بایگانی برچسب‌ها : توانمندسازی

حامی و حمایت از محیط زیست

در راستای اجرای طرحهای توانمندسازی و مهارت آموزی انجمن حامی اقدام به راه اندازی کارگاههای معیشت و اشتغال زایی در مراکز تحت پوشش خود در قم کرده است

از فعالیتهای انجام شده در این مرکز می توان به پروژه دوخت لباس کار٬ چادر و … اشار کرد. بعلاوه این مرکز به منظور گسترش فرهنگ عدم استفاده از کیسه های پلاستیکی به عنوان یکی از اصلی ترین آلاینده های محیط زیست اقدام به تولید کیف های پارچه ای کرده است که در بخشی از این طرح کودکان و نوجوان تحت پوشش این انجمن به طراحی و دوخت تزئینات نمدی بر روی ساکهای موردنظر میپردازند و در بخش دیگر دختران و زنان جوان تحت نظر مربی مربوطه مراحل تکمیلی دوخت و آماده سازی آن هارا بر عهده داشتند

خیاطی 7

حامی بر آن است تا محصول دست زنان و دختران جوان مهاجر افغان را در نمایشگاه های مختلف و یا بازارچه هایی که به منظور حمایت از زنان سرپرست خانوار و کودکان پناهنده برگزار می شود عرضه کند تا از این طریق ضمن حمایت و تقویت توانمندیهای آنها فرصتی در اختیار این افراد قرار دهد تا بتوانند بخشی از نیازهای معیشتی خود و خانواده را تأمین نمایند. بعلاوه در راستای پایدار سازی اشتغال برای گروهای تحت پوشش این طرح مرکز قم حامی سفارش های دوخت از تولیدی و مراکز دیگر را بازاریابی میکنند

خیاطی ۵خیاطی ۶

کودکان کار از «ون» می‌ترسند

میزگرد «ایران»  با مسئولان و کارشناسان درباره اجرای بحث برانگیز  طرح «ساماندهی و جذب کودکان کار  و خیابان»

مریم جهان‌پناه

طرح «ساماندهی و جذب کودکان کار و خیابان» از اواسط شهریور آغاز شده است. مجریان این طرح استانداری، فرمانداری و شهرداری تهران هستند و بهزیستی هم به عنوان سازمان همیار و پذیرنده بچه‌های جذب شده با آنها همکاری می‌کند.نحوه  اجرای این طرح به اعتراض‌های رسانه‌ای بسیاری دامن زد. فعالان حوزه کودک گزارش دادند مأموران شهرداری با «ون»‌های مخصوص، بچه‌ها را در خیابان دنبال می‌کنند و آنها را با اجبار به مراکز اقامتی بهزیستی می‌برند. مراکزی مثل یاسر و بهاران. همین فعالان  در گفت‌وگو با رسانه‌ها اعلام کردند در بازدیدشان از این مراکز بچه‌های جمع‌آوری شده در وضعیت نامناسبی نگهداری می‌شده‌اند و با تضرع و گریه از آنها خواسته‌اند نزد خانواده‌هایشان برگردند. روزنامه ایران در میزگردی به واکاوی ابعاد مختلف طرح، دلایل اجرای ضربتی آن و ارائه راهکارهای جایگزین برای متوقف کردن چرخه بازتولید کودکان کار پرداخت اما میهمان‌های حاضر در میزگرد بیشتر از اینکه به فکر راهکارها باشند تلاش کردند نوک تیز انتقادات را متوجه دیگری کنند.«روزبه کردونی، مدیر کل دفتر امور آسیب‌های اجتماعی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی»، «احمد خاکی، معاون اجتماعی بهزیستی استان تهران»، «رضا قدیمی، مدیر عامل سازمان خدمات اجتماعی شهرداری تهران»، «فاطمه اشرفی، مدیر عامل انجمن حامی (حمایت از زنان و کودکان پناهنده)»، «طاهره پژوهش، فعال حقوق کودک» و «میترا امام، فعال حقوق کودک و عضو شورای اجرایی انجمن پرنده درخت کوچک»در این میزگرد حضور داشتند.

«ایران»: طرح جذب، ساماندهی و شناسایی کودکان خیابان سال‌هاست که در کشور اجرا می‌شود اما این بار با مخالفت‌های زیادی روبه‌رو شد. به‌نظر شما چه عاملی باعث این حجم از مخالفت‌ها شد؟
اشرفی: فکر می‌کنم قبل از اینکه وارد بحث شویم بهتر است به چند فرضیه مشترک اشاره کنم تا به یک اتفاق‌نظر مشترک برسیم. به هر حال کودکان که گروه هدف و مخاطبان اصلی ما هستند آسیب‌پذیرترین قشر اجتماع هستند که باید مورد حمایت همه‌جانبه قرار بگیرند. چراکه براساس قانون اساسی و نظام اجتماعی عمومی، ورود کودکان به عرصه کار و خیابان نشان از یک اختلال اجتماعی یا اقتصادی دارد. همچنین نشان دهنده این است که یک نوع کاستی در مسیر طبیعی رشد کودک ایجاد شده است. از طرفی آسیب‌های جدی، پایدار و مزمنی همراه با ورود کودک به خیابان ایجاد می‌شود که نه فقط این کودک بلکه جامعه پیرامون را نیز متأثر می‌کند.اما متأسفانه امروز در جامعه روز‌به‌روز شاهد بالا رفتن نرخ کودکان کار و خیابان هستیم و این قضیه نه فقط در تهران بلکه در شهرهای کوچک هم خودش را نشان می‌دهد. بخشی از این اتفاق می‌تواند ناشی از گسترش حاشیه‌نشینی باشد یا وابسته به مهاجرت‌ها و اختلالاتی که در نظام اقتصادی ایجاد شده که موجب می‌شود کودک همراه با خانواده به شهر آمده و به دلیل نا سازگاری با جامعه محلی کم‌کم به سمت بازار کار کشیده شود. وزارت کشور در هفته‌های اخیر، براساس اداره فوریت‌های خدمات اجتماعی که استناد می‌کند به «مصوبه ۸۰ نشست اجتماعی کشور سال ۹۳ با موضوع ساماندهی متکدیان و آسیب‌دیدگان اجتماعی» شروع کرده به جمع‌آوری بچه‌هایی که سر چهارراه‌ها هستند و ما به عنوان یک آسیب به آنها نگاه می‌کنیم و بودن آنها در خیابان برای ما هم نگران کننده است. در یک طرح عجولانه، غیرکارشناسی و بدون مطالعه این بچه‌ها را جمع می‌کنند. البته دوستان معتقدند جذب است نه جمع‌آوری ولی حالا اگر بخواهیم متعادل بیان کنیم و بین دستگیری و جذب انتخاب کنیم می‌گوییم جمع‌آوری. به هرحال چیزی که ما نگران آن هستیم یکی چالش‌هایی است که در این طرح وجود دارد چون به نظر می‌رسد نگاه و رویکرد این طرح یک نگاه کاملاً فیزیکی، غیرکارشناسی اجتماعی و یک نگاه سخت‌افزاری است. در واقع ما برای حل یک مسأله و پدیده اجتماعی رویکردی امنیتی اتخاذ کرده‌ایم. متأسفانه این طرح از سال ۸۴ با اشکالاتی که دارد به طور متناوب اجرا می‌شود. یعنی یک هفته بچه‌ها جمع‌آوری و بعد کودکان چند روزی در مراکز اقامتی نگهداری می‌شوند و دوباره برمی گردند به خیابان.

حتی آمار نشان می‌دهد که برخی کودکان برای بیستمین بار به مرکز آورده شده‌اند که این می‌تواند نشان‌دهنده این امر باشد که یک بخشی از کار اشکال دارد.یعنی یا مشکل خانواده استمرار پیدا کرده یا زور و اجبار باندهاست و…و در کل نشان‌دهنده این است که ما نه در شناسایی باندها که بچه‌ها قربانی آن بودند موفق بوده‌ایم، نه ساماندهی اجتماعی مناسبی از آن خانواده‌ای که کودک در آن زندگی می‌کند به عمل آورده‌ایم.مشکل این طرح این است که تنها در فاز اول که مرحله جمع‌آوری است می‌ماند و دستاوردهایی که در طول این سال‌ها انجام شده هیچ کدام مورد استفاده قرار نمی‌گیرد.ما نگران این داستان هستیم که خیلی وقت‌ها این طرح‌های پر سر و صدا شروع می‌شود ولی تاریخ مصرف‌های مقطعی دارد که به نتیجه نمی‌رسد و در واقع با این کار ما آسیب را مزمن و عمیق‌تر می‌کنیم.

«ایران»: یعنی مشکلات کودکان و آسیب‌هایی که وجود دارد با اجرای این‌گونه طرح‌ها عمیق‌تر می‌شود؟
اشرفی: بله به نظرم زیرزمینی‌تر می‌شود.

«یران»: آیا تاکنون ضعف‌ها و نقاط قوت این‌گونه طرح‌ها آسیب‌شناسی شده؟ ببینید الان ما عملاً می‌بینیم که خیلی از این کودکان کسانی هستند که خانواده نگران است که حتی این بچه‌ها را به مدرسه بفرستد چون خیلی از کسانی‌که در این طرح دستگیر شده‌اند کارت حمایت تحصیلی، پاسپورت و… دارند یعنی ما آن اعتمادی را که تلاش می‌کنیم کودکان اتباع در جامعه ایرانی پیدا کنند از آنها سلب می‌کنیم. پاک کردن اصل مطلب و صورت‌مسأله موجب می‌شود در آینده با انبوهی از نوجوانانی روبه‌رو شویم که مجموعه‌ای از عقده‌های فروخورده هستند که هیچ جا میدان بروز پیدا نکرده‌اند.

کردونی: موضوع بحث میزگرد روزنامه ایران درباره طرحی است که در تهران در حال اجرا است. لذا نمی‌خواهم در رابطه با حمایت اجتماعی از کودکان کار و خیابان و راهکارهای مواجهه با این مسأله صحبت کنم. می‌خواهم درباره طرحی که الان در حال اجراست شفاف بگویم که نظر ما چیست. براساس آنچه در مصوبه فرمانداری تهران قید شده است، این طرح ویژه متکدیان و معتادان متجاهر است پس جامعه هدف طرح، معتادان متجاهر و متکدیان است به هیچ عنوان اسمی از کودک در این مصوبه نیست ونیامده. ولی در اجرای این طرح، کودکان هم مورد شمول این طرح قرار گرفتند که اینجا محل جدی اعتراض وزارتخانه است که اعلام کردیم باید کودکان کار و خیابان از شمول این طرح جدا شوند.

