بایگانی برچسب‌ها : پناهنده

بحران انسانی و آوارگان مسلمان روهینگیا

 

کمیسر عالی سازمان ملل در امور پناهندگان در تاریخ سوم مهر ١٣٩۶ اعلام کرد؛ از زمان سرکوب خشونت‌آمیز مردم روهینگیا که از یک ماه قبل به دنبال یک‌سری از حملات آغاز شد، حدود ۴۲۹ هزار نفر از میانمار فرار کردند که این آمار بنا بر منابع رسمی بین‌المللی و نیز دولت بنگلادش به بیش از ٧٠٠ هزار نفر از زمان آغاز آخرین موج مهاجرت‌های اجباری در ۴۵ روز گذشته رسیده است و پیش‌بینی می‌شود تا پایان سال میلادی جاری این تعداد به یک میلیون نفر هم برسد. 

استان راخین فقیرترین استان میانمار است که در سال‌های متمادی مورد هجمه انواع خشونت‌های سازمان‌یافته از سوی ارتش و دولت میانمار قرار داشته‌اند به گونه‌ای که نه‌تنها مردم روهینگیا به‌عنوان یکی از ١٩٣ قوم شناخته‌شده این کشور از داشتن هرگونه تابعیت محروم بوده‌اند بلکه دسترسی به حداقل خدمات اجتماعی مانند بهداشت، آموزش و سایر خدمات رفاهی نیز برای این مردم قطع شده بود و از‌این‌روست که موجی از مشکلات عمیق و گسترده فرهنگی و اجتماعی در مردم روهینگیا وجود دارد. 

تعداد زیادی از آوارگان میانماری که به بنگلادش رسیده‌اند، زنان و کودکان، از جمله کودکان تازه‌متولد‌شده‌ای هستند که قریب به اتفاق آنها در وضعیت نگران‌کننده سلامت و تغذیه قرار دارند که ادامه حیاتشان را به شدت مورد تهدید قرار می‌دهد. تعداد زیاد دیگری نیز سالمندانی هستند که به کمک و مراقبت بیشتری نیاز دارند؛ درحالی‌که دسترسی به حداقل‌ها در مناطق اسکان آوارگان در منطقه مرزی بنگلادش و میانمار موسوم به کوکس بازار موجود نیست. آمار اولیه حکایت از فرار ۸۶ هزار خانواده‌ای دارد که در میانشان ۷۰ هزار زن باردار تاکنون شناسایی شده است؛ درحالی‌که در کمپ‌ها نه‌تنها از خدمات حمایت بهداشتی و پزشکی در ایام بارداری خبری نیست بلکه برای انجام زایمان سالم نیز حتی یک بیمارستان یا کادر پزشکی و مامایی حداقلی وجود ندارد و موارد اورژانس باید بعد از هماهنگی‌های سخت اداری و امنیتی و طی مسیر طولانی به شهر که حدود ٣٠ کیلومتر با کمپ‌ها فاصله دارد؛ منتقل شوند که غالبا به دلیل فقر مطلق و نبود امکانات و سختگیری‌های دولت برای تردد آوارگان به شهر اقدام خاصی صورت نمی‌گیرد. 

 منطقه ساحلی و میان‌مرزی اختصاص‌یافته به آوارگان میانماری موسوم به کوکس بازار، منطقه توریستی بنگلادش بوده است که این روزها بیش از آنکه توریستی به خود ببیند، در قرق تیم‌های امدادرسانی است که از همه‌جای دنیا برای ساماندهی و کمک به جمعیت رو به گسترش آوارگان روهینگیایی آمده‌اند اما به‌واقع، عمق این فاجعه انسانی در کنار محدودیت‌های شدید امکانات و خدمات اولیه موردنیاز به قدری بالاست که گاهی به مرز ناامیدی می‌رسد. شوک به‌دست‌آوردن حداقل وسایل و خدمات برای ادامه حیات در کنار یادآوری خاطرات سهمگینی که در چند ماه گذشته بر خود و کودکانشان گذشته است، به مرور در حال تبدیل به تروماهای روحی و روانی است که می‌تواند بر حجم مشکلات فردی و اجتماعی آنان بیفزاید. 
دیده‌بان حقوق بشر در پنجم اکتبر ٢٠١٧ اعلام کرد: ارتش برمه چندین نفر از مسلمانان روهینگیایی را در ۲۷ اکتبر امسال در روستای مونگنو (MaungNu) در برمه اعدام کرد. شاهدان عینی گفته‌اند سربازان برمه به روستاییانی که برای تأمین امنیت در یک منطقه مسکونی جمع شده بودند، شلیک کردند؛ اما آماری از تعداد روستاییان کشته‌شده وجود ندارد. 

تصاویر ماهواره‌ای که به وسیله دیده‌بان حقوق بشر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است، تخریب کامل دو روستای مونگنو (MaungNu) و هاپونگ تاو پی (HpaungTawPyin) را که عمدتا ساکنان آنها را مسلمانان روهینگیایی تشکیل می‌دادند، نشان می‌دهد. 

201710asia_burma_damagemaungnu

محمد عثمان، پسر ۱۵ساله روهینگیایی گفت با صدای شلیک زیاد بیدار شده است. زمانی‌که خانه‌هایشان آتش گرفت، او و سایر روستاییان فرار کردند ولی آن‌قدر تاریک بود که شلیک‌کننده‌ها دیده نمی‌شدند. آنها از خانه‌هایشان به دیگر روستاها فرار کردند. گلوله‌ها مانند باران می‌ریختند و مردم اطراف بر زمین می‌افتادند. او می‌گوید: ناگهان حس کردم چیزی به بازو و پشت من برخورد کرد. هوشیاری‌ام را از دست دادم و در خانه فرد دیگری بیدار شدم. 

برخی شاهدان دیگر به دیده‌بان حقوق بشر گفته‌اند پس از حمله ارتش به روستایشان شاهد آن بوده‌اند که سربازان مردان و پسران روهینگیایی را به محوطه برده، دستانشان را پشت سرشان بستند؛ سپس آنها را مورد ضرب‌وشتم قرار دادند و به آنها شلیک کردند. تعداد زیادی کودک زیر ۱۰ سال کشته شدند. 
همچنین گزارشات فراوانی وجود دارد که سربازان برمه‌ای، زنان را موضوع جست‌وجوی بدنی تهاجمی، تماس بدون رضایت و تجاوزات جنسی قرار داده‌اند. 

در ۲۸ سپتامبر ٢٠١٧ شورای امنیت سازمان ملل متحد، برای اولین‌بار در هشت سال گذشته به طور عمومی درباره برمه به بحث و گفت‌وگو پرداخت ولی هیچ اقدام و تصمیم مؤثری اتخاذ نشد و حتی تصمیم شورای حقوق بشر سازمان ملل برای اعزام کمیته حقیقت‌یاب به منطقه نیز با عدم موافقت دولت برمه به ناکامی انجامید. 

درد و رنج پایان‌ناپذیر 

با وجود تلاش‌های دولت بنگلادش برای ساماندهی اوضاع نگران‌کننده جمعیت چندصد هزار نفری آوارگان روهینگیایی در داخل مرزهای بنگلادش و اداره و مدیریت خدمات حداقلی، هنوز مشکلات بسیار عدیده‌ای برای ارائه خدمات به آوارگان وجود دارد. عملا هیچ‌گونه زیرساختی برای اسکان پایدار این جمعیت وجود ندارد. زمین‌های کشت برنج و محیط‌های جنگلی به محلی برای احداث اقامتگاه‌هایی سست و بی‌بنیان با پایه‌های ساقه بامبو و پلاستیک‌های سیاه بازیافتی و غیرمقاوم تبدیل شده است که قطعا هیچ‌گونه تاب‌آوری در مقابل سرما و باران‌های موسمی بنگلادش که به‌زودی فرامی‌رسد، ندارد و به‌ویژه جان کودکان را در معرض خطر جدی قرار داده است. آب آشامیدنی ساکنان؛ با حفر چاه‌های نیمه‌عمیق و با استفاده از تلمبه‌های دستی به دست می‌آید که با فاصله از اقامتگاه‌های احداثی و در کنار سرویس‌های بهداشتی و البته بدون تعبیه مناسب فاضلاب احداث شده است. چاه‌های آبی که بدون هرگونه مطالعه و بررسی اولیه حفر شده‌اند و اکنون کارشناسان بهداشت محیط اعزامی وزارت بهداشت به منطقه با استفاده از بررسی‌های کارشناسی آب به این نتیجه رسیده‌اند که آب‌های شرب مردم با فاضلاب محیطی ادغام شده که این عامل در کنار فقدان مطلق سیستم دفع زباله به‌ جدی‌ترین دلیل برای بالابودن نرخ علائم و بیماری‌های عفونی، تب و اسهال در میان مردم و به‌ویژه کودکان تبدیل شده است و خطر بروز و شیوع بیماری‌های واگیردار از جمله وبا را افزایش داده است.

ap7a8100-2

نکته شایان توجه برای نگارنده که تجربه حضور در دیگر بحران‌های انسانی بین‌المللی را دارد، حضور حداقلی آژانس‌های سازمان ملل متحد و سایر سازمان‌های بین‌المللی امدادرسان در مقابله با این حجم از فاجعه انسانی در مقابل حجم گسترده کمک‌های غذایی و پوشاکی است که از سوی مردم و سازمان‌های غیردولتی بنگلادش، جمعیت‌های هلال‌احمر کشورهای مسلمان، داوطلبان و سازمان‌های غیردولتی از کشورهای مسلمان در منطقه بود که ناخودآگاه و برخلاف میل باطنی انسان را در مسیر قضاوت درباره رفتارها و تبعیض‌های سازمان‌یافته در سطح بین‌المللی برای حمایت از انسان‌ها با تفاوت‌های قومی و مذهبی قرار می‌دهد. 
مسئله آوارگان میانماری به‌عنوان یکی از بحران‌های انسانی دهه اخیر؛ امروز عمیق‌تر از آن است که به‌راحتی از آن عبور کنیم و هیچ‌گونه کنشگری انسانی‌ای در مقابل قربانیانی که ناخواسته در معرض ظلم و تعدی بی‌شرمانه و سازمان‌یافته قرار گرفته‌اند نداشته باشیم. بر ماست که به حکم جایگاه رفیع انسانیت به این رنج و درد بزرگ بیندیشیم و فارغ از هرگونه تفاوت و موقعیت در حد توان برای کاهش گوشه‌ای از آلام رفته بر این گروه انسانی مظلوم تلاش کنیم. 

