بایگانی برچسب‌ها : کودکان کار

طرح ساماندهی کودکان کار انجمن حامی

فاطمه اشرفی: انجمن حامی در بخش پایش طرح ساماندهی کودکان کار، رویکردهای بلندمدت در عرصه سیاستگذاری برای کودکان کار را دنبال می‌کند


جزییات طرح ساماندهی کودکان کار، در کافه‌خبر خبرآنلاین با حضور موافقان و مخالفان طرح در هفته گذشته بررسی شد.

مدیرعامل انجمن حامی در حوزه فعالیت انجمن حامی در این طرح به مواردی اشاره نمود:

اشرفی گفت: “آنچه که در این طرح احساس کردیم می‌توانیم موثر باشیم علیرغم انتقادات بی‌شماری که در سال‌های گذشته نسبت به چگونگی اجرای طرح داشتیم این بود که یکی از نقاط ضعف جدی این طرح‌ها را عدم پایش فردی و اجتماعی از این کودکان و نبود هر گونه رویکرد میان‌مدت و بلندمدت اجرایی برای بهبود وضعیت کودکان بود. موضوعی که تقریبا از سال ۸۴ هر دو سال یک‌بار به صورت فراگیر اجرا شده و تنها اتفاقی که نیافتاده این بود که هیچ گزارش مستندی از جامعه هدف، ترکیب اجتماعی و اقتصادی آنها، مشکلات و مسائل عمومی و ویژه آنها و نیز راهکارهای میان‌مدت و بلندمدتی است که حداقل بخش‌های مختلف دولتی و متولی رفاه اجتماعی برای کودکان کار می‌توانستند ارائه و اقدام کنند؛ یعنی متاسفانه در مقاطعی این کودکان کنترل و نگهداری کوتاه مدت شده بدون اینکه سیاست، برنامه و اقدامی برایشان در نظر گرفته شود که همین رویکرد موجب شده نه تنها شاهد هر گونه اقدام مثبت و موثر در بهبود وضعیت کودکان نباشیم بلکه روز به روز حداقل بر تعداد این کودکان افزوده شود.

سال ۹۶ درجلسه‌ای که با حضور فرماندار تهران در مرکز یاسر برگزار شد یکی از مخالفین اجرای طرح بودیم و علت آن هم دقیقا نقاط کور فراوانی بود که هم در اجرا و هم در فقدان چشم انداز برنامه‌ای وجود داشت؛ اما امسال زمانی که همکاری در این طرح به حامی پیشنهاد شد، دقیقا با این هدف عمده این همکاری در حاشیه را پذیرفتیم که بخش‌های مرتبط دولتی از ظرفیت کارشناسی لازم برای شناخت تخصصی موضوعات مربوط به کودکان کار و به‌خصوص کودکان اتباع خارجی و نیز چگونگی تعامل و برخورد با این پدیده رو به رشد برخوردار نبوده و نیست و این مساله بیش از آنکه یک مساله سخت افزاری باشد یک مساله نرم افزاری است و با پدیده‌های اجتماعی که از جنس نرم هستند نمی‌توان برخورد صرف فیزیکی و رویکرد سخت مکانیکی داشت.

ما احساس می‌کردیم در مسیر اصلاح رویکرد و سیاست‌گذاری‌های دولت در حوزه کودکان کار حتی یک گام هم بتوانیم موثر باشیم؛ باید از همان ظرفیت محدود هم استفاده کنیم و دقیقا در این طرح نقش ما پایش فردی، خانوادگی و اجتماعی این کودکان است. کودکانی که سال‌های سال است در کنار ما راه می‌روند، زندگی می‌کنند، کار می‌کنند، آسیب می‌بینند و انواع خشونت‌های پیدا و پنهان در خیابان و کار را تحمل می‌کنند، اما هیچکدام از ما اطلاعات مبنایی و آسیب‌شناسی مناسبی از این انسان‌های کوچک که هر کدام به دلیلی قربانی ناکارآمدی‌های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی جوامع هستند نداریم و از این روست که حتی برنامه‌ریزی‌ها و اقدامات سازمان‌های غیر دولتی فعال در این بخش هم روبنایی و سطحی و فاقد رویکرد دراز مدت و پایدار است.”

