آموزش اتباع خارجی حامی

جزئیات ثبت نام دانش‌آموزان اتباع در سال تحصیلی جدید

جزئیات ثبت نام دانش آموزان اتباع در سال تحصیلی جدید در قالب بخشنامه «شیوه نامه ثبت نام دانش آموزان لازم التعلیم مهاجر و اتباع خارجی در مدارس آموزش و پرورش در سال تحصیلی ۹۹-۹۸» اعلام شد.

مدارک معتبر برای ثبت نام صرفاً یکی از موارد زیر است:

۱- گذرنامه دارای پروانه اقامت

۲- کارت هویت ویژه اتباع خارجی (صادره از اداره کل امور اتباع و مهاجرین خارجی وزارت کشور)
۳- کارت‌های آمایش ۱۳ یا ۱۴
۴- برگ تردد بین شهری (معادل کارت آمایش)
۵- دفترچه پناهندگی معتبر صادره از ناجا

۶- گذرنامه مشمولین طرح خانواری با اعتبار ۳۱ خرداد ۹۵ و بعد از آن

۷- دفترچه اقامت معتبر صادره از ناجا
۸- دارندگان کارت اقامت ویژه (صادره از اداره کل امور اتباع و مهاجرین خارجی وزارت کشور)

۹- کارت ویژه حمایت تحصیلی

الزامات مدارک هویتی و اقامتی دانش آموزان


در صورت وجود ابهام در مدارک هویتی و اقامتی دانش آموزان، ارائه گواهی تایید اصالت و اعتبار گذرنامه یا دفترچه پناهنگی یا دفترچه اقامت و یا کارت آمایش از سوی مراجع صادر کننده و دوایر تابعه آنها توسط اولیای دانش آموزان الزامی است. مدارک هویتی و اقامتی هر فرد (به جز دفترچه اقامت و کارت اقامت ویژه) در محدوده همان استان با شهرستان محل صدور معتبر بوده و دارندگان آنها صرفاً مجاز به ثبت نام در همان محدوده هستند.

این موارد ابتدا توسط ادارات کل امور اتباع و مهاجرین خارجی وزارت کشور و ناجا اعلام می شود. در صورت انقضای تاریخ مدارک اقامتی دانش آموزان قبل از پایان سال تحصیلی ادامه تحصیل آنان تا پایان سال تحصیلی بلامانع است.

همچنین دانش آموزانی که دارای مدارک هویتی و اقامتی تاریخ گذشته و یا فاقد هرگونه مدارک هویتی و اقامتی معتبر هستند فقط از طریق کارت حمایت تحصیلی که توسط اداره کل امور اتباع و مهاجرین خارجی وزارت کشور صادر می شود می‌توانند در مدارس رسمی ثبت نام و ادامه تحصیل دهند.

کارت حمایت تحصیلی به صورت رایانه‌ای و با شناسه اختصاصی اداره کل امور اتباع و مهاجرین خارجی وزارت کشور است و صرفاً برای تحصیل اتباع خارجی صادر و نزد ادارات آموزش و پرورش استان محل صدور معتبر است.

کارت ویژه حمایت تحمیلی شامل مشخصات فردی اظهار شده از طرف ولی دانش آموز و شناسه اختصاصی و عکس دانش آموز و ولی وی است. اعتبار کارت ویژه حمایت تحصیلی فقط برای یکسال است و باید قبل از آغاز هر سال تحصیلی نسبت به دریافت کارت جدید اقدام شود.

تحصیل دانش آموزان اتباع در مدارس خاص

تحصیل فرزندان ایثارگران اتباع خارجی در مدارس شاهد و مدارس ایثارگران با رعایت ضوابط و شرایط ورورد به این مدارس بلامانع است.

تحصیل دانش آموزان اتباع خارجی در مدارس غیر دولتی نمونه دولتی، استعدادهای درخشان و استثنایی مطابق دستورالعمل های ابلاغی در خصوص این مدارس و همانند دانش آموزان ایرانی خواهد بود.

در مورد اخذ کمک‌های مردمی از اتباع خارجی نیز همانند دانش آموزان ایرانی عمل می‌شود.

ممنوعیت‌های ثبت نامی

پس از اعلام تایید نتایج سنجش سلامت در سیستم سناد و تعیین پایه تحصیلی مدارس می توانند تا ۳۱ شهریور نسبت به ثبت نام اقدام کنند.

ممنوعیت اسکان شامل اتباع خارجی ساکن ایران که با زنان ایرانی ازدواج کرده و ثبت ازدواج آنها به تایید وزارت کشور رسیده است و اتباع خارجی که دارای پروانه اقامت معتبر در استان‌های ممنوعه هستند، نیست.