منبع: روزنامه شرق

رنج کودکان کار مهاجر؛ تقصیرشان چیست که هم کودکند، هم مهاجر، هم کارگر؟

مدیرعامل انجمن حمایت از زنان و کودکان پناهنده در گفتگویی با فهیمه حسن‌میری از خبرآنلاین می‌گوید: آسیب‌پذیری کودکان کار مهاجر و پناهنده، از دیگر کودکان کار بیشتر است.

Ashrafi

فهیمه حسن‌میری: دوازدهم ژوئن، مصادف با ۲۲ خرداد، روز جهانی مبارزه با کار کودکان نامگذاری شده است؛ روزی برای اعتراض به انواع کار کودک؛ چه سخت و سبک و چه در خیابان‌ و کارگاه یا حتی کار خانگی. اما در بین کودکان بی‌پناهی که برای امرار معاش، مجبورند دست‌های کوچک‌شان را برای گرفتن دستمزدهای ناچیز، مقابل کارفرما یا رهگذران بی‌توجه اطراف‌شان دراز کنند، کودکان بی‌پناه‌تری هم هستند که چون در  این خاک متولد نشده‌اند، انواع تحقیرها و توهین‌ها نصیب‌شان می‌شود؛ کودکان مهاجر و پناهنده.

فاطمه اشرفی، مدیرعامل انجمن حمایت از زنان و کودکان پناهنده که سال‌ها تجربه فعالیت برای بهبود وضعیت مهاجران و پناهندگان به ایران را دارد، از وضعیت این کودکان که مجبور به کار می‌شوند می‌گوید؛ از رنجی که متحمل می‌شوند و پناهگاهی که ندارند؛ نه از سوی اجتماع و نه از طرف قوانین.

گفت‌وگوی خبرآنلاین با فاطمه اشرفی، فعال اجتماعی را در ادامه بخوانید.

وقتی حرف از کار کودک می‌شود، یکی از اولین گروه‌هایی که به ذهن می‌رسند کودکان مهاجر هستند. کسانی که در کوچه و خیابان، مترو و سر چهارراه‌ها آن‌ها را می‌بینیم و به نظر می‌رسد به دلیل بیگانه بودن‌شان، در شرایط بدتری نسبت به کودکان کار کشور خودمان قرار دارند. شما که سال‌ها در این زمینه فعالیت کرده‌اید، درباره وضعیت کار کودکان مهاجر و پناهنده توضیح می‌دهید؟

بحث کار کودک را نمی‌توانیم تفکیک کنیم و آن را از نظر ملی، قومی یا زبانی و نژادی تقسیم‌بندی کنیم، این اتفاق برای هر کدام از کودکان با هر ملیتی که باشد ناراحت‌کننده است و باید برای رفع آن بکوشیم؛ اما همانطور که اشاره کردید، بعضی از این کودکان به دلایل مختلف در شرایط بدتری نسبت به دیگر همسالانشان قرار دارند که از بین آنها می‌توان به کودکان کار مهاجر و پناهنده اشاره کرد. بخش قابل توجهی از کودکان کار را جامعه مهاجرین و پناهندگان تشکیل می‌دهند و یکی از دلایلی که آنها در شرایط بدتری قرار دارند این است که از آنجا که با موانع قانونی برای زندگی در کشورمان مواجه هستند و بسیاری از آنها ممکن است اوراق هویتی و اجازه زندگی در ایران نداشته باشند، وقتی در کارگاه‌های کوچک و زیرزمینی مورد انواع خشونت یا تعرض و سوءاستفاده مالی یا جسمی قرار می‌گیرند، از گزارش وضعیتشان به نهادهای قانونی و انتظامی ممانعت می‌کنند تا مورد بازخواست واقع نشوند. از طرف دیگر، نگاه‌های بیگانه‌ستیزی که در بعضی افراد وجود دارد باعث می‌شود این کودکان مورد انواع خشونت‌های کلامی و حتی تحقیرهایی با نگاه و کم‌توجهی و اهانت قرار بگیرند که آنها را سرخورده و ناامید می‌کند.

کودکان کار مهاجر، چه آسیب‌های بیشتری را متحمل می‌شوند؟

کار این کودکان سطوح مختلفی دارد؛ هم بیرون از خانه و هم کارهایی که در خانه ناچارند انجام دهند به صورتی که خیلی از این کودکان در کارگاه‌های خانوادگی کار می‌کنند. این مسائل با کودکان کار ایرانی مشترک است اما یکی از مهمترین پدیده‌هایی که امروز بخصوص در شهرهای بزرگ با آن مواجهیم، کودکانی است که از مرزهای شرقی قاچاق می‌شوند، این بچه‌ها در کودکی مسئولیت و سرپرستی تامین اقتصادی خانواده‌هایشان را برعهده دارند و ممکن است با توجه به فضای نامناسب کشورشان، از طریق روش‌های غیرقانونی وارد ایران شوند، آنها راه‌های سخت و ناهمواری طی می‎‌‎کنند، سوءاستفاده‌های نگران‌کننده‌ای از این بچه‌ها میشود و متاسفانه حتی بعد از رسیدن به ایران، وضعیتشان بهتر نمی‌شود و سوءاستفاده از آنها در ادامه توسط کارفرماها ادامه پیدا می‌کند، متاسفانه می‌بینیم بعضی نهادهای دولتی که متکفل اجرای بخشی از خدمات شهری هستند، خواسته یا ناخواسته در مسیر استثمار این بچه‌ها قرار می‌گیرند.

در این باره مثال می‌زنید؟

سوءاستفاده از این کودکان را می‌توان در مسیر زباله‌گردی و تفکیک زباله دید. وقتی به انتهای این شبکه می‌رسیم می‌بینیم عوامل و کارفرماهایی مسئولیت این کار را به عهده دارند که در شهرداری‌های شهرهای بزرگ جا گرفته‌اند و بدون هر دغدغه‌ای از این بچه‌ها سوءاستفاده می‌کنند، حقوقی به آنها نمی‌پردازند، مواردی گزارش شده که به قطع عضو این کودکان یا ابتلا به بیماری‌های صعب‌العلاج منجر شده.

در سال‌های اخیر وضعیت کودکان مهاجر بهتر شده؟ آنچه از سوی مسئولان گفته می‌شود که این کودکان امکان تحصیل در مدارس را دارند، اجرایی می‌شود یا هنوز هم مشکلاتی وجود دارد؟

بخشی از مشکلات کودکان کار به غفلت‌هایی برمی‌گردد که در سال‌های ۸۳ و ۸۴ وجود داشت و تحصیل کودکان مهاجر در مدارس با مشکلاتی مواجه بود. این مساله باعث شد آنها از چرخه آموزش خارج شوند و به صورت ناگزیر وارد بازار کار شوند. خوشبختانه یکی از جدی‌ترین موانع تحصیل کودکان مهاجر در مدرسه، سال ۹۵ با اصلاحاتی که در قوانین و مقررات اتفاق افتاد و با مصوبه هیات دولت برطرف شد و این کودکان امکان این را پیدا کردند که در مدارس دولتی ثبت‌نام کنند. اما آن محدودیت‌های گذشته که حدود ۱۵ سال وجود داشت، آثار خودش را خواهد داشت که به راحتی و ظرف کوتاه‌مدت نمی‌توانیم این آثار را از بین ببریم و طول می‌کشد که این افراد دوباره سوادآموزی داشته باشند. مهمترین مساله این است که به این کودکان از نظر آموزش و امکانات رفاهی رسیدگی کنیم و آنها را جزو فراموش‌شدگان قرار ندهیم در غیر این صورت باید منتظر آسیب‌های اجتماعی جدی باشیم که چون به آنها وارد شده، ممکن است متعاقبا به جامعه وارد شود. ما در خیلی از مسائل، شکافی را ایجاد کرده‌ایم که باعث شده بسیاری از خانواده‌های مهاجر به دلیل اطمینان از عدم حمایت و حتی برخوردهای خشن به خودشان اجازه نمی‌دهند درخواست کمک داشته باشند. باید جامعه ما با این افراد مهربان‌تر باشد و طبیعتا آنها هم در آینده با جامعه‌ای که به آنها نیکی کرده مهربان خواهند بود.

برای کمتر شدن آسیب‌هایی که در این گفتگو به آنها اشاره کردید، چه کارهایی باید در اولویت قرار بگیرد؟

 خوشبختانه می‌بینیم که از سال ۹۲ به بعد، نگاه به آسیب‌های اجتماعی منطقی‌تر شده، توجه به علت‌ها به جای برخورد با معلول بیشتر شده و اینها اتفاقات خوبی است. در عین حال کارهای زیادی هست که باید انجام شود مانند این که توجه رسانه‌ها بیشتر از گذشته به مبحث کار کودک جلب شود و درباره ممنوعیت کار کودکان زیر ۱۸ سال چه ایرانی، چه افغان و پاکستانی و … اطلاع‌رسانی کنند، مسئولیت اجتماعی و انسانی افراد جامعه را به آنها یادآور شوند تا افراد و بنگاه‌ها خودشان تمایلی در به کار گیری کودکان نداشته باشند. نیاز داریم یک بمباران اطلاعاتی درباره کودکان کار و کار کودک داشته باشیم، در صورت نیاز درباره نهادهای متخلف افشاگری شود، ضعف‌های قانونی در این زمینه نشان داده شود و مسئولان برای برطرف کردن این ضعف‌‌ها وارد کار شوند.

بعضی از مسئولان می‌گویند قوانین حمایتی کافی هستند.

باید کارهای تحقیقی و پژوهشی در این زمینه انجام شود تا نقاط ضعف قوانین مشخص شود، در عین حال اگر می‌گویند قوانین کافی هستند، نظارت بیشتری بر اجرای آنها داشته باشند نه این که به وضوح ببینیم نهادهای دولتی و خصوصی از کودکان بهره‌کشی می‌کنند. همچنین از کارهای مهمی که لازم است انجام شود این است که از نهادهای مدنی بیشتر از گذشته کمک گرفته شود. در عین حال به عنوان یک فعال اجتماعی که سال‌ها با خانواده‌های پناهنده در ارتباط بوده‌ام از مسئولان تقاضا دارم تفکیک‌های غیرمنصفانه در بهره‌مندی از خدمات و امکانات شهری را حذف کنند، خدمات مشاوره‌ای، حمایتی، بهداشتی و سلامتی را از کودکانی که نیازمند هستند دریغ نکنند و به آنها فارغ از ملیت نگاه کنند. ما الان قوانینی درباره مهاجران داریم که نیازمند به روزرسانی و اصلاح است تا از این افراد حمایت‌های بیشتری انجام شود. وقتی کودکان کار مهاجر در معرض آسیب‌های اجتماعی قرار می‌گیرند از کمترین حمایت‌های اجتماعی برخوردارند و جداسازی‌هایی که در دریافت خدمات اجتماعی وجود دارد باعث می‌شود بخش زیادی از این بچه‌ها از دریافت خدمات لازم محروم بمانند در حالی که آنها گناه و تقصیری در مهاجر بودنشان ندارند، فقط کودکانی هستند که باید کودکی کنند و مورد حمایت باشند.