مدیرعامل انجمن حامی در گفتگو با خبرآنلاین به این اشاره نمود که حامی مسئولیت حقوقی در قبال ترخیص کودکان از مراکز بهزیستی در طرح ساماندهی کودکان کار ندارد

اشرفی ضمن اشاره به تغییر جنس کودکان کار خیابانی در طول این سالها، به انتقادات وارد شده درباره‌ی کند بودن روند ترخیص این کودکان از مراکز بهزیستی پاسخ داد:

“در ابتدا نکته قابل توجهی که حداقل در یک سال گذشته با آن روبه‌رو بودیم، بروز تغییراتی در ترکیب و جنس کودکان کار و خیابانی بود. کودکانی که اتفاقا رابطه‌ چندانی با سازمان‌های غیر دولتی فعال در حوزه‌های کار کودک نداشتند و به نظر آسیب‌زده و سطح آسیب‌پذیری‌شان هم به مراتب بالاتر بود.

درصد قابل توجه و نگران کننده‌ای از این بچه‌ها، بچه‌هایی هستند که قاچاق شده‌اند و در اینجا در قالب‌های مشخص و سازمان‌دهی شده‌ای به کار گمارده شده‌اند. چگونه می‌توانیم نسبت به کودکان کم و سالی که بدون اراده شخصی و قدرت انتخاب، در یک چرخه تبهکارانه از خانواده جدا شده و در یک مسیر کاملا خشونت‌بار و خطرناک وارد خیابان‌های ما شده‌اند بی‌تفاوت باشیم و حساسیتی نشان ندهیم.

موضوع مهمی که کنوانسیون‌های بین‌المللی متعددی همچون پیمان نامه حقوق کودک بر آن اشاره موکد داشته و اتفاقا دولت‌های عضو و سازمان‌های غیردولتی متعهد و مسئول را موظف کرده نسبت به موضوع قاچاق کودکان حساس بوده و اقدام موثر داشته باشند.

مدیرعامل انجمن حامی در پاسخ به این سوال که آیا ان‌جی‌اوی حامی منابع کافی مادی و انسانی برای بازدید از منازل و توانمندکردن خانواده‌ها دارد گفت: قطعا یک پشتوانه نیرو و منابع انسانی مجرب و مطلع در این حوزه تخصصی را بعد از دو دهه تلاش مستمر و هدفمند در حوزه مهاجرین و پناهندگان را به همراه داریم اما برای پیشبرد اجرایی طرح  منابعی هم از سوی مراجع ذیربط در اختیارمان قرار گرفته است. در گام اول شما باید چارچوب استقلال در تصمیم گیری‌ها و سیاست‌گذاری‌های سازمانی و داخلی سازمان‌های غیر دولتی را به رسمیت بشناسید و از متولی‌گری در تصمیم و اقدام سایر سازمان‌ها دست بردارید و ثانیا اظهار نظر غیر مسئولانه مسئول مرکز نگهداری یاسر را علیرغم اینکه رسما پیگیری کرده و خواهیم کرد را از سر عدم اشراف به قوانین و مقررات جاری در کشور می‌دانیم که اصولا یک امر حاکمیتی در تعیین سرنوشت یک کودک را به هیچ نهاد غیر دولتی نمی‌سپارند.

در پایان وی به این اشاره کرد که قطعا نقدهای فراوانی در سیاستگذاری‌ها و برنامه‌های اجرایی دولت در برخورد با پدیده‌های اجتماعی خرد و کلان از جمله پدیده کودکان کار و خیابان وجود دارد و همینطور قطعا بخش‌های قابل توجهی از روند رو به رشد این پدیده اجتماعی به ناکارآمدی سیاست‌های اجتماعی و اقتصادی در کشور و نبود رویکرد «مساله محوری» و «الزام توجه به نگرش های کارشناسی» و نیز «فقدان برنامه‌هایی با رویکرد آینده‌پژوهی» است اما در عین حال تمام دلایل برشمرده در بالا این اجازه را به ما نمی‌دهد که تا اصلاح تمام این ناکارمدی‌ها سکوت کنیم و در برابر خشونت‌های غیر قابل انکاری که هر لحظه و ساعت در شبانه روز به کودکان در محیط‌های ناسالم کار و خیابان‌ها وارد می‌شود، منفعل بمانیم و شاهد قربانی‌شدن هر چه بیشتر کودکان کار باشیم. حوزه رفاه اجتماعی در کشور جدی‌ترین نقش را در انحراف از برنامه‌های حمایتی از کودکان دارد که در اینجا باید پاسخگویی مناسبی را داشته باشد.