«ایران»: یعنی دراین طرح سن تعریف نشده؟

کردونی: توضیح می‌دهم، ببینید ما دو آیین نامه داریم، یکی آیین نامه ساماندهی متکدیان که تعریف کرده که متکدی، ولگرد و بی‌خانمان چه کسانی هستند. این آیین‌نامه وظیفه شهرداری را سه چیز تعریف کرده. شهرداری موظف است نسبت به شناسایی و جمع‌آوری وتحویل افراد موضوع این مصوبه به مجتمع اقدام کند که در واقع مجری جمع‌آوری این افراد شهرداری بوده. اما در آیین‌نامه ساماندهی کودکان خیابانی که ما عنوان آن را به شورای حمایت اجتماعی از کودکان کار و خیابان تغییر دادیم، اصلاً جمع‌آوری کودک نداریم و قرار نیست کسی کودک را با «ون» جمع‌آوری کند. در واقع اول باید تحت عنوان فرآیند جذب، کودک خیابان توسط مددکار شناسایی و با او ارتباط ایجاد شود تا اعتمادش جلب شود و بعد به او خدماتی که قرار است ارائه شود و درنهایت وارد فرآیند توانمند‌سازی شود. سازمان بهزیستی با همکاری مؤسسات خیریه این کار را باید انجام دهد. بنابراین در این طرح فعلی نباید کودکان هم مورد شمول قرار می‌گرفتند که متأسفانه قرار گرفته‌اند. الان در مرکز یاسر از ۱۷۰ نفری که هستند تنها شاید ۱۰ نفر متکدی بودند. بنابراین اگر قرار است اجرای این طرح ادامه پیدا کند کودکان باید ازشمول آن خارج شوند. خب این نقد فنی و قانونی ما به طرح است.از طرفی، اسناد بالا دستی و تقسیم کار آسیب‌های اجتماعی می‌گوید که در بحث کودکان کار وزارت تعاون متولی است یعنی اگر در استان تهران فرمانداری می‌خواهد در حوزه کودکان وارد شود ما باید مطلع باشیم. نمی‌شود که مسئولیت را بدهید به یک وزارتخانه و ما از اجرای آن بی‌اطلاع باشیم.

«ایران»: این طرح مدت‌هاست اجرا می‌شود چرا الان معترض هستید؟

کردونی: آنچه الان در تهران اجرا شده مستند به مصوبه مرداد ماه فرمانداری تهران است.
«ایران»: یعنی معتقدید تداخلی دراجرای طرح‌ها صورت گرفته؟

کردونی: ببینید ما سه موضوع را باید جدا کنیم.آنچه وزارتخانه و بهزیستی درباره کودکان کار وخیابان انجام می‌دهد که چندین سال است دارد انجام می‌شود. ما در بحث بازماندگی از تحصیل کودکان ذیل کودکان کار در ۵ استان با بیش از ۱۲۰مؤسسه خیریه کار می‌کنیم پس آنچه درباره کودکان کار و خیابان انجام می‌شود یک مقوله است.

آنچه درباره معتادان متجاهر انجام می‌شود یک مقوله دیگراست و آنچه در تهران انجام می‌شود همان طرحی است که اشاره شد و اشکالاتی هم به آن وارد است.اول اینکه نباید کودکان را همراه با متکدیان و معتادان متجاهر جمع می‌کردند. نقدی دیگر که به آن وارد است این است که، شما که کودکان را جمع می‌کنید براساس آیین‌نامه، مراکز بهزیستی فقط ۲۱ روز می‌توانند آنها را نگهداری کنند. آنجا خدمات توانمند‌سازی باید ارائه دهند. خب اگر جمع کنید و قرار است بعد ۲۱ روز رهایش کنید پس چه اتفاقی می‌افتد؟ به نظر می‌رسد به طرح‌های این چنینی که قبلاً هم انجام شده یک نقد وارد است نه می‌گویم خوب و نه می‌گویم بد. اصلاً چند سطر به ما بدهند که این طرح ارزیابی شده و تأثیر اجتماعی آن دیده شده؟ و نقد بعدی اینکه از طرحی که با این ابعاد در شهر تهران قرار بود انجام شود ما مطلع نبودیم. از تمام «ان.جی.او»های کودک بپرسید کدام یک شریک تصمیم‌گیری بودند چه در اجرا و چه در تصمیم گیری؟ شما نمی‌توانید طرحی را در موضوع اجتماعی اجرا کنید بدون اینکه شرکای اجتماعی را در تصمیم‌گیری دخالت دهید.
پژوهش: سؤال این جاست که این فرآیند توانمند‌سازی واقعاً چطور اجرا می‌شود؟ طی این مدت که بچه‌ها به مراکز بهزیستی آمدند و رفتند ۱۶ هزار پرونده در مرکز یاسر داشتیم. آیا تا الان خود بهزیستی این طرح را مورد ارزیابی قرار داده که چند درصد بچه‌ها در واقع از چرخه کار خارج شدند؟
خاکی: بهزیستی چیزی در حدود ۷هزار و ۶۵۱ نفر کودک زیر ۱۸ سال چه دختر و چه پسر در مراکز دولتی، غیر دولتی و شبه خانواده نگهداری می‌کند که اکثر آنها بچه‌هایی هستند که با کمک شرکای اجتماعی، سازمان‌های مردم نهاد، مؤسسات و «ان.جی.او»‌ها کار می‌کنند و تمام استانداردهای لازم در آنها برای نگهداری کودک رعایت می‌شود.

شاید اصل سیاست بهزیستی در نگهداری فرزندان از ابتدا مراکز بود اما به‌دنبال شبه خانواده کردن و در واقع مرکززدایی بود. امروز هم در جهت واگذاری کودکان به خانواده تلاش می‌کند که اگر به آمار نگاه کنیم نسبت به سال قبل ۳۵ درصد افزایش فرزند خواندگی داشتیم چون معتقدیم فرزندان باید در کنار خانواده باشند یعنی در هر موضوعی به دنبال ایجاد مرکز و اینکه بچه‌ها را به مراکز ببریم نیستیم. سیاست بهزیستی مرکز زدایی است. اگر این تعداد کودک در مراکز ما نگهداری نمی‌شدند شاید حالا تهران بیش از اینها درگیر مشکلات بود. وارد جزئیات نمی‌شوم اما می‌گویم که از این ۷ هزار و ۶۵۱ نفر، هزار و ۱۰۰ نفر به خانواده واگذار شده و ۲ هزار نفر هم به‌صورت طرح امدادبگیر در اختیار دوستان و وابستگان قرار داده شده است. اما درباره کودکان کار، ببینید ما طبق آن استانداردها و بخشنامه‌هایی که به بهزیستی ابلاغ شده با کمک ۱۸ «ان.جی.او» بسته‌های خدماتی و حمایتی به کودکان ارائه می‌کنیم. آن چیزی که اشاره کردید ۱۶ هزار پرونده وجود دارد برای تک تک بچه‌ها پرونده با مشخصات آنها وجود دارد که اخیراً هم با کمک شهرداری دو سیستم اسکن قرنیه تعبیه شده. بازدید از منزل، ارزیابی روانی کودک و بررسی صلاحیت سرپرست کودک خیابان و… از دیگر کارهایی است که برای این کودکان انجام می‌شود. موضوع بسته سوم خدمتی ما مربوط به خدمات کاهش آسیب مثل راه‌های آموزش پیشگیری از ایدز و… است چون بسیاری از بچه‌ها با انواع بیماری‌ها روبه‌رو هستند. حتی «ان.‌جی‌او.‌ها» اعلام می‌کنند که ۸۰ درصد بچه‌ها به نوعی با یک بیماری روبه‌رو هستند آن هم به‌دلیل شرایط نامناسبی که قبلاً با آن روبه‌رو بودند. یعنی می‌خواهم بگوییم آنچه باید در قالب بسته‌های خدماتی و حمایتی انجام شود الان صورت می‌گیرد. در واقع می‌خواهم بگویم که ما برای اجرای این طرح با «ان.جی.او»‌ها جلسات مختلف تدوین آیین‌نامه داشتیم، علاوه براینکه «ان.جی.‌او»ها، مجری خیلی از برنامه‌ها هم در سیاستگذاری وهم در اجرا هستند آنگونه که می‌گویید نقش ندارند نیست. اتفاقاً «ان.جی. او»ها، سیاستگذار برنامه‌های ما هستند. این‌ها برای کودکان خیابانی است که ما برای شناسایی و جذب تخصصی برای آنها برنامه داریم و بگیر و ببند و دستگیری و… اصلاً وجود ندارد. اما درباره طرحی که الان مدتی است در حال انجام است، ببینید جلساتی در فرمانداری انجام شد تا به یک زبان مشترک برسیم. این برنامه تحت عنوان دستورالعمل وزیر کشور با موضوع راه‌اندازی «مجتمع فوریت‌های خدمات اجتماعی» شهر تهران در هفتادمین نشست شورای اجتماعی کشور مصوب شده و به استانداری و بعد به فرمانداری اعلام شده است. شما برگردید به یک ماه قبل که همه معترض بودند چرا بچه‌ها در خیابان هستند و حتی گزارش هایی شکل گرفت که علت این امر کم کاری دستگاه‌هاست و اجرا نکردن این بخشنامه باعث شده بچه در خیابان باشد و جالب اینکه خیلی از «ان.جی.او»‌ها هم معترض بودند که چرا کودکان در خیابان هستند.
«ایران»: نقدی که به طرح وارد است اینکه چرا در طرحی که برای متکدیان و معتادان متجاهر تدوین شده کودکان هم مورد شمول قرار گرفته‌اند؟

خاکی: توضیح خواهم داد. اتفاقاً در جلساتی که برگزار شد، جلسه معتادان متجاهر جدا بود، دررابطه با متکدیان هم جلسه برگزار شد یعنی برای کودکان متکدی که قدشان به ماشین هم نمی‌رسد و روز به روز قد آنها کوچک‌تر می‌شود و به نوعی ابزار هستند و مورد سوء استفاده قرار می‌گیرند. البته باندهایی هستند که در کنار اینها هستند و هیچ امکاناتی به بچه‌ها نمی‌دهند. این مباحثی بود که طرح براین اساس در فرمانداری شکل گرفت و چند جلسه اضطراری هم برای آن برگزار شد.

کردونی: هم موضع وزارتخانه را می‌گویم و هم موضع بهزیستی را، نباید کودکان خیابان مشمول این طرح می‌شدند.

خاکی: نه کودکان خیابان نبود.

کردونی: پس چرا شامل شدند؟

خاکی: توضیح می دهم.

کردونی: حرف ما این است اگر شده اشتباه بوده باید اصلاح شود تعارفی وجود ندارد. براساس بند یک مصوبه فرمانداری، می‌بایست جمع‌آوری معتادان و متکدیان آغاز می‌شد. آیین نامه ساماندهی متکدیان خیلی روشن تعریف کرده ولی در اجرا این انحراف صورت گرفته و از نظر من باید اصلاح شود.برای تداوم طرح نیز به فرمانداری ابلاغ شده کودکان کار از شمول طرح خارج هستند. به هر حال هر گونه طرح در مورد کودکان باید متکی بر سیستم جذب و توانمند‌سازی باشد.

