پناهندگان در ایران حامی

سیاست مهاجرپذیری؛ مبتنی بر حسن برادری اسلامی؛ گفت و گویی با فاطمه اشرفی، مدیر انجمن حامی پیرامون وضعیت پناهندگان در ایران

گروه جامعه ــ مسئول انجمن حمایت از زنان و کودکان پناهنده عملکرد ایران را در رفتار با مهاجران غیر قابل مقایسه با سایر کشورها بیان کرد و گفت: تاکنون سیاستهای ایران در مهاجرپذیری مبتنی بر حسن برادری اسلامی و با رویکرد اخلاقی بوده است.

فاطمه اشرفی، مسئول انجمن حمایت از زنان و کودکان پناهنده، در گفت‌وگو ایکنا؛ با اشاره به اینکه امروز ۲۰ ژوئن روز جهانی پناهندگان است، در خصوص جایگاه ایران در مهاجرپذیری، گفت: تا قبل از بحران سوریه، ایران بعد از پاکستان دومین کشور پناهنده‌پذیر در جهان بود، اما با توجه به تغییرات منطقه‌ای و سیاسی و جنگها، اکنون رتبه چهارم جهان را از نظر تعداد رسمی پناهندگان داریم؛ ولی اگر جمعیت غیررسمی مهاجر را در نظر بگیریم شاید همچنان در رده‌ اول باشیم.

وی در پاسخ به این سؤال که آیا سیاست ایران مهاجرپذیری است یا اینکه با توجه به شرایط منطقه مجبور است اجازه ورود به مهاجران را بدهد، گفت: سیاستهای کشورهای اروپایی و توسعه یافته مبتنی بر منطق سرمایهداری و در راستای برنامه اشتغالی آنهاست. ریشههای پناهندهپذیری در کشورهای توسعه‌یافته به بعد از دهه ۱۹۳۰ و پس از بحران اقتصادی اروپا و آمریکا بازمی‌گردد که ضرورت جذب نیروهای جدید در این کشورها احساس شد و این سیاست بعد از جنگهای جهانی اول و دوم تشدید شد.

این فعال اجتماعی به قوانین دقیق و چارچوبی که این کشورها در حال حاضر برای پذیرش مهاجران در نظر گرفته‌اند اشاره کرد و گفت: بسیاری از مواقع شاهد هستیم اولویتهای حقوق بشری تحت‌الشعاع منافع و مصالح این کشورها قرار می‌گیرد. اکنون سیاستها و کنترلها به شدت افزایش یافته و آماری که این کشورها رسماً به عنوان پناهنده می‌پذیرند طبق استانداردهای اجتماعی‌شان است. حتی مسائل حقوق بشری به اولویت دسته چندمی آنها تبدیل شده و امنیت سرزمینی برای آنها به اولویتی جدی تبدیل شده است.

اشرفی در خصوص سیاست و اصول مهاجرپذیری در ایران گفت: پس از پیروزی انقلاب و همزمان با تحولات داخلی افغانستان و اشغال این کشور از سوی نیروهای اتحاد جماهیر شوروی، جمعیت قابل توجهی از مردم افغانستان به ایران و پاکستان مهاجرت کردند و با وجود تمام محدودیتهای سیاسی، بین‌المللی، اقتصادی و شرایط جنگ تحمیلی، ایران مرزهای خود را باز کرد و اجازه ورود میلیونی مهاجران از افغانستان و بعدها از عراق را داد. 

پاکستان ۱۰ تا ۱۵ برابر ایران کمک بین‌المللی دریافت می‌کند

وی ادامه داد: سیاستهای ایران در مهاجرپذیری تاکنون مبتنی بر حسن برادری اسلامی و با رویکرد اخلاقی بوده است. البته سهم مشارکت بین‌المللی برای اداره این جمعیت پناهنده و مهاجر در مقایسه با کمکی که به سایر کشورها می‌شود گاهی حتی به صفر می‌رسد. حتی زمانی که شرایط جهانی تا این حد وخیم نبود و پاکستان و ایران اولین و دومین کشور پناهنده‌پذیر بودند، سهم پاکستان از کمکهای بین‌المللی قابل مقایسه با ایران نبود و پاکستان ۱۰ تا ۱۵ برابر بیش از ایران از کمکهای بین‌المللی برای پناهنده‌پذیری بهره‌مند می‌شد و این روند همچنان ادامه دارد.