نقش حامی در جمع‌آوری اطلاعات و پایش این کودکان و نیز تسهیلگری برای شناسایی آسیب‌هایی که به این کودکان وارد می‌شود و همینطور ارائه راهکارهای اجرایی برای بهبود وضعیت این کودکان در حد توان و ظرفیت کارشناسی، نقشی است که اتفاقا متعهدانه پذیرفته شده و تا جایی که فرصت و امکان حضور مستقل برایمان فراهم شود، این نقش را ایفا می‌کنیم.

موضوع ترخیص این کودکان که به خطا و اشتباه به حامی منتسب شده است را کاملا تکذیب می‌کنم


موضوع ترخیص این کودکان بار کاملا حقوقی و اجرایی دارد و مسئولیت آن حداقل در بخش مربوط به کودکان اتباع خارجی با اداره کل اتباع و مهاجرین خارجی استانداری تهران است و موضوعی نیست که یک بخش حاکمیتی بخواهد آن را به یک سازمان غیر دولتی واگذار کند.

اگر همکاران انجمن حامی در مراکز نگهداری بهزیستی حضور دارند به دلیل حمایت از شرایط و وضعیت این کودکان و تسهیلگری برای شناسایی و بازگرداندن آنها به آغوش خانواده و تحمل کمترین آسیب از ناهنجاری‌های غیر کارشناسی است که متاسفانه در برخی از این مراکز نگهداری وجود دارد.”

برای خواندن متن گفتگوی این میزگرد می توانید به لینک سایت خبرآنلاین مراجعه کنید:

http:// https://www.khabaronline.ir/news/1278970

رنج کودکان کار مهاجر؛ تقصیرشان چیست که هم کودکند، هم مهاجر، هم کارگر؟

مدیرعامل انجمن حمایت از زنان و کودکان پناهنده در گفتگویی با فهیمه حسن‌میری از خبرآنلاین می‌گوید: آسیب‌پذیری کودکان کار مهاجر و پناهنده، از دیگر کودکان کار بیشتر است.

Ashrafi

فهیمه حسن‌میری: دوازدهم ژوئن، مصادف با ۲۲ خرداد، روز جهانی مبارزه با کار کودکان نامگذاری شده است؛ روزی برای اعتراض به انواع کار کودک؛ چه سخت و سبک و چه در خیابان‌ و کارگاه یا حتی کار خانگی. اما در بین کودکان بی‌پناهی که برای امرار معاش، مجبورند دست‌های کوچک‌شان را برای گرفتن دستمزدهای ناچیز، مقابل کارفرما یا رهگذران بی‌توجه اطراف‌شان دراز کنند، کودکان بی‌پناه‌تری هم هستند که چون در  این خاک متولد نشده‌اند، انواع تحقیرها و توهین‌ها نصیب‌شان می‌شود؛ کودکان مهاجر و پناهنده.

فاطمه اشرفی، مدیرعامل انجمن حمایت از زنان و کودکان پناهنده که سال‌ها تجربه فعالیت برای بهبود وضعیت مهاجران و پناهندگان به ایران را دارد، از وضعیت این کودکان که مجبور به کار می‌شوند می‌گوید؛ از رنجی که متحمل می‌شوند و پناهگاهی که ندارند؛ نه از سوی اجتماع و نه از طرف قوانین.

گفت‌وگوی خبرآنلاین با فاطمه اشرفی، فعال اجتماعی را در ادامه بخوانید.