«ایران»: پس شما معتقدید که نباید کودکان در طرحی که مربوط به جمع‌آوری معتادان متجاهر و متکدیان بود ورود پیدا می‌کردند ولی با جذب و شناسایی کودکان خیابان که طرح دیگری است مشکلی ندارید؟
کردونی: بله موضع ما درباره این طرح که اجرا شده مشخص شد. اما درباره کودکان کار وخیابان، ببینید در بحث کودکان کار وخیابان ما باید برنامه‌های حمایتی اجتماعی داشته باشیم. ما باید بپذیریم که پدیده کودک کار و خیابان پدیده‌ای نیست که تنها در ایران وجود داشته باشد بلکه در دنیا هم نمونه‌هایی دارد. من معتقدم سه رویکرد لازم است که هر کدام از این رویکردها یک سیستم سیاستی می‌خواهد اگر می‌گویید کودک تهدید محور است باید جمع کنید، اگر قربانی است باید به او حق مسکن و تغذیه دهید ولی اگر پذیرفتید کودکان کار و خیابان شهروندانی هستند که حق شهروندی آنها مورد تجاوز قرار گرفته است آن وقت ما نمی‌توانیم درمواجهه با یک پدیده پیچیده اجتماعی، اقتصادی و گاهی هم امنیتی موضوع را تقلیل دهیم به جذب یا جمع آنها از کف خیابان. اولاً باید فکر کنیم که علت‌های بروز کودک خیابان چیست و برای آن سیاست واحد داشته باشیم.یکی از سیاست‌هایی که ما اجرا کردیم باز گرداندن کودکان به تحصیل بود چون باورمان بر این است که یکی از علت‌های بازماندن از تحصیل بروز کودک کار و خیابان است. از طرفی یک واقعیت اجتماعی است و باید پذیرفت مگر دنیا توانسته آن را حل کند. سیستم حمایتی می‌خواهد یعنی این بچه‌ها باید از لحاظ بهداشتی، غذایی، آموزش وحقوقی مورد حمایت قرار گیرند.

قدیمی: ببینید اینها همه سخنرانی است. هر چه می‌خواهم چیزی نگویم نمی‌شود. این طرح‌ها همه کاغذپاره است. آقای کردونی شما فقط شعار می‌دهید. آیین‌نامه را دو سال در کشو گذاشتید و کاری نکردید، اگر من بودم و این وضعیت کودکان کار را می‌دیدم هوار می‌کشیدم.

کردونی: شما می‌گویید که قانون کاغذ پاره است؟

قدیمی: اگر نبود که در این دو سال اقدام می‌کردید، اگر اجرایی بود که این همه سال نمی‌ماند.
کردونی: ببینید تفکری که می‌گوید من آیین نامه را قبول ندارم و تقسیم کار را قبول ندارم و قانون کاغذ پاره است حتماً در اجرای طرح‌های اجتماعی موفقیتی کسب نمی‌کند. نمی‌توان قوانین کشور را کاغذ پاره خواند و بنا بر تصمیم شخصی اقدام اجتماعی کرد. نتیجه این اقدامات از پیش معلوم است که شکست خورده است.
قدیمی: ببینید در عمل این اتفاق افتاد که سر چهارراه‌ها دیگر متکدیان مرد و زن نمی‌آمدند کار کنند چون می‌دانستند گشت فوریت‌های اجتماعی می‌آید و اینها را جذب و در مراکز نگهداری می‌کند. کسی که درآمدش بین ۴۰۰ هزار تومان تا ۴ میلیون تومان است آن توانمند‌سازی هم برایش کاغذ پاره است. در کشوری که شغل نداریم به فرد سالم بدهیم، آیا کسی که ۴ میلیون درآمد دارد را می‌توانید توانمند کنید؟ اصلاً این شدنی است؟
پژوهش: یعنی متکدی ۴ میلیون تومان درآمد دارد؟

قدیمی: بله عکسش را هم دارم.می خواهم این را به مردم بگویید، ببینید آیین نامه‌ها ۳۰ سال بوده اجرا نشده، اگرنه وضع کودکان اینگونه نبود. مدد جو می‌آید بیمه نیست ما باید برویم بیمارستان و برایش میلیارد‌ها تومان پول خرج کنیم. سال گذشته دو و نیم میلیارد تومان سازمان ما به بیمارستان امام حسین تهران پرداخت کرد تا مددجویان را درمان کنیم.

کردونی: حرف‌هایتان را مستند کنید.

قدیمی: مستند می‌کنم. شما طبق قانون مددجویان را بیمه نکردید.

کردونی: مگر نگفتید قانون کاغذ پاره است؟

قدیمی: مغلطه می‌کنید.

کردونی: ببینید باید مبنای گفت‌و‌گو داشته باشیم، مبنای گفت‌و‌گو نظرات شخصی من و شما نیست.قانون و آیین نامه است که هیأت دولت آن را تصویب کرده نظرات شخصی من وشما نیست
قدیمی: ولی همان را هم اجرا نکردید.

کردونی: اتفاقاً این آیین نامه در دولت های نهم و دهم اجرانشد. در این دولت این شورا فعال شد نه تنها در سطح ملی بلکه در سطوح استان‌ها و شهرستان‌ها نیز فعال شد. در بیش از ۲۱ استان این شورا به‌عنوان عالی‌ترین شورای سیاستگذاری کودکان فعال شده است. البته خب شهرداری در جلسه شورای حمایت کودکان، شرکت نکرده است و لذا اطلاعی از روند امور ندارد. دوستان شهرداری پاسخ دهند چرا در جلسات شورای حمایت اجتماعی از کودکان شرکت نکرده‌اند؟

قدیمی: مگر می‌شود؟

کردونی: بله مستندات را ما اعلام خواهیم کرد.به مردم گزارش می‌دهیم.

پژوهش: بگویید چه کار کردید آقای قدیمی؟

کردونی: اگر کار شهرداری خوب بود چرا اعضای شورای شهر به شما تذکر دادند؟

قدیمی: خب تذکر در شورای شهر چیز طبیعی است.تذکر می‌دهند ما هم پاسخ می‌دهیم.

کردونی: کار شهرداری مورد نقد قرار گرفته، کارتان اشتباه بود این را بپذیرید.

قدیمی: ببینید ما مواجه شدیم با کودکان سر چهارراه که هیچ متولی‌ای ندارند، سنشان هم که روز به روز کمتر و قدشان هم کوتاهتر می‌شود. به مراجع قانونی اعلام کردیم که چه کنیم؟ چون ما وظیفه‌ای نداشتیم. رفتیم به استاندار گفتیم و ایشان گفتند آقای فرماندار وظیفه توست. گفتند چرا مصوبه مجتمع خدمات و فوریت‌های اجتماعی را اجرا نمی‌کنید آن را اجرا کنید.خب این دستورالعمل چه می‌گوید؟ می‌گوید هر مددجویی را دیدید باید غربالگری شود و هر سازمانی سهم خود را بردارد. مثلاً اگر اتباع است باید اداره اتباع تعیین تکلیف کند اگر بالای ۱۸ سال است شهرداری و اگر زیر ۱۸ سال است بهزیستی باید ساماندهی کند. ما به این کار اعتقاد داریم که کار درستی است قطعاً اشکالاتی هم دارد. در مداخلات اجتماعی در هر جای دنیا اشکالاتی هست. این آیین نامه‌ها کلیات را نوشته جزئیات را که ننوشته است.آیا جایی نوشته که کودک متکدی را چه کار کنید؟ درباره این خلأها باید تصمیم گرفت. خب با معتاد متجاهر بالای ۶۵ سال چه کنیم؟ چون بهزیستی تنها زیر ۶۵ سال را نگهداری می‌کند. برای وزارت بهداشت تکلیف شد که مرکزی برای آنها ایجاد کند. خب اگر مادر وکودک با هم بودند چه کار باید کرد؟ در آیین نامه‌ها اینها نوشته نشده است.
پژوهش: خب تقاضای قانون کنید.

قدیمی: آفرین، آمدند و در مجتمع خدمات و فوریت‌های اجتماعی تصمیم گرفتند که شهرداری مکانی مخصوص مادر و کودک ایجاد کند که ما چند مرکز مجهز کردیم و در اختیار گذاشتیم. ببینید دستور‌العمل تاج سر است ولی ذیل آن مواردی در جامعه هست که هیچ جا دیده نشده است.خب باید بین بد و بدتر یکی را انتخاب کنیم. من معتقدم که کثیف‌ترین کار این است که کار اجتماعی را سیاسی کنیم.
کردونی: یعنی بچه را باید با «ون» آورد؟

قدیمی: خب چه کار کنم پیاده بیاورم. «ون» صفر کیلومتر است.

«ایران»: چند درصد از این بچه‌ها با میل خودشان سوار «ون‌های شهرداری» می‌شوند؟
قدیمی: اینها اکثراً باندی کار می‌کنند ما چند نقطه در تهران داریم که بچه‌ها به‌صورت باندی کار می‌کنند.
پژوهش: چرا رئیس باندها را نمی‌گیرید؟چند نفر را دستگیر کردید؟
قدیمی: شما نگذاشتید کار به آنجا بکشد. تازه دو هفته است طرح شروع شده البته من هیچ کاره این بحث هستم.
کردونی: شما چرا فکر می‌کنید هیچ کاره اید؟

قدیمی: شما متأسفانه فقط شعار می‌دهید و سخنرانی می‌کنید. ما گوشمان از این حرفها پر است. ۳۰ سال است مدیر جمهوری اسلامی هستیم و از این صحبت‌ها زیاد شنیده‌ایم.الان نشسته‌اند می‌گویند این کار ایراد دارد، خب حرفتان درست از این به بعد چه کار کنیم؟

کردونی: اول اینکه کار غلطتان را اصلاح کنید و ادامه ندهید. بهتر است کاری انجام ندهیم تا یک کار غلط انجام دهیم.

قدیمی: کدام کار غلط؟

کردونی: چرا کودکان کار و خیابان را وارد موضوع متکدیان و معتادان متجاهر کردید؟
«ایران»: آیا بهزیستی قبول دارد این تداخل نباید صورت می‌گرفت؟

خاکی: بله.

قدیمی: این یک موضوع اجتناب‌ناپذیر است، خب یک فرد را می‌گیری هم معتاد است هم متکدی.
خاکی: آقای کردونی آن کودکی را که در خیابان هست شما به‌عنوان کودک خیابان می‌شناسید یا به‌عنوان کودک متکدی؟

کردونی: تا ما رویکردمان در مواجهه با آسیب‌های اجتماعی مشخص نشود حوزه مداخلاتمان هم روشن نمی‌شود، ما در حوزه کودکان کار و خیابان اول به یک اتفاق نظری نیاز داریم. اگر دوستان در شهرداری کودک خیابان را تهدید می‌دانند من تهدید نمی‌دانم، باید با هم صحبت کنیم اتفاقاً باید شعار دهیم که کودک تهدید نیست.وقتی رویکرد مشخص شد سیاست‌های ما روشن می‌شود.۱۱ دستگاه باید بیایند در حوزه کودکان برنامه داشته باشند.در این حوزه ما دو اقدام مهم انجام دادیم که یکی بحث بازماندگی از تحصیل آنها بود.
قدیمی: واقعاً چه کار کردید؟

کردونی: ما می‌دانیم چه کار کردیم. شهرداری چه کار کرده؟

قدیمی: ما ۴ مرکز داریم که ۸۰۰دانش آموز با هزینه رایگان دارند در آنجا تحصیل می‌کنند و درمان می‌شوند.شما چه کردید؟

کردونی: این میزگرد برای ارائه گزارش کار نیست. من تقاضا دارم در دو، سه محور سیاستگذاری شود.قدیمی: شما که سیاستگذار نیستید.

کردونی: اتفاقاً قوانین و دستورالعمل‌هایی که البته شما آنها را کاغذ پاره می‌دانید وزارت رفاه را سیاستگذار می‌دانند. شما آنقدر شجاعت نداشتید که مصاحبه کردید و گفتید شهرداری هیچ کاره است.
قدیمی: نه من مصاحبه نکردم، من هیچ حرفی نزدم.

کردونی: مصاحبه شما در شبکه‌های اجتماعی هست.

قدیمی: من می‌گویم شعار ندهید مدتی است فقط حرف‌های خوبی می‌زنید.

