینکه این ازدواج‌ها دارای مجوز باشد می‌توانند از همه خدمات قابل ارائه برای اینگونه افراد مانند آموزش‌و‌پرورش استفاده کنند .

به گزارش ایرنا براساس بند ۲ ماده ۹۷۶ قانون مدنی، اطفالی که پدر آن‌ها ایرانی است اعم از اینکه در ایران یا خارجه متولد شده باشند ایرانی محسوب می‌شوند و برای آن‌ها شناسنامه صادر می‌شود. همچنین براساس ماده ۱۲ قانون ثبت احوال نیز ولادت اطفال ایرانیان مقیم خارج از کشور باید به مأمور کنسولی ایران در محل اقامت و اگر نباشد به نزدیکترین مأمور کنسولی و یا به سازمان ثبت احوال کشور اعلام شود .
در تبصره ماده ۱۵ قانون ثبت احوال نیز آمده است، مهلت اعلام ولادت ۱۵ روز از تاریخ ولادت طفل است، روز ولادت و تعطیل رسمی بعد از آخرین روز مهلت به حساب نمی‌آید و در صورتیکه ولادت در حین سفر زمینی یا هوایی یا دریایی رخ دهد مهلت اعلام آن از تاریخ رسیدن به مقصد محسوب می‌شود .

در استان‌هایی مانند سیستان و بلوچستان خانه‌های بهداشت، شوراها، دهیاران و به‌ورزان ادارات ثبت احوال را برای ثبت وقایع حیاتی کمک می‌کنند.

چنانچه در نقطه‌ای از کشور این چهار عامل برای کمک به ثبت احوال نباشد عضو دیگری به نام ثبت یار (یاوران ثبت) برای ثبت ولادت و وفات به کمک ادارات ثبت احوال می‌آیند. در حال حاضر ۹۹/۸ درصد از ولادت‌ها و فوت‌ها در مهلت قانونی (ولادت ۱۵ روز و فوت ۱۰ روز) ثبت می‌شود و در هیچ استانی میزان ثبت دو واقعه ولادت و وفات کمتر از ۹۹ درصد نیست.

منبع: ایرنا

 

کودکان کار از «ون» می‌ترسند

میزگرد «ایران»  با مسئولان و کارشناسان درباره اجرای بحث برانگیز  طرح «ساماندهی و جذب کودکان کار  و خیابان»

مریم جهان‌پناه

طرح «ساماندهی و جذب کودکان کار و خیابان» از اواسط شهریور آغاز شده است. مجریان این طرح استانداری، فرمانداری و شهرداری تهران هستند و بهزیستی هم به عنوان سازمان همیار و پذیرنده بچه‌های جذب شده با آنها همکاری می‌کند.نحوه  اجرای این طرح به اعتراض‌های رسانه‌ای بسیاری دامن زد. فعالان حوزه کودک گزارش دادند مأموران شهرداری با «ون»‌های مخصوص، بچه‌ها را در خیابان دنبال می‌کنند و آنها را با اجبار به مراکز اقامتی بهزیستی می‌برند. مراکزی مثل یاسر و بهاران. همین فعالان  در گفت‌وگو با رسانه‌ها اعلام کردند در بازدیدشان از این مراکز بچه‌های جمع‌آوری شده در وضعیت نامناسبی نگهداری می‌شده‌اند و با تضرع و گریه از آنها خواسته‌اند نزد خانواده‌هایشان برگردند. روزنامه ایران در میزگردی به واکاوی ابعاد مختلف طرح، دلایل اجرای ضربتی آن و ارائه راهکارهای جایگزین برای متوقف کردن چرخه بازتولید کودکان کار پرداخت اما میهمان‌های حاضر در میزگرد بیشتر از اینکه به فکر راهکارها باشند تلاش کردند نوک تیز انتقادات را متوجه دیگری کنند.«روزبه کردونی، مدیر کل دفتر امور آسیب‌های اجتماعی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی»، «احمد خاکی، معاون اجتماعی بهزیستی استان تهران»، «رضا قدیمی، مدیر عامل سازمان خدمات اجتماعی شهرداری تهران»، «فاطمه اشرفی، مدیر عامل انجمن حامی (حمایت از زنان و کودکان پناهنده)»، «طاهره پژوهش، فعال حقوق کودک» و «میترا امام، فعال حقوق کودک و عضو شورای اجرایی انجمن پرنده درخت کوچک»در این میزگرد حضور داشتند.

«ایران»: طرح جذب، ساماندهی و شناسایی کودکان خیابان سال‌هاست که در کشور اجرا می‌شود اما این بار با مخالفت‌های زیادی روبه‌رو شد. به‌نظر شما چه عاملی باعث این حجم از مخالفت‌ها شد؟
اشرفی: فکر می‌کنم قبل از اینکه وارد بحث شویم بهتر است به چند فرضیه مشترک اشاره کنم تا به یک اتفاق‌نظر مشترک برسیم. به هر حال کودکان که گروه هدف و مخاطبان اصلی ما هستند آسیب‌پذیرترین قشر اجتماع هستند که باید مورد حمایت همه‌جانبه قرار بگیرند. چراکه براساس قانون اساسی و نظام اجتماعی عمومی، ورود کودکان به عرصه کار و خیابان نشان از یک اختلال اجتماعی یا اقتصادی دارد. همچنین نشان دهنده این است که یک نوع کاستی در مسیر طبیعی رشد کودک ایجاد شده است. از طرفی آسیب‌های جدی، پایدار و مزمنی همراه با ورود کودک به خیابان ایجاد می‌شود که نه فقط این کودک بلکه جامعه پیرامون را نیز متأثر می‌کند.اما متأسفانه امروز در جامعه روز‌به‌روز شاهد بالا رفتن نرخ کودکان کار و خیابان هستیم و این قضیه نه فقط در تهران بلکه در شهرهای کوچک هم خودش را نشان می‌دهد. بخشی از این اتفاق می‌تواند ناشی از گسترش حاشیه‌نشینی باشد یا وابسته به مهاجرت‌ها و اختلالاتی که در نظام اقتصادی ایجاد شده که موجب می‌شود کودک همراه با خانواده به شهر آمده و به دلیل نا سازگاری با جامعه محلی کم‌کم به سمت بازار کار کشیده شود. وزارت کشور در هفته‌های اخیر، براساس اداره فوریت‌های خدمات اجتماعی که استناد می‌کند به «مصوبه ۸۰ نشست اجتماعی کشور سال ۹۳ با موضوع ساماندهی متکدیان و آسیب‌دیدگان اجتماعی» شروع کرده به جمع‌آوری بچه‌هایی که سر چهارراه‌ها هستند و ما به عنوان یک آسیب به آنها نگاه می‌کنیم و بودن آنها در خیابان برای ما هم نگران کننده است. در یک طرح عجولانه، غیرکارشناسی و بدون مطالعه این بچه‌ها را جمع می‌کنند. البته دوستان معتقدند جذب است نه جمع‌آوری ولی حالا اگر بخواهیم متعادل بیان کنیم و بین دستگیری و جذب انتخاب کنیم می‌گوییم جمع‌آوری. به هرحال چیزی که ما نگران آن هستیم یکی چالش‌هایی است که در این طرح وجود دارد چون به نظر می‌رسد نگاه و رویکرد این طرح یک نگاه کاملاً فیزیکی، غیرکارشناسی اجتماعی و یک نگاه سخت‌افزاری است. در واقع ما برای حل یک مسأله و پدیده اجتماعی رویکردی امنیتی اتخاذ کرده‌ایم. متأسفانه این طرح از سال ۸۴ با اشکالاتی که دارد به طور متناوب اجرا می‌شود. یعنی یک هفته بچه‌ها جمع‌آوری و بعد کودکان چند روزی در مراکز اقامتی نگهداری می‌شوند و دوباره برمی گردند به خیابان.

حتی آمار نشان می‌دهد که برخی کودکان برای بیستمین بار به مرکز آورده شده‌اند که این می‌تواند نشان‌دهنده این امر باشد که یک بخشی از کار اشکال دارد.یعنی یا مشکل خانواده استمرار پیدا کرده یا زور و اجبار باندهاست و…و در کل نشان‌دهنده این است که ما نه در شناسایی باندها که بچه‌ها قربانی آن بودند موفق بوده‌ایم، نه ساماندهی اجتماعی مناسبی از آن خانواده‌ای که کودک در آن زندگی می‌کند به عمل آورده‌ایم.مشکل این طرح این است که تنها در فاز اول که مرحله جمع‌آوری است می‌ماند و دستاوردهایی که در طول این سال‌ها انجام شده هیچ کدام مورد استفاده قرار نمی‌گیرد.ما نگران این داستان هستیم که خیلی وقت‌ها این طرح‌های پر سر و صدا شروع می‌شود ولی تاریخ مصرف‌های مقطعی دارد که به نتیجه نمی‌رسد و در واقع با این کار ما آسیب را مزمن و عمیق‌تر می‌کنیم.

«ایران»: یعنی مشکلات کودکان و آسیب‌هایی که وجود دارد با اجرای این‌گونه طرح‌ها عمیق‌تر می‌شود؟
اشرفی: بله به نظرم زیرزمینی‌تر می‌شود.

«یران»: آیا تاکنون ضعف‌ها و نقاط قوت این‌گونه طرح‌ها آسیب‌شناسی شده؟ ببینید الان ما عملاً می‌بینیم که خیلی از این کودکان کسانی هستند که خانواده نگران است که حتی این بچه‌ها را به مدرسه بفرستد چون خیلی از کسانی‌که در این طرح دستگیر شده‌اند کارت حمایت تحصیلی، پاسپورت و… دارند یعنی ما آن اعتمادی را که تلاش می‌کنیم کودکان اتباع در جامعه ایرانی پیدا کنند از آنها سلب می‌کنیم. پاک کردن اصل مطلب و صورت‌مسأله موجب می‌شود در آینده با انبوهی از نوجوانانی روبه‌رو شویم که مجموعه‌ای از عقده‌های فروخورده هستند که هیچ جا میدان بروز پیدا نکرده‌اند.

کردونی: موضوع بحث میزگرد روزنامه ایران درباره طرحی است که در تهران در حال اجرا است. لذا نمی‌خواهم در رابطه با حمایت اجتماعی از کودکان کار و خیابان و راهکارهای مواجهه با این مسأله صحبت کنم. می‌خواهم درباره طرحی که الان در حال اجراست شفاف بگویم که نظر ما چیست. براساس آنچه در مصوبه فرمانداری تهران قید شده است، این طرح ویژه متکدیان و معتادان متجاهر است پس جامعه هدف طرح، معتادان متجاهر و متکدیان است به هیچ عنوان اسمی از کودک در این مصوبه نیست ونیامده. ولی در اجرای این طرح، کودکان هم مورد شمول این طرح قرار گرفتند که اینجا محل جدی اعتراض وزارتخانه است که اعلام کردیم باید کودکان کار و خیابان از شمول این طرح جدا شوند.

«ایران»: یعنی دراین طرح سن تعریف نشده؟

کردونی: توضیح می‌دهم، ببینید ما دو آیین نامه داریم، یکی آیین نامه ساماندهی متکدیان که تعریف کرده که متکدی، ولگرد و بی‌خانمان چه کسانی هستند. این آیین‌نامه وظیفه شهرداری را سه چیز تعریف کرده. شهرداری موظف است نسبت به شناسایی و جمع‌آوری وتحویل افراد موضوع این مصوبه به مجتمع اقدام کند که در واقع مجری جمع‌آوری این افراد شهرداری بوده. اما در آیین‌نامه ساماندهی کودکان خیابانی که ما عنوان آن را به شورای حمایت اجتماعی از کودکان کار و خیابان تغییر دادیم، اصلاً جمع‌آوری کودک نداریم و قرار نیست کسی کودک را با «ون» جمع‌آوری کند. در واقع اول باید تحت عنوان فرآیند جذب، کودک خیابان توسط مددکار شناسایی و با او ارتباط ایجاد شود تا اعتمادش جلب شود و بعد به او خدماتی که قرار است ارائه شود و درنهایت وارد فرآیند توانمند‌سازی شود. سازمان بهزیستی با همکاری مؤسسات خیریه این کار را باید انجام دهد. بنابراین در این طرح فعلی نباید کودکان هم مورد شمول قرار می‌گرفتند که متأسفانه قرار گرفته‌اند. الان در مرکز یاسر از ۱۷۰ نفری که هستند تنها شاید ۱۰ نفر متکدی بودند. بنابراین اگر قرار است اجرای این طرح ادامه پیدا کند کودکان باید ازشمول آن خارج شوند. خب این نقد فنی و قانونی ما به طرح است.از طرفی، اسناد بالا دستی و تقسیم کار آسیب‌های اجتماعی می‌گوید که در بحث کودکان کار وزارت تعاون متولی است یعنی اگر در استان تهران فرمانداری می‌خواهد در حوزه کودکان وارد شود ما باید مطلع باشیم. نمی‌شود که مسئولیت را بدهید به یک وزارتخانه و ما از اجرای آن بی‌اطلاع باشیم.

«ایران»: این طرح مدت‌هاست اجرا می‌شود چرا الان معترض هستید؟

کردونی: آنچه الان در تهران اجرا شده مستند به مصوبه مرداد ماه فرمانداری تهران است.
«ایران»: یعنی معتقدید تداخلی دراجرای طرح‌ها صورت گرفته؟

کردونی: ببینید ما سه موضوع را باید جدا کنیم.آنچه وزارتخانه و بهزیستی درباره کودکان کار وخیابان انجام می‌دهد که چندین سال است دارد انجام می‌شود. ما در بحث بازماندگی از تحصیل کودکان ذیل کودکان کار در ۵ استان با بیش از ۱۲۰مؤسسه خیریه کار می‌کنیم پس آنچه درباره کودکان کار و خیابان انجام می‌شود یک مقوله است.

آنچه درباره معتادان متجاهر انجام می‌شود یک مقوله دیگراست و آنچه در تهران انجام می‌شود همان طرحی است که اشاره شد و اشکالاتی هم به آن وارد است.اول اینکه نباید کودکان را همراه با متکدیان و معتادان متجاهر جمع می‌کردند. نقدی دیگر که به آن وارد است این است که، شما که کودکان را جمع می‌کنید براساس آیین‌نامه، مراکز بهزیستی فقط ۲۱ روز می‌توانند آنها را نگهداری کنند. آنجا خدمات توانمند‌سازی باید ارائه دهند. خب اگر جمع کنید و قرار است بعد ۲۱ روز رهایش کنید پس چه اتفاقی می‌افتد؟ به نظر می‌رسد به طرح‌های این چنینی که قبلاً هم انجام شده یک نقد وارد است نه می‌گویم خوب و نه می‌گویم بد. اصلاً چند سطر به ما بدهند که این طرح ارزیابی شده و تأثیر اجتماعی آن دیده شده؟ و نقد بعدی اینکه از طرحی که با این ابعاد در شهر تهران قرار بود انجام شود ما مطلع نبودیم. از تمام «ان.جی.او»های کودک بپرسید کدام یک شریک تصمیم‌گیری بودند چه در اجرا و چه در تصمیم گیری؟ شما نمی‌توانید طرحی را در موضوع اجتماعی اجرا کنید بدون اینکه شرکای اجتماعی را در تصمیم‌گیری دخالت دهید.
پژوهش: سؤال این جاست که این فرآیند توانمند‌سازی واقعاً چطور اجرا می‌شود؟ طی این مدت که بچه‌ها به مراکز بهزیستی آمدند و رفتند ۱۶ هزار پرونده در مرکز یاسر داشتیم. آیا تا الان خود بهزیستی این طرح را مورد ارزیابی قرار داده که چند درصد بچه‌ها در واقع از چرخه کار خارج شدند؟
خاکی: بهزیستی چیزی در حدود ۷هزار و ۶۵۱ نفر کودک زیر ۱۸ سال چه دختر و چه پسر در مراکز دولتی، غیر دولتی و شبه خانواده نگهداری می‌کند که اکثر آنها بچه‌هایی هستند که با کمک شرکای اجتماعی، سازمان‌های مردم نهاد، مؤسسات و «ان.جی.او»‌ها کار می‌کنند و تمام استانداردهای لازم در آنها برای نگهداری کودک رعایت می‌شود.