وقتی حرف از کار کودک می‌شود، یکی از اولین گروه‌هایی که به ذهن می‌رسند کودکان مهاجر هستند. کسانی که در کوچه و خیابان، مترو و سر چهارراه‌ها آن‌ها را می‌بینیم و به نظر می‌رسد به دلیل بیگانه بودن‌شان، در شرایط بدتری نسبت به کودکان کار کشور خودمان قرار دارند. شما که سال‌ها در این زمینه فعالیت کرده‌اید، درباره وضعیت کار کودکان مهاجر و پناهنده توضیح می‌دهید؟

بحث کار کودک را نمی‌توانیم تفکیک کنیم و آن را از نظر ملی، قومی یا زبانی و نژادی تقسیم‌بندی کنیم، این اتفاق برای هر کدام از کودکان با هر ملیتی که باشد ناراحت‌کننده است و باید برای رفع آن بکوشیم؛ اما همانطور که اشاره کردید، بعضی از این کودکان به دلایل مختلف در شرایط بدتری نسبت به دیگر همسالانشان قرار دارند که از بین آنها می‌توان به کودکان کار مهاجر و پناهنده اشاره کرد. بخش قابل توجهی از کودکان کار را جامعه مهاجرین و پناهندگان تشکیل می‌دهند و یکی از دلایلی که آنها در شرایط بدتری قرار دارند این است که از آنجا که با موانع قانونی برای زندگی در کشورمان مواجه هستند و بسیاری از آنها ممکن است اوراق هویتی و اجازه زندگی در ایران نداشته باشند، وقتی در کارگاه‌های کوچک و زیرزمینی مورد انواع خشونت یا تعرض و سوءاستفاده مالی یا جسمی قرار می‌گیرند، از گزارش وضعیتشان به نهادهای قانونی و انتظامی ممانعت می‌کنند تا مورد بازخواست واقع نشوند. از طرف دیگر، نگاه‌های بیگانه‌ستیزی که در بعضی افراد وجود دارد باعث می‌شود این کودکان مورد انواع خشونت‌های کلامی و حتی تحقیرهایی با نگاه و کم‌توجهی و اهانت قرار بگیرند که آنها را سرخورده و ناامید می‌کند.

کودکان کار مهاجر، چه آسیب‌های بیشتری را متحمل می‌شوند؟

کار این کودکان سطوح مختلفی دارد؛ هم بیرون از خانه و هم کارهایی که در خانه ناچارند انجام دهند به صورتی که خیلی از این کودکان در کارگاه‌های خانوادگی کار می‌کنند. این مسائل با کودکان کار ایرانی مشترک است اما یکی از مهمترین پدیده‌هایی که امروز بخصوص در شهرهای بزرگ با آن مواجهیم، کودکانی است که از مرزهای شرقی قاچاق می‌شوند، این بچه‌ها در کودکی مسئولیت و سرپرستی تامین اقتصادی خانواده‌هایشان را برعهده دارند و ممکن است با توجه به فضای نامناسب کشورشان، از طریق روش‌های غیرقانونی وارد ایران شوند، آنها راه‌های سخت و ناهمواری طی می‎‌‎کنند، سوءاستفاده‌های نگران‌کننده‌ای از این بچه‌ها میشود و متاسفانه حتی بعد از رسیدن به ایران، وضعیتشان بهتر نمی‌شود و سوءاستفاده از آنها در ادامه توسط کارفرماها ادامه پیدا می‌کند، متاسفانه می‌بینیم بعضی نهادهای دولتی که متکفل اجرای بخشی از خدمات شهری هستند، خواسته یا ناخواسته در مسیر استثمار این بچه‌ها قرار می‌گیرند.

در این باره مثال می‌زنید؟

سوءاستفاده از این کودکان را می‌توان در مسیر زباله‌گردی و تفکیک زباله دید. وقتی به انتهای این شبکه می‌رسیم می‌بینیم عوامل و کارفرماهایی مسئولیت این کار را به عهده دارند که در شهرداری‌های شهرهای بزرگ جا گرفته‌اند و بدون هر دغدغه‌ای از این بچه‌ها سوءاستفاده می‌کنند، حقوقی به آنها نمی‌پردازند، مواردی گزارش شده که به قطع عضو این کودکان یا ابتلا به بیماری‌های صعب‌العلاج منجر شده.