امام: ببینید تقریباً دو سال ما در خدمت وزارت رفاه بودیم و با جلساتی مداوم آیین‌نامه‌ای را تدوین کردیم برای حمایت‌های اجتماعی از کودک کار و در آن در نظر گرفته شد که وظیفه هر ارگانی در مقابل کودک کار چیست و چه کاری باید انجام شود. ما حتی آنقدر پیگیر این کار بودیم که شاید جلسات ما به ۸ ساعت در روز می‌کشید که این آیین‌نامه نوشته شود، بعد این آیین‌نامه در اختیار آقای کردونی قرار گرفت تا با ارگان‌های مختلف در تماس باشند که برخی این آیین‌نامه را امضا کردند و برخی امضا نکردند و متأسفانه این آیین‌نامه رها شد، بعد از چند سال تازه ما صحبت کردیم که چرا کلمه ساماندهی را به‌کار می‌برید مگر یک کودک مبلمان شهری است.خب حمایت از هر کودک، طبق پیمان‌نامه حقوق کودک که جمهوری اسلامی سال ۷۳ آن را امضا کرده وظیفه هر دولتی است البته فارغ از هر ملیت و قومیتی.سؤال من ازشما آقای کردونی این است که این حمایت اجتماعی و این آیین‌نامه الان کجاست و به چه مرحله اجرایی رسیده؟ ببینید شما دولت هستید و می‌توانید کار انجام دهید ولی من یک «ان. جی. او» هستم و در حد خودم می‌توانم کار انجام دهم بیشتر از آن نمی‌توانم. دلم می‌خواهد الان به‌طور شفاف بگویید که الان این آیین‌نامه به کجا رسیده است؟
کردونی: براساس آیین‌نامه همان طور که گفتید، متأسفانه ۴ دستگاه وظایف خود را تا الان نفرستاده‌اند.
«ایران»: کدام دستگاه‌ها؟

کردونی: وزارت بهداشت، صدا وسیما و وزارت کشور وظایف خود را نفرستادند، البته آموزش و پرورش هم آن چیزهایی که دوستان با زحمت فراوان تدوین کردند را تأیید نکرد که تأیید نکردن از لحاظ من این بود که به ما بگویند ما موافقیم و برود برای تصویب. مقرر شد ما در مرجع ملی، کمیته‌ای را تشکیل دهیم و قرار است حداکثر تا یک ماه آینده آیین‌نامه تهیه شود و با تأیید کمیته برود برای تصویب به شورای حمایت اجتماعی.البته ما فرآیند اقدامات خودمان را در حوزه کودکان منوط به تأیید آن نکردیم.

پژوهش: چرا زمانی‌که آن ۴وزارتخانه تعلل کردند اعلام نشد؟

کردونی: بارها اعلام شد علنی هم اعلام شد.

امام: اما چیزی که قرار ما بود این بود که با هر کدام از ارگان‌ها که این آیین‌نامه را امضا نکردند جلسه‌ای داشته باشیم که چرا قبول نمی‌کنند.

کردونی: انجام شد.

امام: من که خبر ندارم.

کردونی: برای اینکه شما دیگر نماینده شبکه یاری نبودید.

امام: ببینید اجازه دهید، اولاً که قرار بود شبکه یاری این پیگیری‌ها را انجام دهد.

کردونی: چرا عضو آن کمیته بودید؟

امام: اینکه ما بیاییم و یک کمیته دیگر تشکیل دهیم و کمیته‌های مختلف تشکیل دهیم واقعاً دردی را دوا نمی‌کند.
کردونی: من این نقد را درست و بجا می‌دانم.این آیین‌نامه که با زحمت فراوان تهیه شد باید به نقطه مطلوب می‌رسید.اصل نقد کاملاً درست است. دراین مورد شاید ما هم کم کاری کردیم و پیگیری نکردیم. نقدی است که من می‌پذیرم اما ۴ دستگاه این را به ما ندادند بعد هم پیگیری نشد.البته مکاتبات با دستگاه‌ها مشهود است ولی خب نتیجه نگرفتیم.اما ما همین آیین‌نامه فعلی را با جدیت پیش بردیم. اجازه ندادیم طولانی شدن روند اصلاح آیین‌نامه باعث شود همین آیین‌نامه مثل ۸ سال دولت قبل خاک بخورد.

اشرفی: ببینید دستگاه‌های بالادستی وجود دارند که اگر در راستای اجرای قانون و قوانین تخطی صورت گرفت اقدام کنند ضمن اینکه مجموعه قانون ساختار نظام جامع رفاه و تأمین اجتماعی متولی آن وزارت رفاه است همینطور شورای عالی رفاه متولی آن وزارت رفاه است.به هر حال بحث نظام جامع سه حوزه دارد، حوزه بیمه که اتفاقاً این قانون هم در راستای پر کردن آن شکاف اجتماعی و حمایت گروه‌هایی هستند که به نوعی بیکارند و معلولند، مسن هستند و… خب حوزه بیمه مال کجاست؟ مال وزارت رفاه است.حوزه توانبخشی مال کیست؟ مال وزارت رفاه و…ولی واقعاً بسیاری از این بچه‌های کار و خیابان ما که برخاسته از خانواده‌های بسیار اسفناک هستند به طور قطع اگر اینها در حوزه بیمه‌ای ودر حوزه حمایت تکلیف شان مشخص می‌شد شاید این مشکلات برایشان پیش نمی‌آمد. پس یکی از دلایل این است که دستگاه‌های متولی وظایف خود را بخوبی انجام ندادند.
خاکی: در نشست‌هایی که داشتیم صحبت ما درباره کودکانی بود که مورد آسیب قرار می‌گیرند و همینطورمعتادان متجاهر و متکدیان.ماده ۱۶ هم که به بهزیستی واگذار شده که انجام می‌شود. اما کسانی‌ که آمده‌اند، اکثر اینها به نوعی آسیب دیده‌اند. ببینید الان در مراکز ما نزدیک به ۳۵۲ کودک است که ۶۰ درصد آنها اتباع هستند و مابقی ایرانی ولی این نکته برای من مهم است که با تک تک بچه‌ها که صحبت می‌کردیم ۹۰ درصد مال تهران نبودند یعنی بقیه از جاهای دیگری آمده بودند که تکدی‌گری می‌کردند پس کسی که تکدی‌گری می‌کرد باید در این طرح می‌آمد یانه؟ اصلاً صحبت کار نبود و قرار براین شد که ما تشکیل پرونده دهیم و مددکاری انجام شود و به خانواده تحویل داده شود.موضوعی که اتفاق افتاد این بود که روز اول همه اتباع گفتند که پدر و مادر ما ایران نیستند و ما غیر قانونی آمده‌ایم ولی خیلی جالب است بدانید که غیر از ۸ نفر همه خانواده‌هایشان پیدا شدند.

کردونی: خانم اشرفی حضور داشتند در جلسه مرجع ملی کودک مطرح شد که همه این کودکان را با سلام و صلوات تحویل خانواده‌هایشان دادیم؟

پژوهش: خب این جمع‌آوری شما چه فایده‌ای داشته؟

خاکی: در این طرح بچه‌ها و خانواده‌ها شناسایی شدند. مزیت این طرح این بود که خانواده اکثر آنها برای نخستین بار شناسایی شدند.

اشرفی: بهزیستی براساس چه مجوزی بچه‌ها را گرفت؟ به هر حال باید مجوزی باشد؟
خاکی: ما نرفتیم که بچه را بگیریم.ما سه مرکز داریم و براساس حکم دادستانی و دستورالعملی که دادند آوردند و به ما تحویل دادند آیا می‌بایست ما این بچه‌ها را نمی‌پذیرفتیم و رها می‌کردیم.
اشرفی: چرا بچه‌های افغان را از بچه‌های ایرانی جدا کردید؟

خاکی: مگر ما جدا کردیم؟

اشتباه نکنید ما نگهدارنده هستیم، وقتی بچه را آوردند و گفتند دو شب نگه دارید ما نپذیریم؟؟
پژوهش: همه در مرکز یاسر جدا شدند، چه کسی جدا کرده؟

اشرفی: ببینید براساس پیمان‌نامه حقوق کودک بچه، بچه است.

خاکی: ما الان بیست روز است اینها را می‌شنویم.

اشرفی: کل مطلب از ابتدا اشتباه بوده، در محدوده سرزمین جمهوری اسلامی براساس کنوانسیون حقوق پناهندگان و…یا نه، براساس مسلمان بودنمان نباید بچه ایرانی از افغانی جدا شود؟چرا آنها را با «ون» نیروی انتظامی فرستادید به مراکز؟

خاکی: شما طوری صحبت می‌کنید که مثل اتهام است. این ۲۰۰ نفری را که آوردند به مرکز دو روز بعد جلسه گذاشتند که همه حضور داشتند وگفتند تعیین تکلیف کنید.ما فقط نگهدارنده هستیم، نه تقسیم کننده‌ایم نه جدا کننده. آمدند و گفتند چون اینجا جا مناسب نیست و وظیفه ما چه ازنظر نیرو، امکانات و بودجه نیست پس دادستانی وفرمانداری تصمیم گرفتند که بچه‌ها بروند.

اشرفی: یعنی تصمیم اداره اتباع بوده؟

خاکی: بله.

اشرفی: پس چرا معاون اداره اتباع با جدا‌سازی بچه‌ها مخالفت کرد؟

خاکی: خب هر جلسه یکی می‌آید، حتی اداره اتباع صحبت از رد مرز کردن بچه‌ها می‌کردند و می‌گفتند که اگر حکم به ما بدهند ما رد مرز می‌کنیم.

پژوهش: ما گزارشی که داشتیم این بود که هیچکدام از مراکز نمی‌تواند این بچه‌ها را نگهداری کنند. در اردوگاه‌هایی که بچه‌ها را فرستادید خبر داریم که بچه‌ها روی زمین کفش‌هایشان را زیر سرشان گذاشتند و موکت کشیدند روی سرشان و خوابیدند.

خاکی: خب پس چرا از بهزیستی سؤال می‌شود؟ چه کسی گفته ما فرستادیم؟ اطلاع ندارید اتهام نزنید.
پژوهش: در مراکز می‌گویند هر کدام فقط ظرفیت نگهداری ۲۵ بچه دارند.
خاکی: خب ظرفیت ما بیشتر از این نیست.

پژوهش: چطور می‌شود که ما طرحی را اجرا کنیم که ظرفیت نگهداری آن را نداشته باشیم؟
خاکی: نقش بهزیستی فقط پذیرش این بچه‌هاست.یعنی ما نمی‌پذیرفتیم؟

پژوهش: سؤال من این است که حالا که این اشتباه صورت گرفته از چه کسی باید شکایت کنیم؟ به نظرم زمان آن رسیده که نهادهای مدنی به‌عنوان شهروند و متولیان و ما و سایر کسانی‌که از پیمان‌نامه حقوق کودک حمایت می‌کنیم از حق و حقوق آدم‌هایی که توان این را ندارند که از حقوق خود دفاع کنند، حمایت و شکایت کنیم.
خاکی: ولی چرا وظیفه شما پیشگیری نیست؟

پژوهش: هست.

خاکی: نیست، اگر بود بچه الان در خیابان نبود.

پژوهش: اگر پیشگیری نمی‌کردیم که الان جامعه منفجر شده بود از کودک خیابان.