جداسازی دانش آموزان اتباع خارجی از دانش آموزان ایرانی ممنوع است.

عدم اعتبار مدارک مدارس خودگردان

باتوجه به سیاست تشویق و تسهیل در روند بازگشت پایدار، صدور گواهی تحصیلی و تحویل مدارک تحصیلی به اتباع خارجی در هر موقع از سال تحصیلی بلامانع است.

مدارک صادره از مدارس خود گردان معتبر نبوده و ثبت نام دانش آموزان در پایه‌های بعدی تحصیلی منوط به تعیین پایه تحصیلی است.

شرکت کلیه دانش آموزان تهیه خارجی مقیم جمهوری اسلامی ایران در مسابقات رسمی فرهنگی و ورزشی و مسابقات علمی (المپیاد ها) تا سطح استان بلامانع است.

ثبت نام آن دسته از کودکان اتباع خارجی که دارای مدرک قانونی هستند در دوره پیش دبستانی با در نظر گرفتن ظرفیت فضای آموزش و نیروی انسانی برابر ضوابط آموزشی بلامانع است.

انجمن حامی کودکان کار

آمار اختصاصی انجمن حامی درباره کودکان کار

پدیده کودکان کار در ایران از شکل ملی خارج و به مسأله و معضلی منطقه‌ای تبدیل شده است. شکاف جمعیتی میان کودکان کار ایرانی و خارجی بشدت در حال افزایش است. بسیاری از کودکان کار بدون خانواده و از طبقه‌های ضعیف اقتصادی هستند و حتی این احتمال وجود دارد که این کودکان به فروش رسیده یا اجاره شده باشند.

حداقل در میان جامعه آماری مورد مطالعه در طرح فعلی ساماندهی کودکان کار، نزدیک به ۳۵‌ درصد از این کودکان قربانیان قاچاق هستند. جدی‌ترین نگرانی در مورد این کودکان اقامتگاه‌های ناامنی است که این بچه‌ها در آنها به سر می‌برند؛ اقامتگاه‌هایی که امکان هرگونه سوءاستفاده از این کودکان در آنها وجود دارد.

۹۰ درصد کودکان کار و خیابان، مهاجر خارجی‌اند که ۶۰ تا ۷۰ درصدشان اسناد و مدارک هویتی ندارند. تنها ۱۹‌درصد از کودکان کار، کودکان مهاجر و پناهنده دارای مدارک اقامت قانونی هستند. از جمعیت مورد مطالعه تقریبا ۴۳‌درصد در ۶ ماه اخیر وارد کشور شده‌اند. بیشترین تعداد این مهاجران از هرات و روستاهای این ولایت هستند، در عین حال بچه‌هایی را هم از کابل، قندوز و حتی بدخشان که دورترین و صعب‌العبورترین مناطق افغانستان است، داریم.

در ۱۵‌سال اخیر، موج جمعیتی که از ولایت‌های جنوبی و شرقی افغانستان به دلیل اشتراکات مذهبی، زبانی و فرهنگی به پاکستان مهاجرت می‌کردند، به دلیل محدودیت‌هایی که پاکستان در سال‌های اخیر برایشان ایجاد کرده است به سمت ایران تغییر پیدا کرده است. کار انجمن حامی در این طرح، آمایشی و اطلاع از وضع این کودکان است. در دو ‌سال اخیر با موجی از مهاجرت‌های جدید روبه‌رو هستیم که این مسأله در جامعه آماری مورد بررسی در این طرح کاملا مشهود است.

از مجموع کودکانی که تحت پوشش این طرح قرار گرفته‌اند کمتر از ۱۰‌درصد ایرانی‌اند وبقیه اتباع خارجی و از میان اتباع خارجی  95‌ درصد اتباع افغانستان، ۳‌ درصد پاکستان و ۲‌ درصد هم فرزندان مادر ایرانی‌اند.

چالش جدیدی که با آن رو به رو هستیم این است که این افراد اگر هم نتوانند خانوادگی مهاجرت کنند، کودکانشان را راهی می‌کنند. موضوع کودکان مهاجر و پناهنده یکی از حوزه‌های تخصصی و حرفه‌ای انجمن حامی در طول بیش از دو دهه اخیر است. بیشتر کودکانی که مشمول این طرح شدند، کودکان سرچهارراه‌ها هستند، اما بخش بزرگی از آنها در گاراژ‌های بازیافت یا مکان‌هایی مرتبط به این فعالیت‌ها کار می‌کنند.