در سال‌های اخیر وضعیت کودکان مهاجر بهتر شده؟ آنچه از سوی مسئولان گفته می‌شود که این کودکان امکان تحصیل در مدارس را دارند، اجرایی می‌شود یا هنوز هم مشکلاتی وجود دارد؟

بخشی از مشکلات کودکان کار به غفلت‌هایی برمی‌گردد که در سال‌های ۸۳ و ۸۴ وجود داشت و تحصیل کودکان مهاجر در مدارس با مشکلاتی مواجه بود. این مساله باعث شد آنها از چرخه آموزش خارج شوند و به صورت ناگزیر وارد بازار کار شوند. خوشبختانه یکی از جدی‌ترین موانع تحصیل کودکان مهاجر در مدرسه، سال ۹۵ با اصلاحاتی که در قوانین و مقررات اتفاق افتاد و با مصوبه هیات دولت برطرف شد و این کودکان امکان این را پیدا کردند که در مدارس دولتی ثبت‌نام کنند. اما آن محدودیت‌های گذشته که حدود ۱۵ سال وجود داشت، آثار خودش را خواهد داشت که به راحتی و ظرف کوتاه‌مدت نمی‌توانیم این آثار را از بین ببریم و طول می‌کشد که این افراد دوباره سوادآموزی داشته باشند. مهمترین مساله این است که به این کودکان از نظر آموزش و امکانات رفاهی رسیدگی کنیم و آنها را جزو فراموش‌شدگان قرار ندهیم در غیر این صورت باید منتظر آسیب‌های اجتماعی جدی باشیم که چون به آنها وارد شده، ممکن است متعاقبا به جامعه وارد شود. ما در خیلی از مسائل، شکافی را ایجاد کرده‌ایم که باعث شده بسیاری از خانواده‌های مهاجر به دلیل اطمینان از عدم حمایت و حتی برخوردهای خشن به خودشان اجازه نمی‌دهند درخواست کمک داشته باشند. باید جامعه ما با این افراد مهربان‌تر باشد و طبیعتا آنها هم در آینده با جامعه‌ای که به آنها نیکی کرده مهربان خواهند بود.

برای کمتر شدن آسیب‌هایی که در این گفتگو به آنها اشاره کردید، چه کارهایی باید در اولویت قرار بگیرد؟

 خوشبختانه می‌بینیم که از سال ۹۲ به بعد، نگاه به آسیب‌های اجتماعی منطقی‌تر شده، توجه به علت‌ها به جای برخورد با معلول بیشتر شده و اینها اتفاقات خوبی است. در عین حال کارهای زیادی هست که باید انجام شود مانند این که توجه رسانه‌ها بیشتر از گذشته به مبحث کار کودک جلب شود و درباره ممنوعیت کار کودکان زیر ۱۸ سال چه ایرانی، چه افغان و پاکستانی و … اطلاع‌رسانی کنند، مسئولیت اجتماعی و انسانی افراد جامعه را به آنها یادآور شوند تا افراد و بنگاه‌ها خودشان تمایلی در به کار گیری کودکان نداشته باشند. نیاز داریم یک بمباران اطلاعاتی درباره کودکان کار و کار کودک داشته باشیم، در صورت نیاز درباره نهادهای متخلف افشاگری شود، ضعف‌های قانونی در این زمینه نشان داده شود و مسئولان برای برطرف کردن این ضعف‌‌ها وارد کار شوند.

بعضی از مسئولان می‌گویند قوانین حمایتی کافی هستند.