در همه جای قانون هم نوشته شده که دولت موظف است که بالا‌ترین استانداردها را برای رشد همه جانبه کودک فراهم کند.واقعاً وضعیت بچه‌ها اسفناک است. تمام خواسته بچه‌ها این بود که ما را آزاد کنید اگر جذب است پس چرا بچه احساس می‌کند باید آزاد شود؟

امام: ما توقع داشتیم وقتی طرحی را که نمی‌توانید انجام دهید متوقف کنید.
خاکی: ما مجری نیستیم، چرا با کلمات بازی می‌کنید، ما تنها از میهمان نگهداری کردیم. آیا این جرم است؟به ما زنگ زدند و گفتند ۱۰ بچه آوردیم نگهداری کنید ما می‌گفتیم نه؟

کردونی: ما یاد گرفتیم که کار انجام دهیم ولی مسئولیت نپذیریم.من در مرجع ملی پیشنهاد دادم تا یک مجموعه مستقل این طرح را ارزیابی کند که چرا اجرا شد؟ آیا تأثیرپذیر بود یا خیر؟ آیا به مصوبات وفادار بودند یا خیر؟ بعد پاسخ دهند تا مردم مطلع شوند.بند ۴ مصوبه می‌گوید سازمان خدمات اجتماعی شهرداری، اقدام به جمع‌آوری متکدیان و معتادان متجاهر خواهد کرد ولی شاهد بودیم که یکی از اعضای شورای شهر تهران به شهردار در خصوص عملکرد خدمات اجتماعی تذکر داد.

قدیمی: من در حوزه آسیب شاگرد همه هستم و تقریباً با ۶۰۰ «ان.جی.او» همکاری داریم.خوب می‌دانیم که آسیب را نمی‌شود خط‌کشی کرد؛نمی‌شود گفت که در حوزه آسیب، فقط من متکدی مرد می‌گیرم بالای ۱۸ سال، پس زن را چه کار کنیم؟ حوزه ما متکدیان است.موضوع کودکان خیابان حوزه دیگری است، کاری که ما انجام می‌دهیم و از آن دفاع می‌کنیم حوزه متکدیان است.قانون شهرداری را برای ساماندهی متکدیان موظف کرده است.گشت فوریت اجتماعی که مددکار دارد و حداقل مدرک تحصیلات آنها کارشناسی ارشد آنهم مرتبط، این کار را انجام می‌دهد اینکه می‌گوییم دستگیری نیست با قاطعیت می‌گوییم ما حتی بالای ۱۸ سال را هم دستگیر نمی‌کنیم، صرفاً جذب توسط مددکار انجام می‌شود، کلمه دستگیری یعنی مأمور انتظامی با حکم قضایی برود و فرد را دستگیر کند ولی وقتی مددکار می‌رود کارش تنها جذب است.
کردونی: با اختیار کودک یا بی‌اختیار کودک؟

قدیمی: ببینید باعث شرمساری است که بگوییم مرکز لواسان ما پر است از ۳۰۰زنی که متکدی حرفه‌ای هستند.هیچ جا اینها را قبول نمی‌کند چون هم متکدی هستند هم کهولت سن دارند و هم معلولند و…در مرکز اسلامشهر هم ۳۰۰ مردی که وجود دارد جز خدا کسی را ندارند فقط ۲۰۰ نفر از اینها پوشکی هستند که اگر امروز در آنجا را ببندیم همه به رحمت خدا می‌روند.من نیامدم اینجا بخشنامه و دستورالعمل بخوانم.کاری هم به تقسیم کار ملی ندارم. آسیب اجتماعی یک مسئولیت انسانی است که روی زمین مانده است. من اگر آیین‌نامه دو سال خاک می‌خورد هوار می‌کشیدم.

کردونی: مدیر خدمات اجتماعی شهرداری که باید مجری قانون باشد می‌گوید نه به آیین‌نامه کار دارم نه به بخشنامه.
قدیمی: نگفتم کاری ندارم، گفتم اینجا نیامدم که آیین‌نامه بخوانم، با کلمات بازی نکنید این کاغذ پاره است دو ریال نمی‌ارزد.

کردونی: براساس بررسی‌هایی که انجام دادیم، از ۱۷۰ بچه مرکز یاسر ۴۹ نفر ایرانی بودند که ۷ نفر از این تعداد متکدی بودند. ۲۰ نفر دستفروش و ۱۲ نفر شیشه پاک کن و…بودند.یعنی فقط شهرداری ۷ متکدی را جمع کرده است.آقای خاکی از من پرسیدند تعریف شما از کودک کار چیست؟ در ادبیات بین‌الملل، کودک کار و خیابان تعریف شده است.

اشرفی: من خودم شاهد بودم که سر چهارراه مددکار شما دنبال بچه‌های کوچک می‌دویدند. این مددکاری نیست.
«ایران»: چرا بچه‌ها نمی‌خواهند به مرکز یاسر بروند؟

خاکی: وقتی در مراکز شبه خانواده که امکانات خوبی دارد از بچه‌ها می‌پرسید می‌گویند کاش خانه خودمان باشیم پس این یک امر رایج است.در مرکز یاسر هم حداقل امکانات هست و ما یک ریال بابت این کار پول نگرفتیم.
پژوهش: پس آن ۲۰ میلیارد تومان بودجه کجا رفت؟

خاکی: شما این جمله را صد بار تکرار کردید ولی کاملاً و به طور شفاف توضیح دادیم که ۲۰ میلیارد برای چه کارهایی بوده.ما برای این کار یک ریال هم پول نگرفتیم.

امام: شهرداری الان بچه‌ها را دستگیر کرده.

قدیمی: دستگیر نکردیم جذب کردیم.

کردونی: در مرکز یاسر که فقط بچه ۲۱ روز می‌ماند بعدش چه؟

قدیمی: ببینید مرحله اول شناسایی است. خانواده‌ها شناسایی می‌شوند و فرم پر می‌کنند و… که اگر دوباره تکرار شد طبق قانون والدینی که بچه را وادار به تکدی‌گری می‌کنند یک سال زندان می‌روند،نمی‌شود در روز اول طرح گفت چرا اینها ساماندهی نشدند؟

امام: ولی رئیس مرکز می‌گوید ۷۰ درصد پرونده‌ها تکراری است.

کردونی: پرونده‌ای را دیدم که برای بیستمین بار بچه پذیرش می‌شد.

قدیمی: پس چشم شما روشن، چرا به وظیفه‌تان عمل نکردید؟ مگر توانمند‌سازی جزو وظیفه شما نیست پس چرا روز به روز به تعداد آنها اضافه می‌شود؟

کردونی: توانمند‌سازی مقوله‌ای جداست. سؤال این است که شهرداری که از این طرح دفاع می‌کند توضیح دهد از جمع کردن یک بچه برای بار بیستم چه نتیجه‌ای بدست می‌آورد؟ حرف من این است که از اجرای طرح‌های ارزیابی نشده خودداری کنیم. البته ما هم بی‌اشکال نبوده و نیستیم.ولی تلاش می‌کنیم به اجرای کار نادرست اصرار نکنیم. نکته آخر اینکه همه باید بدانیم این درد مشترک هرگز جدا جدا درمان نمی‌شود. باید همه همدل و همراه و باتدبیر به سمت کاهش آلام کودکان برویم.

خاکی: بارها اعلام کردیم که ما به دنبال مرکززدایی هستیم ما به‌دنبال کاهش آسیب‌ها با کمک «ان.جی.او»ها به‌صورت تخصصی هستیم هر چیزی غیر از این باشد محکوم به شکست خواهد بود.ما هیچ اجباری به این کار نداریم ولی خب یک طرح چه غلط و چه درست اجرا شد مزیت‌های زیادی هم داشت ولی انتظار ما از ان جی او‌ها و انجمن حمایت از کودکان این بود که به‌جای اینکه مقابل ما باشند همراه ما باشند و به ما نقشه راه می‌دادند.
اشرفی: مگر از ما خواستید؟

خاکی: ما برنامه‌ریز نبودیم ولی متأسفانه شما از ابتدا برای ما شمشیر کشیدید.ببینید به هر حال این موضوع ملی است.اگر دوستدار بچه بودید به کمک ما می‌آمدید. خیلی از نیروهای ما به وسیله باندها مورد ضرب و شتم قرار گرفتند.

قدیمی: معمولاً اجازه می‌دهند طرح آرام اجرا شود بعد ارزیابی کنند ولی «ان. جی. او»ها نگذاشتند طرح اجرا شود.
پژوهش: باید یک کمیته تخصصی برای سیاستگذاری طرح برگزار می‌شد.

«ایران» :الان با توجه به اینکه به این طرح نقد وارد شده بهزیستی چه خواهد کرد؟

خاکی: ما نقدها را می‌پذیریم ما چالش‌ها را می‌شناسیم.باید سیاست‌ها یکی شود.آیین‌نامه ساماندهی کودکان در حال تدوین است.ما در این طرح سیاستگذار نیستیم هر چه قدر بچه بدهند پذیرش می‌کنیم.باید فکری به حال بچه‌ها کرد.

اشرفی: اینها پناهنده هستند.

خاکی: اینها غیرقانونی هستند شما بچه‌های افغان را بیشتر از ایرانی دوست دارید ولی اگر حامی کودک هستید حامی کودک در خانواده باشید.

پژوهش: هر کسی که اشتباه کرده باید بپذیرد.ما می‌گوییم اگر آیین‌نامه نوشته می‌شودباید همه سازمان‌ها درگیر تدوین آن باشند.هیچ کدام از مسئولین مراکز بهزیستی از این طرح راضی نبودند.بهزیستی موظف هست از کسانی که با بچه‌ها سروکار دارند نظرخواهی کند.

خاکی: حتماً این کار را انجام می‌دهیم.

نیم نگاه

روزبه کردونی: آیین نامه ساماندهی متکدیان خیلی روشن تعریف کرده ولی در اجرا این انحراف صورت گرفته و از نظر من باید اصلاح شود.

احمد خاکی: بارها اعلام کردیم که ما به دنبال مرکززدایی هستیم ما به‌دنبال کاهش آسیب‌ها با کمک «ان. جی.او»ها به‌صورت تخصصی هستیم.

رضا قدیمی: معتقدم که کثیف‌ترین کار این است که کار اجتماعی را سیاسی کنیم.

فاطمه اشرفی: به نظر می‌رسد نگاه و رویکرد این طرح یک نگاه کاملاً فیزیکی، غیرکارشناسی اجتماعی و یک نگاه سخت‌افزاری است. در واقع ما برای حل یک مسأله و پدیده اجتماعی رویکردی امنیتی اتخاذ کرده‌ایم.

طاهره پژوهش : در اردوگاه‌هایی که بچه‌ها را فرستادید خبر داریم که بچه‌ها روی زمین کفش‌هایشان را زیر سرشان گذاشتند و موکت کشیدند روی سرشان و خوابیدند.

میترا امام:  مگر یک کودک مبلمان شهری است .خب حمایت از هر کودک، طبق پیمان‌نامه حقوق کودک که جمهوری اسلامی سال ۷۳ آن را امضا کرده وظیفه هر دولتی است. البته فارغ از هر ملیت و قومیتی.