اشرفی تصریح کرد: در مقایسه با هزینه‌هایی که برای پناهندگان در ایران انجام می‌شود، کمکهای جهانی قابل ملاحظه نیست. اگر فقط زینه تحصیل ۴۷۳ هزار دانش‌آموز افغانستانی و عراقی را در یک سال تحصیلی با سرانه تحصیل هر کودک ۵۰۰ دلار محاسبه کنیم، هزینه‌ای بیش از ۲۳۰ میلیون دلار در یک سال به هزینه‌های آموزشی ما تحمیل می‌شود، در حالی که سهم منابع بین‌المللی در این مسئله حدود پنج میلیون دلار است.

وی در پاسخ به این سؤال که مسائل سیاسی و تحریمها دلیل کمکهای کم بین‌المللی است؟ گفت: از ابتدای انقلاب تاکنون تحت فشارهای سیاسی بوده‌ایم و این فشارها ادامه دارد و حجم کمکهای بین‌المللی در مقایسه با میزان پناهندگان بسیار کاهش یافته است.

مسئول انجمن حمایت از زنان و کودکان پناهنده در خصوص جمعیت حقیقی پناهندگان ایران گفت: اکنون جمعیت رسمی پناهندگان در ایران ۹۷۹ هزار و ۴۱۰ هزار نفر است. این افراد در کنار یک و نیم میلیون نفر افرادی هستند که با پاسپورت در ایران زندگی می‌کنند و جمعیتی در همین حدود نیز بدون هیچ گونه مدرکی در ایران پناهنده‌اند که تأمین خدمات اجتماعی برای این جمعیت برعهده دولت است.

چگونگی وضعیت مهاجران در ایران

وی درباره وضعیت مهاجران به ایران در مقایسه با مهاجران سایر کشورها، گفت: این مسئله نسبی است و هیچ گاه نمی‌توانیم به صورت مطلق از خوب یا بد بودن صحبت کنیم و ایران را از نظر تعداد مهاجران، درآمد و سرانه تولید داخلی و حتی مسائل و مشکلات سیاسی و اجتماعی با سایر کشورها مقایسه کنیم.

اشرفی ادامه داد: کشورهای توسعه‌یافته از جمعیت کم و سرانه درآمد بسیار بالا برخوردارند و میزان جذب سالیانه مهاجران آنها دو یا سه رقمی است. از سوی دیگر اگر مهاجرانی بخواهند غیرقانونی وارد این کشورها شوند، سالها در کمپهای پناهندگان نگهداری می‌شوند و بعد از گذشتن از فیلترهای مختلف، احتمال پذیرفته شدن آنها ۵۰ درصد است و اگر ورود فرد به کشور مقصد رد شود، فرد پناهنده را به راحتی به کشور خودش بازمی‌گردانند، در حالی که این رفتار با عملکرد ایران قابل مقایسه نیست.

وی با اشاره به اینکه اکنون ایران دچار مشکلات اقتصادی شدید و مشکلات اجتماعی ناشی از فقر است و با چالشهای مختلفی از قبیل دسترسی کودکان به تحصیل، افزایش نرخ طلاق، کاهش نرخ ازدواج و …  نیز مواجه است، اظهار کرد: در این شرایط نمی‌توانیم انتظار داشته باشیم که دولت از سهم محدود خود توزیع مناسب و بهینه‌ای را به مهاجران، به خصوص افرادی که به صورت غیرقانونی در ایران حضور دارند، اختصاص دهد.

منبع: خبرگزاری ایکنا

روز جهانی پناهنده حامی

۲۰ ژوئن؛ روزی برای همدلی جهان با پناهندگان

مطابق پروتکل سال ۱۹۶۷ کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان، پناهجو کسی است که برای فرار یا ترس از آزار و اذیت نژادی، مذهبی، قومی و ملّیتی یا برای عضویت در یک گروه اجتماعی خاص یا داشتن عقاید سیاسی اقلیتی، توانایی به‌دست آوردن پناهگاهی امن در کشور خود را ندارد یا کسی که دارای تابعیت و ملّیت ویژه‌ای نیست و در بیرون از کشوری که قبلا در آن بوده به‌سر می‌برد و به‌دلیل ترس از جان، ترجیح می‌دهد به کشوری که سابقا در آن به‌سر می‌برده، بازنگردد.

۲۰ ژوئن، روز جهانی پناهنده، روزی است که کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد تلاش می‌کند به جهانیان یادآوری کند میلیون‌ها انسان پناهنده مجبور به ترک خانه خود شده‌اند و با مسائل متعددی درگیر هستند که با عزم همگانی بین المللی، باید آن ها را مرتفع نمود.