باید کارهای تحقیقی و پژوهشی در این زمینه انجام شود تا نقاط ضعف قوانین مشخص شود، در عین حال اگر می‌گویند قوانین کافی هستند، نظارت بیشتری بر اجرای آنها داشته باشند نه این که به وضوح ببینیم نهادهای دولتی و خصوصی از کودکان بهره‌کشی می‌کنند. همچنین از کارهای مهمی که لازم است انجام شود این است که از نهادهای مدنی بیشتر از گذشته کمک گرفته شود. در عین حال به عنوان یک فعال اجتماعی که سال‌ها با خانواده‌های پناهنده در ارتباط بوده‌ام از مسئولان تقاضا دارم تفکیک‌های غیرمنصفانه در بهره‌مندی از خدمات و امکانات شهری را حذف کنند، خدمات مشاوره‌ای، حمایتی، بهداشتی و سلامتی را از کودکانی که نیازمند هستند دریغ نکنند و به آنها فارغ از ملیت نگاه کنند. ما الان قوانینی درباره مهاجران داریم که نیازمند به روزرسانی و اصلاح است تا از این افراد حمایت‌های بیشتری انجام شود. وقتی کودکان کار مهاجر در معرض آسیب‌های اجتماعی قرار می‌گیرند از کمترین حمایت‌های اجتماعی برخوردارند و جداسازی‌هایی که در دریافت خدمات اجتماعی وجود دارد باعث می‌شود بخش زیادی از این بچه‌ها از دریافت خدمات لازم محروم بمانند در حالی که آنها گناه و تقصیری در مهاجر بودنشان ندارند، فقط کودکانی هستند که باید کودکی کنند و مورد حمایت باشند.

آموزش نمد دوزی، چرم دوزی و خیاطی – هر کودک یک مهارت

همه حامیان کودکان بازمانده از تحصیل بر این باورند که کودکان نباید کار کنند و از طرق مختلف با کار کودک به ویژه بدترین شکل های کار کودک مبارزه می کنند؛ اما واقعیت تلخ زندگی بسیاری از این کودکان اینست که کار کودکان در شرایط اقتصادی و معیشتی خانواده هایشان یک امر اجتناب ناپذیر است، و گفتگوی فرهنگی با خانواده های کودکان برای تغییر نگرش نسبت به کار کودکانشان می تواند زمانبر باشد.

بنابراین در این شرایط، یکی از راههای مناسب حمایت از این کودکان«آموزش مهارت های حرفه ای» در کنار «آموزش رسمی و تحصیلی» است تا با کسب یک حرفه هم در شرایط فعلی امکان اشتغال با کارهای بدون مشقت و زیانبار و با درآمد بهتری را داشته باشند و هم بتوانند در آینده به صورت حرفه ای و تخصصی اشتغال و در پیشه خود امکان موفقیت و پیشرفت نیز داشته باشند.

Namad doozi HAMI- Azar 95 resized

 به همین منظور در مراکز آموزشی حامی برای تحقق شعار «هر کودک، یک مهارت» برای دختران و پسران تلاش می شود. دستان کوچک و توانمند کودکان به ویژه دختران مهاجر و پناهنده افغانستانی اگر یک مهارت و هنر بیاموزند، کمتر ممکن است به کارهای سخت و نامناسب که همراه با بهره کشی های اقتصادی است زخم دار شوند. دخترانی که اگر بتوانند نقش موثری در تأمین اقتصاد خانواده ایفاء کنند، چه بسا کمتر به ورطه ازدواج های اجباری در سنین پایین وارد شوند.

حامی تلاش نموده است تا در سال تحصیلی جاری با فراهم آوردن امکانات آموزش هنرهایی از قبیل چرم دوزی ( ساخت کیف و جا سوئیچی)، نمد دوزی ( ساخت گل سر، عروسک و کیف) قلاب بافی ( کیف و عروسک کوچک) و خیاطی (ست آشپزخانه) برای بیش از ۵۰ دانش آموز دختر ۱۲ تا ۱۷ سال، این مهم را تحقق بخشد.