شاید اصل سیاست بهزیستی در نگهداری فرزندان از ابتدا مراکز بود اما به‌دنبال شبه خانواده کردن و در واقع مرکززدایی بود. امروز هم در جهت واگذاری کودکان به خانواده تلاش می‌کند که اگر به آمار نگاه کنیم نسبت به سال قبل ۳۵ درصد افزایش فرزند خواندگی داشتیم چون معتقدیم فرزندان باید در کنار خانواده باشند یعنی در هر موضوعی به دنبال ایجاد مرکز و اینکه بچه‌ها را به مراکز ببریم نیستیم. سیاست بهزیستی مرکز زدایی است. اگر این تعداد کودک در مراکز ما نگهداری نمی‌شدند شاید حالا تهران بیش از اینها درگیر مشکلات بود. وارد جزئیات نمی‌شوم اما می‌گویم که از این ۷ هزار و ۶۵۱ نفر، هزار و ۱۰۰ نفر به خانواده واگذار شده و ۲ هزار نفر هم به‌صورت طرح امدادبگیر در اختیار دوستان و وابستگان قرار داده شده است. اما درباره کودکان کار، ببینید ما طبق آن استانداردها و بخشنامه‌هایی که به بهزیستی ابلاغ شده با کمک ۱۸ «ان.جی.او» بسته‌های خدماتی و حمایتی به کودکان ارائه می‌کنیم. آن چیزی که اشاره کردید ۱۶ هزار پرونده وجود دارد برای تک تک بچه‌ها پرونده با مشخصات آنها وجود دارد که اخیراً هم با کمک شهرداری دو سیستم اسکن قرنیه تعبیه شده. بازدید از منزل، ارزیابی روانی کودک و بررسی صلاحیت سرپرست کودک خیابان و… از دیگر کارهایی است که برای این کودکان انجام می‌شود. موضوع بسته سوم خدمتی ما مربوط به خدمات کاهش آسیب مثل راه‌های آموزش پیشگیری از ایدز و… است چون بسیاری از بچه‌ها با انواع بیماری‌ها روبه‌رو هستند. حتی «ان.‌جی‌او.‌ها» اعلام می‌کنند که ۸۰ درصد بچه‌ها به نوعی با یک بیماری روبه‌رو هستند آن هم به‌دلیل شرایط نامناسبی که قبلاً با آن روبه‌رو بودند. یعنی می‌خواهم بگوییم آنچه باید در قالب بسته‌های خدماتی و حمایتی انجام شود الان صورت می‌گیرد. در واقع می‌خواهم بگویم که ما برای اجرای این طرح با «ان.جی.او»‌ها جلسات مختلف تدوین آیین‌نامه داشتیم، علاوه براینکه «ان.جی.‌او»ها، مجری خیلی از برنامه‌ها هم در سیاستگذاری وهم در اجرا هستند آنگونه که می‌گویید نقش ندارند نیست. اتفاقاً «ان.جی. او»ها، سیاستگذار برنامه‌های ما هستند. این‌ها برای کودکان خیابانی است که ما برای شناسایی و جذب تخصصی برای آنها برنامه داریم و بگیر و ببند و دستگیری و… اصلاً وجود ندارد. اما درباره طرحی که الان مدتی است در حال انجام است، ببینید جلساتی در فرمانداری انجام شد تا به یک زبان مشترک برسیم. این برنامه تحت عنوان دستورالعمل وزیر کشور با موضوع راه‌اندازی «مجتمع فوریت‌های خدمات اجتماعی» شهر تهران در هفتادمین نشست شورای اجتماعی کشور مصوب شده و به استانداری و بعد به فرمانداری اعلام شده است. شما برگردید به یک ماه قبل که همه معترض بودند چرا بچه‌ها در خیابان هستند و حتی گزارش هایی شکل گرفت که علت این امر کم کاری دستگاه‌هاست و اجرا نکردن این بخشنامه باعث شده بچه در خیابان باشد و جالب اینکه خیلی از «ان.جی.او»‌ها هم معترض بودند که چرا کودکان در خیابان هستند.
«ایران»: نقدی که به طرح وارد است اینکه چرا در طرحی که برای متکدیان و معتادان متجاهر تدوین شده کودکان هم مورد شمول قرار گرفته‌اند؟

خاکی: توضیح خواهم داد. اتفاقاً در جلساتی که برگزار شد، جلسه معتادان متجاهر جدا بود، دررابطه با متکدیان هم جلسه برگزار شد یعنی برای کودکان متکدی که قدشان به ماشین هم نمی‌رسد و روز به روز قد آنها کوچک‌تر می‌شود و به نوعی ابزار هستند و مورد سوء استفاده قرار می‌گیرند. البته باندهایی هستند که در کنار اینها هستند و هیچ امکاناتی به بچه‌ها نمی‌دهند. این مباحثی بود که طرح براین اساس در فرمانداری شکل گرفت و چند جلسه اضطراری هم برای آن برگزار شد.

کردونی: هم موضع وزارتخانه را می‌گویم و هم موضع بهزیستی را، نباید کودکان خیابان مشمول این طرح می‌شدند.

خاکی: نه کودکان خیابان نبود.

کردونی: پس چرا شامل شدند؟

خاکی: توضیح می دهم.

کردونی: حرف ما این است اگر شده اشتباه بوده باید اصلاح شود تعارفی وجود ندارد. براساس بند یک مصوبه فرمانداری، می‌بایست جمع‌آوری معتادان و متکدیان آغاز می‌شد. آیین نامه ساماندهی متکدیان خیلی روشن تعریف کرده ولی در اجرا این انحراف صورت گرفته و از نظر من باید اصلاح شود.برای تداوم طرح نیز به فرمانداری ابلاغ شده کودکان کار از شمول طرح خارج هستند. به هر حال هر گونه طرح در مورد کودکان باید متکی بر سیستم جذب و توانمند‌سازی باشد.

«ایران»: پس شما معتقدید که نباید کودکان در طرحی که مربوط به جمع‌آوری معتادان متجاهر و متکدیان بود ورود پیدا می‌کردند ولی با جذب و شناسایی کودکان خیابان که طرح دیگری است مشکلی ندارید؟
کردونی: بله موضع ما درباره این طرح که اجرا شده مشخص شد. اما درباره کودکان کار وخیابان، ببینید در بحث کودکان کار وخیابان ما باید برنامه‌های حمایتی اجتماعی داشته باشیم. ما باید بپذیریم که پدیده کودک کار و خیابان پدیده‌ای نیست که تنها در ایران وجود داشته باشد بلکه در دنیا هم نمونه‌هایی دارد. من معتقدم سه رویکرد لازم است که هر کدام از این رویکردها یک سیستم سیاستی می‌خواهد اگر می‌گویید کودک تهدید محور است باید جمع کنید، اگر قربانی است باید به او حق مسکن و تغذیه دهید ولی اگر پذیرفتید کودکان کار و خیابان شهروندانی هستند که حق شهروندی آنها مورد تجاوز قرار گرفته است آن وقت ما نمی‌توانیم درمواجهه با یک پدیده پیچیده اجتماعی، اقتصادی و گاهی هم امنیتی موضوع را تقلیل دهیم به جذب یا جمع آنها از کف خیابان. اولاً باید فکر کنیم که علت‌های بروز کودک خیابان چیست و برای آن سیاست واحد داشته باشیم.یکی از سیاست‌هایی که ما اجرا کردیم باز گرداندن کودکان به تحصیل بود چون باورمان بر این است که یکی از علت‌های بازماندن از تحصیل بروز کودک کار و خیابان است. از طرفی یک واقعیت اجتماعی است و باید پذیرفت مگر دنیا توانسته آن را حل کند. سیستم حمایتی می‌خواهد یعنی این بچه‌ها باید از لحاظ بهداشتی، غذایی، آموزش وحقوقی مورد حمایت قرار گیرند.

قدیمی: ببینید اینها همه سخنرانی است. هر چه می‌خواهم چیزی نگویم نمی‌شود. این طرح‌ها همه کاغذپاره است. آقای کردونی شما فقط شعار می‌دهید. آیین‌نامه را دو سال در کشو گذاشتید و کاری نکردید، اگر من بودم و این وضعیت کودکان کار را می‌دیدم هوار می‌کشیدم.

کردونی: شما می‌گویید که قانون کاغذ پاره است؟

قدیمی: اگر نبود که در این دو سال اقدام می‌کردید، اگر اجرایی بود که این همه سال نمی‌ماند.
کردونی: ببینید تفکری که می‌گوید من آیین نامه را قبول ندارم و تقسیم کار را قبول ندارم و قانون کاغذ پاره است حتماً در اجرای طرح‌های اجتماعی موفقیتی کسب نمی‌کند. نمی‌توان قوانین کشور را کاغذ پاره خواند و بنا بر تصمیم شخصی اقدام اجتماعی کرد. نتیجه این اقدامات از پیش معلوم است که شکست خورده است.
قدیمی: ببینید در عمل این اتفاق افتاد که سر چهارراه‌ها دیگر متکدیان مرد و زن نمی‌آمدند کار کنند چون می‌دانستند گشت فوریت‌های اجتماعی می‌آید و اینها را جذب و در مراکز نگهداری می‌کند. کسی که درآمدش بین ۴۰۰ هزار تومان تا ۴ میلیون تومان است آن توانمند‌سازی هم برایش کاغذ پاره است. در کشوری که شغل نداریم به فرد سالم بدهیم، آیا کسی که ۴ میلیون درآمد دارد را می‌توانید توانمند کنید؟ اصلاً این شدنی است؟
پژوهش: یعنی متکدی ۴ میلیون تومان درآمد دارد؟

قدیمی: بله عکسش را هم دارم.می خواهم این را به مردم بگویید، ببینید آیین نامه‌ها ۳۰ سال بوده اجرا نشده، اگرنه وضع کودکان اینگونه نبود. مدد جو می‌آید بیمه نیست ما باید برویم بیمارستان و برایش میلیارد‌ها تومان پول خرج کنیم. سال گذشته دو و نیم میلیارد تومان سازمان ما به بیمارستان امام حسین تهران پرداخت کرد تا مددجویان را درمان کنیم.

کردونی: حرف‌هایتان را مستند کنید.

قدیمی: مستند می‌کنم. شما طبق قانون مددجویان را بیمه نکردید.

کردونی: مگر نگفتید قانون کاغذ پاره است؟

قدیمی: مغلطه می‌کنید.

کردونی: ببینید باید مبنای گفت‌و‌گو داشته باشیم، مبنای گفت‌و‌گو نظرات شخصی من و شما نیست.قانون و آیین نامه است که هیأت دولت آن را تصویب کرده نظرات شخصی من وشما نیست
قدیمی: ولی همان را هم اجرا نکردید.

کردونی: اتفاقاً این آیین نامه در دولت های نهم و دهم اجرانشد. در این دولت این شورا فعال شد نه تنها در سطح ملی بلکه در سطوح استان‌ها و شهرستان‌ها نیز فعال شد. در بیش از ۲۱ استان این شورا به‌عنوان عالی‌ترین شورای سیاستگذاری کودکان فعال شده است. البته خب شهرداری در جلسه شورای حمایت کودکان، شرکت نکرده است و لذا اطلاعی از روند امور ندارد. دوستان شهرداری پاسخ دهند چرا در جلسات شورای حمایت اجتماعی از کودکان شرکت نکرده‌اند؟

قدیمی: مگر می‌شود؟

کردونی: بله مستندات را ما اعلام خواهیم کرد.به مردم گزارش می‌دهیم.

پژوهش: بگویید چه کار کردید آقای قدیمی؟

کردونی: اگر کار شهرداری خوب بود چرا اعضای شورای شهر به شما تذکر دادند؟

قدیمی: خب تذکر در شورای شهر چیز طبیعی است.تذکر می‌دهند ما هم پاسخ می‌دهیم.

کردونی: کار شهرداری مورد نقد قرار گرفته، کارتان اشتباه بود این را بپذیرید.

قدیمی: ببینید ما مواجه شدیم با کودکان سر چهارراه که هیچ متولی‌ای ندارند، سنشان هم که روز به روز کمتر و قدشان هم کوتاهتر می‌شود. به مراجع قانونی اعلام کردیم که چه کنیم؟ چون ما وظیفه‌ای نداشتیم. رفتیم به استاندار گفتیم و ایشان گفتند آقای فرماندار وظیفه توست. گفتند چرا مصوبه مجتمع خدمات و فوریت‌های اجتماعی را اجرا نمی‌کنید آن را اجرا کنید.خب این دستورالعمل چه می‌گوید؟ می‌گوید هر مددجویی را دیدید باید غربالگری شود و هر سازمانی سهم خود را بردارد. مثلاً اگر اتباع است باید اداره اتباع تعیین تکلیف کند اگر بالای ۱۸ سال است شهرداری و اگر زیر ۱۸ سال است بهزیستی باید ساماندهی کند. ما به این کار اعتقاد داریم که کار درستی است قطعاً اشکالاتی هم دارد. در مداخلات اجتماعی در هر جای دنیا اشکالاتی هست. این آیین نامه‌ها کلیات را نوشته جزئیات را که ننوشته است.آیا جایی نوشته که کودک متکدی را چه کار کنید؟ درباره این خلأها باید تصمیم گرفت. خب با معتاد متجاهر بالای ۶۵ سال چه کنیم؟ چون بهزیستی تنها زیر ۶۵ سال را نگهداری می‌کند. برای وزارت بهداشت تکلیف شد که مرکزی برای آنها ایجاد کند. خب اگر مادر وکودک با هم بودند چه کار باید کرد؟ در آیین نامه‌ها اینها نوشته نشده است.
پژوهش: خب تقاضای قانون کنید.