رئیس پلیس مهاجرت: «تأهل» دیگر شرط اعطای گواهینامه به مهاجران افغانستانی نیست

به گزارش  انجمن حامی به نقل از خبرگزاری باشگاه خبرنگاران، برنامه «وطندار» در بیست‌وپنجمین قسمت خود به مسائل و موضوعاتی پیرامون ارتباط مهاجرین افغانستانی با نیروی انتظامی با حضور سرهنگ «مجید صمدی» رئیس پلیس مهاجرت و گذرنامه نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران پرداخت.

دارا بودن گذرنامه موانع دست‌وپاگیر برای مهاجرین را حذف می‌کند

صمدی در ابتدای این برنامه از رایزنی‌ها با وزارت کشور برای تسهیل تردد برای آن دسته از اتباعی که دارنده کارت آمایش هستند، خبر داد و اظهار داشت: بحث اتباع افغانستانی که دارای کارت آمایش هستند بر عهده وزارت کشور بوده و براساس جغرافیای مکانی محل سکونت آنها تعریف شده و برای سفر به دیگر شهرها از لحاظ امنیتی برگه‌های ترددی توسط استانداری‌ها صادر می‌شود تا نیروی انتظامی که در گلوگاههای امنیتی و جادهها مستقر هستند از وضعیت آنا‌ها اطلاع داشته باشند اما ما صحبتهایی با وزارت کشور کردهایم که تسهیل تردد برای این دسته از اتباع بیشتر شود اما در مورد کسانی که گذرنامه دارند این مشکلات وجود ندارد و براحتی می‌توانند تردد کنند.

وی افزود: صحبتهایی کرده ایم و پیگیر موضوع هستیم و بهترین راهکار صدور گذرنامه است که هم بُرد هویتی و بین المللی دارد و هم این موانع دست و پاگیر حذف میشود.

رئیس پلیس مهاجرت و گذرنامه گفت: در این رابطه برخی اتباع دغدغه دارند که ممکن است با از دست دادن کارت آمایش پروانه آنها سالانه به تمدید برسد و به هر دلیلی سال دیگر تمدید نشود که در پاسخ به آنها باید گفت این یک تصمیم حاکمیتی است، وقتی بناست اتباع مجاز و قانونی حضور داشته باشند چه با کارآت آمایش و چه پروانه اقامت جای نگرانی وجود ندارد مگر اینکه موضوع خاصی پیش بیاید، کمااینکه داشتن گذرنامه این مزیت را دارد که علاوه بر سفر در داخل افغانستان میتوانند به کشورهای ثالث و یا افغانستان سفر کنند و ما به آنها روادید خروج و مراجعت میدهیم.

برای اعطای گواهینامه نیاز به گذرنامه است

صمدی در پاسخ به اینکه آیا امکان صدور گذرنامه الکترونیکی در ایران برای اتباع افغانستانی وجود ندارد؟ گفت: این یکی از دغدغههای ما بوده که از طریق وزارت امور خارجه در حال پیگیری است، گذرنامه الکترونیکی امروز یک الزام بینالمللی است و در تمامی دنیا گذرنامهها بصورت ماشینی خوانده میشود و لذا باید این موضوع حل شود اما ما تلاش میکنیم تا با همکاری افغانستان بتوانیم تسهیلی در مسیر صدور گذرنامههای الکترونیکی ایجاد کنیم.

وی خاطرنشان کرد: توصیه من این است که اتباع افغانستانی به سمت اخذ صدور گذرنامه بروند.

رئیس پلیس مهاجرت و گذرنامه در پاسخ به اینکه چرا دارندگان کارت آمایش نمیتوانند گواهینامه رانندگی اخذ کنند، عنوان کرد: گواهینامه برای رانندگی است و وسیله نقلیه باید بیمه شود و حداقل آن شخص ثالث بوده و بیمه هم مسائل حقوقی دارد و مدرک بینالمللی باید ارائه کند و لذا باید مدرک معتبر بینالمللی برای صدور گواهینامه (گذرنامه) ارائه شود و برای دانشجویان هم شرط تأهل برداشته شده است.

وی با اشاره به برخی رفتارهای نامناسب میدانی سربازان با اتباع افغانستانی گفت: نگاه ما در مورد اتباع افغانستانی نگاه تکریم بوده و هیچ تفاوتی نمیکند که انسانها چه تابعیتی دارند و چه ملیت و نژادی دارند، در برخوردها به هیچ عنوان موافق برخوردهای ناشایست با اتباع نیستیم، در مواردی که رفتارهای ناشایستی مانند یکی نمونهای که در یکی از اردوگاهها رخ داد، بلافاصله نیروی انتظامی اردوگاه و سرباز را شناسایی و برخوردهای قانونی لازم صورت گرفت.

رئیس پلیس مهاجرت و گذرنامه افزود: در موضوعی که در شیراز هم پیش آمده بود، شبکههای اجتماعی هم بسیار بر آن موضوع دامن زدند هر چند در  مورد آنها هم نوعی بی‌سلیقگی رخ داد اما آنهایی که به نمایش گذاشته شده بودند صرفا اتباع خارجی نبودند و از ایرانیان هم بودند و در حقیقت مجرم بوده و مرتکب جرم شده بودند، تأکید میکنم که در نحوه نمایش آنها بسیار بدسلیقگی رخ داد اما شبکه‌های اجتماعی هم بر آن دامن زد.

صمدی تأکید کرد: ما وظیفه تأمین امنیت کشور و همه افراد حاضر در این کشور را بر عهده داریم، چه ایرانی و چه غیر ایرانی، این را هم باید بگویم که جرایم اتباع افغانستانی در کشور ما به نسبت جمعیت آنها بسیار کمتر از آن چیزی است که تصور می‌شود، هم از حیث کیفی و هم کمی.

وی اضافه کرد: اتباع افغانستانی بیش از آنکه مرتکب جرم شوند، تخلف می‌کنند مثلا تاریخ اقامت آنها گذشته و مدتی غیرمجاز بوده و یا تخلف رانندگی داشتهاند، واقعا اربعین امسال نشان داد که چقدر مهاجرین افغانستانی مردم سالم و متدینی هستند.

رئیس پلیس مهاجرت و گذرنامه اضافه کرد: سامانه ۱۹۷ در اختیار اتباع خارجی بوده و در مرکز همگانی پلیس هم می‌توانند حضور یافته و مشکلات خود را مطرح کنند، دلیل برای ترس و واهمه وجود ندارد و اتباع افغانستانی با هر مشکلی بیایند و با پلیس طرح موضوع کنند تا مشکل آنها حل شود.

دانشجویان پس از فارغ‌التحصیلی اگر شرایط اعطای اقامت را داشته باشند به آن‌ها تعلق می‌گیرد

صمدی در تشریح برخی مشکلات مهاجرین در حوزه اقامت گفت: تمدید اقامتها معمولا اگر فرد مشکل خاصی نداشته باشد صورت میگیرد، در حوزه طرح خانواریها که فعلا متوقف شده باید بگویم در حال ایجاد  سازوکار بهتری هستیم و برخوردی با این دسته از افراد صورت نگرفته چرا که طرح از سمت ما فعلا متوقف شده است.

وی ادامه داد: نگرانی در طرح خانواری که چندیست متوقف شده نداشته باشند و فراخوان آن هفتههای آینده اعلام میشود، در موضوع گواهی تجرد، سفارت و کنسولگریها این گواهی را صادر میکنند، ببینید باید این را قبول کرد که شرایط ارائه خدمات به افراد متأهل و مجرد متفاوت است و این باید برای ما احراز شود.

رئیس پلیس مهاجرت و گذرنامه در ارتباط با ضرورت اخذ شناسه فراگیر برای حسابهای بانکی اتباع افغانستانی گفت: این کار برای ارائه خدمات بیشتر به اتباع بوده و یک شناسه انحصاری به اتباع دادهایم، این شناسه براساس مشخصات گذرنامهای و استانداردهای بینالمللی است که در جاهایی که میخواهند خدمت بگیرند با این شناسه آن واحد خدمات دهنده نسبت به اسناد ارائه شده اطمینان بیشتری نسبت به خدمات خود دارد.

صمدی در ارتباط با تبدیل وضعیت دانشجویان فارغالتحصیل در ایران خاطرنشان کرد: دانشجویان بعد از فارغالتحصیلی اگر شرایط اقامتی جدیدی برایشان بوجود بیاید ما به آنها اقامت میدهیم،  گواهی تجرد یکی از این شرایط است برای بانوان مجردی که فارغ التحصیل شدهاند و با احراز شرایط تجرد به آنها اقامت پس از تحصیل داده میشود.

وی در واکنش به اینکه اتباعی که بدون ضابطه از ایران خارج شوند، تبعاتی هم برای خود و هم ما دارند، تصریح کرد: مرز هر کشوری از موضوعات و کارویژههای مهم هر دولتی بوده و خروج از مرز هم باید قانونمند باشد، اینکه خواهند بدون ضابطه و قانون از مرز وارد کشور مقابل شوند، هم ما نمیگذاریم این ترددها با موجی از بی انضباطیها روبرو شود و هم برای کشورهای مقابل مشکل بوجود میآورد و حتی متهم به قاچاق انسان میشویم لذا مرزها را بشدت کنترل میکنیم.

رئیس پلیس مهاجرت و گذرنامه اشاره به مشکلات گواهی ولادت برای اتباع افغانستانی گفت: گواهی ولادت را بیمارستانها صادر میکنند و اگر نوزادی در منزل متولد شود مأموران ما براساس استشهاد محلی این موضوع را رفع میکنند و حتی در پلیس مهاجرت هم ادارهای با عنوان اداره تابعیت و وقایع اربعه داریم که میتوانند برای حل مشکل به آنجا مراجعه کنند.

سازمان ملل: در سال جاری باید منتظر موج جدید مهاجرت افغانستانی‌ها باشیم

به نقل از خبرگزاری فارس: در سال جاری میلادی بیش از ۹ میلیون از مردمان افغانستان به کمک احتیاج دارند و انتظار می‌رود در فصل گرم پیش رو تعداد مهاجران افزایش یابد.

روزنامه واشنگتن پست نوشت: در  سال گذشته حدود ۶۰۰ هزار غیرنظامی که به واسطه جنگ بین طالبان و نیروهای دولتی در بخش‌های مختلف افغانستان، به خصوص قندوز، ننگرهار و هلمند، آواره شده بودند نیز به کابل پناهنده شدند.