در حال حاضر بیش از ۷۰ میلیون پناهنده در سراسر جهان وجود دارد که مجبور به ترک وطن خود و زندگی در تبعید شده اند. همچنین در هر دقیقه ۲۵ نفر در جهان مجبور به فرار می‌شوند که به‌عبارت دیگر می‌شود ۳۷۰۰۰ فرار اجباری در روز؛ یعنی ۳۷ هزار نفر آواره و پناهنده. کمیساریای سازمان ملل در امور پناهندگان اعلام نموده است که تا پایان سال ۲۰۱۸ میلادی، بیش از ۷۰ میلیون نفر در جهان مجبور به ترک خانه خود شدند

مطابق آخرین آمار کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان، ترکیه، پاکستان، اوگاندا، سودان، آلمان و ایران به ترتیب، بزرگترین کشورهای میزبان جمعیت پناهندگان هستند.

ایران در طول این سالها تلاش کرده است تا با تسهیل در شرایط زندگی پناهندگان، میزبان خوبی برای آنها باشد. ارائه خدمات آموزشی به کودکان پناهنده یکی از این تلاشها می باشد

ایران در سال های متمادی میزبان جمعیت کثیری از پناهندگان از کشورهای افغانستان، عراق و پاکستان بوده است.

سیل ایران انجمن حامی

رسم همدلی؛ گزارشی از فعالیت انجمن حامی در مناطق سیل زده

کشورمان ایران، با حوادث ناگواری به استقبال سال ۱۳۹۸ رفت. سیلی که از شمال کشور شروع شد و نواحی و غربی و مرکزی کشور را درگیر خود نمود، متاسفانه نوروز امسال را به کام هموطنان تلخ کرد. استانهای گلستان، شیراز، لرستان، کرمانشاه، جزو استان هایی بودند که بیشترین خسارت ها را متحمل شدند. سیل علاوه بر خسارت های جانی و مالی، خسارت های روانی اجتماعی خود را برای تمام مردم درگیر در آن، بازماندگان افراد فوت شده و سایر انسان ها به همراه داشت. از همان ایام ابتدایی، تمام ملت ایران دست به دست هم دادند تا به سهم خود، باری از رنج پیش روی سیل زدگان بردارند. امدادهای نقدی جمع آوری شده توسط جمعیت هلال احمر، اعزام گروه های پاکسازی به این مناطق، توزیع اقلام غذایی، بهداشتی و … بخشی از همدلی مردم شریف با حادثه دیدگان بود.

نمایی از
مدرسه ای در لرستان که سیل آن را محاصره نمود

انجمن حامی؛ حمایت از زنان و کودکان پناهنده، با تجربه بیش از دو دهه فعالیت در حوزه امدادرسانی و توانمندسازی به جمعیت های آواره و جابجا شده و پناهنده در ایران و سایر کشورهای منطقه، این بار نیز وظیفه ی خود دانست تا به یاری هموطنان مناطق سیل زده بشتابد. در این مسیر، که با همت و همراهی مادی و معنوی خیرین انسان دوست همراه بود، حامی به تهیه و توزیع پوشاک مدرسه برای دانش آموزان سیل زده استان لرستان اقدام نمود.

در این فعالیت، انجمن حامی درراستای حمایت از دانش آموزان مناطق سیل زده استان لرستان، با همکاری بانوان مهاجر و پناهنده مراکز خدمات اجتماعی خود در استان های قم و مشهد، اقدام به تولید مانتو، شلوار و مقنعه برای دانش آموز استان لرستان نمود. در طی این اقدام، بیش از ۲۰۰ دست لباس فرم دانش آموزی تهیه شد و در ساک های دستی انجمن حامی، برای توزیع به استان لرستان فرستاده شد. همچنین در این بسته های اهدایی، لوازم التحریر مورد نیاز دانش آموزان نیز وجود داشت تا وضعیت فعلی، نتواند مانعی بر سر راه تحصیل دانش آموزان ایجاد کند.

بانوان مهاجر و پناهنده مراکز خدمات اجتماعی انجمن حامی، در حال دوخت لباسهای فرم

کارگاههای خیاطی مراکز خدمات جامع اجتماعی حامی پیش از این نیز به تولید و توزیع البسه و ساک های دستی دوست دار محیط زیست اقدام نموده بودند و محصولات آنان مورد استقبال فعالان اجتماعی، نهادهای دولتی و غیردولتی و سایر خریداران محصولات قرار گرفته بود.