قدیمی: آفرین، آمدند و در مجتمع خدمات و فوریت‌های اجتماعی تصمیم گرفتند که شهرداری مکانی مخصوص مادر و کودک ایجاد کند که ما چند مرکز مجهز کردیم و در اختیار گذاشتیم. ببینید دستور‌العمل تاج سر است ولی ذیل آن مواردی در جامعه هست که هیچ جا دیده نشده است.خب باید بین بد و بدتر یکی را انتخاب کنیم. من معتقدم که کثیف‌ترین کار این است که کار اجتماعی را سیاسی کنیم.
کردونی: یعنی بچه را باید با «ون» آورد؟

قدیمی: خب چه کار کنم پیاده بیاورم. «ون» صفر کیلومتر است.

«ایران»: چند درصد از این بچه‌ها با میل خودشان سوار «ون‌های شهرداری» می‌شوند؟
قدیمی: اینها اکثراً باندی کار می‌کنند ما چند نقطه در تهران داریم که بچه‌ها به‌صورت باندی کار می‌کنند.
پژوهش: چرا رئیس باندها را نمی‌گیرید؟چند نفر را دستگیر کردید؟
قدیمی: شما نگذاشتید کار به آنجا بکشد. تازه دو هفته است طرح شروع شده البته من هیچ کاره این بحث هستم.
کردونی: شما چرا فکر می‌کنید هیچ کاره اید؟

قدیمی: شما متأسفانه فقط شعار می‌دهید و سخنرانی می‌کنید. ما گوشمان از این حرفها پر است. ۳۰ سال است مدیر جمهوری اسلامی هستیم و از این صحبت‌ها زیاد شنیده‌ایم.الان نشسته‌اند می‌گویند این کار ایراد دارد، خب حرفتان درست از این به بعد چه کار کنیم؟

کردونی: اول اینکه کار غلطتان را اصلاح کنید و ادامه ندهید. بهتر است کاری انجام ندهیم تا یک کار غلط انجام دهیم.

قدیمی: کدام کار غلط؟

کردونی: چرا کودکان کار و خیابان را وارد موضوع متکدیان و معتادان متجاهر کردید؟
«ایران»: آیا بهزیستی قبول دارد این تداخل نباید صورت می‌گرفت؟

خاکی: بله.

قدیمی: این یک موضوع اجتناب‌ناپذیر است، خب یک فرد را می‌گیری هم معتاد است هم متکدی.
خاکی: آقای کردونی آن کودکی را که در خیابان هست شما به‌عنوان کودک خیابان می‌شناسید یا به‌عنوان کودک متکدی؟

کردونی: تا ما رویکردمان در مواجهه با آسیب‌های اجتماعی مشخص نشود حوزه مداخلاتمان هم روشن نمی‌شود، ما در حوزه کودکان کار و خیابان اول به یک اتفاق نظری نیاز داریم. اگر دوستان در شهرداری کودک خیابان را تهدید می‌دانند من تهدید نمی‌دانم، باید با هم صحبت کنیم اتفاقاً باید شعار دهیم که کودک تهدید نیست.وقتی رویکرد مشخص شد سیاست‌های ما روشن می‌شود.۱۱ دستگاه باید بیایند در حوزه کودکان برنامه داشته باشند.در این حوزه ما دو اقدام مهم انجام دادیم که یکی بحث بازماندگی از تحصیل آنها بود.
قدیمی: واقعاً چه کار کردید؟

کردونی: ما می‌دانیم چه کار کردیم. شهرداری چه کار کرده؟

قدیمی: ما ۴ مرکز داریم که ۸۰۰دانش آموز با هزینه رایگان دارند در آنجا تحصیل می‌کنند و درمان می‌شوند.شما چه کردید؟

کردونی: این میزگرد برای ارائه گزارش کار نیست. من تقاضا دارم در دو، سه محور سیاستگذاری شود.قدیمی: شما که سیاستگذار نیستید.

کردونی: اتفاقاً قوانین و دستورالعمل‌هایی که البته شما آنها را کاغذ پاره می‌دانید وزارت رفاه را سیاستگذار می‌دانند. شما آنقدر شجاعت نداشتید که مصاحبه کردید و گفتید شهرداری هیچ کاره است.
قدیمی: نه من مصاحبه نکردم، من هیچ حرفی نزدم.

کردونی: مصاحبه شما در شبکه‌های اجتماعی هست.

قدیمی: من می‌گویم شعار ندهید مدتی است فقط حرف‌های خوبی می‌زنید.

امام: ببینید تقریباً دو سال ما در خدمت وزارت رفاه بودیم و با جلساتی مداوم آیین‌نامه‌ای را تدوین کردیم برای حمایت‌های اجتماعی از کودک کار و در آن در نظر گرفته شد که وظیفه هر ارگانی در مقابل کودک کار چیست و چه کاری باید انجام شود. ما حتی آنقدر پیگیر این کار بودیم که شاید جلسات ما به ۸ ساعت در روز می‌کشید که این آیین‌نامه نوشته شود، بعد این آیین‌نامه در اختیار آقای کردونی قرار گرفت تا با ارگان‌های مختلف در تماس باشند که برخی این آیین‌نامه را امضا کردند و برخی امضا نکردند و متأسفانه این آیین‌نامه رها شد، بعد از چند سال تازه ما صحبت کردیم که چرا کلمه ساماندهی را به‌کار می‌برید مگر یک کودک مبلمان شهری است.خب حمایت از هر کودک، طبق پیمان‌نامه حقوق کودک که جمهوری اسلامی سال ۷۳ آن را امضا کرده وظیفه هر دولتی است البته فارغ از هر ملیت و قومیتی.سؤال من ازشما آقای کردونی این است که این حمایت اجتماعی و این آیین‌نامه الان کجاست و به چه مرحله اجرایی رسیده؟ ببینید شما دولت هستید و می‌توانید کار انجام دهید ولی من یک «ان. جی. او» هستم و در حد خودم می‌توانم کار انجام دهم بیشتر از آن نمی‌توانم. دلم می‌خواهد الان به‌طور شفاف بگویید که الان این آیین‌نامه به کجا رسیده است؟
کردونی: براساس آیین‌نامه همان طور که گفتید، متأسفانه ۴ دستگاه وظایف خود را تا الان نفرستاده‌اند.
«ایران»: کدام دستگاه‌ها؟

کردونی: وزارت بهداشت، صدا وسیما و وزارت کشور وظایف خود را نفرستادند، البته آموزش و پرورش هم آن چیزهایی که دوستان با زحمت فراوان تدوین کردند را تأیید نکرد که تأیید نکردن از لحاظ من این بود که به ما بگویند ما موافقیم و برود برای تصویب. مقرر شد ما در مرجع ملی، کمیته‌ای را تشکیل دهیم و قرار است حداکثر تا یک ماه آینده آیین‌نامه تهیه شود و با تأیید کمیته برود برای تصویب به شورای حمایت اجتماعی.البته ما فرآیند اقدامات خودمان را در حوزه کودکان منوط به تأیید آن نکردیم.

پژوهش: چرا زمانی‌که آن ۴وزارتخانه تعلل کردند اعلام نشد؟

کردونی: بارها اعلام شد علنی هم اعلام شد.

امام: اما چیزی که قرار ما بود این بود که با هر کدام از ارگان‌ها که این آیین‌نامه را امضا نکردند جلسه‌ای داشته باشیم که چرا قبول نمی‌کنند.

کردونی: انجام شد.

امام: من که خبر ندارم.

کردونی: برای اینکه شما دیگر نماینده شبکه یاری نبودید.

امام: ببینید اجازه دهید، اولاً که قرار بود شبکه یاری این پیگیری‌ها را انجام دهد.

کردونی: چرا عضو آن کمیته بودید؟

امام: اینکه ما بیاییم و یک کمیته دیگر تشکیل دهیم و کمیته‌های مختلف تشکیل دهیم واقعاً دردی را دوا نمی‌کند.
کردونی: من این نقد را درست و بجا می‌دانم.این آیین‌نامه که با زحمت فراوان تهیه شد باید به نقطه مطلوب می‌رسید.اصل نقد کاملاً درست است. دراین مورد شاید ما هم کم کاری کردیم و پیگیری نکردیم. نقدی است که من می‌پذیرم اما ۴ دستگاه این را به ما ندادند بعد هم پیگیری نشد.البته مکاتبات با دستگاه‌ها مشهود است ولی خب نتیجه نگرفتیم.اما ما همین آیین‌نامه فعلی را با جدیت پیش بردیم. اجازه ندادیم طولانی شدن روند اصلاح آیین‌نامه باعث شود همین آیین‌نامه مثل ۸ سال دولت قبل خاک بخورد.

اشرفی: ببینید دستگاه‌های بالادستی وجود دارند که اگر در راستای اجرای قانون و قوانین تخطی صورت گرفت اقدام کنند ضمن اینکه مجموعه قانون ساختار نظام جامع رفاه و تأمین اجتماعی متولی آن وزارت رفاه است همینطور شورای عالی رفاه متولی آن وزارت رفاه است.به هر حال بحث نظام جامع سه حوزه دارد، حوزه بیمه که اتفاقاً این قانون هم در راستای پر کردن آن شکاف اجتماعی و حمایت گروه‌هایی هستند که به نوعی بیکارند و معلولند، مسن هستند و… خب حوزه بیمه مال کجاست؟ مال وزارت رفاه است.حوزه توانبخشی مال کیست؟ مال وزارت رفاه و…ولی واقعاً بسیاری از این بچه‌های کار و خیابان ما که برخاسته از خانواده‌های بسیار اسفناک هستند به طور قطع اگر اینها در حوزه بیمه‌ای ودر حوزه حمایت تکلیف شان مشخص می‌شد شاید این مشکلات برایشان پیش نمی‌آمد. پس یکی از دلایل این است که دستگاه‌های متولی وظایف خود را بخوبی انجام ندادند.
خاکی: در نشست‌هایی که داشتیم صحبت ما درباره کودکانی بود که مورد آسیب قرار می‌گیرند و همینطورمعتادان متجاهر و متکدیان.ماده ۱۶ هم که به بهزیستی واگذار شده که انجام می‌شود. اما کسانی‌ که آمده‌اند، اکثر اینها به نوعی آسیب دیده‌اند. ببینید الان در مراکز ما نزدیک به ۳۵۲ کودک است که ۶۰ درصد آنها اتباع هستند و مابقی ایرانی ولی این نکته برای من مهم است که با تک تک بچه‌ها که صحبت می‌کردیم ۹۰ درصد مال تهران نبودند یعنی بقیه از جاهای دیگری آمده بودند که تکدی‌گری می‌کردند پس کسی که تکدی‌گری می‌کرد باید در این طرح می‌آمد یانه؟ اصلاً صحبت کار نبود و قرار براین شد که ما تشکیل پرونده دهیم و مددکاری انجام شود و به خانواده تحویل داده شود.موضوعی که اتفاق افتاد این بود که روز اول همه اتباع گفتند که پدر و مادر ما ایران نیستند و ما غیر قانونی آمده‌ایم ولی خیلی جالب است بدانید که غیر از ۸ نفر همه خانواده‌هایشان پیدا شدند.

کردونی: خانم اشرفی حضور داشتند در جلسه مرجع ملی کودک مطرح شد که همه این کودکان را با سلام و صلوات تحویل خانواده‌هایشان دادیم؟

پژوهش: خب این جمع‌آوری شما چه فایده‌ای داشته؟

خاکی: در این طرح بچه‌ها و خانواده‌ها شناسایی شدند. مزیت این طرح این بود که خانواده اکثر آنها برای نخستین بار شناسایی شدند.

اشرفی: بهزیستی براساس چه مجوزی بچه‌ها را گرفت؟ به هر حال باید مجوزی باشد؟
خاکی: ما نرفتیم که بچه را بگیریم.ما سه مرکز داریم و براساس حکم دادستانی و دستورالعملی که دادند آوردند و به ما تحویل دادند آیا می‌بایست ما این بچه‌ها را نمی‌پذیرفتیم و رها می‌کردیم.
اشرفی: چرا بچه‌های افغان را از بچه‌های ایرانی جدا کردید؟

خاکی: مگر ما جدا کردیم؟

اشتباه نکنید ما نگهدارنده هستیم، وقتی بچه را آوردند و گفتند دو شب نگه دارید ما نپذیریم؟؟
پژوهش: همه در مرکز یاسر جدا شدند، چه کسی جدا کرده؟

اشرفی: ببینید براساس پیمان‌نامه حقوق کودک بچه، بچه است.

خاکی: ما الان بیست روز است اینها را می‌شنویم.

اشرفی: کل مطلب از ابتدا اشتباه بوده، در محدوده سرزمین جمهوری اسلامی براساس کنوانسیون حقوق پناهندگان و…یا نه، براساس مسلمان بودنمان نباید بچه ایرانی از افغانی جدا شود؟چرا آنها را با «ون» نیروی انتظامی فرستادید به مراکز؟

خاکی: شما طوری صحبت می‌کنید که مثل اتهام است. این ۲۰۰ نفری را که آوردند به مرکز دو روز بعد جلسه گذاشتند که همه حضور داشتند وگفتند تعیین تکلیف کنید.ما فقط نگهدارنده هستیم، نه تقسیم کننده‌ایم نه جدا کننده. آمدند و گفتند چون اینجا جا مناسب نیست و وظیفه ما چه ازنظر نیرو، امکانات و بودجه نیست پس دادستانی وفرمانداری تصمیم گرفتند که بچه‌ها بروند.

اشرفی: یعنی تصمیم اداره اتباع بوده؟

خاکی: بله.

اشرفی: پس چرا معاون اداره اتباع با جدا‌سازی بچه‌ها مخالفت کرد؟

خاکی: خب هر جلسه یکی می‌آید، حتی اداره اتباع صحبت از رد مرز کردن بچه‌ها می‌کردند و می‌گفتند که اگر حکم به ما بدهند ما رد مرز می‌کنیم.

پژوهش: ما گزارشی که داشتیم این بود که هیچکدام از مراکز نمی‌تواند این بچه‌ها را نگهداری کنند. در اردوگاه‌هایی که بچه‌ها را فرستادید خبر داریم که بچه‌ها روی زمین کفش‌هایشان را زیر سرشان گذاشتند و موکت کشیدند روی سرشان و خوابیدند.

خاکی: خب پس چرا از بهزیستی سؤال می‌شود؟ چه کسی گفته ما فرستادیم؟ اطلاع ندارید اتهام نزنید.
پژوهش: در مراکز می‌گویند هر کدام فقط ظرفیت نگهداری ۲۵ بچه دارند.
خاکی: خب ظرفیت ما بیشتر از این نیست.

پژوهش: چطور می‌شود که ما طرحی را اجرا کنیم که ظرفیت نگهداری آن را نداشته باشیم؟
خاکی: نقش بهزیستی فقط پذیرش این بچه‌هاست.یعنی ما نمی‌پذیرفتیم؟

پژوهش: سؤال من این است که حالا که این اشتباه صورت گرفته از چه کسی باید شکایت کنیم؟ به نظرم زمان آن رسیده که نهادهای مدنی به‌عنوان شهروند و متولیان و ما و سایر کسانی‌که از پیمان‌نامه حقوق کودک حمایت می‌کنیم از حق و حقوق آدم‌هایی که توان این را ندارند که از حقوق خود دفاع کنند، حمایت و شکایت کنیم.
خاکی: ولی چرا وظیفه شما پیشگیری نیست؟

پژوهش: هست.