واشنگتن‌پست می‌نویسد: به گفته مقامات افغانستان و سازمان ملل، با گرم شدن دوباره هوا در ماه آپریل، سیل جدیدی از آوارگان وارد پایتخت می‌شوند.

در ادامه این گزارش به نقل از «دومنیک پارکر» رئیس دفتر «آژانس هماهنگ‌کننده اقدامات بشردوستانه سازمان ملل» در کابل، آمده است: «ما درباره دست‌کم ۱٫۲ میلیون نفر صحبت می‌کنیم. آنها مقادیری پتو، غذا، لوازم آشپزخانه و چادر دریافت کرده‌اند که برای چند ماه اول اقامت آنها کافی است. اما پس از آن چه اتفاقی می‌افتد؟»

afghan children in camp 2

واشنگتن‌پست نوشت: ماه گذشته، این آژانس خواستار کمک ۵۵۰ میلیون دلاری جامعه جهانی برای کمک به حدود ۵٫۷ میلیون افغانستانی آسیب‌پذیر و حاشیه‌نشین در ماه‌های پیش‌رو شد.

به گفته مقامات سازمان ملل، انتظار می‌رود ۹٫۳ میلیون افغانستانی، یعنی نزدیک به یک سوم جمعیت کشور، امسال نیازمند دریافت نوعی کمک بشردوستانه یا اضطراری باشند، که این رقم در مقایسه با سال ۲۰۱۶ حدود ۱۳ درصد افزایش نشان می‌دهد.

این روزنامه آمریکایی نوشت: به گفته این مقامات، این رقم نشان دهنده افزایش بی‌سابقه تعداد آوارگان درگیری‌های داخلی و ورود سیل غیرمنتظره پناهجویان بازگشته از پاکستان و همچنین توجه بیشتر به آوارگانی است که مدت طولانی است در یک بحران نیمه دائم زندگی می‌کنند.

بسیاری از افغانستانی‌هایی که از درگیری‌های اخیر فرار کرده‌اند، هنوز در شوک تغییرات ناگهانی به وجود آمده بوده و در تلاش هستند تا خود را با تحقیرهای زندگی اردوگاهی تطبیق دهند.

اغلب پناهجویانی که از پاکستان برگشته اند یا آوارگانی که از ولایت های اطراف به کابل پناه آورده اند در اردوگاه ها زندگی می کنند. برخی از این اردوگاه‌ها، نام، تابلو و مرز رسمی و مشخص دارند؛ اما تعداد دیگری از آنها آلونک‌های گلی پنهان و بدون نظارتی هستند که لابه‌لای کوچه‌های شهر قرار گرفته یا در زمین‌های خالی ایجاد شده‌اند. برخی ساکنان این اقامتگاه‌ها طی چند ماه گذشته آمده‌اند. عده دیگری از آنها نیز سال‌ها است در این اقامتگاه‌های موقت گیر افتاده‌اند.

افرادی که به طور رسمی به عنوان پناهجوی بازگشته به وطن یا آواره داخلی شناسایی شده‌اند، مبلغی پول نقد و مقادیری کالای اساسی دریافت می‌کنند. اما کسانی که اطلاعاتشان در هیچ نهاد افغانستان یا بین‌المللی ثبت نشده است، مجبورند برای زنده ماندن خود فکری کنند و متوسل به شغل‌های موقت و کمک ناچیز همسایگان فقیر خود شوند.

آژانس‌های وابسته به سازمان ملل و شرکای محلی آنها، که بخش عظیمی از کمک‌های ارائه شده به بازگشتگان و آوارگان جنگی داخلی را تأمین می‌کنند، متوجه این موضوع شده‌اند که نمی‌توان این افراد را از گروه‌هایی که مدت‌های مدیدی است به کشور بازگشته‌اند و همچنان در حاشیه اقتصاد شهری هستند متمایز کرد.

با این حال، مسئولان «برنامه جهانی غذا»، که اضطراری‌ترین تدارکات و منابع غذایی را فراهم می‌کند، عنوان کردند که در حال گسترش برنامه‌های خود هستند تا بتوانند ورودی‌های جدید را نیز تحت پوشش قرار دهند.

تجلیل دانش‌آموزان حامی از آتش‌نشانان برای گرامی‌داشت آتش‌نشانان حادثه ساختمان پلاسکو

کودکان مرکز آموزشی حامی امروز درباره ایثار، فداکاری و آتش‌نشانان قهرمان آموختند و نوشتند.

اولین ساعت مدرسه در صبح روز شنبه، دانش‌آموزان مهاجر و پناهنده مراکز آموزشی حامی درباره شغل شریف آتش‌نشانی، اهمیت ایثار و فداکاری و مسائل دیگر پیرامون امداد و نجات آموختند و دیکته خود را با جملاتی مانند « ما آتش‌نشان را دوست داریم» نوشتند. این دانش‌آموزان همراه با مربیان و آموزگاران خود برای نجات و بهبود یافتن آتش‌نشانان این حادثه دعا کردند.

دانش آموزان حامی آتشنشانی پلاسکو

همچنین به پاس گرامی‌داشت یاد و خاطر آتش‌نشانان قهرمانی که جان خود را در حادثه ساختمان پلاسکو از دست دادند و ارج نهادن به شغل شریف آتش‌نشانی، روز شنبه ۲ بهمن ماه دانش‌آموزان مرکز جنت آباد به همراه آموزگاران خود با مراجعه به نزدیک‌ترین مرکز آتش‌نشانی به آتش‌نشانان دلاور وفداکار، شهادت همکاران‌شان را تسلیت گفتند و شغل شریف آتش‌نشانی را ارج نهادند.

به گزارش روابط عمومی انجمن حامی، روز پنج‌شنبه ۳۰ دیماه حادثه‌ای تلخ باعث شد تا بسیاری از آتش‌نشانان فداکار حین عملیات اطفاء حریق جان خود را از دست داده یا مجروح شوند.

Qom - Marasem Niayesh baraye Atashneshanan - 2 Bahman 95

ویدئو / سال ۲۰۱۶ ، سال بحران پناهجویی

سال ۲۰۱۶ سالی پر از اتفاقات مختلف بود. یکی از این رخدادها ورود تعداد زیادی پناهجوی گریزان از جنگ به کشورهای اروپایی و امریکا بود. تصاویر زیر گوشه‌ای از این مهاجرت بزرگ را نمایش می‌دهد.

به گزارش کمیساریای سازمان ملل متحد در امور پناهندگان، سال ۲۰۱۶ مرگبارترین سال از نظر تعداد کشته شدگان و مفقودان مسیر پر مخاطره مهاجرت و پناهندگی در دریای مدینترانه بوده است.

به نقل از : ایسنا

سفیر افغانستان در نروژ: اسلو اخراج پناهندگان افغانستانی را متوقف کند

سفیر افغانستان در نروژ از مقامات این کشور درخواست کرد تا اخراج گسترده مهاجران افغانستانی را متوقف کنند.

«سیلوا لیستوگ» وزیر امور مهاجران نروژ از اخراج گسترده مهاجران افغانستانی خبر داده بود که پناهندگی آنها در این کشور پذیرفته نشده است.

بارکزی درباره وضعیت کنونی کشورش هشدار داد و اظهار داشت: اکنون بدترین زمان برای اخراج مهاجران و بازگشت آنها به افغانستان است.

وی افزود: در حال حاضر ما با موج وسیعی از مهاجران که از پاکستان وارد کشور می‌شوند، مواجه هستیم.

سفیر افغانستان در نروژ گفت: تمام کشورهایی که در آن پناهندگان افغانستانی حضور دارند باید چالش‌هایی که در حال حاضر افغانستان با آن مواجه است را در نظر بگیرند.

از ژانویه تا اکتبر سال جاری درخواست پناهندگی بیش از ۲ هزار ۳۲۳ افغانستانی توسط کشور نروژ رد شده است و در ۱۰ ماه گذشته بیش از ۷۰۰ نفر از این مهاجران اخراج شده‌اند.

به نقل از : خبرگزاری فارس – سایت افغانستان

ملاقات با معین مسلکی و پالیسی وزارت امور زنان افغانستان در کابل

مدیر انجمن حمایت از زنان و کودکان پناهنده با مسئولین وزارت امور زنان افغانستان دیدار کرد. فاطمه اشرفی در این دیدار، ضمن معرفی فعالیت های انجمن حامی در حوزه توانمندسازی زنان پناهنده و مهاجر در ایران، به فعالیت های گسترده این انجمن از سال ۲۰۰۳ در افغانستان در حوزه حقوق و توانمندسازی زنان اشاره کرد. وی اظهار کرد: امیدواریم زمینه ای فراهم گردد تا دستاوردهای زنان افغانستانی مقیم ایران را به کشور افغانستان انتقال دهیم، و روابط فیمابین مستحکم تر از گذشته گردد.

معین مسلکی و پالیسی وزارت امور زنان افغانستان نیز با تأکید بر ضرورت افزایش تعاملات و همکاری های مشترک میان زنان ایران و افغانستان، اظهار کرد: آنچه که ما را به هم نزدیک می کند، زبان، دین، و زمینه های مشترک فرهنگی است. خانم سپورمی وردک اظهار امیدواری کرد با توجه به این زمینه های مشترک افغانستان بتواند از آموخته ها و تجربیات کشورهای اسلامی همسایه به ویژه ایران در حوزه زنان استفاده نماید.   وی افزود: افغانستان به صورت جدی نیاز به حمایت کشورهای اسلامی در حوزه های مختلف از جمله توانمندسازی در دو بخش اقتصادی و اجتماعی دارد.

فاطمه اشرفی نیز آمادگی انجمن حامی برای هرگونه همکاری در حوزه ظرفیت سازی کارآفرینی برای زنان افغانستانی را  اعلام کرد.

کمیسیونر امور بشردوستانه اتحادیه اروپا: کمک های اروپا به ایران برای پناهندگان افغانستانی کافی نیست

«کریستوس استیلیانیدس» کمیسر امور بشردوستانه و مدیریت بحران اتحادیه اروپا گفت: ایران هزینه‌های زیادی را برای تحصیل، بهداشت، سلامت، امنیت و اشتغال مهاجران افغانستانی پرداخت می‌کند.

 کمیسر امور بشردوستانه و مدیریت بحران اتحادیه اروپا پیش از ظهر امروز در دیدار با استاندار کرمان اظهار داشت: از تلاش‌های استاندار کرمان برای ارائه خدمات به پناهندگان افغانستانی قدردانی می‌کنم.

وی بیان داشت: قطعاً کشورهای پذیرنده مهاجران افغانستانی با مشکلاتی برای میزبانی از این افراد با توجه به شرایط نامناسب منطقه مواجه هستند.