در ساک های تهیه شده، علاوه بر فرم مدرسه تهیه شده، نوشت افزارهایی برای حمایت آموزشی از دانش آموزان در اختیار قرار داده شده است.

اکنون خوشحالیم که در این نوبت، توانستیم از ظرفیت مهارت بانوان مهاجر و پناهنده سخت کوش شاغل در مراکز حامی، در راه یاری به سیل زدگان کمک بگیریم و بار دیگر درس محبت و همدلی را به جهانیان بیاموزیم و این مهم را یادآور شویم که انسانیت، حد و مرزی نمی شناسد و به قول شاعر شیرین سخن که آوازه و آموزه اش در سازمان ملل نیز به یادگار مانده است: چو عضوی به دردآورد روزگار، دگر عضو ها را نماند قرار.

با سپاس از تمامی خیرین عزیز و محترم و همچنین زنان مهاجر و پناهنده ی مراکز خدمات جامع اجتماعی حامی و تمام همکارانی که ما را کمک نمودند تا رسالت انسانی و اجتماعی خود را به انجام برسانیم و باشد که خورشید فعالیت های حامی، سهمی در آغاز روشنی فرداها داشته باشد.

منع کار کودک انجمن حامی

کار کودک، مانع تحقق رویاهای کودکانه

۱۲ ژوئن؛ روز جهانی منع کار کودک است. سازمان بین‌المللی کار و سازمان ملل متحد، از سال ۲۰۰۲ بر گستره جهانی کار کودک و اقدامات و تلاش‌های مورد نیاز برای محو آن تمرکز کردند.

بر همین اساس روز ۱۲ ژوئن از همان سال به عنوان روز جهانی مقابله با کار کودک اعلام شد که مستلزم همکاری دولت‌ها، کارفرمایان و سازمان‌های کار، جامعه مدنی و میلیون‌ها انسان از سراسر جهان است تا بتوان اقدام مؤثری را برای کمک به کارگران کودک انتظار داشت.

” کار کودک” به معنای کاری است که برای کودکان در گروه‌های سنی معین ممنوع است. کاری است که توسط کودکان، زیر حداقل سن قانونی معین برای آن کار انجام گیرد و یا به دلیل ماهیت یا شرایط خاص، آن کار برای کودکان غیرقابل پذیرش و ممنوع است.

امروزه در سراسر جهان، میلیون ها کودک کار شناسایی شده‌اند که بسیاری از آنها به کار تمام‌ وقت اشتغال دارند. شعار امسال ۲۰۱۹ این روز جهانی بدین شرح است: “کودکان نباید به کار در مزارع مشغول شوند؛ باید به رویاهایشان بپردازند.

حاشیه نشینی در ایران

حاشیه‌نشینی و معضلات ناتمام در سایه فقدان سیاستگذاری مناسب

متن ذیل یادداشتی از فاطمه اشرفی، مدیرعامل انجمن حامی(حمایت از زنان و کودکان پناهنده)، منتشر شده در روزنامه ایران می باشد که به حاشیه نشینی و آسیب های اجتماعی ناشی از آن ذیل عدم سیاستگذاری مناسب اشاره می نماید.