موضوع کار کودکان در خیابان الزاما با شرایط استیصال اقتصادی در خانواده‌ها مرتبط نیست و لازم است عوامل اجتماعی و فرهنگی که مسئولیت‌پذیری خانواده‌ها را کم کرده است بررسی شود. اگر همواره متصدیان مربوطه در این مسیر اقدام اشتباهی داشته اند دلیلی نمی‌شود که مسئولیت‌شان را از آنها سلب کنیم.

لازم است مطالبه‌گری‌هایمان در نقش کنشگران مدنی برای اصلاح برنامه‌ها و رویه‌های سالم و موثر دولت برای کاهش کار کودکان افزایش دهیم. پدیده کار کودکان ‌نماد آسیب است. تا زمانی که این آسیب مطالعه نشود، نمی‌توان راهکار مناسب و پایدار برایش ارایه داد. از ‌سال ۸۴ که این طرح اجرا شده است، هیچ بانک اطلاعاتی در این مورد وجود نداشته است. باید به درون سیکل معیوب ساماندهی کار کودکان، نفوذ و ساختار را از درون اصلاح کرد. به اعتقاد ما باید به میدان آمد تا از درون سیستم، نقش اصلاحی خودمان را ایفا کنیم.

کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل انجمن حامی

بازدید نماینده کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل و نماینده اداره اتباع و امور مهاجرین خارجی از حامی مشهد

مرکز خدمات جامع اجتماعی حامی در مشهد، از سال ۹۵ تاکنون، با همکاری کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد و اداره اتباع و امور مهاجرین خارجی، برنامه های متعددی را برای جامعه پناهندگان ساکن این استان، برگزار نموده است.

بخشی از این فعالیت ها شامل ارایه خدمات مشاوره روانشناختی و حقوقی، توانمندسازی و معیشت، حمایت آموزشی و برگزاری کلاس های سوادآموزی برای زنان و کودکان می باشد.

نماینده محترم کمیساریای عالی پناهندگان، به همراه نماینده دفتر اداره اتباع و امور مهاجرین خارجی، در طی دوران همکاری های مشترک، بازدید هایی از فعالیت های صورت گرفته دارند که در ادامه تصویر بازدید ایشان را از کلاس مهارت های زندگی بانوان پناهنده این استان مشاهده می کنید:

کودکان کار مهاجر انجمن حامی

کودکان مهاجر؛ روایت بیگانه ستیزی، قاچاق و فراموشی ها

فاطمه اشرفی، مدیرعامل انجمن حمایت از زنان و کودکان پناهنده که سال‌ها تجربه فعالیت برای بهبود وضعیت مهاجران و پناهندگان به ایران را دارد، از وضعیت این کودکان که مجبور به کار می‌شوند می‌گوید؛ از رنجی که متحمل می‌شوند و پناهگاهی که ندارند؛ نه از سوی اجتماع و نه از طرف قوانین.

در ادامه گفتگوی خبرنگار خبرآنلاین با مدیرعامل انجمن حامی را بخوانید:

وقتی حرف از کار کودک می‌شود، یکی از اولین گروه‌هایی که به ذهن می‌رسند کودکان مهاجر هستند. کسانی که در کوچه و خیابان، مترو و سر چهارراه‌ها آنها را می‌بینیم و به نظر می‌رسد به دلیل بیگانه بودنشان، در شرایط بدتری نسبت به کودکان کار کشور خودمان قرار دارند. شما که سال‌ها در این زمینه فعالیت کرده‌اید، درباره وضعیت کار کودکان مهاجر و پناهنده توضیح می‌دهید؟

بحث کار کودک را نمی‌توانیم تفکیک کنیم و آن را از نظر ملی، قومی یا زبانی و نژادی تقسیم‌بندی کنیم، این اتفاق برای هر کدام از کودکان با هر ملیتی که باشد ناراحت‌کننده است و باید برای رفع آن بکوشیم؛ اما همانطور که اشاره کردید، بعضی از این کودکان به دلایل مختلف در شرایط بدتری نسبت به دیگر همسالانشان قرار دارند که از بین آنها می‌توان به کودکان کار مهاجر و پناهنده اشاره کرد. بخش قابل توجهی از کودکان کار را جامعه مهاجرین و پناهندگان تشکیل می‌دهند و یکی از دلایلی که آنها در شرایط بدتری قرار دارند این است که از آنجا که با موانع قانونی برای زندگی در کشورمان مواجه هستند و بسیاری از آنها ممکن است اوراق هویتی و اجازه زندگی در ایران نداشته باشند، وقتی در کارگاه‌های کوچک و زیرزمینی مورد انواع خشونت یا تعرض و سوءاستفاده مالی یا جسمی قرار می‌گیرند، از گزارش وضعیتشان به نهادهای قانونی و انتظامی ممانعت می‌کنند تا مورد بازخواست واقع نشوند. از طرف دیگر، نگاه‌های بیگانه‌ستیزی که در بعضی افراد وجود دارد باعث می‌شود این کودکان مورد انواع خشونت‌های کلامی و حتی تحقیرهایی با نگاه و کم‌توجهی و اهانت قرار بگیرند که آنها را سرخورده و ناامید می‌کند.