کمیسر امور بشردوستانه و مدیریت بحران اتحادیه اروپا ادامه داد: برای ارزیابی شرایط مهاجران به کرمان سفر کرده‌ایم تا پس از انجام ارزیابی‌ها گام‌هایی را برداریم.

استیلیانیدس عنوان کرد: امروز و فردا بازدید از پروژه‌هایی که کمیسیون اروپا به آنها کمک مالی کرده، انجام می‌شود و همچنین همدردی خود را با جمعیت پناهنده ابراز می‌کنیم.

وی اضافه کرد: رئیس کمیسیون اتحادیه اروپا و معاون وی تلاش زیادی برای بازگشت ایران به جامعه بین‌الملل دارند و معتقدم مردم ایران، جمهوری اسلامی استحقاق این جایگاه و حتی جایگاه‌های بالاتر در عرصه بین‌المللی را دارند.

کمیسر امور بشردوستانه و مدیریت بحران اتحادیه اروپا گفت: بازدیدهای انجام شده از وضعیت پناهندگان در ایران نشان‌دهنده علاقه ما برای گسترش همکاری‌ها با ایران در همه زمینه‌هاست.

استیلیانیدس ادامه داد: کمک‌های اروپا در برابر آنچه مورد نیاز مهاجران است، کافی نیست و سعی خودمان را می‌کنیم تا جوابگوی هزینه‌های سنگین مالی، فرهنگی، امنیتی و آموزشی مهاجران باشیم و می‌دانیم ایران هزینه زیادی را در این زمینه انجام می‌دهد.

وی ابراز داشت: برای برداشتن قدم نخست بر اساس سیاست‌ها و تصمیمی که برای سال جاری داریم مبلغی را که در ابتدای امسال برای کمک به مهاجران ساکن در ایران در نظر گرفته بودیم را دو برابر کرده‌ایم.

استیلیانیدس گفت: ۵٫۸ میلیارد دلار به افغانستان کمک کرده‌ایم و این مبلغ برای مشکلات ریشه‌ای داخل افغانستان هزینه می‌شود و در نظر دارم در سال آینده میلادی هم مبلغ کمک به مهاجران داخل ایران افزایش یابد.

به نقل از : خبرگزاری فارس – سایت افغانستان

نشست تخصصی بررسی «اعلامیه مجمع عمومی سازمان ملل متحد درباره پناهندگان و مهاجران» در سپتامبر ۲۰۱۶

نشست تخصصی بررسی «اعلامیه مجمع عمومی سازمان ملل متحد درباره پناهندگان و مهاجران» که به همت انجمن ایرانی مطالعات سازمان ملل متحد و سازمان اطلاعات سازمان ملل متحد و با حضور اساتید حقوق بین الملل و پژوهشگران و فعالان حقوق پناهندگان روز ۲۸ مهر برگزار گردید.

در آغاز این نشست، دکتر نسرین مصفا دبیر انجمن ایرانی مطالعات سازمان ملل متحد با بیان اهمیت مباحث مطرح شده در این اعلامیه اظهار کرد: انجمن تلاش می کند تا همواره اسناد و مباحث ملل متحد را که در اولین فرصت به بحث بگذارد، بنابراین با توجه به گسترش و افزایش تعداد پناهجویان و مهاجران اجباری در جهان که منجر به توجه ویژه کشورهای عضو مجمع عمومی سازمان ملل متحد و تصویب این اعلامیه شده است، خوشحال هستیم که در فاصله بسیار کوتاهی از تصویب این اعلامیه آن در این فضای علمی به بحث می گذاریم.

در این نشست رئیس سازمان اطلاعات سازمان ملل متحد با قرائت بندهایی از این اعلامیه به چرایی تنظیم و تصویب این اعلامیه و اهم موضوعات مورد نظر مجمع عمومی سازمان ملل متحد پرداخت.

سخنران اصلی این نشست دکتر صفی ناز جدلی، گفت: جا به جایی جمعی و گسترده افراد در سال های اخیر در جهان سران کشورها را در مجمع عمومی واداشت تا در سپتامبر ۲۰۱۶ این اعلامیه را تنظیم کنند و برای کلیه کشورهای عضو تعهداتی را طی یک زمانبندی تا سال ۲۰۱۸ در نظر بگیرند. استاد دانشکده حقوق دانشگاه تهران مرکز افزود: در این سند نیز تعاریف مشخصی از افراد پناهنده، پناهجو، مهاجر اجباری و آواره داخلی ارائه شده است. همانطور که رئیس کمیساریا اعلام کرده پناهجو و پناهنده به دلیل اینکه قادر به بازگشت به کشور خود نیستند نسبت به مهاجر اقتصادی باید بیشتر مورد حمایت قرار گیرند.

در این اعلامیه ۳ دسته تعهدات در نظر گرفته شده است: تعهدات مشترک پناهندگان و مهاجران، تعهدات خاص پناهندگان، تعهدات خاص مهاجران. دکتر جدلی افزود: خوشبختانه در این سند بر اهمیت رعایت حقوق و آزادیهای اساسی مهاجران و پناهندگان فارق از وضعیت پناهندگی آنها تأکید شده است.

در این اعلامیه بر مسئولیت دولت ها نسبت به حمایت از اتباع خود که در کشورهای دیگر به سر می برند، تأکید شده است. همچنین این اعلامیه از کشورهای عضوی می خواهد تا به کنوانسیون ۱۹۵۱ درباره وضعیت پناهندگان و همچنین پروتکل الحاقی ۱۹۶۷ بپیوندند، و چنانچه حق شرطی نسبت به این کنوانسیون اعمال نموده اند، به منظور تأمین حقوق حداکثری پناهندگان در صدد رفع آن برآیند.

اقدامات آتی در این اعلامیه بر اساس دو چهارچوب (CRR) پاسخ جامع به پناهندگان و ( GCR) موافقت جهانی درباره پناهنده تدوین شده است. دکتر جدلی در پایان گفت، اقدامات صورت گرفته در راستای  این اعلامیه در یک کنفرانس جامع تر در سال ۲۰۱۸ با محوریت زوایای بشردوستانه و حقوق بشری مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

دکتر سعید محمودی، استاد دانشکده حقوق دانشگاه استکهلم گفت: اگرچه حقوق پناهندگان نسبت به سالهای گذشته در حال رشد و توسعه است، اما هنوز نتوانسته با سرعت تغییر و تحولاتی که در واقعیت رخ می دهد در سالهای اخیر همراه گردد. اگرچه در برخی دادگاه های کشورهای اروپایی مانند فرانسه و سوئد بر اساس وقایع روز و مثلاً در نظر گرفتن دلایل زیست محیطی برای پناهندگی به کشورهای دیگر آرائی صادر می گردد؛ اما هنوز مقررات بین المللی در این زمینه مربوط به دهه ۵۰ میلادی است و باید بسیار گسترده تر گردد. وی افزود یکی دیگر از چالش های کشورها در برخورد با هجوم پناهندگان ارائه تعریف مشترک از محل امن است. سؤال اینست که پس از نجات گروه های متعدد پناهجویان در دریا، صرف نظر از تابعیت کشتی نجات به کدام محل باید منتقل شوند؟ آیا نزدیک مکان به محل نجات، برای این افراد مناسبت است؟ موضوع دیگر مسئله ادغام و تسهیل ادغام اجتماعی این افراد پس از اخذ پذیرش پناهندگی در کشورهای میزبان است.

فاطمه اشرفی، مدیر انجمن حمایت از زنان و کودکان پناهنده نیز بر اساس سالها تجربه فعالیت در حوزه پناهندگان گفت: از مشاهدات میدانی خود به واقع می توانم بگویم ما در ایران انصافاً نسبت به جمعیت بزرگی که پذیرا بوده ایم و نسبت به کشورها دیگر که دارای امکانات و منابع مالی بسیار بیشتری از ما هستند، طی سالهای گذشته خدمات بسیار خوبی را ارائه داده ایم. به ویژه در چند سال اخیر شاهد اصلاح برخی مقررات بوده ایم که زمینه ارائه خدمات پایه به جمع کثیری از پناهندگان را فراهم آورده است. مدیر انجمن حامی اظهار کرد: علی رغم اینکه ایران یکی از قدیمی ترین کشورهای میزبان پناهندگان است و از نظر جمعیت پناهندگان مقیم کشور تا پیش از بحران سوریه رتبه دوم را داشته ایم و اکنون رتبه چهارم را در جهان دارا هستیم، اما متاسفانه نه تنها سازمان های مردم نهاد تخصصی در این زمینه به تعداد مناسب نیستند، بلکه ما یک مرکز تخصصی مطالعاتی پناهندگان نیز در کشور نداریم تا دست کم از نتایج مطالعات و تحقیقات آن در برنامه ریزی های آینده استفاده کنیم. اشرفی افزود: امیدواریم که با کمک اساتید گرانقدر و افزایش ارتباط دانشگاه و سمن ها شاهد رشد و تقویت خدمات و دستاوردها در این حوزه باشیم.

شوق نگاه کودکان پناهنده، مرا به ادامه این مسیر دشوار امیدوار می کند

«خیلی وقت‌ها واقعا به یک جایی رسیده‌ام که نشسته‌ام گریه کرده‌ام و با خدا درددل کرده‌ام که دیگر تکلیف از من ساقط شده. تنها چیزی که شاید در آن لحظات بارقه امید و انرژی مضاعفی را در من ایجاد کرده، برق چشم‌های بچه‌های مهاجری بوده که فکر می‌کردم اگر این مدرسه‌ها بسته شود، مجبور می‌شوند برگردند به فضاهایی که هیچ پشتیبانی ندارند و معلوم نیست چه سرنوشتی پیدا کنند» وقتی این حرف‌ها را می‌گوید، چشمانش پر از اشک می‌شود و بغض می‌کند. فاطمه اشرفی، مسئول و بنیان‌گذار انجمن حامی (حمایت از زنان و کودکان پناهنده)، نزدیک به بیست سال است که تمام هم و غم خود را روی مسائل و مشکلات زنان و کودکان پناهنده و مهاجر در کشورهای اسلامی و بیشتر در ایران گذاشته است. او از روزهای سختی می‌گوید که در مسیر کوتاه نیامدن از مسیری که به برحق بودنش اعتقاد دارد و در راه دسترسی همه کودکان به آموزش و حمایت از کودکان و زنان مهاجر، حتی پایش به کلانتری باز شد اما هیچ وقت امیدش را از دست نداده است. با تلاش‌های وی و بسیاری از فعالان اجتماعی دیگر در این حوزه، اردیبهشت سال جاری؛ هیئت وزیران، نهایتا اقدام به اصلاح آیین‌نامه آموزش کودکان پناهنده کرد و یکی از موانع جدی‌ دسترسی کودکان مهاجر به آموزش را که همان شهریه ثبت‌نام بود، برداشت. برهمین اساس در حال حاضر در جمهوری اسلامی ایران، تمام کودکان پناهنده و مهاجر و حتی کسانی که فاقد مدارک اقامتی هستند از همان امکانات آموزشی باید استفاده ‌کنند که کودکان ایرانی در اختیار دارند و حق تحصیل آنها برابر با حق تحصیل کودکان ایرانی است.