خاکی: نیست، اگر بود بچه الان در خیابان نبود.

پژوهش: اگر پیشگیری نمی‌کردیم که الان جامعه منفجر شده بود از کودک خیابان.

در همه جای قانون هم نوشته شده که دولت موظف است که بالا‌ترین استانداردها را برای رشد همه جانبه کودک فراهم کند.واقعاً وضعیت بچه‌ها اسفناک است. تمام خواسته بچه‌ها این بود که ما را آزاد کنید اگر جذب است پس چرا بچه احساس می‌کند باید آزاد شود؟

امام: ما توقع داشتیم وقتی طرحی را که نمی‌توانید انجام دهید متوقف کنید.
خاکی: ما مجری نیستیم، چرا با کلمات بازی می‌کنید، ما تنها از میهمان نگهداری کردیم. آیا این جرم است؟به ما زنگ زدند و گفتند ۱۰ بچه آوردیم نگهداری کنید ما می‌گفتیم نه؟

کردونی: ما یاد گرفتیم که کار انجام دهیم ولی مسئولیت نپذیریم.من در مرجع ملی پیشنهاد دادم تا یک مجموعه مستقل این طرح را ارزیابی کند که چرا اجرا شد؟ آیا تأثیرپذیر بود یا خیر؟ آیا به مصوبات وفادار بودند یا خیر؟ بعد پاسخ دهند تا مردم مطلع شوند.بند ۴ مصوبه می‌گوید سازمان خدمات اجتماعی شهرداری، اقدام به جمع‌آوری متکدیان و معتادان متجاهر خواهد کرد ولی شاهد بودیم که یکی از اعضای شورای شهر تهران به شهردار در خصوص عملکرد خدمات اجتماعی تذکر داد.

قدیمی: من در حوزه آسیب شاگرد همه هستم و تقریباً با ۶۰۰ «ان.جی.او» همکاری داریم.خوب می‌دانیم که آسیب را نمی‌شود خط‌کشی کرد؛نمی‌شود گفت که در حوزه آسیب، فقط من متکدی مرد می‌گیرم بالای ۱۸ سال، پس زن را چه کار کنیم؟ حوزه ما متکدیان است.موضوع کودکان خیابان حوزه دیگری است، کاری که ما انجام می‌دهیم و از آن دفاع می‌کنیم حوزه متکدیان است.قانون شهرداری را برای ساماندهی متکدیان موظف کرده است.گشت فوریت اجتماعی که مددکار دارد و حداقل مدرک تحصیلات آنها کارشناسی ارشد آنهم مرتبط، این کار را انجام می‌دهد اینکه می‌گوییم دستگیری نیست با قاطعیت می‌گوییم ما حتی بالای ۱۸ سال را هم دستگیر نمی‌کنیم، صرفاً جذب توسط مددکار انجام می‌شود، کلمه دستگیری یعنی مأمور انتظامی با حکم قضایی برود و فرد را دستگیر کند ولی وقتی مددکار می‌رود کارش تنها جذب است.
کردونی: با اختیار کودک یا بی‌اختیار کودک؟

قدیمی: ببینید باعث شرمساری است که بگوییم مرکز لواسان ما پر است از ۳۰۰زنی که متکدی حرفه‌ای هستند.هیچ جا اینها را قبول نمی‌کند چون هم متکدی هستند هم کهولت سن دارند و هم معلولند و…در مرکز اسلامشهر هم ۳۰۰ مردی که وجود دارد جز خدا کسی را ندارند فقط ۲۰۰ نفر از اینها پوشکی هستند که اگر امروز در آنجا را ببندیم همه به رحمت خدا می‌روند.من نیامدم اینجا بخشنامه و دستورالعمل بخوانم.کاری هم به تقسیم کار ملی ندارم. آسیب اجتماعی یک مسئولیت انسانی است که روی زمین مانده است. من اگر آیین‌نامه دو سال خاک می‌خورد هوار می‌کشیدم.

کردونی: مدیر خدمات اجتماعی شهرداری که باید مجری قانون باشد می‌گوید نه به آیین‌نامه کار دارم نه به بخشنامه.
قدیمی: نگفتم کاری ندارم، گفتم اینجا نیامدم که آیین‌نامه بخوانم، با کلمات بازی نکنید این کاغذ پاره است دو ریال نمی‌ارزد.

کردونی: براساس بررسی‌هایی که انجام دادیم، از ۱۷۰ بچه مرکز یاسر ۴۹ نفر ایرانی بودند که ۷ نفر از این تعداد متکدی بودند. ۲۰ نفر دستفروش و ۱۲ نفر شیشه پاک کن و…بودند.یعنی فقط شهرداری ۷ متکدی را جمع کرده است.آقای خاکی از من پرسیدند تعریف شما از کودک کار چیست؟ در ادبیات بین‌الملل، کودک کار و خیابان تعریف شده است.

اشرفی: من خودم شاهد بودم که سر چهارراه مددکار شما دنبال بچه‌های کوچک می‌دویدند. این مددکاری نیست.
«ایران»: چرا بچه‌ها نمی‌خواهند به مرکز یاسر بروند؟

خاکی: وقتی در مراکز شبه خانواده که امکانات خوبی دارد از بچه‌ها می‌پرسید می‌گویند کاش خانه خودمان باشیم پس این یک امر رایج است.در مرکز یاسر هم حداقل امکانات هست و ما یک ریال بابت این کار پول نگرفتیم.
پژوهش: پس آن ۲۰ میلیارد تومان بودجه کجا رفت؟

خاکی: شما این جمله را صد بار تکرار کردید ولی کاملاً و به طور شفاف توضیح دادیم که ۲۰ میلیارد برای چه کارهایی بوده.ما برای این کار یک ریال هم پول نگرفتیم.

امام: شهرداری الان بچه‌ها را دستگیر کرده.

قدیمی: دستگیر نکردیم جذب کردیم.

کردونی: در مرکز یاسر که فقط بچه ۲۱ روز می‌ماند بعدش چه؟

قدیمی: ببینید مرحله اول شناسایی است. خانواده‌ها شناسایی می‌شوند و فرم پر می‌کنند و… که اگر دوباره تکرار شد طبق قانون والدینی که بچه را وادار به تکدی‌گری می‌کنند یک سال زندان می‌روند،نمی‌شود در روز اول طرح گفت چرا اینها ساماندهی نشدند؟

امام: ولی رئیس مرکز می‌گوید ۷۰ درصد پرونده‌ها تکراری است.

کردونی: پرونده‌ای را دیدم که برای بیستمین بار بچه پذیرش می‌شد.

قدیمی: پس چشم شما روشن، چرا به وظیفه‌تان عمل نکردید؟ مگر توانمند‌سازی جزو وظیفه شما نیست پس چرا روز به روز به تعداد آنها اضافه می‌شود؟

کردونی: توانمند‌سازی مقوله‌ای جداست. سؤال این است که شهرداری که از این طرح دفاع می‌کند توضیح دهد از جمع کردن یک بچه برای بار بیستم چه نتیجه‌ای بدست می‌آورد؟ حرف من این است که از اجرای طرح‌های ارزیابی نشده خودداری کنیم. البته ما هم بی‌اشکال نبوده و نیستیم.ولی تلاش می‌کنیم به اجرای کار نادرست اصرار نکنیم. نکته آخر اینکه همه باید بدانیم این درد مشترک هرگز جدا جدا درمان نمی‌شود. باید همه همدل و همراه و باتدبیر به سمت کاهش آلام کودکان برویم.

خاکی: بارها اعلام کردیم که ما به دنبال مرکززدایی هستیم ما به‌دنبال کاهش آسیب‌ها با کمک «ان.جی.او»ها به‌صورت تخصصی هستیم هر چیزی غیر از این باشد محکوم به شکست خواهد بود.ما هیچ اجباری به این کار نداریم ولی خب یک طرح چه غلط و چه درست اجرا شد مزیت‌های زیادی هم داشت ولی انتظار ما از ان جی او‌ها و انجمن حمایت از کودکان این بود که به‌جای اینکه مقابل ما باشند همراه ما باشند و به ما نقشه راه می‌دادند.
اشرفی: مگر از ما خواستید؟

خاکی: ما برنامه‌ریز نبودیم ولی متأسفانه شما از ابتدا برای ما شمشیر کشیدید.ببینید به هر حال این موضوع ملی است.اگر دوستدار بچه بودید به کمک ما می‌آمدید. خیلی از نیروهای ما به وسیله باندها مورد ضرب و شتم قرار گرفتند.

قدیمی: معمولاً اجازه می‌دهند طرح آرام اجرا شود بعد ارزیابی کنند ولی «ان. جی. او»ها نگذاشتند طرح اجرا شود.
پژوهش: باید یک کمیته تخصصی برای سیاستگذاری طرح برگزار می‌شد.

«ایران» :الان با توجه به اینکه به این طرح نقد وارد شده بهزیستی چه خواهد کرد؟

خاکی: ما نقدها را می‌پذیریم ما چالش‌ها را می‌شناسیم.باید سیاست‌ها یکی شود.آیین‌نامه ساماندهی کودکان در حال تدوین است.ما در این طرح سیاستگذار نیستیم هر چه قدر بچه بدهند پذیرش می‌کنیم.باید فکری به حال بچه‌ها کرد.

اشرفی: اینها پناهنده هستند.

خاکی: اینها غیرقانونی هستند شما بچه‌های افغان را بیشتر از ایرانی دوست دارید ولی اگر حامی کودک هستید حامی کودک در خانواده باشید.

پژوهش: هر کسی که اشتباه کرده باید بپذیرد.ما می‌گوییم اگر آیین‌نامه نوشته می‌شودباید همه سازمان‌ها درگیر تدوین آن باشند.هیچ کدام از مسئولین مراکز بهزیستی از این طرح راضی نبودند.بهزیستی موظف هست از کسانی که با بچه‌ها سروکار دارند نظرخواهی کند.

خاکی: حتماً این کار را انجام می‌دهیم.

نیم نگاه

روزبه کردونی: آیین نامه ساماندهی متکدیان خیلی روشن تعریف کرده ولی در اجرا این انحراف صورت گرفته و از نظر من باید اصلاح شود.

احمد خاکی: بارها اعلام کردیم که ما به دنبال مرکززدایی هستیم ما به‌دنبال کاهش آسیب‌ها با کمک «ان. جی.او»ها به‌صورت تخصصی هستیم.

رضا قدیمی: معتقدم که کثیف‌ترین کار این است که کار اجتماعی را سیاسی کنیم.

فاطمه اشرفی: به نظر می‌رسد نگاه و رویکرد این طرح یک نگاه کاملاً فیزیکی، غیرکارشناسی اجتماعی و یک نگاه سخت‌افزاری است. در واقع ما برای حل یک مسأله و پدیده اجتماعی رویکردی امنیتی اتخاذ کرده‌ایم.

طاهره پژوهش : در اردوگاه‌هایی که بچه‌ها را فرستادید خبر داریم که بچه‌ها روی زمین کفش‌هایشان را زیر سرشان گذاشتند و موکت کشیدند روی سرشان و خوابیدند.

میترا امام:  مگر یک کودک مبلمان شهری است .خب حمایت از هر کودک، طبق پیمان‌نامه حقوق کودک که جمهوری اسلامی سال ۷۳ آن را امضا کرده وظیفه هر دولتی است. البته فارغ از هر ملیت و قومیتی.

منبع : روزنامه ایران

گزارش فعالیت‌های مراکز حامی – تابستان ۹۶

 

این مجموعه گزارشی است از فعالیت‌های انجمن حامی شامل مراکز خدمات جامع در شهرهای سمنان، قم، مشهد و مراکز آموزش پایه در تهران (جنت‌آباد، شورآباد)، سمنان، قم، مشهد در تانستان سال ۹۶

تهران

22

الف) کلاس‌های آموزشی:

برگزاری کلاس‌های،کامپیوتر، زبان، تقویتی، نمددوزی، ویترای و منبت‌کاری در مرکز جنت‌آباد برای ۳۴ دانش‌آموز دختر و پسر

ب) سایر فعالیت‌ها:

۱) توزیع بن کارت رفاه به خانواده‌های آسیب‌پذیر شناسایی شده توسط ممدکار به سقف ۵۸۰ هزار تومان

۲) اردوی تفریحی باهنر ویژه دانش‌آموزان شورآباد و جنت‌آباد و موزه باغ ملک با هدف آشنایی دانش‌آموزان با بخشی از تاریخ ویژه دانش‌آموزان جنت‌آباد

۳) جشن تولد ویژه کودکان شهریوری با همکاری مؤسسه خیریه مادر مهربان در مرکز جنت‌آباد

۴) مسابقه دارت و طناب‌کشی در مرکز جنت‌آباد با همکاری شهرداری منطقه ۵

۵) بازدید و مصاحبه از مرکز جنت‌آباد سازمان رادیو تلویزیون ملی ژاپن

۶) کارگاه ویژه دانش‌آموزان مرکز شورآباد با موضوع ایدز و بلوغ جسمی و روانی و مهارت‌های زندگی، همدلی و دوستی در دو جلسه

۸) کارگاه ویژه مادران دانش‌آموزان مرکز شورآباد با موضوع بهداشت و بیماری‌های زنان، خودمراقبتی و ایدز با رویکرد فرزندپروری

قم11

برنامه‌های انجن حامی در قم برای تابستان از ابتدای خرداد ماه پس از پایان سال تحصیلی مرکز آموزش ، آغاز شد. این فعالیت‌ها عبارت بودند از:

الف) کلاس‌های آموزشی:

  • کلاس‌های آموزشی ویژه خانواده‌های مهاجر، جهت معرفی فعالیت‌های انجمن حامی به خانواده‌های واجد شرایط دریافت رفاه کارت‌، همچنین آموزش فرزندپروری در جامعه امروز مهاجر، و نیز لزوم یادگیری راهکاره‌های پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی در خانواده.
  • دوره آموزشی حقوق خانواده، شنبه هر هفته با حضور بانوان و تدریس دکتر همتی، شامل مباحثی چون: قوانین حاکم بر خواستگاری، نامزدی، شیربها، مهریه و سایر شروط ضمن عقد، قوانین مرتبط با انواع ازدواج، طلاق و سایر حقوق خانواده بصورت تطبیقی براساس حقوق مدنی ایران و قانون مدنی افغانستان و همچنین قانون احوال شخصیه شیعیان افغانستان
  • دوره مهارت‌های زندگی ویژه نوجوانان، با موضوعات مهارت‌های خودآگاهی، اعتماد به نفس، کنترل خشم و هیجانات، کنترل استرس، ارتباط مؤثر و سایر مهارت‌های دهگانه با پخش فیلم و برگزرای بازی و آزمون‌های تخصصی روانشناسی به نوجوانان، دوشنبه هر هفته با تدریس آقای عبداللهی، طی ۱۲جلسه، با حضور دانش‌آموزان مرکز آموزش و مخاطبان کلاس‌های داستان‌نویسی و مراجعان مرکز جامع.
  • مهارتهای خودمراقبتی در محیط‌های پرخطر ویژه نوجوانان با تدریس آقای عبداللهی و با تأکید بر مفاهیم خطرات و آسیب‌هایی که ممکن است نوجوانان را تهدید کند.
  • مهارت‌های پیش از ازدواج ویژه دختران جوان با تدریس سرکار خانم فتاحی روزهای یکشنبه، آشنایی با ، مهارت‌های دوران نامزدی، نشانه‌ها و هشدارهای مرتبط به انتخاب همسر مناسب، و انواع تست‌های روانشناسی مرتبط
  • کارگاه آموزشی یک روزه مشاوره تحصیلی برای جوانان مهاجر متقاضی ورود به دانشگاه‌ها

ب) فعالیت‌های مشاوره:

مرکز خدمات مشاوره حامی در ایام تابستان کارگاه‌های مشاوره حقوقی، مشاوره ازدواج و خانواده، مشاوره تخصصی کودک و نوجوان را دایر کرد. همچنین همکاری نزدیکی با شورای حل اختلاف اداره کل اتباع استان برقرار نمود. پرونده خانواده‌هایی که برای طلاق به شورا مراجعه می‌کردند با نامه‌ای به بخش مشاوره انجمن معرفی و پس از برگزاری جلسات متعدد با مشاور حقوقی و مشاور روانشناسی مرکز نتیجه به شورا معرفی می‌گردید که این ارتباط همچنان ادامه دارد.