منبع : روزنامه ایران

گزارش فعالیت‌های مراکز حامی – تابستان ۹۶

 

این مجموعه گزارشی است از فعالیت‌های انجمن حامی شامل مراکز خدمات جامع در شهرهای سمنان، قم، مشهد و مراکز آموزش پایه در تهران (جنت‌آباد، شورآباد)، سمنان، قم، مشهد در تانستان سال ۹۶

تهران

22

الف) کلاس‌های آموزشی:

برگزاری کلاس‌های،کامپیوتر، زبان، تقویتی، نمددوزی، ویترای و منبت‌کاری در مرکز جنت‌آباد برای ۳۴ دانش‌آموز دختر و پسر

ب) سایر فعالیت‌ها:

۱) توزیع بن کارت رفاه به خانواده‌های آسیب‌پذیر شناسایی شده توسط ممدکار به سقف ۵۸۰ هزار تومان

۲) اردوی تفریحی باهنر ویژه دانش‌آموزان شورآباد و جنت‌آباد و موزه باغ ملک با هدف آشنایی دانش‌آموزان با بخشی از تاریخ ویژه دانش‌آموزان جنت‌آباد

۳) جشن تولد ویژه کودکان شهریوری با همکاری مؤسسه خیریه مادر مهربان در مرکز جنت‌آباد

۴) مسابقه دارت و طناب‌کشی در مرکز جنت‌آباد با همکاری شهرداری منطقه ۵

۵) بازدید و مصاحبه از مرکز جنت‌آباد سازمان رادیو تلویزیون ملی ژاپن

۶) کارگاه ویژه دانش‌آموزان مرکز شورآباد با موضوع ایدز و بلوغ جسمی و روانی و مهارت‌های زندگی، همدلی و دوستی در دو جلسه

۸) کارگاه ویژه مادران دانش‌آموزان مرکز شورآباد با موضوع بهداشت و بیماری‌های زنان، خودمراقبتی و ایدز با رویکرد فرزندپروری

قم11

برنامه‌های انجن حامی در قم برای تابستان از ابتدای خرداد ماه پس از پایان سال تحصیلی مرکز آموزش ، آغاز شد. این فعالیت‌ها عبارت بودند از:

الف) کلاس‌های آموزشی:

  • کلاس‌های آموزشی ویژه خانواده‌های مهاجر، جهت معرفی فعالیت‌های انجمن حامی به خانواده‌های واجد شرایط دریافت رفاه کارت‌، همچنین آموزش فرزندپروری در جامعه امروز مهاجر، و نیز لزوم یادگیری راهکاره‌های پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی در خانواده.
  • دوره آموزشی حقوق خانواده، شنبه هر هفته با حضور بانوان و تدریس دکتر همتی، شامل مباحثی چون: قوانین حاکم بر خواستگاری، نامزدی، شیربها، مهریه و سایر شروط ضمن عقد، قوانین مرتبط با انواع ازدواج، طلاق و سایر حقوق خانواده بصورت تطبیقی براساس حقوق مدنی ایران و قانون مدنی افغانستان و همچنین قانون احوال شخصیه شیعیان افغانستان
  • دوره مهارت‌های زندگی ویژه نوجوانان، با موضوعات مهارت‌های خودآگاهی، اعتماد به نفس، کنترل خشم و هیجانات، کنترل استرس، ارتباط مؤثر و سایر مهارت‌های دهگانه با پخش فیلم و برگزرای بازی و آزمون‌های تخصصی روانشناسی به نوجوانان، دوشنبه هر هفته با تدریس آقای عبداللهی، طی ۱۲جلسه، با حضور دانش‌آموزان مرکز آموزش و مخاطبان کلاس‌های داستان‌نویسی و مراجعان مرکز جامع.
  • مهارتهای خودمراقبتی در محیط‌های پرخطر ویژه نوجوانان با تدریس آقای عبداللهی و با تأکید بر مفاهیم خطرات و آسیب‌هایی که ممکن است نوجوانان را تهدید کند.
  • مهارت‌های پیش از ازدواج ویژه دختران جوان با تدریس سرکار خانم فتاحی روزهای یکشنبه، آشنایی با ، مهارت‌های دوران نامزدی، نشانه‌ها و هشدارهای مرتبط به انتخاب همسر مناسب، و انواع تست‌های روانشناسی مرتبط
  • کارگاه آموزشی یک روزه مشاوره تحصیلی برای جوانان مهاجر متقاضی ورود به دانشگاه‌ها

ب) فعالیت‌های مشاوره:

مرکز خدمات مشاوره حامی در ایام تابستان کارگاه‌های مشاوره حقوقی، مشاوره ازدواج و خانواده، مشاوره تخصصی کودک و نوجوان را دایر کرد. همچنین همکاری نزدیکی با شورای حل اختلاف اداره کل اتباع استان برقرار نمود. پرونده خانواده‌هایی که برای طلاق به شورا مراجعه می‌کردند با نامه‌ای به بخش مشاوره انجمن معرفی و پس از برگزاری جلسات متعدد با مشاور حقوقی و مشاور روانشناسی مرکز نتیجه به شورا معرفی می‌گردید که این ارتباط همچنان ادامه دارد.

مشهد

33

به‌منظور پر کردن اوقات فراغت دانش‌آموزان و به درخواست بسیاری از والدین کلاس‌های تقویتی، جهشی (پایه سوم ، چهارم، پنجم، ششم)، زبان، کامپیوتر، قرآن در دو گروه سنی دختران و پسران، از تاریخ ۹۶/۴/۲۴ تا اواسط شهریور برگزار شد.

اهم فعالیت‌های انجمن حامی در مشهد به شرح ذیل بود:

۱) کارگاه بهداشت فردی و حقوق خانواده برای بانوان

۲) توزیع بن کارت رفاه به خانواده‌های آسیب‌پذیر شناسایی شده توسط ممدکار به سقف ۵۸۰ هزار تومان

۳) برگزاری امتحانات تجدیدی بمنظور ایجاد شرایط برای دانش‌آموزانی که از لحاظ آموزشی ضعیف‌تر بودند و همچنین تسهیل ورود آن‌ها به مدارس دولتی  

۴) کارگاه آموزشی مهارت‌های زندگی، فرزندپروری و بهداشت به خانواده‌های پناهنده در جامعه محلی قرقی با هدف ارتقاء‌، پوشش و دسترسی هر چه بیشتر خانواده‌های مهاجر به مباحث مهارت‌های زندگی، فرزندپروری و بهداشت فردی وخانواده، به مدت ۵ هفته.

سمنان

44

فعالیت‌های مرکز سمنان در تابستان به شرح ذیل بود:

۱) کلاس‌های تابستانه جهشی و تقویتی برای پایه اول تا پنجم برای راه‌یابی به مدارس دولتی برای دانش‌آموزان دارای کبر سن. مرکز آموزش پایه حامی سمنان در تابستان پذیرای ۷۳دانش آموز ثابت دختر و پسر در شیفت صبح در مقاطع اول تا پنجم بود همچنین ۲۳ نفر نیز در کلاس های تابستانه و فوق برنامه مرکز در تابستان شرکت داشتند. همچنین کلاس های زبان، قرآن و نقاشی نیز برای دانش آموزان هر کدام هفته ای یک زنگ برگزار می گردد.

۲) جشن ولادت امام رضا برای تمامی دانش آموزان و توزیع میان وعده توسط خیرین و انجام مسابقات نقاشی گروهی

۳) کارگاه آموزشی بهداشتی با همکاری مرکز بهداشت شهرستان سمنان برای دانش آموزان بالای ۱۰سال با هدف آشنایی دانش آموزان با بیماری های التور و تابستانه و راهای پیشگیری از آنان

۴) اردوی یک روزه تابستانه برای دانش آموزان پایه دوم و سوم

خال محمد کودک بدخشانی، روند درمان خود را از سر گرفت

“خال محمد” کودک ده ساله افغان، از روستاهای بدخشان که با توده‌ای حجیم و نگران‌کننده در چشم راست خود روبرو بود بعد از نا امیدی خانواده از درمان در پاکستان و افغانستان، با حمایت انجمن حامی و مؤسسه کیندربرگ افغانستان به ایران آمد تا با همکاری تیم متخصصین جراحی چشم بیمارستان فارابی و جراحی مغز و اعصاب بیمارستان لقمان، عمل موفقیت‌آمیزی را از سر بگذراند.

تومور ۴۵۰ گرمی خارج شده از ناحیه چشم راست این کودک افغانستانی، فضای خالی عمیق و گسترده‌ای در صورت این کودک ۱۱ ساله ایجاد کرده است که می‌تواند در سرنوشت و آینده فردی و اجتماعی  وی تأثیر گذار باشد. از این رو بعد از یک سال که از جراحی خال محمد گذشته است وی به ایران آمده تا نسبت به ادامه درمان و طی مراحل ترمیم بخش‌های آسیب‌دیده و ساخت پروتز اقدام نماید.

Untitled-1

لازم است از همکاری‌های صمیمانه آقایان دکتر صمدیان و رجبی که با علاقه‌مندی مسائل درمان این کودک را دنبال می‌نمایند و نیز کلینیک تخصصی مهر که در مرحله ساخت پروتز چشم خال محمد می‌باشند؛ تشکر نمائیم .

برگزاری مراسم جشن نوروز ۹۶ و استقبال از بهار در مراکز آموزش پایه حامی

در روزهای پایانی اسفندماه، مراسم جشن نوروز باستانی ۹۶ و استقبال از بهار در مراکز آموزش پایه حامی در مشهد، سمنان، قم ، تهران – شورآباد و تهران – جنت آباد همراه با برنامه های متنوع و شاد، آموزش و آشنایی با سنت های نوروزی و سفره هفت سین، اهدای خوراکی، عیدی و هدایای متنوع برگزار گردید.

jashne norooz mashhad 96

این جشن ها که با همکاری دانش آموزان و آموزگاران جهت تزیین سفره هفت سین و محیط مدرسه، اجرای سرود و شعرخوانی، درست کردن درخت و بالن آرزوها و بسیاری فعالیت های جذاب دیگر که در هر یک از مراکز با ابتکار و ذوق همکاران انجمن حامی برگزار گردید، جهت آشنایی کامل دانش آموزان با تاریخ و رسوم کهن کشورهای ایران باستان از جمله ایران و افغانستان بود. 

Jashne norooz qom 96

Jashne Norooz - Jannat Abad 96

گفتنی است در حاشیه این مراسم ها جوایزی به دانش آموزان برتر نیمسال اول اهدا گردید. همچنین هدایای نفیس (شامل کفش، پیراهن، تیشرت، جوراب، مانتو، شال و غیره) و عیدی های شیرین که توسط خیرین محترم اهدا گردیده بود، میان دانش آموزان توزیع شد تا در آستانه جشن نوروز ، لبخند گرمی بر لبان دانش آموزان بنشیند و با دلی شاد به استقبال سال نو روند.

Jashne norooz shour abad 96

در مرکز سمنان مراسم بسیار شادی با حضور عمو نوروز برگزار گردید.

jashne norooz semnan 96

همچنین بسیاری از دانش آموزان فرصت یافتند تا با ارائه و فروش دست سازه های خود که در کلاس های مهارت آموزی انجمن حامی ساخته بودند، با انگیزه و شوق بیشتری در فعالیت های توانمندسازی برای سال جدید همراه شوند.

photo_2017-04-03_12-32-58

برگزاری مراسم اختتامیه پروژه پیشگیری از خشونت در قم

مراسم اختتامیه « طرح تقویت خانواده سالم و پیشگیری از خشونت های خانگی در جامعه پناهندگان افغانستانی در ایران» به میزبانی انجمن حمایت از زنان و کودکان پناهنده (حامی) با حضور مسئولین اداره کل اتباع و مهاجرین خارجی استان قم و کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان روز پنج شنبه ۱۹ اسفند در دانشگاه مفید قم برگزار شد.