فاطمه اشرفی از نزدیک به ۲۰ سال تنها نهاد غیردولتی برای حمایت از زنان و کودکان پناهنده در ایران می گوید؛ ( به نقل از شهر آنلاین

چه شد که به فکر تاسیس موسسه‌ای برای حمایت از مهاجران افتادید؟

در سال‌های ۷۳ و در اوج جنگ‌های بوسنی هرزگوین مسئول یک تیم دانشجویی بودم و برای حمایت از زنان و کودکان مسلمان بوسنیایی که در اردوگاه‌های پناهندگان زندگی می‌کردند، به بوسنی رفتیم و مدتی را در اردوگاه‌های زنان بوسنایی در کشورهای همجوار گذراندیم. این سفر و مشاهده زنان و کودکان که قربانی مناقشات مسلحانه و بحران‌های سیاسی در منطقه شده بودند و از طرف دیگر نقشی که نهادهای مدنی و سازمان‌های غیر‌دولتی در ارائه خدمات مورد نیاز این گروه ایفا می‌‌کردند؛ نقطه عطفی شد تا با حساسیت بیشتری این موضوع را دنبال کنم و در برگشت با این موضوع روبه‌رو شدم که ما درایران دارای بیشترین تعداد پناهنده و مهاجر آسیب‌دیده در مناقشات مسلحانه خارجی را داریم، با مسائل و مشکلات بی‌شماری که روی زمین مانده بود. این مسئله زمینه‌ای شد برای آغاز یک حرکت مدنی برای پرداختن به موضوع زنان و کودکان پناهنده و مهاجری که در کشور زندگی می‌کنند و نیاز به توجه و حمایت ویژه‌تری نیز دارند.

چرا به موضوع زنان و کودکان علاقه‌مند شدید؟

به هرحال زنان از نظر فیزیکی و روحی آسیب‌پذیرترند و به همان نسبت خشونت‌هایی که معمولا در گذر این جابه‌جایی‌ها به زنان و کودکان وارد می‌شود، خیلی بیشتر از خشونت‌ها و آزارهایی است که به مردان وارد می‌شود. ضمن اینکه معمولا زنان در این فرایند، کمتر دیده می‌شوند. درصد این کمتر دیده شدن در جوامع کمتر توسعه‌یافته یا نیافته بیشتر است.

در ابتدای راه، برخورد اطرافیانتان چگونه بود؟

شاید اگر خود من هم به این سفر نمی‌رفتم و با موضوع پناهندگان و پناه‌جویان و مسائل خاص آنان از نزدیک آشنا نمی‌شدم، احساس نیاز برای ورود به این عرصه هم نمی‌کردم. وقتی با اطرافیان و دوستانم درباره مشکلات پناهندگان و مهاجرین صحبت می‌کردیم، حتی آن‌هایی که جایگاهی در مسائل اجتماعی و سیاسی کشور داشتند، با تعجب به من نگاه می‌کردند و چندان اهمیتی برای موضوع قائل نبودند و شاید هم اطلاعات خاصی نداشتند، به‌گونه‌ای که وقتی اقدام به ثبت انجمن کردیم، نزدیک به سه سال پشت درهای کمیسیون ثبت وزارت کشور ماندیم. یعنی حتی برای مسئولان وزارت کشور هم موضوع جا افتاده‌ای نبود و می‌گفتند منظورتان از زن آواره و پناهنده چیست؟ ما در چنین فضایی کار را شروع کردیم. البته شاید هم به خاطر مسائل و مشکلات عدیده‌ای که خودمان در ایران داشتیم، مردم و خیلی از دستگاه‌های دولتی ترجیح می‌دادند که پرونده دیگری به نام پناهندگان باز نشود.

به شما نمی‌گفتند؛ چرا به زنان و کودکان زیادی که در جامعه خودمان با مشکلات بسیاری دست و پنجه نرم‌ می‌کنند، نمی‌پردازید؟

چرا، ولی من اساسا طرح این موضوع را اشتباه و حتی ناپسند می‌دانم. در هیچ کجای قرآن گفته نشده که اگر مسکینی به شما مراجعه کرد، به شناسنامه‌اش نگاه کنید یا حتی از دینش بپرسید و در مقابل تنها شاخصی که همواره مورد تاکید دین و ارزش‌های اعتقادی ما قرار دارد، توجه به کرامت انسانی است. آیات فراوانی در قرآن وجود دارد که ما را از پرداختن به هرگونه تفاوت انسان‌ها اعم از رنگ، جنس، ملیت، زبان و دین برحذر داشته است. در کجای دین ما هست که مثلا به نیازهای مهاجر نپردازی و‌ بگویی ما خودمان زن و بچه بدبخت ایرانی زیاد داریم؟ پرداختن به مشکلات و مصائب آن‌ها هم بخشی از وظایف انسانی و دینی ماست و منافاتی با پرداختن به نیازهای سایر نیازمندان ندارد. زمانی که مسلمان‌ها تحت فشار بودند، پیامبر اکرم(ص) از یک منطقه به منطقه دیگر مهاجرت کردند و مفهوم و ارزش مفهومی مهاجر و انصار در آن مقطع زمانی شکل گرفت تا ارزش‌های انسانی را از ارزش‌های جغرافیایی جدا کند. علاوه بر اینکه ما در ایران براساس کنوانسیون‌های بین‌المللی متعددی که کشورمان به آن‌ها پیوسته، تعهد قانونی داریم تا به نیازهای پناهندگان و مهاجرین ساکن در کشورمان بپردازیم و به آن‌ها پاسخ دهیم.

با نگاه فرصت‌محور اگر نگاه کنیم، چه ظرفیت‌هایی را برای جامعه خودمان با حمایت نکردن از مهاجران از دست می‌دهیم؟

متاسفانه ظرفیت‌های خیلی زیادی را از دست داده‌ایم. در طول ۳۷‌سال گذشته می‌توانستیم نیروهای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی قدرتمند و پرتوانی را با توجه به ظرفیت‌های فراوان در کشور تربیت کنیم تا به عنوان سرمایه‌های انسانی موثر در نظام سیاسی و اجتماعی افغانستان فعالیت نمایند. امروز درصد قابل توجهی از شخصیت‌هایی که در حال حاضر در افغانستان در سطوح بالای اجرایی و سیاست‌گذاری حتی در کاخ ریاست جمهوری، دولت و پارلمان افغانستان کار می‌کنند، از میان کسانی هستند که در ایران زندگی کرده و از دانشگاه‌های ما فارغ‌التحصیل شده‌اند و در فضای اجتماعی جامعه ما بدون اینکه برنامه و استراتژی خاصی برای آن در نظر گرفته شود، رشد کرده‌اند. خوشبختانه همت بالای مهاجرین در کنار امنیت اجتماعی جامعه ایرانی این فرصت را به مهاجرین داد که با وجود کمبودهای اقتصادی و سختی‌های فراوان درباره ارتقای فردی و اجتماعی خود اقدام کنند. اگر به آمار نگاه کنیم، می‌بینیم در جمعیتی که در مهاجرت‌های انبوه سال‌های ۵۷ و ۵۸ به ایران آمدند، درصد زنان افغانستانی باسواد، زیر ۱۰درصد بود اما این آمار بعد از سه دهه به بالای ۵۰‌درصد رسیده است و ما در نسل دوم مهاجران ساکن در ایران با کمتر فردی روبه‌رو هستیم که بی‌سواد مطلق باشد و در مقابل با موجی از تلاش جوانان افغانستانی برای ورود به دانشگاه‌ها و ارتقای سطح سواد خود در سطوح دانشگاهی روبه‌رو هستیم که در صورت توجه بیشتر مسئولان و کاهش موانع ساختاری می‌توان نقش پررنگ‌تری در بازسازی افغانستان از طریق بازسازی نیروی انسانی این کشور ایفا کنیم.

* نگاه منفی که طی سال‌ها رسانه‌ها از جمعیت مهاجر در ایران شکل دادند، از کجا آب می‌خورد؟

البته به عنوان یک فعال اجتماعی که در این حوزه مطالعه و فعالیت می‌کند، می‌گویم که اتفاقا در سال‌های اخیر ما با یک تغییر جدی در فضای رسانه‌ای کشور روبه‌رو شده‌ایم که ناشی از اصلاح نگرش‌های عمومی و رشد آگاهی‌های اجتماعی است که نگاه فرصت‌محور را جایگزین رویکردهای منفی تهدید‌محور سال‌های گذشته کرده است. من آن را به حساب بلوغ و بالندگی رسانه‌های خودمان می‌گذارم که به نظر می‌رسد در مسیر استقلال، انصاف و آزاد‌اندیشی مطبوعات و رسانه‌های عمومی کشورمان است.

در این سال‌ها چقدر حمایت شدید؟

چیزی نگویم بهتر است. فقط جدی‌ترین تاسف من در این سال‌ها تلاش‌های سازمان‌یافته یک دستگاه فرهنگی در کشور برای ایجاد محدودیت در فعالیت‌های این انجمن بوده است. آن هم به دلیل تلاش‌های انجمن برای اجرایی شدن فرمان مقام معظم رهبری و حذف موانع ساختاری برای دسترسی کودکان پناهنده به آموزش. باورش سخت است اما با کمال تاسف گاهی شاهد اعمال سلیقه‌های کاملا شخصی مدیران میانی در مسیر اجرای برنامه‌ها و فعالیت‌هایی هستیم که رویکرد ملی دارند و هدفشان تامین منافع اجتماعی میان‌مدت و بلند‌مدت کشور و جامعه است.