مشهد

33

به‌منظور پر کردن اوقات فراغت دانش‌آموزان و به درخواست بسیاری از والدین کلاس‌های تقویتی، جهشی (پایه سوم ، چهارم، پنجم، ششم)، زبان، کامپیوتر، قرآن در دو گروه سنی دختران و پسران، از تاریخ ۹۶/۴/۲۴ تا اواسط شهریور برگزار شد.

اهم فعالیت‌های انجمن حامی در مشهد به شرح ذیل بود:

۱) کارگاه بهداشت فردی و حقوق خانواده برای بانوان

۲) توزیع بن کارت رفاه به خانواده‌های آسیب‌پذیر شناسایی شده توسط ممدکار به سقف ۵۸۰ هزار تومان

۳) برگزاری امتحانات تجدیدی بمنظور ایجاد شرایط برای دانش‌آموزانی که از لحاظ آموزشی ضعیف‌تر بودند و همچنین تسهیل ورود آن‌ها به مدارس دولتی  

۴) کارگاه آموزشی مهارت‌های زندگی، فرزندپروری و بهداشت به خانواده‌های پناهنده در جامعه محلی قرقی با هدف ارتقاء‌، پوشش و دسترسی هر چه بیشتر خانواده‌های مهاجر به مباحث مهارت‌های زندگی، فرزندپروری و بهداشت فردی وخانواده، به مدت ۵ هفته.

سمنان

44

فعالیت‌های مرکز سمنان در تابستان به شرح ذیل بود:

۱) کلاس‌های تابستانه جهشی و تقویتی برای پایه اول تا پنجم برای راه‌یابی به مدارس دولتی برای دانش‌آموزان دارای کبر سن. مرکز آموزش پایه حامی سمنان در تابستان پذیرای ۷۳دانش آموز ثابت دختر و پسر در شیفت صبح در مقاطع اول تا پنجم بود همچنین ۲۳ نفر نیز در کلاس های تابستانه و فوق برنامه مرکز در تابستان شرکت داشتند. همچنین کلاس های زبان، قرآن و نقاشی نیز برای دانش آموزان هر کدام هفته ای یک زنگ برگزار می گردد.

۲) جشن ولادت امام رضا برای تمامی دانش آموزان و توزیع میان وعده توسط خیرین و انجام مسابقات نقاشی گروهی

۳) کارگاه آموزشی بهداشتی با همکاری مرکز بهداشت شهرستان سمنان برای دانش آموزان بالای ۱۰سال با هدف آشنایی دانش آموزان با بیماری های التور و تابستانه و راهای پیشگیری از آنان

۴) اردوی یک روزه تابستانه برای دانش آموزان پایه دوم و سوم

آغاز طرح تکمیلی سرشماری اتباع افغانستانی فاقد مدرک ساکن ایران

 

✅طرح تکمیلی سرشماری اتباع افغانستانی فاقد مدرک ساکن ایران از شنبه ١٣٩۶/٠١/٢۶ در دفاتر کفالت تعیین شده اغاز می شود .

در مرحله تکمیلی طرح سرشماری اتباع فاقد مدرک ؛

١ – کلیه اتباع افغانستانی دارای گذرنامه طرح خانواری که اعتبار روادید ان تا ١٣٩۵/٠٣/٣١ معتبر بوده ،

٢ – فرزندان و نوه های فاقد مدرکِ سرپرستِ دارای گذرنامه طرح خانواری ،

٣ – عروس و یا دامادِ فاقد مدرک سرپرستِ دارای گذرنامه طرح خانواری و

۴ – پدر و مادرِ فاقد مدرک سرپرستِ دارای گذرنامه طرح خانواری در دو مرحله شناسایی می شوند.

✅مرحله اول :

اخذ نوبت

سرپرست خانواده ی دارای گذرنامه طرح خانواری که اعتبار روادید ان تا ١٣٩۵/٠٣/٣١ می باشد ، از روز شنبه تاریخ ١٣٩۶/٠١/٢۶ به دفتر کفالتی که پرونده دارد با اصل گذرنامه ی خویش و اصل گذرنامه فرزندان خویش که تفکیک شده اند ، مراجعه می نماید .

بعد از ارایه اطلاعات کلیه اعضای خانواده و فرزندان و نوه های فاقد مدرک ، عروس و یا دامادِ فاقد مدرک ، پدر و مادرِ فاقد مدرک سرپرستِ دارای گذرنامه طرح خانواری ، نوبت اخذ می نمایید.

✅مرحله دوم :

شناسایی

کلیه اعضای خانواده در روز و ساعت تعین شده در برگه نوبتدهی جهت عکسبرداری و انگشت نگاری به دفتر کفالت مربوطه مراجعه می نمایند .

مدارک لازم :

١- اصل گذرنامه طرح خانواری سرپرست و اصل گذرنامه فرزندان تفکیک شده

٢ – گواهی ولادت و یا کارت واکسن و یا استشهادنامه محلیِ فرزندان و نوه های فاقد مدرکِ سرپرستِ دارای گذرنامه طرح خانواری

( در صورت نیاز برگ استشهادنامه را از دفتر کفالت دریافت نمایید )

٣ – نکاح خط صادره از سفارت و یا عقدنامه صادره از دفاتر مراجع و یا عقدنامه ی عادی نوشته شده توسط عالم دینی برای عروس و یا دامادِ فاقد مدرک سرپرستِ دارای گذرنامه طرح خانواری

( فقط عقدنامه های قبل از تاریخ ١٣٩۵/٠١/٠١ مورد قبول می باشد )

۴ – هر گونه مدرکی از قبیل تذکره و یا پاسپورت و یا … که نسبت پدر و مادرِ فاقد مدرک سرپرستِ دارای گذرنامه طرح خانواری را ثابت کند ؛ برای پدر و مادرِ فاقد مدرک سرپرست

۵ – همراه داشتن ادرس دقیق و شماره تماس

۶ – همراه داشتن عابر بانک جهت پرداخت هزینه های ثبت نام

هزینه های ثبت نام :

مبلغ ١۴ هزار تومان برای هر نفر می باشد .

( برای افراد زیر ١٠ سال ، مبلغ ١٢ هزار تومان می باشد )

موج جدید سرما در اروپا بلای جان پناهجویان

به گزارش حامی از ایسنا: 

کاهش شدید دمای هوا در اروپا، ادامه سفر را برای پناهجویانی که رهسپار اروپای شمالی و غربی هستند بسیار سخت کرده است.

 دما در برخی از مناطق بالکان به منهای ۲۷ درجه سانتی گراد رسیده است و در چنین شرایطی تنها پتو، کلاه و گاه یک سوپ داغ، محافظ پناهجویانی است که خارج از اردوگاه‌های رسمی به سر می‌برند.

در بلغارستان دو پناهجوی عراقی در اثر سرمای منهای ۲۰ درجه جان باختند. بدن یخ زده آن‌ها روز جمعه توسط روستائیان در جنگلی در نزدیکی مرز ترکیه یافت شد. در شمال یونان نیز روز سه شنبه، بدن بی جان یک مهاجر ۲۰ ساله افغان پیدا شد.

وضعیت اسکان پناهجویان در جزایر یونانی نیز اسفناک گزارش می‌شود.

به گزارش یورونیوز، آدریان ادواردز، سخنگوی کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان ضمن هشدار در این باره می‌گوید: ما نگرانیم. در حال حاضر وضعیت بطور ویژه در جزایر یونانی ساموس، خیوس و لسبوس نگران کننده است. در ساموس حدود ۷۰۰ نفر که شامل کودکان و دیگر افراد آسیب پذیر هم می‌شود، هنوز در چادرهایی سرد بسر می‌برند.

کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان خواهان سرعت بخشیدن به انتقال پناهجویان از جزایر یونان به سرزمین اصلی این کشور یا دیگر کشورهای اروپایی شد. او از کشورهای عضو اتحادیه اروپا خواسته که به تعهداتشان پایبند بمانند.

هر کجا که هستید، می توانید تغییر کوچکی ایجاد کنید!

هر ساله روز ۱۰ دسامبر مصادف با ۲۰ آذر «روز جهانی حقوق بشر» است. این روز گرامیداشت روزی است که مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سال ۱۹۴۸ اعلامیه جهانی حقوق بشر را تصویب کرد. شعار امسال روز جهانی حقوق بشر «ایستادگی برای حقوق یک فرد» است. احترام و دفاع از حقوق حداقلی یک فرد دارای ناتوانی، فرد پناهنده و مهاجر، یک زن، یک کودک، یک فرد بومی، یک فرد عضو گروه های اقلیت یا هر فرد دیگری که در معرض خطر تبعیض و خشونت قرار دارد.

« ما، مردم» هر کجا که هستیم، در مدرسه، در خیابان، در محل کار، در وسایل حمل و نقل عمومی، در محل رأی گیری یا در عرصه رسانه های جمعی، باید با تأکید بر اشتراکات انسانی خود یک تغییر واقعی و هرچند کوچک ایجاد کنیم.

اکنون زمانی است که «ما، مردم» باید در کنار هم برای انسانیت و حقوق بشر همه افراد بایستیم.

دیدار مدیرانجمن حامی با وزیر امور مهاجرین و عودت کنندگان جمهوری اسلامی افغانستان

سیدحسین عالمی بلخی وزیر امور مهاجرین و عودت کنندگان جمهوری اسلامی افغانستان در دیدار با مسئولین و اعضای انجمن حامی در کابل اظهار داشت : امیدواریم بتوانیم زمینه های بیشتری برای تبادل نظر و ایجاد تعامل دو جانبه پایدار و مثبت را پیرامون موضوع مهاجرین و پناهندگان فراهم آوریم.

فاطمه اشرفی نیز در این دیدار با تأکید بر لزوم افزایش همکاری های این وزارتخانه و انجمن حمایت از زنان و کودکان پناهنده در ایران گفت: امیدواریم در آینده نزدیک با توجه به ظرفیت مهاجرین و پناهندگان مقیم ایران و با یک برنامه ریزی دقیق؛ امکان بهره گیری حداکثری از تمام ظرفیت های جوانان مهاجر تحصیل کرده و توانمند از ایران به افغانستان را داشته باشیم.

در این دیدار دوستانه، وزیر مهاجرین افغانستان با اهدای هدیه ای به عنوان یادبود از تلاش های چندین ساله حامی در ارائه خدمات و فراهم آوردن فرصت های مناسب برای گروه های مهاجر و پناهنده افغانستانی به ویژه زنان و کودکان در ایران قدردانی نمود.

نشست تخصصی بررسی «اعلامیه مجمع عمومی سازمان ملل متحد درباره پناهندگان و مهاجران» در سپتامبر ۲۰۱۶

نشست تخصصی بررسی «اعلامیه مجمع عمومی سازمان ملل متحد درباره پناهندگان و مهاجران» که به همت انجمن ایرانی مطالعات سازمان ملل متحد و سازمان اطلاعات سازمان ملل متحد و با حضور اساتید حقوق بین الملل و پژوهشگران و فعالان حقوق پناهندگان روز ۲۸ مهر برگزار گردید.

در آغاز این نشست، دکتر نسرین مصفا دبیر انجمن ایرانی مطالعات سازمان ملل متحد با بیان اهمیت مباحث مطرح شده در این اعلامیه اظهار کرد: انجمن تلاش می کند تا همواره اسناد و مباحث ملل متحد را که در اولین فرصت به بحث بگذارد، بنابراین با توجه به گسترش و افزایش تعداد پناهجویان و مهاجران اجباری در جهان که منجر به توجه ویژه کشورهای عضو مجمع عمومی سازمان ملل متحد و تصویب این اعلامیه شده است، خوشحال هستیم که در فاصله بسیار کوتاهی از تصویب این اعلامیه آن در این فضای علمی به بحث می گذاریم.

در این نشست رئیس سازمان اطلاعات سازمان ملل متحد با قرائت بندهایی از این اعلامیه به چرایی تنظیم و تصویب این اعلامیه و اهم موضوعات مورد نظر مجمع عمومی سازمان ملل متحد پرداخت.

سخنران اصلی این نشست دکتر صفی ناز جدلی، گفت: جا به جایی جمعی و گسترده افراد در سال های اخیر در جهان سران کشورها را در مجمع عمومی واداشت تا در سپتامبر ۲۰۱۶ این اعلامیه را تنظیم کنند و برای کلیه کشورهای عضو تعهداتی را طی یک زمانبندی تا سال ۲۰۱۸ در نظر بگیرند. استاد دانشکده حقوق دانشگاه تهران مرکز افزود: در این سند نیز تعاریف مشخصی از افراد پناهنده، پناهجو، مهاجر اجباری و آواره داخلی ارائه شده است. همانطور که رئیس کمیساریا اعلام کرده پناهجو و پناهنده به دلیل اینکه قادر به بازگشت به کشور خود نیستند نسبت به مهاجر اقتصادی باید بیشتر مورد حمایت قرار گیرند.

در این اعلامیه ۳ دسته تعهدات در نظر گرفته شده است: تعهدات مشترک پناهندگان و مهاجران، تعهدات خاص پناهندگان، تعهدات خاص مهاجران. دکتر جدلی افزود: خوشبختانه در این سند بر اهمیت رعایت حقوق و آزادیهای اساسی مهاجران و پناهندگان فارق از وضعیت پناهندگی آنها تأکید شده است.