کودکان کار مهاجر، چه آسیب‌های بیشتری را متحمل می‌شوند؟

کار این کودکان سطوح مختلفی دارد؛ هم بیرون از خانه و هم کارهایی که در خانه ناچارند انجام دهند به صورتی که خیلی از این کودکان در کارگاه‌های خانوادگی کار می‌کنند. این مسائل با کودکان کار ایرانی مشترک است اما یکی از مهمترین پدیده‌هایی که امروز بخصوص در شهرهای بزرگ با آن مواجهیم، کودکانی است که از مرزهای شرقی قاچاق می‌شوند، این بچه‌ها در کودکی مسئولیت و سرپرستی تامین اقتصادی خانواده‌هایشان را برعهده دارند و ممکن است با توجه به فضای نامناسب کشورشان، از طریق روش‌های غیرقانونی وارد ایران شوند، آنها راه‌های سخت و ناهمواری طی می‎‌‎کنند، سوءاستفاده‌های نگران‌کننده‌ای از این بچه‌ها میشود و متاسفانه حتی بعد از رسیدن به ایران، وضعیتشان بهتر نمی‌شود و سوءاستفاده از آنها در ادامه توسط کارفرماها ادامه پیدا می‌کند، متاسفانه می‌بینیم بعضی نهادهای دولتی که متکفل اجرای بخشی از خدمات شهری هستند، خواسته یا ناخواسته در مسیر استثمار این بچه‌ها قرار می‌گیرند.

در این باره مثال می‌زنید؟

سوءاستفاده از این کودکان را می‌توان در مسیر زباله‌گردی و تفکیک زباله دید. وقتی به انتهای این شبکه می‌رسیم می‌بینیم عوامل و کارفرماهایی مسئولیت این کار را به عهده دارند که در شهرداری‌های شهرهای بزرگ جا گرفته‌اند و بدون هر دغدغه‌ای از این بچه‌ها سوءاستفاده می‌کنند، حقوقی به آنها نمی‌پردازند، مواردی گزارش شده که به قطع عضو این کودکان یا ابتلا به بیماری‌های صعب‌العلاج منجر شده.

در سال‌های اخیر وضعیت کودکان مهاجر بهتر شده؟ آنچه از سوی مسئولان گفته می‌شود که این کودکان امکان تحصیل در مدارس را دارند، اجرایی می‌شود یا هنوز هم مشکلاتی وجود دارد؟

بخشی از مشکلات کودکان کار به غفلت‌هایی برمی‌گردد که در سال‌های ۸۳ و ۸۴ وجود داشت و تحصیل کودکان مهاجر در مدارس با مشکلاتی مواجه بود. این مساله باعث شد آنها از چرخه آموزش خارج شوند و به صورت ناگزیر وارد بازار کار شوند. خوشبختانه یکی از جدی‌ترین موانع تحصیل کودکان مهاجر در مدرسه، سال ۹۵ با اصلاحاتی که در قوانین و مقررات اتفاق افتاد و با مصوبه هیات دولت برطرف شد و این کودکان امکان این را پیدا کردند که در مدارس دولتی ثبت‌نام کنند. اما آن محدودیت‌های گذشته که حدود ۱۵ سال وجود داشت، آثار خودش را خواهد داشت که به راحتی و ظرف کوتاه‌مدت نمی‌توانیم این آثار را از بین ببریم و طول می‌کشد که این افراد دوباره سوادآموزی داشته باشند. مهمترین مساله این است که به این کودکان از نظر آموزش و امکانات رفاهی رسیدگی کنیم و آنها را جزو فراموش‌شدگان قرار ندهیم در غیر این صورت باید منتظر آسیب‌های اجتماعی جدی باشیم که چون به آنها وارد شده، ممکن است متعاقبا به جامعه وارد شود. ما در خیلی از مسائل، شکافی را ایجاد کرده‌ایم که باعث شده بسیاری از خانواده‌های مهاجر به دلیل اطمینان از عدم حمایت و حتی برخوردهای خشن به خودشان اجازه نمی‌دهند درخواست کمک داشته باشند. باید جامعه ما با این افراد مهربان‌تر باشد و طبیعتا آنها هم در آینده با جامعه‌ای که به آنها نیکی کرده مهربان خواهند بود.