HAMI UNHCR

این طرح که به همت انجمن حامی در فاصله سالهای ۱۳۹۱ – ۱۳۹۳ در چهار استان تهران، مشهد، قم و کرمان صورت گرفته است ۲۲۰ مربی و تسهیل گر اجتماعی مهاجر مشارکت داشته اند.

 فاطمه اشرفی، مدیر انجمن حامی ضمن خوش آمدگویی به مهمانان و تسهیلگرانی که در جلسه حضور داشتند، اظهار داشت: بر مبنای تعاملات مستقیم ما با جامعه مهاجر و پناهنده مقیم ایران، تصمیم گرفته شد تا با هدف ارتقای آموزش و آگاهی میان خانواده های افغانستانی این طرح اجرا گردد. وجود آمار نگران‌کننده از فراوانی و سطح خشونت خانگی در میان خانواده‌های پناهندگان افغانستانی در ایران و پایین بودن سطح آموزش زنان ما را بر این داشت تا به بررسی راهکارهای مناسب برای آموزش و کاهش خشونت خانگی در میان این جامعه با استفاده از توانمندی‌های خود جامعه محلی پناهندگان بپردازیم و نتایج مطلوبی نیز کسب کنیم.

 در این طرح ما با استفاده از مدل خوشه ای اقدام کردیم، بنابراین با مشارکت بیش از ۲۰۰ نفر از جوانان تحصیلکرده و فعال جامعه مهاجر این آموزش ها را به عمق جامعه مهاجر انتقال دادیم. وی افزود: این جوانان پس از آموزش کامل توسط اساتید زبده در زمینه های روانشناسی، حقوق خانواده، حقوق زن در اسلام، مهارت های زندگی و کنترل خشم؛ با تشکیل گروه های کوچکی در جامعه این آموزش ها را به بیش از ۱۲۰۰۰ هزار مهاجر انتقال دادند. وی افزود: مهمترین دلیل موفقیت  این پروژه همکاری جوانان با استعدادی بود که با انگیزه و دغدغه های اجتماعی خود مشارکت داشتند.

خانم استفانی رنویل، مدیر ارشد برنامه ریزی کمیساریای سازمان ملل متحد در امور پناهندگان نیز در این مراسم با بیان این مطلب که کمیساریای سازمان ملل متحد همواره همبستگی اش را با دولت جمهوری اسلامی ایران در راستای ارائه خدمات به پناهندگان اعلام داشته است، بیان کرد: جمهوری اسلامی ایران به عنوان یکی از بزرگترین کشورهای مهاجر پذیر که نزدیک به ۴۰ سال پذیرای پناهندگان بوده و خدمات بی نظیری به پناهندگان و مهاجران ارائه داده است، خدمات ایران به پناهندگان طی سالهای گذاشته یک نمونه کامل است و ایران میتواند الگویی برای دیگر کشورهای پناهنده پذیر در جهان باشد. وی افزود: طبق آمار های ارائه شده پناهندگان افغانستانی در ایران از نظر دریافت خدمات آموزشی در سطح قابل قبولی قرار دارند. مدیر ارشد برنامه ریزی آژانس پناهندگان سازمان ملل متحد در پایان اظهار داشت: کمیساریای سازمان ملل افتخار داشته که در سال ۲۰۱۶ در تاسیس مرکز خدمات اجتماعی به پناهندگان، توسط انجمن حامی در استان قم مشارکت داشته باشد، و امیدوار است این همکاری ها در ارائه هرچه بهتر خدمات و آموزش های مهارت های زندگی به جامعه بزرگ مهاجر و پناهنده افغانستانی مقیم ایران مؤثر باشد. وی همچنین از فاطمه اشرفی برای ارائه ی خدمات ارزشمند انجمن حامی به پناهندگان افغانستانی ساکن در ایران تشکر و قدردانی کرد.

HAMI Ashrafi

گفتنی است یکی از بخش های مهم این مراسم شامل بیان تجربیات مثبت توسط جوانان تسهیلگر افغانستانی، درباره دستاوردهای شخصی و اجتماعی آنان از مشارکت در طرح تقویت خانواده سالم و کاهش خشونت خانگی بود. در این مراسم از اساتید این دوره آموزشی و همچنین تسهیلگران با اهدای لوح هایی تقدیر به عمل آمد.

HAMI BAFIA

از دیگر بخش های این مراسم، برگزاری نمایشگاه دست سازه ها و آثار هنری دانش آموزان مهاجر و پناهنده مرکز آموزش پایه حامی در قم بود که با استقبال بسیار خوبی از جانب مهمانان روبرو شد.

5955396_509

HAMI

عکس ها از : محمد شایگان – خبرنگار و  عکاس خبرگزاری باشگاه خبرنگاران جوان

بازدید نماینده یونیسف مرکز آموزشی حامی واحد مشهد

نمایندگان بخش آموزش سازمان یونیسف از مرکز آموزش پایه حامی در مشهد در تاریخ ۹ اسفند ۹۵ با هدف مشاهده فعالیت های حمایتی، آموزشی و تحصیلی که در برای کودکان مهاجر و پناهنده بازمانده از تحصیل ارائه می شود، بازدید کردند.

در این جلسه مدیر مرکز حامی در مشهد در خصوص تلاش های چند ساله انجمن حامی در راستای اجرای فرمان رهبری  و فراهم آمدن دسترسی همه ی کودکان افغانستانی به آموزش همگانی، و همچنین پیگیری های همه مراکز انجمن در امر هدایت دانش آموزان بازمانده از تحصیل به سمت مدارس دولتی توضیحاتی ارائه داد.

UNICEF HAMI Education

در این بازدید خانم سارا یاسان از تلاش  های انجمن حامی در جهت خدمت رسانی در حوزه آموزش کودکان تشکر نمود. وی همچنین ضمن بازدید ازکلاس های درسی و همچنین نمایشگاه فعالیت های هنری و مهارت آموزی دانش آموزان دختر و پسر از توجه به مهارت آموزی و آموزش های جانبی مهارت های زندگی در کنار تحصیل ابراز خرسندی نمود.

شهرزادان کوچک مهاجر پای قصه‌های داستان نویسان ایرانی و افغانستانی نشستند

شهرزادان کوچک مهاجر و داستان نویسان افغانستانی در کنار قصه گوها و داستان نویسان برتر ایران به خواندن داستان و اجرای قصه‌های خود می‌پردازند.

به گزارش روابط عمومی انجمن حامی، همزمان با برپایی نمایشگاه کتاب کودک و نوجوان استان قم در اولین هفته اسفند ماه، محفلی نیز تحت عنوان « آی قصه» ویژه کودک و نوجوان در مجتمع ناشران این استان برگزار گردید.

«شهرزادان کوچک مهاجر» (داستان‎نویسان کودک و نوجوان کانون ادبی کلمه) که مدتی است در کلاس های داستان نویسی که با همکاری انجمن کلمه برگزار می گردد تمرین داستان خوانی و داستان نویسی می کنند، همراه با آموزگاران مرکز حامی در قم در ویژه‎ برنامه‎ی «آی قصه» حضور یافتند، داستان خواندند و داستان شنیدند.

در این محفل که به همت انجمن داستان جمعه و کانون ادبی کلمه در حال برگزاری است شهرزادان کوچک مهاجر از مرکز آموزش پایه انجمن حامی در قم و داستان نویسان افغانستانی در کنار قصه گوها و داستان نویسان برتر ایران به خوانش داستان و اجرای قصه های خود می پردازند.

زهره عارفی داستان نویس و مسئول انجمن داستانی داستان جمعه هدف از برگزاری این محفل را ترغیب کودکان و نوجوانان هر دو ملت ایران و افغانستان به مطالعه و کتابخوانی دانست و اظهار داشت: خوشحالم بگویم این حضور و مشارکت با استقبال خوبی نیز از سوی کودکان و نوجوانان ایرانی و افغانستانی مواجه شده است.

بانوی افغانستانی از رساله دکترای خود در رشته ادبیات دفاع کرد

خانم شکوفه اکبرازده بلخی عصر دیروز از رساله دکترای خود در دانشگاه فردوسی مشهد دفاع کرد.

موضوع رساله دکترای این بانوی افغانستانی تصحیح انتقادی نسخه خطی «مخزن الانشاء» اثر «ملا حسین واعظ کاشفی» بود.

«شکوفه اکبرزاده بلخی»، در این مراسم در مورد تصحیح متون گفت: تصحیح متن یکی از مهم‌ترین شاخه‌های نقد ادبی است که از دیر باز جایگاه ارزشمندی در میان پژوهش‌های ادبی داشته و اکنون نیز در حوزه پژوهش، تصحیح متن به خصوص تصحیح انتقادی از ارزش والایی برخوردار است.

وی ادامه داد: مخزن الانشا از جمله متون ارزشمند و تالیفات مشهور واعظ کاشفی است که به صورت نسخه خطی بوده و تصحیح منقحی از آن در دسترس عموم قرار ندارد، بنابر این با هدف تهیه متنی منقح و انتقادی از این کتاب به تصحیح آن همت گماردم تا یکی از بهترین کتاب های ترسل در اختیار علاقمندان و محققان منشأت نویسی قرار گیرد.

این کتاب که در هرات توسط واعظی کاشفی تالیف شده است از آثار مهم منشأت نویسی قرن نهم و دهم محسوب می شود که تا کنون به صورت نسخه خطی بوده است و برای نخستین بار توسط این دانشجوی دوره دکترای دانشگاه فردوسی مشهد تصحیح شده است.

دکتر یاحقی

دکتر یاحقی استاد دانشگاه فردوسی مشهد نیز در این مراسم ضمن خوشحالی از حضور دانشجویان افغانستانی در دانشگاه‌های ایران بخصوص دانشگاه فردوسی گفت: ما حضور افغانستانی ها در ایران بخصوص در دانشگاه ها را سبب وحدت فرهنگی ایران و افغنستان می‌دانیم و خوشحالیم که دانشجویانی از کشور افغانستان داشته ایم و امیدواریم که بعد از این نیز چنین باشد.

این عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی افزود: ارتباطات فرهنگی میان دو ملت ایران و افغانستان بخصوص میان فرهنگیان و چهره های ادبی بسیار زیبا و معنا دار است و امید داریم که این روند همچنان ادامه داشته باشد.

یاحقی تصریح کرد: ما برای برای مردم افغانستان همیشه سرفرازی و روزگاری خوش آرزو می کنیم و امیدواریم که روزی شرایط در افغانستان به گونه ای فراهم شود که ما بیایم در آنجا درس بخوانیم.

رئیس قطب علمی دانشگاه فردوسی مشهد ادامه داد: آنقدر سرمایه های معنوی و فرهنگی در کشور افغانستان فروان است که قطعاً باید دانشجویان ما بروند در آنجا و از نزدیک ببیند و این میراث مشترک را که بسیاری از آن ها اینک در افغانستان است زنده کنند.

وی عنوان کرد: ما همچنان به این چشم انداز خوش امیدوار هستیم و آرزو می کنیم که بعد از این هم در خدمت دانشجویان افغانستان باشیم و ما همچنان دوست داریم که همواره کننده راه برای دانشجویان افغانستان در ایران باشیم تا آن ها بتوانند در ایران و در کنار ما درس بخوانند.