maharat amoozi - bahman 95 resized

Gholab bafi semnan HAMI - bahman 95 resized

بازدید نماینده شورای شهر تهران از مرکز آموزش پایه حامی در منطقه غرب تهران

همزمان با آغاز پیش ثبت نام در مراکز آموزش پایه حامی در تهران و شهرهای دیگر کشور، فاطمه دانشور عضو شورای شهر تهران و رئیس کمیسیون اجتماعی شورا ؛ از مرکز آموزش پایه حامی در جنت آباد بازدید کرد. در این دیدار که با حضور معاون اجتماعی شهرداری منطقه ۵ تهران ؛ مدیر دفتر آسیب های اجتماعی شهرداری منطقه ۵ و سایر میهمانان از سازمان رفاه اجتماعی شهرداری تهران ؛ سازمانهای غیر دولتی ؛ و برخی حامیان انجمن انجام شد ؛ فاطمه اشرفی مسئول انجمن حامی ؛ پس از معرفی خدمات ارائه شده در مراکز آموزش پایه جنت آباد  به اهمیت توجه به مسئله آموزش برای کودکان مهاجر و پناهنده مقیم کشور اشاره کرد و گفت: « توجه به مسئله آموزش می تواند از هزینه های آسیب اجتماعی ای که ممکن است کودکان بازمانده از تحصیل بر جامعه تحمیل کنند، بکاهد. همچنین ارائه خدمات آموزشی و تربیتی به این دانش آموزان به ایجاد فرصت های مناسب برای بازسازی کشور مبدأ و زمینه ساز بازگشت این افراد به کشور خود به جای تهدیدات احتمالی علیه امنیت اجتماعی و حتی ملی کشور کمک می کند.»

resized daneshvar 2

رئیس کمیسیون اجتماعی شورای شهر تهران ضمن ابراز خشنودی از برگزاری کلاس های مهارت افزایی و جلسات مددکاری برای دانش آموزان این مرکز گفت، بر اساس گزارشاتی که مشاهده می شود تجربه ثبت وضعیت این کودکان در پرونده های مددکاری نشان از پیشرفت خوبی دارد. فاطمه دانشور همچنین با تأکید بر ضرورت آگاهی بخشی به خانواده های کودکان درباره ضرورت و اهمیت تحصیل کودکان به ویژه دختران، از برگزاری کلاس های آموزش بهداشت خانواده ؛ بهداشت باروری و مهارت های زندگی برای مادران دانش آموزان استقبال کرد.

در این راستا، مدیر انجمن حامی اظهار کرد: آمار حضور دختران در مراکز آموزشی حامی در نتیجه همین آگاهی بخشی طی سالهای گذشته به صورت کاملاً محسوس افزایش یافته است و در مقابل شاهد کاهش تعداد ازدواج های زود رس در میان دختران مهاجر هستیم . رئیس کمیسیون اجتماعی شورای شهر تهران از آمار دانش آموزانی که شاغل به کار هستند سوال کرد و گفت: « علی رغم منفی بودن وجود پدیده کودک کار در شهر تهران، این امر که فرصت تحصیل متناسب با ساعات اشتغال به کار این کودکان در این مرکز فراهم شده است، بسیار خوب است و امیدواریم که طی برنامه ریزی های آینده این کودکان بتوانند به طور کامل از دوران کودکی و آموزش های لازم بهره ببرند.»

فاطمه اشرفی نیز در اینباره ضمن مضموم شمردن پدیده کار کودک به دلیل مشکلات اقتصادی و معیشتی خانواده هایشان افزود : پسرانی که در سالهای اولیه فعالیت مراکز حامی نوعا” در مشاغلی همچون بازیافت مشغول بودند امروز در نتیجه دریافت آموزش ها و آگاهی های عمومی در موقعیت های حرفه ای تری قرار گرفته اند ؛ شئونات شهروندی را فراگرفته اند و در تعامل با محیط پیرامونی از توان بالاتری برخوردار شده است و این به معنای کاهش شکاف های اجتماعی و افزایش درک از محیطی است که در آن زندگی می کند و در نتیجه به کاهش آسیب و خشونت های اجتماعی بخصوص علیه کودکان ختم می شود .

sabtenam

در پایان این دیدار و ضمن بازدید نماینده شورای شهر تهران و هیأت همراه از کلاس های درس مرکز آموزش حامی و همچنین بازدید مستقیم از نحوه ثبت نام دانش آموزان برای سال تحصیلی جدید، توضیحاتی در خصوص نحوه جذب این کودکان و اعتماد سازی میان خانواده آنها برای پیگیری تحصیل فرزندانشان ارائه گردید.

HAMI