آینده را چگونه می‌بینید؟

من همیشه آدم امیدواری بوده و هستم و مطمئنم با تغییر نگرش‌های مثبتی که در سطوح کلان حکومتی و دولتی ایجاد شده است، در آینده نزدیک شاهد تغییرات اساسی‌تری در وضعیت پناهندگان و مهاجران در کشور باشیم. من وقتی وضعیت را با ۱۰‌سال پیش یا بیشتر مقایسه می‌کنم، احساس می‌کنم تحولات جدی و اساسی اتفاق افتاده است. همین که بسیاری از سیاست‌ها و تصمیم‌گیری‌ها مبتنی بر واقعیت‌های اجتماعی در سطح ملی، منطقه‌ای و بین‌المللی اتخاذ می‌شود، جای امیدواری دارد. رسانه‌ها و نهادهای مدنی این روزها با حساسیت بیشتری مسائل مربوط به حقوق پناهندگان در داخل را پیگیری می‌کنند و حتی دستگاه‌های اجرایی دولتی در مقایسه با گذشته به دنبال راهکارهایی برای ارائه خدمات اجتماعی بیشتر و مناسب به گروه‌های آسیب‌پذیر مهاجران هستند. همه این‌ها نشانه‌های مثبتی از تغییرات خوب اجتماعی است که در کشور اتفاق افتاده، از نظر من این‌ها همه‌اش موفقیت است و احساس می‌کنم تا حدودی به اهدافی که مورد نظر بود، دست یافته‌ایم. نقش جدی ما در این سال‌ها حساس‌سازی در سطوح مختلف اجتماعی و تصمیم‌گیری بوده است که خوشبختانه به اندازه کافی ایجاد شده است و امروز پرونده پناهندگان و مهاجران خارجی که همواره به عنوان موضوعات امنیتی و محرمانه بوده و از حوزه سیاست‌گذاری عمومی خارج بود، به روی میز آمده است و در یک منظر عمومی مورد توجه همگان قرار گرفته است.

…………………………………………

نپرداختن به مسائل مهاجران چه تبعاتی می‌تواند برای جامعه ایرانی به همراه داشته باشد؟

ما با یک گروه انسانی روبه‌رو هستیم که چه بخواهیم و چه نخواهیم دارند در کنار ما دارند زندگی می‌کنند. در حال حاضر نیز امکان بازگشت برای آن‌ها فراهم نیست. هنوز بسیاری از قریه‌ها و شهرهای افغانستان تحت سیطره طالبان است و هر روز سر راهشان در کوچه و خیابان بمب منفجر می‌شود. اگر این اتفاق برای من و شما هم می‌افتاد مهاجرت می‌کردیم. در مهاجرت‌های اجباری هیچ‌کس نمی‌تواند بگوید چرا مردم از جنگ، گرسنگی و قحطی فرار می‌کنند؟ این یک موضوع جهانی و بشری است و این‌گونه نیست که بگوییم ما فقط لطف می‌کنیم. از بین ۶۵‌میلیون پناهنده و مهاجری که در سراسر دنیا وجود دارند، سهم ما سه میلیون نفر است.

چطور می‌توان از این آسیب‌ها به نفع جامعه میزبان جلوگیری کرد؟

مثال می‌زنم. سال گذشته بازدیدی از کانون اصلاح و تربیت کودکان کابل داشتم. تعدادی از آن‌ها بچه‌هایی بودند که قبل از عملیات انتحاری دستگیر شده‌ بودند. وارد که شدم، دیدم همه نشسته‌اند و قرآن می‌خوانند. دور تا دور دیوار هم مملو از آیات جهاد و بهشت بود. یعنی این دو مفهوم، تنها مفهوم‌های قابل درک توسط آن‌ها از دین و قرآن بودند. هیچ‌کدام سواد مدرسه‌ای نداشتند. پرسیدم: چند نفرتان در ایران بودید؟ یک پسربچه ۱۳، ۱۴ساله دستش را بالا کرد. از او پرسیدم: تو که ایران بودی چرا درس نخواندی؟ با بغض و خشمی که در نگاهش بود، گفت: مگر شما ایرانی‌‌ها ما را آدم حساب کردید که اجازه بدهید به مدرسه‌های شما برویم‌؟ این یعنی تهدیدی جدی که اگر ما در مقابل این بچه‌ها هر مانعی برای مدرسه رفتن ایجاد کنیم، در واقع حوز‌های امنیتی خودمان را نادیده گرفته‌ایم.

به هر حال جمعیت زیادی از جامعه مهاجر در کشور ما تحصیل کرده‌اند.

من این حرف را در جمع خیلی از مسئولان گفته‌ام و به خیلی از آموزش‌و‌پرورشی‌ها هم برخورده است. آمده‌اند به من عدد و رقم دادند که ما این‌قدر دانش‌آموز و اینقدر فارغ‌التحصیل مهاجر داشتیم. اما هیچ‌کس محتوایی جواب نداده. زمانی که ما موانع مختلفی برای مدرسه رفتن بچه‌های افغانستانی ایجاد می‌کنیم، یا حتی وقتی اجازه می‌دهیم همان حداقل‌ها وارد مدرسه بشوند آن‌قدر تحت فشارهای روحی و روانی و اجتماعی قرارشان می‌دهیم که بعضا از مدرسه فرار می‌کنند یا حتی اگر از بهترین دانشگاه‌ها و مدارس ما فارغ‌التحصیل شوند، مثل یک بمب ساعتی مملو از عقده‌های سرکوب شده می‌شوند، نتیجه این می‌شود که برخی از این‌ها برمی‌گردند به افغانستان و پست‌های کلیدی در کشورشان می‌گیرند، در رسانه‌ها جا پیدا می‌کنند و آنجاست که قلم‌هایشان به جای اینکه سپاس‌گزار ما باشد، کوبنده ما می‌شود. کسانی که می گویند ما برای این‌ها سالی یک میلیون یا دو میلیون هزینه می‌کنیم، فکر این را بکنند که هرکدام از این‌ها به دلیل محروم بودن از آموزش، اصول و فرهنگ شهروندی، ارزش‌های اجتماعی را یاد نگیرند و در آینده تبدیل به یک عنصر ضداجتماعی بشوند و دست به رفتارهای ناهنجار در جامعه بزنند، در این صورت ما آن‌ها را به افغانستان نمی‌فرستیم، به همین زندان‌های خودمان می‌فرستیم و آنجا حداقل روزی ۲۰۰هزارتومان باید برایشان هزینه کنیم و به اعداد و ارقام بسیار نجومی‌ در سال می‌رسیم.

در حوزه زنان چطور؟

اگر شما امروز به مسائل و مشکلاتی که یک زن مهاجر در اداره زندگی خود و کودکانش در یک مسیر سالم دارد نپردازید، بی‌شک این ناامنی اجتماعی را فردا وارد خانه‌های خودتان کرده‌اید. در دنیا نیز پرداختن به موضوع پناهندگان و مهاجران از این جهت خیلی مهم است که قابلیت ایجاد اقلیت‌های اجتماعی را دارند. هرچه اقلیت‌های اجتماعی در جامعه بیشتر باشند، شکاف اجتماعی بیشتر می‌شود و تشکیل شکاف اجتماعی مترادف با توسعه خشونت اجتماعی است.

…………………………………………

دریچه

«هنر» زن افغانستانی باید زنده بماند

طبق آمار اداره اتباع ۳۰۰‌هزار مهاجر افغانستانی در مشهد زندگی می‌کنند که ۱۵۰هزار نفر آن‌ها به صورت قانونی هستند و بخش زیادی را کودکان و زنان تشکیل می‌دهند. بسیاری از این افراد نسل دوم و سوم مهاجرانی هستند که پدر و مادرهایشان در ایران متولد شده‌اند و به دلیل نگاه‌های غفلت‌بار مسئولان در سال‌های گذشته از تحصیل بازمانده‌اند. فاطمه سبزه‌کار، مسئول دفتر انجمن حامی در مشهد است.

با وی درباره مشکلات زنان و کودکان مهاجر ساکن در مشهد و فعالیت‌هایی که این انجمن انجام می‌دهد، گفتگو کرده‌ایم.

زنان مهاجر بیشتر با چه مشکلاتی روبه‌رو هستند؟ 

خیلی از این زن‌ها اعتقاد دارند حضورشان در جامعه ایران باعث شده از قیود سنتی جامعه افغانستان در بیایند و از حداقل حقوق انسانی برخوردار شوند. این موضوع باعث شده بتوانند باسواد شوند یا حداقل فرزندانشان را به مدرسه بفرستند. بیشتر این زنان اگر امنیت در کشور خودشان فراهم باشد، دوست دارند که به کشور و شهر خودشان برگردند. البته این موضوع در نسل دوم و سوم کمتر است و آن‌ها دوست دارند در ایران بمانند. این موضوع خیلی خوب نیست و همین امر باعث می‌شود که به واسطه حضور چند ساله‌شان در ایران، از فرهنگ و رسوم کشورشان اطلاعی نداشته باشند و همین بی‌اطلاعی از مفاخر و تمدن کشورشان باعث نبود تعلق خاطر به ملت و سرزمینشان می‌شود. برهمین اساس یکی از بخش‌های آموزشی ما تاریخ و جغرافیای افغانستان برای آشنا کردن این کودکان با ملیتشان است. در مورد زنان نیز با پرپایی نمایشگاه‌های صنایع دستی زنان افغانستانی و آموزش آن‌ها سعی در زنده نگه داشتن این هنرها که خاص این سرزمین است، داریم.

هزینه‌های مرکز چطور تامین می‌شود؟

بخشی از بودجه‌ها از منابع بین‌المللی و بخشی از آن‌ها توسط خیرین تامین می‌شود.

چند نفر عضو مرکز شما در مشهد هستند؟

حدود ۴۰۰‌نفر شامل ۳۲۰دانش‌آموز و ۸۰زن.

ثبت‌نام بر چه اساسی است؟

اولویت اول این است که بچه واقعا از تحصیل باز مانده باشد، دچار کبر سن شده و کودک کار باشد. مثلا برای کودک کار ساعت آموزش را طوری تنظیم می‌کنیم که بچه بتواند هم کار کند و هم تحصیل. با وجود رفع موانع قانونی در کشور کم و بیش با موانعی روبه‌رو هستیم که باید به مرور زمان رفع شوند. به عنوان نمونه کمبود فضاهای فیزیکی به‌ویژه در نواحی حاشیه‌ای شهر، بخشی از کودکان را از حضور در مدارس دولتی محروم کرده است. در برخی مدارس نیز با برخوردهای سلیقه‌ای مدیران مدارس روبه‌رو هستیم که به بهانه‌های مختلف از ورود کودکان به مدارس خودداری می‌کنند که البته این موضوع نیاز به فرهنگ‌سازی و تلاش برای تغییر نگرش‌های اجتماعی دارد و ما باید با صبر و حوصله در انتظار بهبود وضعیت باشیم.

با توجه به جمعیت بالای مهاجر چطور می‌توان این خدمات را گسترش داد؟

اول از همه باید حضور مهاجران را به عنوان بخشی از جامعه شهری پذیرفت و سازمان‌های اداری و شهری را به این موضوع متعهد کرد.