برای کمتر شدن آسیب‌هایی که در این گفتگو به آنها اشاره کردید، چه کارهایی باید در اولویت قرار بگیرد؟

خوشبختانه می‌بینیم که از سال ۹۲ به بعد، نگاه به آُسیب‌های اجتماعی منطقی‌تر شده، توجه به علت‌ها به جای برخورد با معلول بیشتر شده و اینها اتفاقات خوبی است. در عین حال کارهای زیادی هست که باید انجام شود مانند این که توجه رسانه‌ها بیشتر از گذشته به مبحث کار کودک جلب شود و درباره ممنوعیت کار کودکان زیر ۱۸ سال چه ایرانی، چه افغان و پاکستانی و … اطلاع‌رسانی کنند، مسئولیت اجتماعی و انسانی افراد جامعه را به آنها یادآور شوند تا افراد و بنگاه‌ها خودشان تمایلی در به کار گیری کودکان نداشته باشند. نیاز داریم یک بمباران اطلاعاتی درباره کودکان کار و کار کودک داشته باشیم، در صورت نیاز درباره نهادهای متخلف افشاگری شود، ضعف‌های قانونی در این زمینه نشان داده شود و مسئولان برای برطرف کردن این ضعف‌‌ها وارد کار شوند.

پناهندگان در قم

مرکز خدمات جامع اجتماعی حامی در قم؛ مدرسه تابستانی پناهندگان


مدرسه تابستانی مرکز خدمات جامع اجتماعی حامی در قم از تیرماه آغاز بکار کرد. این مرکز که در طول سال فعالیت هایی همچون خدمات مشاوره ای فردی و گروهی، مشاوره های حقوقی، آموزشهای فوق برنامه برای دانش آموزان، توانمندسازی بانوان و… را با هدف خدمت رسانی به جامعه پناهندگان مهاجر در این استان ارائه می نماید، اکنون با برنامه های متنوعی برای کودکان، نوجوانان و زنان پناهنده، میزبان آنان در روزهای گرم تابستان است. از جمله برنامه های مدرسه تابستانی می توان به برگزاری کلاس تفکر و خلاقیت، کلاس آموزش نقاشی و کلاس آموزش زبان انگلیسی برای کودکان و نوجوانان پناهنده اشاره نمود.

علاوه بر این، برای زنان و بانوان نیز دوره های آموزشی مفیدی طراحی گردیده است که از جمله آن می توان به دوره های آشنایی با بیماری های زنان و راههای پیشگیری از آن ها، مشاوره های گروهی با محوریت موضوعاتی همچون مدیریت عاطفی روابط زوجین و … اشاره نمود. در این رهگذار، حامی قم برای جوانان پناهنده نیز برنامه های آموزش مهارتهای پیش از ازدواج و آشنایی با مسایل حقوقی دوران عقد و نامزدی و دوره های آموزش تدوین فیلم و مستندسازی را برگزار می نماید.

حامی قم در طول سالهای فعالیت خود در مرکز خدمات جامع اجتماعی و در میان جامعه محلی پناهندگان، محبوبیت بسیاری را در میان این گروه هدف بدست آورده است و همراهی جامعه پناهندگان با این مرکز، از سرمایه های اجتماعی انجمن حامی می باشد و خرسندیم که در طول این سال ها توانسته ایم با ارائه خدمات مورد نیاز به پناهندگان شهر قم و محله های اطراف آن، اعتماد مخاطبان خود را بدست آوریم.

اگر شما نیز پناهنده و ساکن شهر قم هستید، این برنامه ها را از دست ندهید و جهت شرکت در آن و کسب اطلاعات بیشتر با شماره ۳۷۷۴۰۲۵۵-۰۲۵ تماس حاصل نمایید. به امید دیدار

 