آموزش نمد دوزی، چرم دوزی و خیاطی – هر کودک یک مهارت

همه حامیان کودکان بازمانده از تحصیل بر این باورند که کودکان نباید کار کنند و از طرق مختلف با کار کودک به ویژه بدترین شکل های کار کودک مبارزه می کنند؛ اما واقعیت تلخ زندگی بسیاری از این کودکان اینست که کار کودکان در شرایط اقتصادی و معیشتی خانواده هایشان یک امر اجتناب ناپذیر است، و گفتگوی فرهنگی با خانواده های کودکان برای تغییر نگرش نسبت به کار کودکانشان می تواند زمانبر باشد.

بنابراین در این شرایط، یکی از راههای مناسب حمایت از این کودکان«آموزش مهارت های حرفه ای» در کنار «آموزش رسمی و تحصیلی» است تا با کسب یک حرفه هم در شرایط فعلی امکان اشتغال با کارهای بدون مشقت و زیانبار و با درآمد بهتری را داشته باشند و هم بتوانند در آینده به صورت حرفه ای و تخصصی اشتغال و در پیشه خود امکان موفقیت و پیشرفت نیز داشته باشند.

Namad doozi HAMI- Azar 95 resized

 به همین منظور در مراکز آموزشی حامی برای تحقق شعار «هر کودک، یک مهارت» برای دختران و پسران تلاش می شود. دستان کوچک و توانمند کودکان به ویژه دختران مهاجر و پناهنده افغانستانی اگر یک مهارت و هنر بیاموزند، کمتر ممکن است به کارهای سخت و نامناسب که همراه با بهره کشی های اقتصادی است زخم دار شوند. دخترانی که اگر بتوانند نقش موثری در تأمین اقتصاد خانواده ایفاء کنند، چه بسا کمتر به ورطه ازدواج های اجباری در سنین پایین وارد شوند.

حامی تلاش نموده است تا در سال تحصیلی جاری با فراهم آوردن امکانات آموزش هنرهایی از قبیل چرم دوزی ( ساخت کیف و جا سوئیچی)، نمد دوزی ( ساخت گل سر، عروسک و کیف) قلاب بافی ( کیف و عروسک کوچک) و خیاطی (ست آشپزخانه) برای بیش از ۵۰ دانش آموز دختر ۱۲ تا ۱۷ سال، این مهم را تحقق بخشد.

maharat amoozi - bahman 95 resized

Gholab bafi semnan HAMI - bahman 95 resized

جایزه دوسالانه مرحوم دکتر سید جواد قهاری امسال به انجمن‌های فعال در حوزه آسیب‌های اجتماعی رسید

مراسم جایزه دوسالانه مرحوم دکتر قهاری مانند سال‌های گذشته در تاریخ ۲۹ دی ماه برگزار گردید. مراسم امسال با فضای حمایت و تلاش در جهت کاهش آسیب‌های اجتماعی همراه بود و جایزه دو سالانه به تعدادی از تشکل‌های فعال منتخب در این حوزه رسید.

انجمن حامی نیز به عنوان یکی از سازمان‌های غیردولتی فعال در حوزه کاهش آسیب‌های اجتماعی و توانمندسازی افراد آسیب پذیر به ویژه زنان و کودکان پناهنده و مهاجر افغانستانی، از سوی هیأت داوران به همراه تعداد دیگری از سازمان‌های مردم نهاد فعال در حوزه‌های مختلف آسیب‌های اجتماعی برای دریافت این جایزه انتخاب گردید.

این مراسم که با پنل سخنرانی اساتید فعال در حوزه فرهنگ و اجتماع آغاز گردید، شنوای پیام‌ها، دردل‌ها و تجربه‌های فعالان کوشا در حوزه کاهش و رفع آسیب‌های اجتماعی در زمینه‌های زنان، اعتیاد، ایدز، زنان خودسرپرست، کودکان بازمانده از تحصیل و ….. بود.

بدیهی است برگزاری چنین مراسم‌هایی باعث دلگرمی و هم‌افزایی امید سازمان‌های غیردولتی برای ادامه فعالیت‌های خود در مسیرهای پرتلاطم کاهش آسیب‌های اجتماعی خواهد شد. انجمن حامی نیز از خیریه امداد دارویی مدد و انجمن مفاخر معماری ایران برای برگزاری این مراسم قدردانی می‌نماید.

درباره دکتر سید جواد قهاری :

دکتر سید جواد قهاری پزشک و ادیب در ۲۲ آبان ۱۲۸۸ در تهران متولد شد. تحصیلات متوسطه خود را در مدرسه دارالفنون به اتمام رسانید و در خرداد ۱۳۱۵ دانشنامه دکتری خود را در رشته طب از دانشگاه تهران دریافت نمود. در سال ۱۳۱۷ به ریاست بهداری رفسنجان، سیرجان، زنجان، یزد، ورامین و اراک منصوب گردید. از سال ۱۳۳۶ وی علاوه بر داشتن مسئولیت در مراکز درمانی استان یکم، به فعالیت ادبی و فرهنگی، از جمله تاسیس روزنامه اجتماعی تهران روی آورد. وی در ششم اسفند ماه ۱۳۵۰ در تهران درگذشت.

ربابه محمدی؛ مادر هنر نقاشی کشورافغانستان

کارگاه هنری جوانان ماندگار با همکاری موسسه ویس، روز پنج‏شنبه، نه جدی، نمایشگاه نقاشی «آوای جوان»، را در کابل برگزار کرد.

به گزارش خبرگزاری فرهنگ، روح‌الله عاشوری، مسئول این کارگاه گفت که در این نمایشگاه از کار‏های ربابه محمدی و جوانان خسته از جنگ، ناامنی و وضعیت ‏بد اقتصادی کشور، تقدیر می‏شود.

در همین ‏حال ربابه محمدی، از جوانان هنرمند و صحت‏مند خواستار برگزاری نمایشگاه‏های بیشتر و بزرگ‌تر شد.

وی گفت که جوانان، با برگزاری این نمایشگاه نشان دادند که از استعداد‏های خود استفاده می‏کنند.

ربابه می‏گوید: با وجودی که از ناحیه دست و پا فلجم، با تلاش و کوشش به مردم و جهانیان نشان داده‏ام که فلج بودن به معنی نتوانستن نیست.

علی بهزاد، رییس موسسه ویس به نمایندگی از چند کارگاه هنری، لقب «مادر هنر نقاشی کشور» را به ربابه محمدی داد و از وی تقدیر کرد.

ربابه در گفتگو با خبرگزاری فرهنگ، گفت: خرسندم که این لقب را کسب کردم، انگیزه‏ بیشتر پیدا کردم تا در عرصه هنر نقاشی آثار بهتری تولید کنم.

در این نمایشگاه بیشتر از پنجاه اثر هنری از ربابه محمدی، استادان و هنرآموزان کارگاه‏ خط‌خطی، کارگاه باران و کارگاه جوانان ماندگار، به نمایش درآمد.

به نقل از : خبرگزاری فرهنگ پرس

نیمی از بازیکنان تیم ملی فوتسال افغانستان، مهاجرین مقیم ایران هستند

عبدالرزاق ممرک گفت: ۳۰ بازیکن به اردوی تیم ملی فوتسال زیر ۲۰ سال افغانستان دعوت شده‌اند که نیمی از آنها مهاجرین مقیم ایران هستند.

وی گفت: به دنبال مسابقاتی که در روزهای گذشته در تهران برگزار شد و ۶ نفر به اردوی تیم ملی فوتسال زیر ۲۰ سال دعوت شدند، آخرین مسابقه نیز در شهر مشهد برگزار شد و از این مسابقه نیز ۵ نفر دیگر به اردوی تیم ملی دعوت شدند.

سرمربی تیم ملی فوتسال افغانستان افزود: مسابقه‌ای که در مشهد برگزار شد با حضور ۳۲ بازیکن زیر ۲۰ سال از ۹ استان مهاجرین‌نشین شرقی و جنوبی ایران بود که بعد از پایان مسابقه ۵ نفر به اردو تیم ملی دعوت شدند.

ممرک خاطر نشان کرد: استعدادهای بسیار خوبی در رشته فوتسال در میان مهاجرین در ایران وجود دارد، چون این کشور در فوتسال جهان مطرح است و در جام جهانی گذشته مقام سوم را کسب کرده و در آسیا هم حرف اول را می‌زند.

وی ادامه داد: حضور بازیکنان مهاجر در کنار فوتسالیست‌های ایرانی باعث رشد آنان شده که این موضوع به ما کمک می‌کند که با استفاده از بازیکنان نخبه مهاجر در ایران، تیم ملی فوتسال خود را تقویت کنیم و بتوانیم در سطح آسیا حرفی برای گفتن داشته باشیم.

سرمربی تیم ملی فوتسال افغانستان یادآور شد: حدود ۲ ماه دیگر ۳۰ بازیکن را به کابل دعوت می‌کنیم و ۱۵ بازیکن از شهرهای داخل افغانستان و ۱۵ بازیکن هم از مهاجرین افغانستانی داخل ایران به این اردو دعوت می‌شوند و حضور این همه بازیکن مهاجر نشان از استعداد و رشد آنان در ایران دارد.

عبدالرزاق ممرک تصریح کرد: ما حضور خود در جام جهانی را دور از دسترس نمی‌دانیم و حضور بازیکنان جوان ما در بازی‌های جهانی تجربه خوبی برای آینده فوتسال ما خواهد بود.

سرمربی تیم فوتسال افغانستان در پایان از همکاری مقامات ورزشی ایران که نهایت همکاری را با فدراسیون فوتسال افغانستان داشتند تقدیر و تشکر کرد.

به نقل از: خبرگزاری فارس

ملاقات با معین مسلکی و پالیسی وزارت امور زنان افغانستان در کابل

مدیر انجمن حمایت از زنان و کودکان پناهنده با مسئولین وزارت امور زنان افغانستان دیدار کرد. فاطمه اشرفی در این دیدار، ضمن معرفی فعالیت های انجمن حامی در حوزه توانمندسازی زنان پناهنده و مهاجر در ایران، به فعالیت های گسترده این انجمن از سال ۲۰۰۳ در افغانستان در حوزه حقوق و توانمندسازی زنان اشاره کرد. وی اظهار کرد: امیدواریم زمینه ای فراهم گردد تا دستاوردهای زنان افغانستانی مقیم ایران را به کشور افغانستان انتقال دهیم، و روابط فیمابین مستحکم تر از گذشته گردد.

معین مسلکی و پالیسی وزارت امور زنان افغانستان نیز با تأکید بر ضرورت افزایش تعاملات و همکاری های مشترک میان زنان ایران و افغانستان، اظهار کرد: آنچه که ما را به هم نزدیک می کند، زبان، دین، و زمینه های مشترک فرهنگی است. خانم سپورمی وردک اظهار امیدواری کرد با توجه به این زمینه های مشترک افغانستان بتواند از آموخته ها و تجربیات کشورهای اسلامی همسایه به ویژه ایران در حوزه زنان استفاده نماید.   وی افزود: افغانستان به صورت جدی نیاز به حمایت کشورهای اسلامی در حوزه های مختلف از جمله توانمندسازی در دو بخش اقتصادی و اجتماعی دارد.

فاطمه اشرفی نیز آمادگی انجمن حامی برای هرگونه همکاری در حوزه ظرفیت سازی کارآفرینی برای زنان افغانستانی را  اعلام کرد.