چه کسانی در این مسیر سنگ‌اندازی می کنند؟

البته در سال‌های اخیر نگاه به مهاجران مثبت‌تر شده. ایجاد این فضا را باید مدیون پیام رهبر انقلاب خطاب به مسئول آموزش‌و‌پرورش دانست. اما گاهی موانع آموزش کودکان مهاجر در کج‌سلیقگی‌های برخی مدیران میانی است که هنوز نگاه منفی و تهدیدآمیزی نسبت به مهاجران دارند.

…………………………………………

دیدگاه

مهاجرت از جنس زنانه

۱- الان یک ساعت است که پشت پنجره‌‌ فولاد نشسته‌ای. صاحب‌کار ماه‌هاست که تسویه حساب نکرده است و تو هم حوصله‌‌ دوختن مهره‌ها به لباس مجلسی را از دست داده‌ای. فردا امتحانات ترم شروع می‌شود و تو هنوز شهریه دانشگاه را نداده‌ای تا بتوانی کارت ورود به جلسه امتحان را دریافت کنی‌. مادر از زیارت ضریح برمی‌گردد. سرت را پایین گرفته‌ای تا سرخی چشم‌هایت را کمتر ببیند. کنارت می‌نشیند. دستت را در دستش می‌گیرد و چیزی را در دستت می‌گذارد. آرام می‌گوید: خدا بزرگه. و بلند می‌شود. توی دستت تنها انگشتر مادر است.

۲- همه دورتادور سفره‌‌ صلوات نشسته‌اند. یکی از همسایه‌ها بلند می‌گوید: برای سفیدبختی جوان‌ها دعا کنید. زن دانه‌های تسبیح را آرام می‌گرداند. امروز دوباره با دخترش جر‌و‌بحث داشت. تمام زندگی دختر این شده بود که همراه برادرش برود خارج. هر چه نصیحتش می‌کرد که راه قاچاق، خطر دارد، انگار دختر نمی‌شنید.

۳- پیرزن را مدت‌هاست که می‌شناسم. درست از وقتی آمده‌ام، در یکی از مدارس خودگردان درس بدهم. پیرزن همیشه دم در خانه چهارپایه‌ای پلاستیکی می‌گذارد و می‌نشیند. صبح یک روز سرد پاییز است و من از کنار پیرزن رد می‌شوم. صدا می‌زند و می‌گوید: لباس گرم بپوش. سرم را تکان می‌دهم و به داخل مدرسه می‌دوم. فردایش یک مشت توت خشک و کشته‌‌ بادام را توی پلاستیک می‌ریزم و برایش می‌برم. چشم‌هایش نمناک می‌شود. حرفی نمی‌نزد و کشته را توی دهانش می‌گذارد. چشم‌هایش را می‌بندد. «کشته‌‌ منطقه است.» همکارانم می‌گویند بچه‌های پیرزن، کارگران فصلی هستند که تابستان‌ها در همین شهر کار می‌کنند و در فصل سرد برای کار به شهرهای جنوبی می‌روند. پیرزن تنهاست و شاید در این روزها، گذشته‌‌ شیرینش را مرور می‌کند.

مهاجرت در جهان معاصر برخلاف گذشته که بیشتر مردانه بوده است، به پدیده‌ای مردانه- زنانه تبدیل شده‌ است. تعداد زیادی از زنان افغانستانی طی دوره‌های مختلف جنگ و با تشدید ناامنی‌ها در کشورشان به ایران مهاجر شدند. عمر این مهاجرت‌ها برابر با عمر استقرار نظام جمهوری اسلامی‌ است. این هجرت، ظرفیت‌ها و فرصت‌های خاصی را برای زنان مهاجر در ایران به همراه داشته است که می‌توان گفت زن مهاجر در استفاده از این فرصت‌ها موفق عمل کرده است. دختران و زنان زیادی که در دانشگاه‌های جمهوری اسلامی‌تحصیل کرده و به کشورشان بازگشته‌اند، گواه این حقیقت است.

دغدغه‌های زنان مهاجر را می‌توان حداقل در سه نسل دسته‌بندی کرد. دختران، مادران و مادر‌بزرگان. زنانی که بعد از دوران میان‌سالی به ایران مهاجرت کردند، تمام خانه و زندگی خود را جا گذاشتند و دوران سخت جنگ و آوارگی را تجربه کردند. تمام زندگی آن‌ها در تلاش برای حیات خلاصه شده است. زندگی دشوار در مهاجرت، اضطراب ناشی از بحران‌های روحی مثل از دست دادن عزیزانشان در جنگ باعث از آن‌ها کوهی از صبر و تحمل ساخته است. مادران که در دوران کودکی و نوجوانی مهاجرت را تجربه کرده‌اند، مهم‌ترین دغدغه‌شان شکاف ایجاد شده بین آن‌ها و فرزندانشان است. فرزندان آن‌ها در ایران و بین همسن و سال‌های ایرانی به دنیا آمده و رشد کرده‌اند و به لحاظ هویتی، بیشتر ایرانی‌اند تا افغانستانی. جوانان این خانواده‌ها با جهشی بزرگ، از سنت گذشته‌اند و اکنون دغدغه‌هایی چون تحصیل و شغل مناسب و حضور در اجتماع را در سر می‌پرورانند؛ دغدغه‌هایی که برای مادرانشان، چیزی جز رویاپردازی نبود. دخترانی که در کشور میزبان به دنیا آمده‌اند، برای ساختن آینده خود به پا خاسته‌اند. آن‌ها برای دست‌یابی به مدارج بالای تحصیلی تلاش می‌کنند اما فقر و تبعیض سد راهشان می‌شود.

* دکترای فلسفه استاد دانشگاه کابل/ نفیسه حفیظی*

خبرنگار: الهام ظریفیان

نشست تخصصی درباره حمایت از پناهندگان و مهاجرین اجباری

انجمن ایرانی مطالعات سازمان ملل متحد با همکاری خانه اندیشمندان علوم انسانی و مرکز اطلاعات سازمان ملل متحد برگزار می کند:

اعلامیه اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل متحد در حمایت از پناهندگان و مهاجرین و مسئولیت دولت ها سپتامبر ٢٠١۶

سخنران:دکتر صفی ناز جدلی ، استادیار دانشگاه آزاداسلامی واحد تهران مرکزی؛ و کارشناس مسائل مهاجرت بین المللی و پناهندگان

زمان : چهارشنبه ۲۸ مهر ۱۳۹۵  – از ساعت ۱۵:۳۰ تا ۱۷:۳۰

مکان: کریمخان – خیابان ویلا ( نجات الهی) – خانه اندیشمندان علوم انسانی – سالن حافظ

انجمن مقدم کلیه علاقه مندان را گرامی می دارد.

شرکت انجمن حامی در ششمین اجلاس منطقه ای شبکه حقوق پناهندگان آسیا و اقیانوسیه

شبکه حقوق پناهندگان آسیا و اقیانوسیه با حضور بیش از ۱۰۰ عضو دائم خود از بسیاری از کشورهای منطقه از جمله هند، پاکستان، ایران، افغانستان، اندونزی، مالزی، تایلند، بنگلادش، میانمار، کره جنوبی، ژاپن و استرالیا و همچنین نمایندگانی از سازمان های بین المللی و منطقه ای مرتبط با امور پناهندگان ششمین اجلاس دوسالانه خود را در بانکوک از تاریخ ۲۹  شهریور لغایت ۱ مهر برگزار نمود. انجمن حمایت از زنان و کودکان پناهنده (حامی) به عنوان تنها عضو ایرانی این سازمان منطقه ای در این اجلاس شرکت نمود و با بیان اقدامات تقنینی و اجرایی اخیر در جمهوری اسلامی ایران ؛ تصویری از اقدامات موثر صورت گرفته در امور پناهندگان مقیم ایران را  در این اجلاس ارائه نمود.

در ابتدای این نشست منطقه ای علاوه بر ارائه شرحی از وضعیت کنونی پناهندگان در منطقه آسیا و اقیانوسیه گزارشی از عملکرد این سازمان به نمایندگان سازمان های غیردولتی ملی و سازمان های غیردولتی بین المللی ارائه گردید.

برگزار کنندگان این اجلاس با تأکید بر ضرورت به اشتراک گذاری دستاوردهای مثبت اعضا و کشورهای منطقه در امور پناهندگان بر اهمیت در نظر داشتن موضوع «جوانان پناهنده» در سطح جهانی و منطقه ای تأکید داشتند. به همین منظور در این نشست یک پانل تخصصی با موضوع فعالیت ها و اقدامات جوانان پناهنده توسط نمایندگانی از کشورهای پاکستان، نیوزیلند، میانمار و استرالیا توسط تعدادی از جوانان پناهنده برگزار گردید. از جمله مسائل مطرح شده در این پانل تخصصی ضرورت توجه به آزادی رفت و آمد و دسترسی به آموزش و تحصیل در دانشگاه،  فراهم نمودن امکانات آموزشی در کمپ های پناهندگان در برخی کشورها بود.

شایان ذکر است یکی از مهمترین مسائل مطرح شده در این اجلاس لزوم چاره اندیشی و افزایش همکاری های منطقه ای در سطح غیردولتی و با همکاری سازمان های بین المللی درباره بحران پناهندگان و مهاجران افغانستانی توسط نمایندگان کشورهای افغانستان، ایران و پاکستان مطرح شد. گفتنی است، با توجه به تغییر سیاست های اخیر در پاکستان که منجر به بازگشت غیرداوطلبانه روزانه هزاران افغانستانی به این کشور شده است، عدم آمادگی دولت و سازمان های غیردولتی برای پذیرش و فراهم نمودن امکانات لازم برای این تعداد از بازگشت کنندگان مشکلات عدیده ای را برای کشور افغانستان و بازگشت کنندگان افغانستانی پیش آورده است.

در این اجلاس با رأی گیری از کلیه اعضا حاضر اعضای جدید کمیته راهبردی و کارگروه های تخصصی این سازمان برای مدت دو سال آینده نیز انتخاب شدند. به گزارش انجمن حامی، کارگروه جدید با عنوان جوانان و با هدف بررسی بیشتر و تخصصی تر مسائل جوانان پناهنده و مهاجر در سرتاسر منطقه تشکیل شد.

20160921_121737

از مهمترین کارگروه های فعال در این اجلاس کارگروه منطقه جنوب آسیا، کارگروه حمایت های حقوقی از پناهندگان و زنان و دختران پناهنده در معرض خطر است.

در این اجلاس همچنین بر ضرورت تغییر رویکرد نسبت به پناهندگان و استفاده از ظرفیت ها و توانایی های آنها تأکید شد. لازم به ذکر است آقای یومبی، یک پناهنده مقیم کره جنوبی به عنوان رئیس کمیته راهبردی این دوره از اجلاس شبکه حقوق پناهندگان آسیا و اقیانوسیه انتخاب گردید.