فاطمه اشرفی روزنامه اعتماد

گزارش «اعتماد» از طرح جمع‌آوری کودکان کار و مرکز ساماندهی یاسر


میروِیس فرزند مریم

«طرفدار پرسپولیسم…خانم یک کاری کنین بذارن برم، خیلی دلم تنگ شده.» سعید عشقش به فوتبال و دلتنگی‌اش برای خانه را در یک جمله کنار هم می‌‌گذارد. ۹ ماه پیش همه راه میان هرات تا تهران را آمده تا یک روز، حوالی یک ماه پیش، دور میدان ونک ماموران بهزیستی آمده‌اند سراغش. تختش را در اتاق شماره ۲ مرکز پذیرش و ساماندهی کودکان خیابانی یاسر نشان می‌دهد: «اینجا می‌خوابم. خانم این‌بار برگردم افغانستان درس می‌خونم. یک کاری کنین بذارن برم.» سعید ۱۳ ساله، بزرگ‌ترین فرزند یک خانواده افغان، یکی از ۲۵ کودک افغانستانی است که در این مرکز سکونت داده شده‌اند. سعید یکی از بسیار کودکانی است که در آخرین نمونه از سلسله طرح‌های جمع‌آوری کودکان کار و خیابان، سر از مراکز بهزیستی درآورده است. سعید بی‌آنکه سوالی از او بشود قول می‌دهد اگر بگذارند برود، برمی‌گردد افغانستان و فوتبالیست می‌شود.

اول تیرماه امسال، داریوش بیات‌نژاد، مدیر کل بهزیستی استان تهران در رابطه با طرح ساماندهی کودکان کار و خیابان گفت: «ساماندهی کودکان کار و خیابان آیین‌نامه‌ای دارد که در آن بسیاری از سازمان‌ها، نهادها و دستگاه‌ها عضو هستند. هر یک متناسب با وظیفه‌ای که در آن آیین‌نامه دارند، باید نقشی را ایفا کنند. طی جلساتی که در هفته‌های گذشته در بهزیستی کشور، استانداری و وزارت کشور تشکیل شد، قرار بر این شد اجرای طرح آغاز شود و در تاریخ ۲۲ خرداد ماه ۹۸ این کار طی قرارداد تفاهمنامه‌ای که فرمانداری شهر تهران با کلینیک مددکاری آوای باران و انجمن حمایت از زنان و کودکان پناهنده منعقد کرد، آغاز و بنا شد؛ این دو موسسه متولی آن باشند. بیش از ۳۰ دستگاه خودرو در دو شیفت مشغول به فعالیت هستند و حدود بیست نفر کارشناس گشت در این حوزه فعال هستند. ساعت کار گشت‌ها از ساعت ۸ تا ۲۲ است.» تفاوت طرح امسال این بود که در میان همکاران طرح نام یکی از نهادهای مدنی فعال در حوزه پناهندگان هم به چشم می‌خورد.

«من همیشه معتقد بودم دولت تا برنامه صفر تا صدی نداشته باشد نباید به این موضوع ورود کند اما حالا با بازار کاری روبه‌رو هستیم که دارد پدیده قاچاق کودکان را دامن می‌زند. باید برای مساله کودک کار فکری کنیم، باید دور هم بنشینیم و ببینیم چه باید کرد که لااقل جلوی قاچاق کودکان را بگیریم.» فاطمه اشرفی، مدیر انجمن حمایت از کودکان و زنان پناهنده (حامی) از معدود فعالان مدنی است که در طرح جمع‌آوری کودکان کار با استانداری و بهزیستی همراهی می‌کند. اشرفی می‌گوید که برای نخستین‌بار شاید فرصتی فراهم آمده باشد که بتوان آمار و تحلیلی از نحوه ورود کودکان به ایران و پیوستن‌شان به شبکه کار در خیابان به دست آورد و برای همین نمی‌تواند این طرح را سراسر به باد انتقاد و گرفت: «اولین‌بار در طول همه این سال‌ها، توانستیم دولت را متقاعد کنیم که به موضوع مساله‌محور نگاه کند. به دولت گفته‌ایم قرار نیست این بچه‌ها را جارو کنید و بیرون بریزید، باید ببینید اینها کی هستند و چگونه به درون کشور قاچاق می‌شوند. حالا در این پروسه توانسته‌ایم یک چشم‌اندازی به دست بیاوریم، چه این طرح موفق باشد چه نباشد. » آماری که اشرفی می‌گوید ۳ درصد پاکستانی و زیر ۸ درصد ایرانی بوده‌اند و باقی کودکان افغان هستند و برای همین اشرفی معتقد است که مساله کودکان کار دارد به سمت کودکان خارجی با تمرکز بر کودکان افغانستان تغییر پیدا می‌کند و برای همین نمی‌توان چشم روی این پدیده بست. راهکار دولت برای چشم نبستن روی این پدیده سال‌هاست که با نام طرح جمع‌آوری کودکان کار شناخته می‌شود. بزرگ‌ترین انتقاد نهادهای مدنی و فعالان حقوق کودک به این طرح این است که هر چند وقت یک بار نمایشی از اقتدار در خیابان‌ها و علیه بچه‌ها به اجرا درمی‌آید و باز به حال خود رها می‌شوند.