فقدان برنامه و رویکرد میان مدت و بلند مدت دولت ها برای کاستن از حجم حاشیه نشینی به دلیل نبود شناخت مناسب از موضوع در کنار ارائه برنامه های کوتاه مدتی که صرفا برای پیشبرد اهداف سیاسی به عنوان مسکن به جامعه القا شد، تنها ریشه‌ها و پایداری حاشیه‌نشینی را تقویت کرد به گونه‌ای که امروز موضوع «حاشیه‌نشینی» به یک برچسب مثبت برای حاشیه‌نشینان تبدیل شده است و عرصه‌ای برای رقابت بخش‌های دولتی؛ عمومی و سازمان‌های خیریه که حمایت‌های کوتاه مدت و غیرهدفمند خود را به گروه‌های ساکن ارائه کنند و نتیجه آن شده است که زمین‌ها و سکونتگاه‌های واقع در مناطق حاشیه‌ای از آنچنان اعتبار و اهمیتی برخوردار شوند که ساکنان حتی در صورت تخصیص سکونتگاه‌های خارج از بافت، علاقه‌ای به ترک محل نداشته باشند. چرا که عملاً نه تنها هیچگونه محدودیتی برای انجام هر اقدام و فعالیتی در این مناطق وجود ندارد بلکه در مقابل هر روز و هفته گروه‌های مختلفی از اشخاص حقیقی، سازمان‌های خیریه و مردم‌نهاد و نیز دستگاه‌های عمومی به اندازه کافی خدمات مختلف حمایتی، آموزشی، بهداشتی و… را به صورت داوطلبانه در این مناطق توزیع می‌کنند. (سکونتگاه‌های غیررسمی حوالی کوره‌های محمودآباد که در سال‌های اخیر بشدت رشد کمی و جغرافیایی کرده است نمونه‌ای از تلاش‌های بی‌پایان گروه‌های دانشجویی، جهادی، غیردولتی، خیرین و حتی سازمان‌های عمومی همچون شهرداری است که با هدف کاهش فقر ساکنان وارد شده اما به‌دلیل عدم برنامه آینده‌نگر و منسجم، عملاً به تثبیت و پایداری این مناطق کمک کرده‌اند.)اصولاً پدیده حاشیه‌نشینی با عدم دسترسی‌ها و محرومیت‌ها اعم از خودساخته یا اجباری پیوند دارند که به‌دلیل فقدان برنامه‌های جامع و مانع برای رفع این پدیده و حتی جلوگیری از تزاید آنان، عملاً این پدیده را وارد چرخه بی‌انتهایی کرده است که نه تنها فقر اقتصادی را تشدید کرده بلکه ابعاد دیگری از فقر اجتماعی، هویتی و فرهنگی را نیز دامن زده است. چرا که اصولاً «طرد شدگی» از جمله ملزومات ساکنان این جوامع هستند، که می‌تواند بدون هر گونه محدودیتی، گروه‌های اقلیتی اجتماعی و اقتصادی طرد شده در سایر محیط‌های اجتماعی را در کنار هم گرد آورد. عدم تفکیک اجتماعی در میان جوامعی که بدون هر گونه ساخت مشخصی در کنار هم زندگی می‌کنند، بستر مناسبی برای انتقال یا تقلید خرده فرهنگ‌های هر گروه در میان دیگری است. به عبارت دیگر تنها سرمایه اجتماعی این گروه‌ها که همان خرده فرهنگ‌های رایج است، بدون هر گونه محدودیتی میان سایرین توزیع و بعضاً به فرهنگ غالب تبدیل می‌شود که با توجه به نرخ بالای فرزند‌آوری و سطح دسترسی‌های فراوان گروه‌ها با یکدیگر، انتقال نسلی ارزش‌ها و خرده فرهنگ‌های حاکم هم بسرعت انجام و تثبیت می‌شود و به عبارت دیگر عملاً در مسیر زمان چرخه حاشیه‌نشینی نه تنها قطع و کوتاه نشده است بلکه عملاً با بازتولید و گسترش آن روبه‌رو هستیم.نکته دیگر اینکه مهاجرت از جمله شاخص‌های غیر قابل انکار پدیده حاشیه‌نشینی است. مهاجرت از روستا به شهر یا شهرهای کوچک به بزرگ و حتی در سال‌های اخیر به‌دلیل چالش‌های اقتصادی در کشور، مهاجرت دهک‌های میانی از درون شهرهای بزرگ به مناطق حاشیه که زندگی گریز‌ناپذیر گروه‌هایی از جوامع شهری را به خود اختصاص داده است. در این میان گروه‌های انسانی دیگری که این روزها مشتریان پرو پاقرص مناطق حاشیه‌ای هستند را مهاجرین خارجی با اکثریت مهاجرین افغان تشکیل می‌دهند. مهاجرینی که غالباً به‌دلیل ورود و اقامت غیرقانونی در کشور و نداشتن مدارک قانونی، امکان دسترسی آسان به خدمات حمایتی، ادغام اجتماعی آسان‌تر در میان جوامع پایین دست از جامعه میزبان، فقدان  حوزه‌های نظارتی و….. محیط‌های جغرافیایی حاشیه را بر سایر مناطق ترجیح می‌دهند. (در نتیجه فقدان سیاست مهاجر‌پذیری در کشور و در غیبت و اقدام دستگاه‌های نظارتی در کشور، شاهد تخلیه بسیاری از روستاهای پیرامون شهرهای بزرگ از روستاییان ایرانی و جایگزینی آنها با اتباع خارجی هستیم و از سوی دیگر جاری شدن و نهادینه شدن خرده فرهنگ‌های   سنتی و خاص آنها در میان گروه‌های فرودستی است که به‌دلیل فقدان انسجام هویتی و اجتماعی مناسب بشدت در معرض انتقال ارزش‌ها هستند. کودک همسری، ازدواج‌های اجباری، نرخ بالای زاد و ولد، خشونت‌های خانگی،