زهره، ۴۲ ساله، مادر سه فرزند است؛ یک پسر و دو دختر که همگی کمتر از ده سال سن دارند. زمانی که همسرش در جریان حملات موشکی جان خود را از دست داد، کوچکترین فرزند خانواده تنها دوازده روز از تولدش گذشته بود. در همان حمله، زهره نیز بر اثر اصابت ترکش مجروح شد و علاوه بر تحمل داغ از دست دادن همسر، با آسیبهای جسمی ناشی از جنگ نیز روبهرو شد.
این خانواده در یکی از محلات کمبرخوردار شهر و در منزل استیجاری زندگی میکردند. حملات موشکی موجب تخریب محل سکونت آنان شد و دیگر امکان بازگشت به خانه برایشان وجود نداشت. در کنار خسارتهای مادی، فشارهای روحی ناشی از از دست دادن همسر و پدر فرزندان، ادامه زندگی در همان محل را برای زهره بسیار دشوار ساخت.
او ناچار شد به همراه سه فرزند خردسال خود به یکی از شهرستانهای دیگر مهاجرت کند تا در کنار خانواده پدری از حداقل حمایت عاطفی و اجتماعی برخوردار باشد. با این حال، جابهجایی اجباری نتوانسته است نگرانیهای او را کاهش دهد. افزایش هزینههای زندگی، نبود درآمد پایدار و مسئولیت کامل نگهداری از سه کودک خردسال، آینده این خانواده را با ابهامات جدی روبهرو کرده است.
همسر زهره تنها نانآور خانواده بود و پس از شهادت او، این خانواده منبع اصلی درآمد خود را از دست داده است. اکنون زهره، در حالی که هنوز با پیامدهای جسمی و روانی جنگ دست و پنجه نرم میکند، باید به تنهایی مسئولیت تأمین نیازهای اساسی فرزندانش، از جمله مسکن، غذا، آموزش و مراقبتهای درمانی را بر عهده بگیرد.
روایت زهره تصویری روشن از تأثیرات چندلایه جنگ بر خانوادههای غیرنظامی ارائه میدهد؛ خانوادههایی که در یک لحظه، هم عزیز خود را از دست میدهند، هم خانه و امنیتشان را، و هم با آیندهای نامطمئن و مسئولیتهایی سنگین برای ادامه زندگی مواجه میشوند.
این خانواده یکی از خانوادههای آسیبدیده از جنگ است که پس از ارزیابیهای میدانی و نیازسنجی توسط انجمن حمایت از زنان و کودکان پناهنده (حامی)، در فهرست دریافتکنندگان کمکهای بشردوستانه قرار گرفته و بخشی از نیازهای فوری درمانی، معیشتی و حمایتی آنان از طریق این برنامه تأمین شده است.