گفت بیا کفشم را واکس بزن

اشکان یک سال در افغانستان کلاس اولی بوده و یک سال در ایران. اسم پسرعموی اشکان، میرویس است، با هم می‌رفتند پارک و سرسره‌بازی می‌کردند. اشکان یک ماه است که میرویس را ندیده: «چون ضایعات جمع می‌کرد الان بهزیستی است.» دنیای پسربچه ۹ ساله دارد در خانه‌ای کوچک با دیوارهای سیمانی در محله محمودآباد حاشیه تهران شکل می‌گیرد. اشکان کلاس اول را تمام کرده و می‌تواند اسمش را بنویسد، بیرون از مدرسه هم چیزهای دیگری آموخته، کلمات بهزیستی و ضایعات و کوره را خوب بلد است. معلم‌شان می‌گوید بروند «دکتری» کنند اما اشکان نه دکتری دوست دارد نه مهندسی، نه خلبانی و نه معلمی، از حالا تصمیم گرفته خیلی درس بخواند: ‌«بزرگ که شدم آجرپزی می‌کنم. اینجا کوره زیاده.» پدر اشکان، عموی میرویس کاغذهای توی دستش را نشان می‌دهد: «استشهادیه اهالی و موی سفیدان قریه رباط ترک و یعقوبی ولسوالی غوریان- ولایت هرات- افغانستان» نامه جمعی از اهالی چند روستاست که شهادت داده‌اند، مریم مادر میرویس نمی‌تواند برای پس گرفتن فرزندش اقدام کند و آنها به عموی او وکالت می‌دهند که فرزند ۱۰ ساله مریم را او به افغانستان برگرداند. ۲۵ نفر از این کودکانی که پدرها و مادرهای‌شان در آن سمت مرز در تلاش‌اند تا راهی برای بازگرداندن‌شان پیدا کنند در حال حاضر در مرکز یاسر نگهداری می‌شوند و در روزهایی که سرپرستان قانونی‌شان باید به فکر وکالتنامه و استشهادیه و جمع و جور کردن مدارک باشند، در کنار هم و در کنار باقی بچه‌های مرکز روزهای‌شان را در اتاق‌های خواب و بازی و غذاخوری می‌گذرانند. آنهایی که جلو می‌آیند و حرف می‌زنند، خاطره‌شان را از «آن روز» تعریف می‌کنند. آن روز یعنی همان روزی که در خیابان انقلاب یا توحید یا ونک سوار ماشین بهزیستی شده‌اند، گاهی با زبان خوش، گاهی با گریه و گاهی با کتک.

معین سر چهارراه ولیعصر و در حال پاک کردن شیشه ماشین‌ها گرفتار شده: «گفتند بیا بریم بهزیستی، من داد زدم گفتم نمیام، اما دو نفر دستم را گرفتند و بردند. من نمی‌خواستم بیام، الان هم نمی‌خوام اینجا باشم.» معین با برادر و پدرش زندگی می‌کند. پدرش در این یک ماه یک بار به دیدن پسرش آمده و گفته باید برود سفارتخانه و بعد سراغش بیاید. معین می‌گوید دلش می‌خواهد برود بیرون و دوباره کار کند: «اینجا نمی‌گذارن آدم بره بیرون.»

نقی ۷ ساله را همان روز اولی که پا به خیابان گذاشته بود گرفتند، در خیابان توحید: «داشتیم ناهار می‌خوردیم. با داداشم اومده بودم. خاله! آمپول می‌زنن بعد یک چیزی می‌ریزن روی خون.» از ماجرایی که نقی ۷ ساله با هیجان تعریف می‌کند این بخش آزمایش سلامت بیشتر از همه در ذهنش مانده. برای بشیر، پسرخاله‌ نقی بخش پررنگ آن روز وقتی بوده که به ماموران بهزیستی گفته نمی‌خواهد همراه‌شان برود: «توی مترو دستمال می‌فروختم. بعد آمدیم بیرون که غذا بخوریم. بهم گفتند چی می‌فروشی؟ گفتم هیچی. بعد کوله‌ام رو باز کردند و دستمال‌ها رو دیدند. گفتند چرا دروغ می‌گی؟ گفتم برای اینکه من رو نبرین.»