در این اعلامیه بر مسئولیت دولت ها نسبت به حمایت از اتباع خود که در کشورهای دیگر به سر می برند، تأکید شده است. همچنین این اعلامیه از کشورهای عضوی می خواهد تا به کنوانسیون ۱۹۵۱ درباره وضعیت پناهندگان و همچنین پروتکل الحاقی ۱۹۶۷ بپیوندند، و چنانچه حق شرطی نسبت به این کنوانسیون اعمال نموده اند، به منظور تأمین حقوق حداکثری پناهندگان در صدد رفع آن برآیند.

اقدامات آتی در این اعلامیه بر اساس دو چهارچوب (CRR) پاسخ جامع به پناهندگان و ( GCR) موافقت جهانی درباره پناهنده تدوین شده است. دکتر جدلی در پایان گفت، اقدامات صورت گرفته در راستای  این اعلامیه در یک کنفرانس جامع تر در سال ۲۰۱۸ با محوریت زوایای بشردوستانه و حقوق بشری مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

دکتر سعید محمودی، استاد دانشکده حقوق دانشگاه استکهلم گفت: اگرچه حقوق پناهندگان نسبت به سالهای گذشته در حال رشد و توسعه است، اما هنوز نتوانسته با سرعت تغییر و تحولاتی که در واقعیت رخ می دهد در سالهای اخیر همراه گردد. اگرچه در برخی دادگاه های کشورهای اروپایی مانند فرانسه و سوئد بر اساس وقایع روز و مثلاً در نظر گرفتن دلایل زیست محیطی برای پناهندگی به کشورهای دیگر آرائی صادر می گردد؛ اما هنوز مقررات بین المللی در این زمینه مربوط به دهه ۵۰ میلادی است و باید بسیار گسترده تر گردد. وی افزود یکی دیگر از چالش های کشورها در برخورد با هجوم پناهندگان ارائه تعریف مشترک از محل امن است. سؤال اینست که پس از نجات گروه های متعدد پناهجویان در دریا، صرف نظر از تابعیت کشتی نجات به کدام محل باید منتقل شوند؟ آیا نزدیک مکان به محل نجات، برای این افراد مناسبت است؟ موضوع دیگر مسئله ادغام و تسهیل ادغام اجتماعی این افراد پس از اخذ پذیرش پناهندگی در کشورهای میزبان است.

فاطمه اشرفی، مدیر انجمن حمایت از زنان و کودکان پناهنده نیز بر اساس سالها تجربه فعالیت در حوزه پناهندگان گفت: از مشاهدات میدانی خود به واقع می توانم بگویم ما در ایران انصافاً نسبت به جمعیت بزرگی که پذیرا بوده ایم و نسبت به کشورها دیگر که دارای امکانات و منابع مالی بسیار بیشتری از ما هستند، طی سالهای گذشته خدمات بسیار خوبی را ارائه داده ایم. به ویژه در چند سال اخیر شاهد اصلاح برخی مقررات بوده ایم که زمینه ارائه خدمات پایه به جمع کثیری از پناهندگان را فراهم آورده است. مدیر انجمن حامی اظهار کرد: علی رغم اینکه ایران یکی از قدیمی ترین کشورهای میزبان پناهندگان است و از نظر جمعیت پناهندگان مقیم کشور تا پیش از بحران سوریه رتبه دوم را داشته ایم و اکنون رتبه چهارم را در جهان دارا هستیم، اما متاسفانه نه تنها سازمان های مردم نهاد تخصصی در این زمینه به تعداد مناسب نیستند، بلکه ما یک مرکز تخصصی مطالعاتی پناهندگان نیز در کشور نداریم تا دست کم از نتایج مطالعات و تحقیقات آن در برنامه ریزی های آینده استفاده کنیم. اشرفی افزود: امیدواریم که با کمک اساتید گرانقدر و افزایش ارتباط دانشگاه و سمن ها شاهد رشد و تقویت خدمات و دستاوردها در این حوزه باشیم.

بیانیۀ نیویورک درخصوص پناهندگان و مهاجرین

در تاریخ ۲۹ شهریور ماه ۱۳۹۵، مجمع عمومی سازمان ملل متحد مجموعه تعهداتی جهت گسترش حمایت از پناهندگان و مهاجران به تصویب رساند. این تعهدات تحت عنوان بیانیۀ پناهندگان و مهاجران نیویورک ثبت شد.

این بیانیه بر پایه این حقیقت استوار است که در سال های اخیر جا به جایی گروه های انسانی به سطحی بی سابقه افرایش یافته است. اغلب این جا به جائی ها مثبت، سازنده و داوطلبانه هستند. با این وجود، این بیانیه اذعان دارد که تعداد افرادی که اجباراً از خانه و وطن خود آواره شده اند به سطح بسیار بالایی رسیده که در تاریخ بی سابقه بوده است و اغلب پناهندگان و مهاجران در شرایطی به سر می برند که از طرفی زندگی آنها در معرض خطر قرار گرفته و از سوی دیگر پذیرش آنها برای کشورهایی که هدف این مهاجرت انبوه پناهندگان و مهاجران هستند، بسیار دشوار است.

با پذیرش این بیانیه، کشورهای عضو، همبستگی عمیق خود را با افرادی که مجبور به گریز از خانه و وطن خود شده اند اعلام می نمایند. کشورهای عضو به تعهدات خود جهت تکریم کامل حقوق انسانی پناهندگان و مهاجران تأکید می نمایند؛ و همچنین دولت های عضو، حمایت گسترده از کشورهای متاثر از جا به جایی گستردۀ موج پناهندگان و مهاجران را تضمین می نمایند.

مفاد مهم این بیانیه در حمایت از پناهندگان

– کشورهای عضو بر اهمیت انطباق با نظام حمایت بین المللی از پناهندگان (کنوانسیون ۱۹۵۱ میلادی، حقوق بشر و قوانین بشردوستانه ) تأکید می نمایند.

– کشورهای عضو اذعان می نمایند که حمایت از پناهندگان و کمک به کشورهای میزبان یک مسئولیت جمعی بین المللی است ( این مسئله از آن جهت اهمیت دارد که ماهیت جمعی بودن این مسئولیت در سال های اخیر چالش برانگیز بوده است.)

– کشورهای عضو تقویت و تسهیل پاسخ گویی متناسب در مواقع بحران و گذار هموار و روان به رویکردهای پایدار را تضمین می نمایند که سبب پایداری پناهندگان و جوامع محلی می شوند.

– کشورهای عضو متعهد می گردند، منابع مالی بیشتر و قابل پیش بینی تر از منابع بشردوستانه و توسعه ای تأمین نمایند.

– کشورهای عضو متعهد می گردند تا شاهراه های پیش روی پناهندگان برای پذیرش در کشورهای ثالث را گسترش دهند که شامل افزایش امکان اسکان مجدد می باشد.

– کشورهای عضو، حمایت از پاسخ گویی جامع به شرایط پناهندگان با مشارکت کلیۀ ذینفعان را تضمین می نمایند.

– کشورهای عضو متعهد می گردند تا درجهت اقدام جهانی برای پناهندگان در سال ۲۰۱۸ میلادی گام بردارند.

new-york-declaration

چارچوب جامع پاسخ گویی به شرایط پناهندگی (GCR)

بیانیۀ نیویورک براین مسئله تاکید دارد که هرکدام از شرایط پناهندگی ماهیتی متفاوت دارند، با این حال، عناصر ارائه شده در چارچوب GCR شرایط را برای پاسخی جامع، قابل پیش بینی و پایدار به هر نوع شرایط پناهندگی ارائه می نماید.

این چارچوب جهت تضمین موارد ذیل طراحی شده است: پذیرش سریع به همراه حمایت مناسب و اقدامات مقتضی جهت پذیرش؛ حمایت از تأمین نیازهای اضطراری و مستمر (مانند امورحمایتی، بهداشت، آموزش)؛ حمایت و کمک به موسسات و جوامع ملی/محلی که پذیرای پناهندگان می باشند؛ و افزایش فرصت ها برای راه حل های پایدار.

این بیانیه، کمیساریای سازمان ملل متحد در امور پناهندگان را متعهد می سازد تا با همکاری کشورهای مربوطه و مشارکت سایر آژانس های سازمان ملل متحد و ذینفعان، این چارچوب را با شرایط پناهندگی مختلف متناسب ساخته و در عین حال برای ارزشیابی تاثیر آن جهت بهبود این چارچوب در آینده با سایر گروه ها همکاری نماید.

این چهارچوب به جای پاسخ گویی به آوارگی پناهندگان با نگاه کاملاً بشردوسانه که اغلب فاقد منابع مالی لازم است، پاسخ گویی نظام مند و پایداری را فراهم می نمایند که هم برای پناهندگان و هم برای جوامع میزبان آنها مؤثر است. بیانیۀ نیویورک، اصلی استوار خواهد بود.

اقدام جهانی برای پناهندگان

بیانیۀ نیویورک براهداف ذیل تأکید می نماید: کاهش فشار بر کشورهای میزبان، افزایش خوداتکائی پناهندگان؛ افزایش راه حل های اسکان مجدد؛ و حمایت از کشورهای مبدأ در بهبود شرایط جهت بازگشت ایمن و با کرامت پناهندگان.

از کمیسر عالی سازمان ملل متحد درامور پناهندگان تقاضا شده است تا در گزارش سالانۀ ۲۰۱۸ میلادی خود این GCR را به مجمع عمومی سازمان ملل ارائه نماید. سپس براین اساس، کشورهای عضو باید GCR را به عنوان راه حل های سالانۀ خود مدنظر قرار دهند.

ابعاد مهاجرت

بیانیۀ نیویورک شامل تعهداتی درخصوص مهاجران و پناهندگان می باشد، از جمله این تعهدات نجات جان؛ پاسخ گویی به نیازهای خاص؛ مقابله با نژادپرستی و بیگانه هراسی؛ مبارزه با قاچاق انسان؛ تضمین برابری و حمایت در مقابل و از سوی قانون؛ و تضمیمن شمول در برنامه های توسعه ای ملی است.

علاوه بر این، بیانیۀ نیویورک کشورهای عضو را نسبت به پاسخ گویی به محرک های مهاجرت پراکنده؛ تضمین این که مهاجرت یک گزینه است و نه یک التزام و کمک براساس نیاز به مهاجران در کشورهایی که در معرض خطر مناقشات یا بلایای طبیعی قرار دارند؛ کاهش هزینه های مهاجرت کاری؛ ترویج سیاست های جذب و استخدام اخلاقی؛ و اعمال حداقل استانداردهای کاری متعهد می سازد.

کشورهای عضو متعهد می گردند تا اصول راهنمای غیر الزامی برای مهاجران در شرایط آسیب پذیری را تدوین نموده؛ و در مذاکرات فرادولتی جهت اتخاذ اقدام جهانی برای مهاجرت ایمن، نظامند و سازمان دهی شده در سال ۲۰۱۸ میلادی مشارکت نمایند. کمیساریای عالی سازمان ملل متحد درامور پناهندگان تخصص خود را در هر دوجنبه در اختیار کشورها قرار خواهد داد.

شوق نگاه کودکان پناهنده، مرا به ادامه این مسیر دشوار امیدوار می کند

«خیلی وقت‌ها واقعا به یک جایی رسیده‌ام که نشسته‌ام گریه کرده‌ام و با خدا درددل کرده‌ام که دیگر تکلیف از من ساقط شده. تنها چیزی که شاید در آن لحظات بارقه امید و انرژی مضاعفی را در من ایجاد کرده، برق چشم‌های بچه‌های مهاجری بوده که فکر می‌کردم اگر این مدرسه‌ها بسته شود، مجبور می‌شوند برگردند به فضاهایی که هیچ پشتیبانی ندارند و معلوم نیست چه سرنوشتی پیدا کنند» وقتی این حرف‌ها را می‌گوید، چشمانش پر از اشک می‌شود و بغض می‌کند. فاطمه اشرفی، مسئول و بنیان‌گذار انجمن حامی (حمایت از زنان و کودکان پناهنده)، نزدیک به بیست سال است که تمام هم و غم خود را روی مسائل و مشکلات زنان و کودکان پناهنده و مهاجر در کشورهای اسلامی و بیشتر در ایران گذاشته است. او از روزهای سختی می‌گوید که در مسیر کوتاه نیامدن از مسیری که به برحق بودنش اعتقاد دارد و در راه دسترسی همه کودکان به آموزش و حمایت از کودکان و زنان مهاجر، حتی پایش به کلانتری باز شد اما هیچ وقت امیدش را از دست نداده است. با تلاش‌های وی و بسیاری از فعالان اجتماعی دیگر در این حوزه، اردیبهشت سال جاری؛ هیئت وزیران، نهایتا اقدام به اصلاح آیین‌نامه آموزش کودکان پناهنده کرد و یکی از موانع جدی‌ دسترسی کودکان مهاجر به آموزش را که همان شهریه ثبت‌نام بود، برداشت. برهمین اساس در حال حاضر در جمهوری اسلامی ایران، تمام کودکان پناهنده و مهاجر و حتی کسانی که فاقد مدارک اقامتی هستند از همان امکانات آموزشی باید استفاده ‌کنند که کودکان ایرانی در اختیار دارند و حق تحصیل آنها برابر با حق تحصیل کودکان ایرانی است.

فاطمه اشرفی از نزدیک به ۲۰ سال تنها نهاد غیردولتی برای حمایت از زنان و کودکان پناهنده در ایران می گوید؛ ( به نقل از شهر آنلاین

چه شد که به فکر تاسیس موسسه‌ای برای حمایت از مهاجران افتادید؟

در سال‌های ۷۳ و در اوج جنگ‌های بوسنی هرزگوین مسئول یک تیم دانشجویی بودم و برای حمایت از زنان و کودکان مسلمان بوسنیایی که در اردوگاه‌های پناهندگان زندگی می‌کردند، به بوسنی رفتیم و مدتی را در اردوگاه‌های زنان بوسنایی در کشورهای همجوار گذراندیم. این سفر و مشاهده زنان و کودکان که قربانی مناقشات مسلحانه و بحران‌های سیاسی در منطقه شده بودند و از طرف دیگر نقشی که نهادهای مدنی و سازمان‌های غیر‌دولتی در ارائه خدمات مورد نیاز این گروه ایفا می‌‌کردند؛ نقطه عطفی شد تا با حساسیت بیشتری این موضوع را دنبال کنم و در برگشت با این موضوع روبه‌رو شدم که ما درایران دارای بیشترین تعداد پناهنده و مهاجر آسیب‌دیده در مناقشات مسلحانه خارجی را داریم، با مسائل و مشکلات بی‌شماری که روی زمین مانده بود. این مسئله زمینه‌ای شد برای آغاز یک حرکت مدنی برای پرداختن به موضوع زنان و کودکان پناهنده و مهاجری که در کشور زندگی می‌کنند و نیاز به توجه و حمایت ویژه‌تری نیز دارند.

چرا به موضوع زنان و کودکان علاقه‌مند شدید؟

به هرحال زنان از نظر فیزیکی و روحی آسیب‌پذیرترند و به همان نسبت خشونت‌هایی که معمولا در گذر این جابه‌جایی‌ها به زنان و کودکان وارد می‌شود، خیلی بیشتر از خشونت‌ها و آزارهایی است که به مردان وارد می‌شود. ضمن اینکه معمولا زنان در این فرایند، کمتر دیده می‌شوند. درصد این کمتر دیده شدن در جوامع کمتر توسعه‌یافته یا نیافته بیشتر است.