نصیر را میدان ونک گرفتند، در حال واکس زدن. ۶ ماه کارش همین بوده، از همان زمانی که پایش به تهران رسید. به نصیر راستش را نگفته‌اند: «یکی آمد گفت بیا برویم توی ماشین کفش دارم برام واکس بزن. یک ماشین سفید بود، بعد که سوار شدم گفتن می‌ریم بهزیستی.» نصیر هنوز دلخور است، انگار سرش کلاه رفته باشد. نصیر که پشت وانت و قاچاقی از مرز گذشته و می‌گوید خودش تصمیم گرفته که بیاید حالا دلش می‌خواهد برگردد افغانستان.

اشرفی در میان صحبت‌هایش تایید کرد که هنوز هم برخوردهای اشتباه فراوانی در جمع‌آوری کودکان کار صورت می‌گیرد. گاهی بچه‌ها را با فریب به ماشین می‌کشند و گاهی با خشونت: «میزان خشونت‌ها کم شده، اما هست ما هم شواهدی داریم از موارد نگران‌کننده‌ای که به خود استاندار منتقل کردیم اما در سطوح بالادستی بالاخره نگاه‌های مثبتی هست که باید به آن توجه کنیم. وقتی بچه‌ها از خیابان جمع می‌شوند صدای همه بلند می‌شود اما وقتی از کله صبح تا آخر شب دارند کار می‌کنند چرا صدای‌ هیچ‌ کدام‌مان درنمی‌آید؟ چرا وقتی خشونت‌های جنسی حتی در طول روز و در خیابان به سر این بچه‌ها می‌آید، صدای‌مان درنمی‌آید؟»

«شهادت می‌دهیم بر اینکه مسمات مریم که مادر میرویس ولد غلام ولدیت فرهاد است و میرویس نام فعلا در کشور جمهوری اسلامی ایران است و نیروهای بهزیستی ایران موصوف را از تهران گرفته‌اند.» پدر اشکان، عموی میرویس نامه و استشهاد و اثر انگشت‌ها را نشان می‌دهد. او بود که میرویس را همراه خودش به تهران آورد، او بود که او را برای جمع‌آوری ضایعات و دستفروشی به خیابان‌ها برد و حالا هم اوست که باید ثابت کند پسری که در خیابان انقلاب سوار ماشین بهزیستی کرده‌اند، برادرزاده اوست و مادرش، مریم بی‌تابی می‌کند که برگردد.

کودکان کار حامی

کودکانی که برای کار در خیابان های ایران قاچاق می شوند

فاطمه اشرفی؛ مدیرعامل انجمن حمایت از کودکان و زنان پناهنده (حامی) از قاچاق کودکان به ایران برای کار در خیابان خبر داد.

فاطمه اشرفی؛ مدیرعامل انجمن حمایت از کودکان و زنان پناهنده (حامی) از قاچاق کودکان به ایران برای کار در خیابان ها خبر داد. او می‌گوید: این کودکان از مرز قندهار ابتدا به پاکستان و بعد به ایران می‌آیند، حتی تصور اینکه در این مسیر چه بر سر این کودکان می‌آید تا به اینجا برسند باورپذیر نیست.

بچه‌هایی که خانواده ندارند و بیشتر به همراه فامیل و برادر برای کار به ایران می‌آیند تا درآمد روزانه‌شان را که بین ۳۰ تا ۵۰ هزار تومان متغیر است، برای خانواده‌هایشان در افغانستان بفرستند. آن‌ها در خوابگاه‌های گاراژ‌ها کنار مردان جوان می‌خوابند و ممکن است مورد سو‌ءاستفاده نیز قرار بگیرند.

قاچاق کودکان به ایران برای کار چند سالی است که اتفاق می‌افتد و تمام فعالان مدنی حوزه کودک روی این مسئله اتفاق نظر دارند، اما هیچ‌وقت به این شدت شاهد آن نبوده‌ایم. به نظر می‌رسد یک لاینی برای کار کودکان خارجی در ایران راه افتاده که باید آن را مورد نظر قرار داد. آمار این کودکان نسبت به سال ۹۷ به‌شدت افزایش پیدا کرده است.

سال ۹۷ به دلیل برخی مسائل اقتصادی یک دوره توقف مهاجرت از افغانستان به ایران اتفاق افتاد، ولی دقیقا از شش ماه گذشته این موج به‌شدت افزایش پیدا کرده و در کنار این مهاجرت ما کودکان تنهایی داریم که به صورت قاچاق وارد ایران می‌شوند که ما در همین جامعه آماری که شناسایی کردیم متوجه شدیم ۳۵ درصد این کودکان بدون خانواده‌اند، قاچاق‌اند و از ولایات هرات و بدخشان و بامیان به ایران آمده‌اند.

منبع: روزنامه شرق، ٣٠ تیر ٩٨