در ابتدای راه، برخورد اطرافیانتان چگونه بود؟

شاید اگر خود من هم به این سفر نمی‌رفتم و با موضوع پناهندگان و پناه‌جویان و مسائل خاص آنان از نزدیک آشنا نمی‌شدم، احساس نیاز برای ورود به این عرصه هم نمی‌کردم. وقتی با اطرافیان و دوستانم درباره مشکلات پناهندگان و مهاجرین صحبت می‌کردیم، حتی آن‌هایی که جایگاهی در مسائل اجتماعی و سیاسی کشور داشتند، با تعجب به من نگاه می‌کردند و چندان اهمیتی برای موضوع قائل نبودند و شاید هم اطلاعات خاصی نداشتند، به‌گونه‌ای که وقتی اقدام به ثبت انجمن کردیم، نزدیک به سه سال پشت درهای کمیسیون ثبت وزارت کشور ماندیم. یعنی حتی برای مسئولان وزارت کشور هم موضوع جا افتاده‌ای نبود و می‌گفتند منظورتان از زن آواره و پناهنده چیست؟ ما در چنین فضایی کار را شروع کردیم. البته شاید هم به خاطر مسائل و مشکلات عدیده‌ای که خودمان در ایران داشتیم، مردم و خیلی از دستگاه‌های دولتی ترجیح می‌دادند که پرونده دیگری به نام پناهندگان باز نشود.

به شما نمی‌گفتند؛ چرا به زنان و کودکان زیادی که در جامعه خودمان با مشکلات بسیاری دست و پنجه نرم‌ می‌کنند، نمی‌پردازید؟

چرا، ولی من اساسا طرح این موضوع را اشتباه و حتی ناپسند می‌دانم. در هیچ کجای قرآن گفته نشده که اگر مسکینی به شما مراجعه کرد، به شناسنامه‌اش نگاه کنید یا حتی از دینش بپرسید و در مقابل تنها شاخصی که همواره مورد تاکید دین و ارزش‌های اعتقادی ما قرار دارد، توجه به کرامت انسانی است. آیات فراوانی در قرآن وجود دارد که ما را از پرداختن به هرگونه تفاوت انسان‌ها اعم از رنگ، جنس، ملیت، زبان و دین برحذر داشته است. در کجای دین ما هست که مثلا به نیازهای مهاجر نپردازی و‌ بگویی ما خودمان زن و بچه بدبخت ایرانی زیاد داریم؟ پرداختن به مشکلات و مصائب آن‌ها هم بخشی از وظایف انسانی و دینی ماست و منافاتی با پرداختن به نیازهای سایر نیازمندان ندارد. زمانی که مسلمان‌ها تحت فشار بودند، پیامبر اکرم(ص) از یک منطقه به منطقه دیگر مهاجرت کردند و مفهوم و ارزش مفهومی مهاجر و انصار در آن مقطع زمانی شکل گرفت تا ارزش‌های انسانی را از ارزش‌های جغرافیایی جدا کند. علاوه بر اینکه ما در ایران براساس کنوانسیون‌های بین‌المللی متعددی که کشورمان به آن‌ها پیوسته، تعهد قانونی داریم تا به نیازهای پناهندگان و مهاجرین ساکن در کشورمان بپردازیم و به آن‌ها پاسخ دهیم.

با نگاه فرصت‌محور اگر نگاه کنیم، چه ظرفیت‌هایی را برای جامعه خودمان با حمایت نکردن از مهاجران از دست می‌دهیم؟

متاسفانه ظرفیت‌های خیلی زیادی را از دست داده‌ایم. در طول ۳۷‌سال گذشته می‌توانستیم نیروهای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی قدرتمند و پرتوانی را با توجه به ظرفیت‌های فراوان در کشور تربیت کنیم تا به عنوان سرمایه‌های انسانی موثر در نظام سیاسی و اجتماعی افغانستان فعالیت نمایند. امروز درصد قابل توجهی از شخصیت‌هایی که در حال حاضر در افغانستان در سطوح بالای اجرایی و سیاست‌گذاری حتی در کاخ ریاست جمهوری، دولت و پارلمان افغانستان کار می‌کنند، از میان کسانی هستند که در ایران زندگی کرده و از دانشگاه‌های ما فارغ‌التحصیل شده‌اند و در فضای اجتماعی جامعه ما بدون اینکه برنامه و استراتژی خاصی برای آن در نظر گرفته شود، رشد کرده‌اند. خوشبختانه همت بالای مهاجرین در کنار امنیت اجتماعی جامعه ایرانی این فرصت را به مهاجرین داد که با وجود کمبودهای اقتصادی و سختی‌های فراوان درباره ارتقای فردی و اجتماعی خود اقدام کنند. اگر به آمار نگاه کنیم، می‌بینیم در جمعیتی که در مهاجرت‌های انبوه سال‌های ۵۷ و ۵۸ به ایران آمدند، درصد زنان افغانستانی باسواد، زیر ۱۰درصد بود اما این آمار بعد از سه دهه به بالای ۵۰‌درصد رسیده است و ما در نسل دوم مهاجران ساکن در ایران با کمتر فردی روبه‌رو هستیم که بی‌سواد مطلق باشد و در مقابل با موجی از تلاش جوانان افغانستانی برای ورود به دانشگاه‌ها و ارتقای سطح سواد خود در سطوح دانشگاهی روبه‌رو هستیم که در صورت توجه بیشتر مسئولان و کاهش موانع ساختاری می‌توان نقش پررنگ‌تری در بازسازی افغانستان از طریق بازسازی نیروی انسانی این کشور ایفا کنیم.

* نگاه منفی که طی سال‌ها رسانه‌ها از جمعیت مهاجر در ایران شکل دادند، از کجا آب می‌خورد؟

البته به عنوان یک فعال اجتماعی که در این حوزه مطالعه و فعالیت می‌کند، می‌گویم که اتفاقا در سال‌های اخیر ما با یک تغییر جدی در فضای رسانه‌ای کشور روبه‌رو شده‌ایم که ناشی از اصلاح نگرش‌های عمومی و رشد آگاهی‌های اجتماعی است که نگاه فرصت‌محور را جایگزین رویکردهای منفی تهدید‌محور سال‌های گذشته کرده است. من آن را به حساب بلوغ و بالندگی رسانه‌های خودمان می‌گذارم که به نظر می‌رسد در مسیر استقلال، انصاف و آزاد‌اندیشی مطبوعات و رسانه‌های عمومی کشورمان است.

در این سال‌ها چقدر حمایت شدید؟

چیزی نگویم بهتر است. فقط جدی‌ترین تاسف من در این سال‌ها تلاش‌های سازمان‌یافته یک دستگاه فرهنگی در کشور برای ایجاد محدودیت در فعالیت‌های این انجمن بوده است. آن هم به دلیل تلاش‌های انجمن برای اجرایی شدن فرمان مقام معظم رهبری و حذف موانع ساختاری برای دسترسی کودکان پناهنده به آموزش. باورش سخت است اما با کمال تاسف گاهی شاهد اعمال سلیقه‌های کاملا شخصی مدیران میانی در مسیر اجرای برنامه‌ها و فعالیت‌هایی هستیم که رویکرد ملی دارند و هدفشان تامین منافع اجتماعی میان‌مدت و بلند‌مدت کشور و جامعه است.

آینده را چگونه می‌بینید؟

من همیشه آدم امیدواری بوده و هستم و مطمئنم با تغییر نگرش‌های مثبتی که در سطوح کلان حکومتی و دولتی ایجاد شده است، در آینده نزدیک شاهد تغییرات اساسی‌تری در وضعیت پناهندگان و مهاجران در کشور باشیم. من وقتی وضعیت را با ۱۰‌سال پیش یا بیشتر مقایسه می‌کنم، احساس می‌کنم تحولات جدی و اساسی اتفاق افتاده است. همین که بسیاری از سیاست‌ها و تصمیم‌گیری‌ها مبتنی بر واقعیت‌های اجتماعی در سطح ملی، منطقه‌ای و بین‌المللی اتخاذ می‌شود، جای امیدواری دارد. رسانه‌ها و نهادهای مدنی این روزها با حساسیت بیشتری مسائل مربوط به حقوق پناهندگان در داخل را پیگیری می‌کنند و حتی دستگاه‌های اجرایی دولتی در مقایسه با گذشته به دنبال راهکارهایی برای ارائه خدمات اجتماعی بیشتر و مناسب به گروه‌های آسیب‌پذیر مهاجران هستند. همه این‌ها نشانه‌های مثبتی از تغییرات خوب اجتماعی است که در کشور اتفاق افتاده، از نظر من این‌ها همه‌اش موفقیت است و احساس می‌کنم تا حدودی به اهدافی که مورد نظر بود، دست یافته‌ایم. نقش جدی ما در این سال‌ها حساس‌سازی در سطوح مختلف اجتماعی و تصمیم‌گیری بوده است که خوشبختانه به اندازه کافی ایجاد شده است و امروز پرونده پناهندگان و مهاجران خارجی که همواره به عنوان موضوعات امنیتی و محرمانه بوده و از حوزه سیاست‌گذاری عمومی خارج بود، به روی میز آمده است و در یک منظر عمومی مورد توجه همگان قرار گرفته است.

…………………………………………

نپرداختن به مسائل مهاجران چه تبعاتی می‌تواند برای جامعه ایرانی به همراه داشته باشد؟

ما با یک گروه انسانی روبه‌رو هستیم که چه بخواهیم و چه نخواهیم دارند در کنار ما دارند زندگی می‌کنند. در حال حاضر نیز امکان بازگشت برای آن‌ها فراهم نیست. هنوز بسیاری از قریه‌ها و شهرهای افغانستان تحت سیطره طالبان است و هر روز سر راهشان در کوچه و خیابان بمب منفجر می‌شود. اگر این اتفاق برای من و شما هم می‌افتاد مهاجرت می‌کردیم. در مهاجرت‌های اجباری هیچ‌کس نمی‌تواند بگوید چرا مردم از جنگ، گرسنگی و قحطی فرار می‌کنند؟ این یک موضوع جهانی و بشری است و این‌گونه نیست که بگوییم ما فقط لطف می‌کنیم. از بین ۶۵‌میلیون پناهنده و مهاجری که در سراسر دنیا وجود دارند، سهم ما سه میلیون نفر است.

چطور می‌توان از این آسیب‌ها به نفع جامعه میزبان جلوگیری کرد؟

مثال می‌زنم. سال گذشته بازدیدی از کانون اصلاح و تربیت کودکان کابل داشتم. تعدادی از آن‌ها بچه‌هایی بودند که قبل از عملیات انتحاری دستگیر شده‌ بودند. وارد که شدم، دیدم همه نشسته‌اند و قرآن می‌خوانند. دور تا دور دیوار هم مملو از آیات جهاد و بهشت بود. یعنی این دو مفهوم، تنها مفهوم‌های قابل درک توسط آن‌ها از دین و قرآن بودند. هیچ‌کدام سواد مدرسه‌ای نداشتند. پرسیدم: چند نفرتان در ایران بودید؟ یک پسربچه ۱۳، ۱۴ساله دستش را بالا کرد. از او پرسیدم: تو که ایران بودی چرا درس نخواندی؟ با بغض و خشمی که در نگاهش بود، گفت: مگر شما ایرانی‌‌ها ما را آدم حساب کردید که اجازه بدهید به مدرسه‌های شما برویم‌؟ این یعنی تهدیدی جدی که اگر ما در مقابل این بچه‌ها هر مانعی برای مدرسه رفتن ایجاد کنیم، در واقع حوز‌های امنیتی خودمان را نادیده گرفته‌ایم.

به هر حال جمعیت زیادی از جامعه مهاجر در کشور ما تحصیل کرده‌اند.

من این حرف را در جمع خیلی از مسئولان گفته‌ام و به خیلی از آموزش‌و‌پرورشی‌ها هم برخورده است. آمده‌اند به من عدد و رقم دادند که ما این‌قدر دانش‌آموز و اینقدر فارغ‌التحصیل مهاجر داشتیم. اما هیچ‌کس محتوایی جواب نداده. زمانی که ما موانع مختلفی برای مدرسه رفتن بچه‌های افغانستانی ایجاد می‌کنیم، یا حتی وقتی اجازه می‌دهیم همان حداقل‌ها وارد مدرسه بشوند آن‌قدر تحت فشارهای روحی و روانی و اجتماعی قرارشان می‌دهیم که بعضا از مدرسه فرار می‌کنند یا حتی اگر از بهترین دانشگاه‌ها و مدارس ما فارغ‌التحصیل شوند، مثل یک بمب ساعتی مملو از عقده‌های سرکوب شده می‌شوند، نتیجه این می‌شود که برخی از این‌ها برمی‌گردند به افغانستان و پست‌های کلیدی در کشورشان می‌گیرند، در رسانه‌ها جا پیدا می‌کنند و آنجاست که قلم‌هایشان به جای اینکه سپاس‌گزار ما باشد، کوبنده ما می‌شود. کسانی که می گویند ما برای این‌ها سالی یک میلیون یا دو میلیون هزینه می‌کنیم، فکر این را بکنند که هرکدام از این‌ها به دلیل محروم بودن از آموزش، اصول و فرهنگ شهروندی، ارزش‌های اجتماعی را یاد نگیرند و در آینده تبدیل به یک عنصر ضداجتماعی بشوند و دست به رفتارهای ناهنجار در جامعه بزنند، در این صورت ما آن‌ها را به افغانستان نمی‌فرستیم، به همین زندان‌های خودمان می‌فرستیم و آنجا حداقل روزی ۲۰۰هزارتومان باید برایشان هزینه کنیم و به اعداد و ارقام بسیار نجومی‌ در سال می‌رسیم.

در حوزه زنان چطور؟

اگر شما امروز به مسائل و مشکلاتی که یک زن مهاجر در اداره زندگی خود و کودکانش در یک مسیر سالم دارد نپردازید، بی‌شک این ناامنی اجتماعی را فردا وارد خانه‌های خودتان کرده‌اید. در دنیا نیز پرداختن به موضوع پناهندگان و مهاجران از این جهت خیلی مهم است که قابلیت ایجاد اقلیت‌های اجتماعی را دارند. هرچه اقلیت‌های اجتماعی در جامعه بیشتر باشند، شکاف اجتماعی بیشتر می‌شود و تشکیل شکاف اجتماعی مترادف با توسعه خشونت اجتماعی است.

…………………………………………

دریچه

«هنر» زن افغانستانی باید زنده بماند

طبق آمار اداره اتباع ۳۰۰‌هزار مهاجر افغانستانی در مشهد زندگی می‌کنند که ۱۵۰هزار نفر آن‌ها به صورت قانونی هستند و بخش زیادی را کودکان و زنان تشکیل می‌دهند. بسیاری از این افراد نسل دوم و سوم مهاجرانی هستند که پدر و مادرهایشان در ایران متولد شده‌اند و به دلیل نگاه‌های غفلت‌بار مسئولان در سال‌های گذشته از تحصیل بازمانده‌اند. فاطمه سبزه‌کار، مسئول دفتر انجمن حامی در مشهد است.

با وی درباره مشکلات زنان و کودکان مهاجر ساکن در مشهد و فعالیت‌هایی که این انجمن انجام می‌دهد، گفتگو کرده‌ایم.

زنان مهاجر بیشتر با چه مشکلاتی روبه‌رو هستند؟ 

خیلی از این زن‌ها اعتقاد دارند حضورشان در جامعه ایران باعث شده از قیود سنتی جامعه افغانستان در بیایند و از حداقل حقوق انسانی برخوردار شوند. این موضوع باعث شده بتوانند باسواد شوند یا حداقل فرزندانشان را به مدرسه بفرستند. بیشتر این زنان اگر امنیت در کشور خودشان فراهم باشد، دوست دارند که به کشور و شهر خودشان برگردند. البته این موضوع در نسل دوم و سوم کمتر است و آن‌ها دوست دارند در ایران بمانند. این موضوع خیلی خوب نیست و همین امر باعث می‌شود که به واسطه حضور چند ساله‌شان در ایران، از فرهنگ و رسوم کشورشان اطلاعی نداشته باشند و همین بی‌اطلاعی از مفاخر و تمدن کشورشان باعث نبود تعلق خاطر به ملت و سرزمینشان می‌شود. برهمین اساس یکی از بخش‌های آموزشی ما تاریخ و جغرافیای افغانستان برای آشنا کردن این کودکان با ملیتشان است. در مورد زنان نیز با پرپایی نمایشگاه‌های صنایع دستی زنان افغانستانی و آموزش آن‌ها سعی در زنده نگه داشتن این هنرها که خاص این سرزمین است، داریم.

هزینه‌های مرکز چطور تامین می‌شود؟

بخشی از بودجه‌ها از منابع بین‌المللی و بخشی از آن‌ها توسط خیرین تامین می‌شود.

چند نفر عضو مرکز شما در مشهد هستند؟

حدود ۴۰۰‌نفر شامل ۳۲۰دانش‌آموز و ۸۰زن.

ثبت‌نام بر چه اساسی است؟

اولویت اول این است که بچه واقعا از تحصیل باز مانده باشد، دچار کبر سن شده و کودک کار باشد. مثلا برای کودک کار ساعت آموزش را طوری تنظیم می‌کنیم که بچه بتواند هم کار کند و هم تحصیل. با وجود رفع موانع قانونی در کشور کم و بیش با موانعی روبه‌رو هستیم که باید به مرور زمان رفع شوند. به عنوان نمونه کمبود فضاهای فیزیکی به‌ویژه در نواحی حاشیه‌ای شهر، بخشی از کودکان را از حضور در مدارس دولتی محروم کرده است. در برخی مدارس نیز با برخوردهای سلیقه‌ای مدیران مدارس روبه‌رو هستیم که به بهانه‌های مختلف از ورود کودکان به مدارس خودداری می‌کنند که البته این موضوع نیاز به فرهنگ‌سازی و تلاش برای تغییر نگرش‌های اجتماعی دارد و ما باید با صبر و حوصله در انتظار بهبود وضعیت باشیم.

با توجه به جمعیت بالای مهاجر چطور می‌توان این خدمات را گسترش داد؟

اول از همه باید حضور مهاجران را به عنوان بخشی از جامعه شهری پذیرفت و سازمان‌های اداری و شهری را به این موضوع متعهد کرد.

چه کسانی در این مسیر سنگ‌اندازی می کنند؟

البته در سال‌های اخیر نگاه به مهاجران مثبت‌تر شده. ایجاد این فضا را باید مدیون پیام رهبر انقلاب خطاب به مسئول آموزش‌و‌پرورش دانست. اما گاهی موانع آموزش کودکان مهاجر در کج‌سلیقگی‌های برخی مدیران میانی است که هنوز نگاه منفی و تهدیدآمیزی نسبت به مهاجران دارند.

…………………………………………

دیدگاه

مهاجرت از جنس زنانه

۱- الان یک ساعت است که پشت پنجره‌‌ فولاد نشسته‌ای. صاحب‌کار ماه‌هاست که تسویه حساب نکرده است و تو هم حوصله‌‌ دوختن مهره‌ها به لباس مجلسی را از دست داده‌ای. فردا امتحانات ترم شروع می‌شود و تو هنوز شهریه دانشگاه را نداده‌ای تا بتوانی کارت ورود به جلسه امتحان را دریافت کنی‌. مادر از زیارت ضریح برمی‌گردد. سرت را پایین گرفته‌ای تا سرخی چشم‌هایت را کمتر ببیند. کنارت می‌نشیند. دستت را در دستش می‌گیرد و چیزی را در دستت می‌گذارد. آرام می‌گوید: خدا بزرگه. و بلند می‌شود. توی دستت تنها انگشتر مادر است.

۲- همه دورتادور سفره‌‌ صلوات نشسته‌اند. یکی از همسایه‌ها بلند می‌گوید: برای سفیدبختی جوان‌ها دعا کنید. زن دانه‌های تسبیح را آرام می‌گرداند. امروز دوباره با دخترش جر‌و‌بحث داشت. تمام زندگی دختر این شده بود که همراه برادرش برود خارج. هر چه نصیحتش می‌کرد که راه قاچاق، خطر دارد، انگار دختر نمی‌شنید.

۳- پیرزن را مدت‌هاست که می‌شناسم. درست از وقتی آمده‌ام، در یکی از مدارس خودگردان درس بدهم. پیرزن همیشه دم در خانه چهارپایه‌ای پلاستیکی می‌گذارد و می‌نشیند. صبح یک روز سرد پاییز است و من از کنار پیرزن رد می‌شوم. صدا می‌زند و می‌گوید: لباس گرم بپوش. سرم را تکان می‌دهم و به داخل مدرسه می‌دوم. فردایش یک مشت توت خشک و کشته‌‌ بادام را توی پلاستیک می‌ریزم و برایش می‌برم. چشم‌هایش نمناک می‌شود. حرفی نمی‌نزد و کشته را توی دهانش می‌گذارد. چشم‌هایش را می‌بندد. «کشته‌‌ منطقه است.» همکارانم می‌گویند بچه‌های پیرزن، کارگران فصلی هستند که تابستان‌ها در همین شهر کار می‌کنند و در فصل سرد برای کار به شهرهای جنوبی می‌روند. پیرزن تنهاست و شاید در این روزها، گذشته‌‌ شیرینش را مرور می‌کند.

مهاجرت در جهان معاصر برخلاف گذشته که بیشتر مردانه بوده است، به پدیده‌ای مردانه- زنانه تبدیل شده‌ است. تعداد زیادی از زنان افغانستانی طی دوره‌های مختلف جنگ و با تشدید ناامنی‌ها در کشورشان به ایران مهاجر شدند. عمر این مهاجرت‌ها برابر با عمر استقرار نظام جمهوری اسلامی‌ است. این هجرت، ظرفیت‌ها و فرصت‌های خاصی را برای زنان مهاجر در ایران به همراه داشته است که می‌توان گفت زن مهاجر در استفاده از این فرصت‌ها موفق عمل کرده است. دختران و زنان زیادی که در دانشگاه‌های جمهوری اسلامی‌تحصیل کرده و به کشورشان بازگشته‌اند، گواه این حقیقت است.

دغدغه‌های زنان مهاجر را می‌توان حداقل در سه نسل دسته‌بندی کرد. دختران، مادران و مادر‌بزرگان. زنانی که بعد از دوران میان‌سالی به ایران مهاجرت کردند، تمام خانه و زندگی خود را جا گذاشتند و دوران سخت جنگ و آوارگی را تجربه کردند. تمام زندگی آن‌ها در تلاش برای حیات خلاصه شده است. زندگی دشوار در مهاجرت، اضطراب ناشی از بحران‌های روحی مثل از دست دادن عزیزانشان در جنگ باعث از آن‌ها کوهی از صبر و تحمل ساخته است. مادران که در دوران کودکی و نوجوانی مهاجرت را تجربه کرده‌اند، مهم‌ترین دغدغه‌شان شکاف ایجاد شده بین آن‌ها و فرزندانشان است. فرزندان آن‌ها در ایران و بین همسن و سال‌های ایرانی به دنیا آمده و رشد کرده‌اند و به لحاظ هویتی، بیشتر ایرانی‌اند تا افغانستانی. جوانان این خانواده‌ها با جهشی بزرگ، از سنت گذشته‌اند و اکنون دغدغه‌هایی چون تحصیل و شغل مناسب و حضور در اجتماع را در سر می‌پرورانند؛ دغدغه‌هایی که برای مادرانشان، چیزی جز رویاپردازی نبود. دخترانی که در کشور میزبان به دنیا آمده‌اند، برای ساختن آینده خود به پا خاسته‌اند. آن‌ها برای دست‌یابی به مدارج بالای تحصیلی تلاش می‌کنند اما فقر و تبعیض سد راهشان می‌شود.

* دکترای فلسفه استاد دانشگاه کابل/ نفیسه حفیظی*

خبرنگار: الهام ظریفیان

سازمان ملل نسبت به وقوع بحران انسانی در افغانستان هشدار داد

کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان با اشاره به بازگشت چشم گیر پناهجویان افغانستانی به این کشور نسبت به وقوع بحران انسانی در افغانستان هشدار داد.

کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان اعلام کرد که با بازگشت چشم‌گیر پناهجویان به افغانستان و نداشتن سرپناه، احتمال بروز مشکلات گسترده وجود دارد.

«ایوو فرایسن» رئیس دفتر هماهنگ کننده کمک‌های بشریِ کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل گفت که روزانه ۷۴۰۰ مهاجر افغانستان از طریق مرزهای پاکستان وارد این کشور می‌شوند و بسیاری از آنان بی سرپناه هستند.

وی افزود: مهاجرانی که در ماه‌های اخیر از پاکستان به افغانستان برگشته اند نیاز به کمک‌های جدی دارند، ۶۰ درصد این مهاجران را کودکان و زنان تشکیل می دهند، لذا آنها به غذا، آب آشامیدنی بهداشتی، سرپناه و خدمات رفاهی نیاز دارند.

 لازم به ذکراست که دولت پاکستان اعلام کرد که همه پناهندگان افغانستانی باید تا تاریخ ۱۵ مارس ۲۰۱۷ این کشور را ترک کنند. انتظار می رود تا پایان این تاریخ نزدیک به دو میلیون پناهنده افغانستانی از پاکستان به کشورخود برگردند.

این گفته ها در حالی مطرح می شود که ظاهرا یکی از پیش شرط‌های جامعه جهانی و کشورهای اروپایی برای تداوم کمک‌های اقتصادی به افغانستان، بازگشت اجباری پناهجویان این کشور بود، که این درخواست از سوی کشور افغانستان رد شد.

شرکت انجمن حامی در ششمین اجلاس منطقه ای شبکه حقوق پناهندگان آسیا و اقیانوسیه

شبکه حقوق پناهندگان آسیا و اقیانوسیه با حضور بیش از ۱۰۰ عضو دائم خود از بسیاری از کشورهای منطقه از جمله هند، پاکستان، ایران، افغانستان، اندونزی، مالزی، تایلند، بنگلادش، میانمار، کره جنوبی، ژاپن و استرالیا و همچنین نمایندگانی از سازمان های بین المللی و منطقه ای مرتبط با امور پناهندگان ششمین اجلاس دوسالانه خود را در بانکوک از تاریخ ۲۹  شهریور لغایت ۱ مهر برگزار نمود. انجمن حمایت از زنان و کودکان پناهنده (حامی) به عنوان تنها عضو ایرانی این سازمان منطقه ای در این اجلاس شرکت نمود و با بیان اقدامات تقنینی و اجرایی اخیر در جمهوری اسلامی ایران ؛ تصویری از اقدامات موثر صورت گرفته در امور پناهندگان مقیم ایران را  در این اجلاس ارائه نمود.

در ابتدای این نشست منطقه ای علاوه بر ارائه شرحی از وضعیت کنونی پناهندگان در منطقه آسیا و اقیانوسیه گزارشی از عملکرد این سازمان به نمایندگان سازمان های غیردولتی ملی و سازمان های غیردولتی بین المللی ارائه گردید.

برگزار کنندگان این اجلاس با تأکید بر ضرورت به اشتراک گذاری دستاوردهای مثبت اعضا و کشورهای منطقه در امور پناهندگان بر اهمیت در نظر داشتن موضوع «جوانان پناهنده» در سطح جهانی و منطقه ای تأکید داشتند. به همین منظور در این نشست یک پانل تخصصی با موضوع فعالیت ها و اقدامات جوانان پناهنده توسط نمایندگانی از کشورهای پاکستان، نیوزیلند، میانمار و استرالیا توسط تعدادی از جوانان پناهنده برگزار گردید. از جمله مسائل مطرح شده در این پانل تخصصی ضرورت توجه به آزادی رفت و آمد و دسترسی به آموزش و تحصیل در دانشگاه،  فراهم نمودن امکانات آموزشی در کمپ های پناهندگان در برخی کشورها بود.

شایان ذکر است یکی از مهمترین مسائل مطرح شده در این اجلاس لزوم چاره اندیشی و افزایش همکاری های منطقه ای در سطح غیردولتی و با همکاری سازمان های بین المللی درباره بحران پناهندگان و مهاجران افغانستانی توسط نمایندگان کشورهای افغانستان، ایران و پاکستان مطرح شد. گفتنی است، با توجه به تغییر سیاست های اخیر در پاکستان که منجر به بازگشت غیرداوطلبانه روزانه هزاران افغانستانی به این کشور شده است، عدم آمادگی دولت و سازمان های غیردولتی برای پذیرش و فراهم نمودن امکانات لازم برای این تعداد از بازگشت کنندگان مشکلات عدیده ای را برای کشور افغانستان و بازگشت کنندگان افغانستانی پیش آورده است.

در این اجلاس با رأی گیری از کلیه اعضا حاضر اعضای جدید کمیته راهبردی و کارگروه های تخصصی این سازمان برای مدت دو سال آینده نیز انتخاب شدند. به گزارش انجمن حامی، کارگروه جدید با عنوان جوانان و با هدف بررسی بیشتر و تخصصی تر مسائل جوانان پناهنده و مهاجر در سرتاسر منطقه تشکیل شد.

20160921_121737

از مهمترین کارگروه های فعال در این اجلاس کارگروه منطقه جنوب آسیا، کارگروه حمایت های حقوقی از پناهندگان و زنان و دختران پناهنده در معرض خطر است.

در این اجلاس همچنین بر ضرورت تغییر رویکرد نسبت به پناهندگان و استفاده از ظرفیت ها و توانایی های آنها تأکید شد. لازم به ذکر است آقای یومبی، یک پناهنده مقیم کره جنوبی به عنوان رئیس کمیته راهبردی این دوره از اجلاس شبکه حقوق پناهندگان آسیا و اقیانوسیه انتخاب گردید.